این مقال، شرحى است بر مناجات ذاکرین امام سجاد علیه السلام. در یکى از فرازهاى این دعا، امام علیه السلام به طلب آرامش و سکونت دل با یاد خدا اشاره دارند؛ زیرا اضطراب، نگرانى و دلواپسى لازمه زندگى دنیایى است. یاد خدا، بالاترین لذایذ است. وقتى انسان به عمق این لذت پى مى برد، از اشتغال به لذایذ گذراى دنیایى به درگاه خدا دل به شکوه گشوده، استغفار مى کند.
از سوى دیگر، یاد خدا دوطرفه است، این گونه نیست که فقط ما باید به یاد خدا باشیم؛ خدا نیز هرگز از ما و احوالمان غافل نیست. این یادِ دوسویه، لذتى بى نهایت براى انسان دارد؛ اینکه ما بدانیم خالق و خداى مهربانمان نیز به یاد ماست و لحظه اى از رحمت و برکات خود نسبت به ما دریغ ندارد، لذتى مضاعف دارد.
امیرمؤمنان على علیه السلام در ادامه خطبه خود، که به معرفى ویژگى هاى پرهیزگاران و شیعیان واقعى اختصاص یافته، برنامه شبانه و روزانه آن مردان صالح و شایسته را یادآور مى شوند. ایشان درباره برنامه شبانه آنها مى فرمایند: «اما شب به پا مى ایستند و قطعاتى از قرآن را به آرامى و با اندیشه و قرائت نیکو مى خوانند. خویشتن را با مثل ها و اندرزهاى قرآن پند مى دهند و دردشان را بدان درمان مى سازند. بخشى از شبشان این گونه گذرد و زمانى نیز پیشانى و کف دست و زانوان و پشت پایشان را بر زمین فرش مى سازند (به حال سجده بر خاک مى افتند). اشکشان بر گونه ها روان مى شود و بدین سان جبار عظیم را مى ستایند و براى آزادى از دوزخ به پیشگاه خداى بزرگ پناه مى برند و ناله سر مى دهند. شب آنها چنین مى گذرد».
قرآن کریم کتاب هدایت است و مخاطبان این مائده آسمانی، همة انسان ها و طبقات مختلف جامعه در طول تاریخ بوده و هستند، تحقق چنین هدفی در گرو توجه به استعدادهای متفاوت افراد و استفاده هنری از همة گنجایش های زبانی است. در این پژوهش، با روش توصیفی – تحلیلی، جلوه های زیباشناختی هنری در داستان های تعلیمی قرآن کریم، با تکیه بر داستان دو تن از پیامبران الهی، حضرت سلیمان و حضرت ایوب که به ظاهر زندگی متضادی با هم دارند، در مقاطع زمانی مختلف، واکاوی، سپس با هم مقایسه شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که در شیوة بیان این دو داستان، یک الگوی تعلیمی قابل تقلید در هنر داستان نویسی وجود دارد. در این الگوی قرآنی به داستان نویسان آموخته می شود که در هنر متعهد، شکل های بسیار متنوعی می تواند متصور باشد و هنرمندان با خلاقیت های هنری خود، از مسیرهای متفاوت و حتی گاهی متضاد، می توانند به هدفی واحد دست یابند و هنر را در خدمت تعلیم و تربیت قرار دهند.