از نشانه های خداوند، که در آیه بیست و دوم سوره مبارکه روم به آن اشاره شده، اختلاف درالوان و السنه انسان هاست. تفاوت در الوان انسانی، با توجه به معنای لغوی «لون» و نیز براساس سایر کاربردهای این واژه در قرآن و دیدگاه های تفسیری، منحصر به اختلاف دررنگ پوست آدمیان نیست، بلکه اختلافات در چهره و شکل قیافه آنان را نیز دربر میگیرد.این تفاوت های چهره ای، در عین ایجاد اشتراکات و مشابهت هایی میان دسته های مختلفانسانی، شگفتی خلقت و تصویرگری خداوند را نمایان میسازد. در خصوص اختلاف السنهنیز، مفسران متعددی آن را شامل تفاوت های موجود در آوای صدای انسان ها دانسته اند کهبه لحاظ تفاوت در عین مشابهت میان آهنگ صداها، عظمت خلقت، آشکار میگردد.اشتراکات در چهره و صدا، زمینه ساز شناخت، ارتباط و محبت و اختلافات در این دو،عامل جداسازی و شناسایی انسان ها محسوب میشود.
این مقاله با موضوع تقلید و تحقیق در منطق قرآن،نگرش وحی را به این دو مطلب مورد بررسی قرار داده و ثابت می کند که قرآن حکیم تقلید کورکورانه را شدیدا نهی می کند و انسان را برای پیدا کردن شیوه صحیح زیستن به تعقل،تفکر،تحقیق و بکارگیری عقل سلیم فرمان می دهد که این غور و تغوص اگر غیر مغرضانه و منقادانه انجام پذیرد،انسان را به توحید می رساند و در پرتو آن هر انسانی درک می کند که عقل او در بسیاری از مسائل زندگی اش کافی و وافی نیست و ناچار باید از کسانی که بیشتر از او می دانند،تقلید کند.در صدر همه دانایان راویان وحی اند که علمشان به خداوند سبحان متصل است.و بعد از آنان شبیه ترین افراد به آن ها باید مقلد واقع شوند.