انگاره اصالت شهرنشینی و جامعه صنعتی در تمدن غرب و هم ریشه بودن دو واژه «تمدن» و «مدینه»، برخی مفسران و دانشمندان اسلامی را وادار کرده است برای بررسی ویژگی های تمدن اسلامی در قرآن کریم به دنبال کلیدواژه مدینه باشند. این امر به ویژه در تقابل خودساخته دو واژه «مدینه» و «قریه» _ که از آن معنای روستا و دوری از تمدن فهم شده _ این گروه را با مشکل مواجه ساخته و سبب بروز تبیین هایی نه چندان محکم شده است.
مراجعه مستقیم به قرآن کریم و انجام مطالعات تمدنی در چارچوب باور به مهدویت و آموزه های آن، ما را به پدیده ای در آخرالزمان می رساند که در لسان قرآن کریم «مُلک» نام گرفته است. این مُلک نمونه عالی تمدن است که می تواند به عنوان معیار و شاخصی دقیق برای شناسایی و ارزیابی تمدن های طول تاریخ مورد استفاده تمدن پژوهان واقع شود.
علاّمه طباطبائی هدایت را به دو قِسم هدایت اوّلی و هدایت ثانی تقسیم می کند. وی هدایت اوّل را به انسان و هدایت دوم را به خدا منتسب نموده است و با تبیینی که دربارة هر یک انجام می دهد، هیچ یک از آنها را خارج از ارادة الهی قلمداد نمی کند و در عین حال، نقش اختیار انسان را در هر یک به وضوح نمایان می نماید. در باب اضلال الهی نیز باید گفت که وی اضلال منتسب به خداوند را اضلال مجازاتی دانسته است و به شیوه ای آن را به خدا نسبت می دهد که در عین حال که ارادة خداوند در آن وجود دارد، نقش اختیار بشر نیز در آن غیرقابل انکار است. فخر رازی نیز با استفاده از دلائل عقلی و نقلی، هدایت و اضلال الهی را تنها مستند به خداوند کرده است و فعل او معرّفی می کند، بدون اینکه در این میان، نقشی برای اختیار انسان قائل شود.
یکی از گونه های یادکرد امام مهدی(ع) در قرآن، اشاره به حقایق مهدوی ضمن سرگذشت پیامبران و امّت های پیشین است. به دلایل متعدد قرآنی و روایی که در این پژوهش به آن اشاره می گردد، بسیاری از ویژگی های امام مهدی(ع) و دوران ظهور ایشان ضمن آیات قصص قرآن بیان شده است. در واقع آیات و روایات منظرهایی را به روی ما گشوده اند که با نگریستن از آن منظرها به قصص قرآن می توان اشارات قرآن را به امام مهدی(ع) و روزگار ظهور، دریافت. آنگاه با تدبّر در آیات قصص آدم، نوح، ابراهیم، یوسف، موسی(ع) و عیسی(ع) از این منظرها، اشارت های قرآن به امام مهدی(ع) استنباط می شود. مقام خلافت، پنهان بودن ولادت، طول عمر، غیبت، ابتلاء قوم، عذاب کافران قوم و نجات مؤمنان از جمله حقایقی هستند که قصص قرآن بدان اشارت دارد.
بخش فراوانی از آیات قرآن کریم را بیان داستان های پیشینیان تشکیل می دهد. خداوند در این داستان ها از روش ها و اسلوب های خاصی برای بیان رویدادهای تاریخی و سرگذشت پیشینیان بهره برده است که در سایه آنها تصاویر زیبایی را می آفریند و حوادث و رویدادهای تاریخی را به بهترین شکل بیان می نماید، و از این طریق پیام های قرآن در دل و جان مخاطب نفوذ می کند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به مطالعه علمی این روش ها در داستان های قرآن می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد خداوند از روش های متعددی برای بیان داستان ها بهره برده است، برخی از مهم ترین این روش ها عبارتند از: تکرار برخی فرازهای داستان ها، معرفی و شناساندن اسوه ها در داستان های قرآن، بهره گیری از روش تبلیغ غیر مستقیم، بهره گیری از روش شخصیت پردازی در داستان های قرآن، بهره گیری از روش گفتگو در ارائه هر چه بهتر مقصود، بهره گیری از اسلوب استفهام، بارز کردن نقش توده مردم در سازندگی و جهت دهی به جامعه از طریق داستان و برخی موارد دیگر.
زندگی شخیص و ادبی ایوان بونین ادیب و شاعر روس را می توان به دو دوره قبل از انقلاب اکتبر و بعد از آن یعنی دوران مهاجرت او تقسیم کرد البته سالهای 1894 و 1895 م زمانی که او بال تالستوی آنتون چخوف کوپرین کارالنکا و گورکی آشنا شد را باید سالهای تحول در زندگی ادبی بونین به حساب آورد مضمون بیشتر آثار دوره اول زندگی ادبی او موضوعات و حوادث خارج از روسیه است ولی در زمان مهاجرت تقریبا موضوع همه آثار او به روسیه و حوادث ناشی از انقلاب اکتبر بر میگردد بونین شاعر نثر نویس و مترجم علاقه زیادی به سفر داشت حضور وی در ممالک اسلامی و آشنایی او با قران فرهنگ و تاریخ اسلام باعث شد تحت تاثیر این سفرها اشعاری بسراید که امروزه ره توشه ای غنی و جاودانه برای ادبیات روسیه در جهان به شمار می آید او اشعاری با الهام از آیات قرانی و مفاهیم شرقی سروده و مضامین این اشعار حاکی از احترام ویژه او به اسلام پیامبر اکرم و امت اسلامی است بونین در این اشعار امت اسلام را به مبارزه با نفس و دشمنان بیگانه دعوت می کند و از آنها می خواهد ضمن حفظ کمالات انسانی خود در مقابل بیگانگانی که هیچ گونه برتریی نسبت به خود آنها ندارند تسلیم نشوند