این مقاله پس از مروری بر تحول مفهوم ملت باوری و هویت ملی در اروپا به چگونگی انتقال این مفهوم به آسیای مرکزی و بسط و ترویج آن توسط اتحاد شوروی می پردازد و معضل امروز مردم این منطقه را در دست یافتن به تعریفی از هویت ملی خود پس از استقلال از اتحاد شوروی و در عصر جهانی شدن مورد بررسی قرار می دهد. کوشش دارد نشان دهد که ماهیت تصنعی جمهوری های قومیت محورِ ایجاد شده در دوران اتحاد شوروی نه با پیشینه تاریخی و فرهنگی منطقه سازگار است و نه با روند جهانی شدن و تأکید رهبران فعلی کشورهای نواستقلال آسیای مرکزی بر ملت باوری رمانتیک و ملت سازی دیرهنگام نتیجه ای جز جدایی بیشتر و اختلاف و احیاناً جنگ و منازعه در منطقه نخواهد داشت.
In a historical perspective and as an important political actor on the European continent، France has played a decisive role in shaping European developments since World War II. As a permanent member of the United Nations Security Council، it has effectively pursued European unity in its foreign policy. However، the relative reduction of France’s influence on European policies in post-cold war era ushered some reviews in its European approaches and the Sarkozy''s European policy is a representation of such revisions. The present article examines the French European policies، particularly in its recent EU presidency term.
آنچه در زیر می آید، نوشتاری است به خامه یک جامعه شناس روسی از دانشگاه میشیگان، که در آن به ریشه ها و پیامدهای خوشبینی و بدبینی مردمان در روسیه و چشم انداز آنان از آینده، در دوران رژیم کمونیستی و پس از آن تا سال 2005 پرداخته شده است. از آنجا که تاکنون، به دلایل گوناگون، نوشته هایی از این دست کمتر در ایران