جریان هاى قومى در کشور ایران غالبا با تکیه بر ناسیونالیسم و تحت شرایط مساعد داخـلى و خـارجى شکل مى گیرند بسیارى از رهبران این جریان ها تحت عنوان خود مختارى و بـراى رسـیـدن بـه اهـداف خود، خواسته یا ناخواسته دست کمک به طرف بیگانگان دراز نموده ، بستر مناسب را براى مداخلات آنها فراهم مى سازند. قـومـیـت گـرایـى کـُردى بـه شـیـوه فـوق در کـشـور مـا شـکـل گرفت و طى دو مرحله یعنى قبل و بعد از انقلاب اسلامى و تحت عنوان خود مختارى ، نـه تـنـهـا خـدمـتـى بـه کـردسـتـان و مـردم مـسـلمـان و ایـرانـى الاصـل و مـیـهـن دوسـتِ آن نـکرد، که خرابیهاى بسیار به بار آورد و همه سرزمین ایران را دچار بحران نمود. مـقـاله حـاضـر در پـى اثـبـات ایـن فـرضـیـه است که جریان قومى کردى على رغم داشتن بـعـضـى ابـزارها، به دلیل وابستگى به بیگانگان و نیز عدم شناخت از مردم مسلمان کردِ مـقـیـد و مـلتـزم بـه احـکام دینى و تمامیت ارضى ایران ، نتوانست به آرزوى خود برسد و شکست خورد و باقیمانده آنها نیز جز در مسیر شکست و نابودى قدم برنمى دارند.
مـعـنـویـت ، بـرآیـنـد مـجـمـوعـه اعـمـال و عـبـادات بـا مـنـشـاء اعـتـقـاد بـه خـدا و توکل و توسل بر او و اطاعت از اوامر و پرهیز از نواهى حق تعالى است . این احساس عمیق ، شورانگیز، عاشقانه و برانگیزاننده است که ارمغان هایى چون فداکارى ، ایثار، تلاش ، پـایـمـردى ، مـجـاهـدت و شـهادت طلبى در راه خدا و سعادت دیگر انسانها را به همراه مى آورد. مـلت بـزرگ ایـران در دوران هـاى گـونـاگـون هـمـانـنـد انـقـلاب اسـلامـى و هـشـت سـال دفـاع مـقـدس به پشتوانه این عنصر ارزشمند حماسه ها آفریده و کارهاى بزرگ و خـطـیـر از مـلت رشـیـد ایـران و رهـبر کبیر انقلاب اسلامى ، به گرایش و مطالبه جهانى تبدیل شده است . جـهـان غـرب بـا هـمـه تـوسـعـه و پـیـشـرفـت خـود در عـرصـه مـادیـت بـه دلیـل عـدم جـهـت گـیـرى صـحـیح انسانى که در پرتو معنویت و اخلاق به دست مى آید در اصلاح جوامع انسانى خود و نشان دادن راه درست سعادت بشر پسرفت داشته است . از هـمـیـن رو اسـت کـه رهـبـر مـعـظم انقلاب مسئولان ، مردم و به ویژه بسیجیان و پاسداران انـقـلاب اسـلامـى را تـوصـیـه اکـیـد به حفاظت از بزرگترین سرمایه قدرت در جمهورى اسـلامـى ، یـعـنـى مـعنویت و جهت گیرى معنوى تواءم با ارتباط همیشگى و محکم با خدا مى نـمـایـنـد. در ایـن مـقـاله تـا حـد مـمـکـن به بررسى معنویت و نقش آن در مبارزه با دشمن مى پردازیم .
در این نوشتار فرض اصلی ناسازگاری برنامه های توسعه اقتصادی- اجتماعی به عنوان تعیین کننده سیاست های خردتر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با ساز و کارهایی اقتصادی و اجتماعی است که می تواند برخاسته از عقلانیت اسلامی و دینی باشد، همان طور که برنامه های توسعه برگرفته شده ازعقلانیت غربی و سرمایه دارانه است. نگارنده سعی دارد تا توجه مخاطب را به این امر معطوف نماید که برنامه های توسعه ای که اغلب در کشورهای جهان سوم اجرا می شوند چه پیشینه تاریخی دارند و از چه عقلانیتی بهره می برند. از سویی با گذشت دو سال از تصویب سند چشم انداز.
اغلب اندیشه ها، مذهب ها، نحله ها و... در پى ایجاد نظمى نوین و نظامى مطلوب براى آینده جـهـان اند، اما در این باره و طى سه دهه اخیر، سه نظریه جهان گرایانه پایان تاریخ (فوکویاما)، جنگ تمدن ها (هانتینگتون ) و حکومت مستضعفان (امام خمینى (ره ) ) بیش از دیگر تـئورى هـا تـوجه جهانیان و اندیشمندان را به خود جلب کرده و هر یک نداى ساختن جهانى جدید را سرداده اند، ولى کدام یک ، ظرفیت و توان لازم براى تاءسیس یک نظام جهانى را داراست ؟ مقاله حاضر خواهد کوشید به سؤ ال مذکور پاسخ دهد.
از جمله راهکارهای اساسی برای نیل به توسعه پایدار شهری- که به ویژه از دهه 1980 در بیشتر کشورهای در حال توسعه و از جمله کشورهای آمریکای لاتین دنبال شده- تمرکززدایی از خدمات زیربنایی شهری دولتی بوده است. در این فرایند، به جای تکیه بر نقش متمرکز دولتی در توسعه اقتصاد محلی، شمول اجتماعی و زیرساختارهای شهری، بر مولفه هایی چون مشارکت مدنی، رهبری