علی رضایی شریف

علی رضایی شریف

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشگاه محقق اردبیلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۹۴ مورد از کل ۹۴ مورد.
۸۱.

ویژگی های روان سنجی پرسش نامه ارزیابی ازدواج و مشاوره زناشویی در زوج های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۲۰۳
پژوهش حاضر باهدف بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه ارزیابی ازدواج و مشاوره زناشویی جوامع مسلمان که در قطر هنجاریابی شده است، به روش تحلیل عاملی انجام شد. جامه آماری پژوهش شامل زنان و مردان متأهل شهرای زنجان و قزوین در سال 1402 بود که تعداد 404 نفر از ایشان به روش نمونه گیری دردسترس برای ورود به پژوهش انتخاب شدند. اطلاعات پژوهش با استفاده از پرسش نامه ارزیابی ازدواج و مشاروه زناشویی، پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ و پرسش نامه سازگاری زناشویی دونفره جمع آوری شد. در بخش توصیف داده ها، جداول توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار محاسبه و ترسیم شد و در قسمت آمار استنباطی برای تحلیل اکتشافی از spss و در بخش تأییدی از lisrel استفاده شد. روایی محتوایی پرسش نامه ازسوی  شش نفر از متخصصین حوزه روان سنجی و مشاوره تأیید شد. مطابق نتایج، روایی ملاکی آزمون (همبستگی با پرسش نامه انریچ و پرسش نامه سازگاری دو نفره) به ترتیب 73/0 و 79/0 و معنادار بود (p<0.001). ضرایب همسانی درونی به روش آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه برابر با 86/0 بود. نتایج حاصل از ضرایب همبستگی به صورت گویه- مقی اس ح اکی از آن است که این همبس تگی در م ورد تم امی گوی ه ه ا از ح داقل (20/0) بالاتر و دامن ه همبس تگی گویه- مقیاس آن نیز بین 37/0 تا 80/0 می باشد. بررسی اعتبار درونی پرسش نامه با روش تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی، چهار عامل به دست داد که یک عامل کمتر از نسخه اصلی دارد. براین اساس، عنوان آن به پرسش نامه ارزیابی ازدواج و مشاوره زناشویی در زوج های ایرانی تغییر کرد. بنابراین، پرسش نامه مذکور قابلیت های لازم برای ارزیابی ازدواج زوج های ایرانی و خانواده ها را دارد و می توان از آن برای مقاصد مشاوره ای و پژوهشی استفاده نمود.
۸۲.

مقایسه اثربخشی روش تحریک الکتریکی مغز با جریان مستقیم [tDCS] و پروتکل توانبخشی شناختی کوتاه مدت بر بهبود عملکرد حافظه بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۶۷
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روش tDCS و پروتکل توانبخشی شناختی کوتاه مدت بر بهبود عملکرد حافظه بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری افراد بالای 65 سال که با تشخیص آلزایمر خفیف در سال 1401 در شهر اردبیل به پزشک مغز و اعصاب به صورت سرپایی مراجعه کرده بودند که از بین این افراد،60 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. سپس روش tDCS به مدت 10 جلسه 20دقیقه ای روی یک گروه آزمایش و برنامه توانبخشی شناختی کوتاه مدت به تعداد 9 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش دوم اعمال شد و بر روی گروه کنترل مداخله ای انجام نشد. پس آزمون با فاصله یک هفته اجرا شد و پیگیری یک ماه بعد از پس آزمون از هر سه گروه به عمل آمد. جهت جمع آوری اطلاعات از آزمون شناختی آدن بروک نسخه تجدید نظر شده استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که روش tDCS تاثیر معنی داری بر حافظه پیش گستر دارد (05/0>p). در مورد متغیر حافظه پس گستر، اگر چه روش توانبخشی شناختی کوتاه مدت در پس آزمون تاثیر معنی داری نداشته است ولی در بلندمدت تأثیر معنی دار داشته است (05/0>p). در مجموع می توان گفت روش های به کار گرفته شده در بهبود حافظه بیماران مبتلا به آلزایمر تأثیر معناداری داشته اند. نتیجه گیری: از این رو می توان نتیجه گرفت که از هر دو روش می توان در جهت بهبود حافظه بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف بهره جست.
۸۳.

Exploring the Mediating Effect of Defensiveness and Relationship Mindfulness on the Link Between Childhood Emotional Maltreatment and Marital Quality(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۷۵
Aim: This research was conducted with the aim of investigating the relationship between childhood emotional maltreatment and the quality of a marital quality with the mediating role of defensiveness and mindfulness relationship. Method: The current research was descriptive and correlational using the structural equation modeling method. The statistical population of the present study consisted of all the married people of Tehran city in the fall of 2023, and 420 of them were selected from four psychology centers through an online call by the convenience sampling method. The tools of this research include relational-connectivity (R-C S, Galovan, 2021), relationship sabotage scale (RSS, Peel and Caltabiano, 2021), mindfulness relationship measure (RMM, Kimmes et al., 2017) and childhood trauma questionnaire (CTQ, Bernstein et al., 2003). The data were analyzed using the structural equation modeling method with AMOS-24. Findings: The results indicated the appropriate fit of the model. The findings indicated that defensiveness and relationship mindfulness could predict the quality of marital relationship indirectly through neglect (p > 0.001). However, defensiveness and mindfulness in relation to emotional abuse did not predict the quality of marital relationships (p < 0.001). Conclusion: Relationship mindfulness and defensiveness play important roles in how childhood neglect impacts relationship quality. These findings underscore the necessity for interventions in marital relationships where childhood emotional neglect has occurred, as these couples may exhibit lower levels of relationship mindfulness and a greater tendency towards defensive behaviors. Therefore, therapy and support programs that target these areas may be particularly beneficial for enhancing relationship quality.
۸۴.

الگوی عوامل مؤثر بر رفتارهای خودآسیب رسان در فضای مجازی: یک مطالعه آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۲۹
زمینه: رفتارهای خود آسیب رسان در بین نوجوانان به ویژه در ارتباط با فضای مجازی، در سال های اخیر شایع است و مشکلات متعددی را ایجاد کرده است؛ بنابراین بررسی این موضوع و تلاش برای ارتقای نوجوان، نیازمند درک جامع و عمیقی از رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی، متناسب با شرایط محیطی و فرهنگی هر کشور است. اگرچه در طول سال گذشته، افزایش رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته است، اما تحقیقات بسیار کمی در مورد این موضوع حیاتی در ایران وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی عوامل مؤثر بر رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی: یک مطالعه آمیخته اکتشافی انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) و به شیوه اکتشافی در دو فاز انجام شده است. در فاز اول (بخش کیفی)، به منظور شناسایی رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی، از روش سه سویه سازی استفاده شد. جامعه آماری این بخش شامل خبرگان حوزه های درمان اختلال های روان شناختی ناشی از فضای مجازی، شامل روان شناسان، مشاوران و متخصصان مرتبط در سطح شهر تهران بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. تجزیه وتحلیل داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد و نتایج حاصل برای طراحی ابزار اولیه (پرسش نامه) مورد استفاده قرار گرفت. در فاز دوم (بخش کمی)، ابزار طراحی شده بر اساس نتایج بخش کیفی شامل پرسش نامه ای با محوریت اطلاعات فردی و رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی بود که به صورت آنلاین در سراسر ایران توزیع شد. جامعه آماری این بخش شامل والدین، معلمان، مشاوران و متخصصان مرتبط با حوزه پژوهش بود. نمونه گیری به روش دردسترس انجام شد و پرسش نامه های 400 نفر از افراد نمونه پس از ارزیابی های اولیه برای تجزیه وتحلیل نهایی انتخاب شد. داده های بخش کمی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی و با کاربرد نرم افزار Smart PLS 3.8 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: پژوهش حاضر نشان داد که رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی را می توان در دو مقوله اصلی دسته بندی کرد: عوامل فردی یا روان شناختی و عوامل اجتماعی. در ادامه، نتایج تحلیل عاملی تأییدی که بر روی داده ها انجام شد، برازش مناسب مدل دو عاملی رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی را تأیید نمود. همچنین، همبستگی مثبت و معناداری بین ابعاد عوامل فردی/روان شناختی و عوامل اجتماعی رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی مشاهده گردید (05/0 > P) که نشان دهنده روایی هم زمان مناسب ابزار است. اعتبار ابزار نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای هر دو عامل بالاتر از 7/0 به دست آمد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار می باشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای شناسایی و سنجش و مدیریت رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی در میان نوجوانان ایرانی و بهبود رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی در بین دختران متوسطه باشد.
۸۵.

اثربخشی آموزش به روش تلفیقی در درس ریاضی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش به روش تلفیقی در درس ریاضی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر پایه ی ششم ابتدایی مدارس دولتی شهرستان نمین در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه از میان جامعه ی آماری، دو کلاس به صورت در دسترس انتخاب شدند (هر کلاس 20 نفر). دانش آموزان یکی از کلاس ها به تصادف به عنوان گروه آزمایش و دانش آموزان کلاس دیگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. به گروه آزمایش طی 8 جلسه مبحث کسر در درس ریاضی با تلفیق ورزش، علوم، فارسی، هنر، هدیه های آسمانی و مطالعات اجتماعی، آموزش داده شد و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلومنفیلد (2004) استفاده شد. داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-21 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل در پس آزمون، به طور معناداری، اشتیاق تحصیلی بیشتری داشتند و فرضیه ی پژوهش مبنی بر اثربخشی آموزش به روش تلفیقی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان، مورد تأیید قرار گرفته است. بنابراین، با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت آموزش به روش تلفیقی، توجه به این روش آموزشی در مدارس به منظور افزایش اشتیاق تحصیلی دانش آموزان، ضرورتی است که باید مورد توجه دست اندرکاران آموزش و پرورش قرار گیرد.
۸۶.

تدوین بسته روانی آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری و تعیین اثربخشی آن بر بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۸۸
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته روانی- آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری به منظور بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض بود. روش تحقیق از نوع آمیخته بود که بخش کیفی به روش دلفی و بخش کمی یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه پژوهش بخش کیفی کلیه متخصصان خبره در زمینه مشاوره ازدواج و خانواده بود که 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز کلیه زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره زنجان بود که 50 زوج که نمرات شان در پرسشنامه رفتارهای کنترل گرایانه کوان و آرچر (2003) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) بالا بود به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه 25 نفره آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش طی نه جلسه دوساعته تحت آموزش بر اساس پروتکل بسته تدوین شده قرار گرفت؛ در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. در بخش کیفی داده ها با استفاده از ضریب توافق کندال و در بخش کمی با آزمون کوواریانس تحلیل شدند. روایی محتوایی بسته مطلوب بود و پانل تخصصی در دور چهارم دلفی به توافق نهایی و قوی رسیدند. در بخش کمی نیز یافته ها حاکی از آن بود که بسته تدوین شده توانسته کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل بهبود بخشد (05/0>p) که این تفاوت در مرحله پیگیری نیز معنی دار بود. نتایج حاکی از آن است که بسته تدوین شده می تواند در بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض اثربخش واقع شود.
۸۷.

واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
تجارب فرزندان از خانواده مبدأ در روابط زناشویی آنها در بزرگسالی اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، دربرگیرنده زنان و مردان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهرستان مرند بود. اندازه نمونه شامل 18 نفر (12 زن و 6 مرد) مشارکت کننده بود که با روش غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها به روش تحلیل درون مایه کدگذاری و تحلیل شدند. پس از کدگذاری مصاحبه ها و دسته بندی درون مایه ها، 3 درون مایه اصلیی فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، و خانوادگی به دست آمد. نتایج حاصل نشان داد چنان چه خانواده مبدأ از کیفیت لازم در تربیت فرزندان برخوردار نباشد و الگوی رفتاری مناسب و بالیده را به آنها نیاموخته باشد، احتمال دارد که آنها در زندگی بعدی خودشان با مشکلات مختلفی و از جمله تعارض زناشویی روبرو شوند.
۸۸.

بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه پیوند زناشویی و مقایسه گونه شناسی کیفیت رابطه در مدل پیوند شکوفا بر اساس دلبستگی ناایمن و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس پیوند زناشویی و مقایسه گونه شناسی کیفیت رابطه بر اساس دلبستگی ناایمن و افسردگی بود. این پژوهش توصیفی-همبستگی بود. تعداد 333 نفر از افراد متأهل از طریق فراخوان اینترنتی به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. از پرسشنامه های پیوند-مرتبط بودن، رضایت زناشویی کانزاس، تجارب روابط نزدیک-ساختارهای رابطه و نشانگان افسردگی استفاده شد. نتایج آلفای کرونباخ کل 956/0 و شاخص امگامک دونالد 959/0 بدست آمد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که 11 سؤال روی یک عامل بارگذاری شدند که 64/73 درصد از واریانس مقیاس پیوند زناشویی را تبیین می کردند. رابطه این مقیاس با رضایت زناشویی مثبت و معنادار و با دلبستگی اجتنابی، دلبستگی اضطرابی و افسردگی منفی و معنادار بود (01/0>P). نتایج تحلیل عاملی تأییدی بعد از اصلاح مدل برازش خوبی با داده ها نشان داد. همچنین نتایج تحلیل واریانس مانوا برای مقایسه چهارگونه کیفیت رابطه ازجمله در حال زوال، شکوفا، رضایت بالا و پیوند کمتر؛ پیوند بالا و رضایت کمتر ازنظر دلبستگی ناایمن و افسردگی معنادار بود (01/0>P)؛ تأثیر جنسیت و تعامل گونه شناسی کیفیت رابطه و جنسیت معنادار نبود (05/0<P). روی هم رفته ابزار پیوند زناشویی ویژگی های روان سنجی مناسبی دارد و توجه به گونه شناسی کیفیت رابطه زناشویی می تواند به مفهوم پردازی های جدید در این حوزه منجر شود.
۸۹.

ساخت و اعتباریابی مقیاس ارزیابی آسیب های روان شناختی- عاطفی ازدواج ناخواسته در زنان: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۹۶
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابیِ مقیاسی برای ارزیابی آسیب های روان شناختی و عاطفی در زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته (اجباری) انجام شد. این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی متوالیِ هدایت شده با رویکرد آزمون سازی بود و در دو مرحله، به صورت کیفی و کمی انجام شد. جامعه آماری در مرحله اول شامل زنانی با تجربه ازدواج ناخواسته در سال ۱۴۰۲ بود. انتخاب شرکت کنندگان به روش نمونه گیری هدف مند صورت گرفت. در مرحله دوم، از میان زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته شهر اهواز در سال ۱۴۰۲، تعداد ۲۲۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مرحله اول، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در مرحله دوم، مقیاس محقق ساخته آسیب های روان شناختی و عاطفی (PEAS) و مقیاس بهزیستی ذهنی (SWS) بود. داده ها در مرحله اول به روش تحلیل مضمون و در مرحله دوم به روش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی نشان داد ۱۸ مفهوم در ۶ بُعد استخراج شد و براساس این مفاهیم، مقیاسی ۳۰ ماده ای طراحی شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، ۶ عامل را برای این مقیاس شناسایی کرد و نشان داد که این مقیاس در مجموع 21/72 درصد از واریانس آسیب های روان شناختی و عاطفی را تبیین می کند. تحلیل عاملی تأییدی نیز همین ۶ عامل را تأیید کرد و ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 96/0 به دست آمد. این مقیاس از روایی و اعتبار مناسبی برخوردار است و استفاده از آن برای ارزیابی آسیب های روان شناختی و عاطفی در زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته توصیه می شود.
۹۰.

واکاوی آسیب های روان شناختی_ عاطفی ازدواج ناموفق در زنان و تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود آنان: کاربرد ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از طرح واره ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف این پژوهش، واکاوی آسیب های روان شناختی عاطفی ازدواج ناموفق و تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از طرح واره ها بر آنان بود. روش پژوهش آمیخته بود. در مرحله کیفی 16 نفر از زنان باتجربه ازدواج ناموفق با زمینه ازدواج ناخواسته و زودهنگام به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری شامل تمام زنان باتجربه ازدواج ناخواسته و زودهنگام شهر اهواز بود. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی مقیاس ارزیابی آسیب های روان شناختی عاطفی مصباح بود. داده ها در بخش کیفی به روش تحلیل مضمون و در بخش کمّی به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی شامل شناسایی 6 مضمون اصلی (اضطراب، افسردگی، عدم شایستگی، بدبینی و بی اعتمادی، شرم درونی شده و خلأ عاطفی) بود. یافته های بخش کمّی نشان داد مداخله گروهی بر بهبود آسیب های روان شناختی و عاطفی ازدواج در زنان مؤثر است. درمانگران می توانند از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (کاربرد ذهن آگاهی، پذیرش و آگاهی از طرح واره ها) در راستای بهبود مشکلات ازدواج زنان با تجربه ازدواج ناموفق بهره بگیرند.
۹۱.

مضامین الهیاتی- روانشناختی معنای زندگی در دیدگاه کی یرکگارد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف پژوهش حاضر بررسی مضامین الهیاتی- روانشناختی معنای زندگی در دیدگاه کی یرکگارد بود. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون بوده است؛ میدان مورد مطالعه آثار ترجمه شده ی کی یرکگارد بود و کتاب بیماری تا مرگ با توجه به دریافت بیش ترین میزان داده های مورد نیاز به عنوان نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. مضامین پایه در پژوهش حاضر را گناه، توبه، ادراک پروردگار، ایمان، نیایش، یأس آگاهی، تخیل، خودارجاعی، اضطراب تشکیل دادند و مضامین سازمان دهنده را آموزه های الهیاتی و ابزارهای روانشناختی تشکیل دادند؛ در نهایت مضمون فراگیر پیوستگی بود. معنای زندگی با توجه به پیوستگی تشریح می شود، جایی که پیوند عمیق و ناگسستنی بین آموزه های الهیاتی و ابزارهای روانشناختی وجود دارد. آموزه های الهیاتی چارچوبی بنیادین و ژرف برای درک ماهیت وجودی انسان و تبیین رابطه ی او با هستی مطلق ارائه می دهد؛.دستیابی به زندگی اصیل ، مستلزم تلاش آگاهانه و مستمر فرد است؛ کی یرکگارد با ارائه ی ابزارهای روانشناختی به انسان یاری می رساند تا در فرایند جستجوی معنا و تحقق خویشتن گام های محکم و مؤثری بردارد. در نهایت کی یرکگارد بر نقش اساسی دین در یافتن معنای زندگی تأکید می ورزد. وی معتقد است، ابزارهای روانشناختی به تنهایی قادر به ارائه ی یک پاسخ جامع در خصوص معنای زندگی نیستند و استفاده از آن ها بدون پشتوانه ی ایمانی به جای رسیدن به معنا به نومیدی منجر می شود.
۹۲.

Design and evaluate the effectiveness of an intervention, based on the factors influencing love trauma on thwarted belongingness in girl's students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
Objective: The aim of the present study was to design and evaluate the effectiveness of an intervention, based on the factors influencing love trauma on thwarted belongingness in girl's students. Method: The present research method was a semi-experimental pre-test-post-test type with a control group. The research population included all female students of Mohaghegh Ardabili University in 1402; Students who were involved in love Trauma. Among these people, 8 people were selected as samples for the experimental group and 8 people were selected as samples for the control group. The sampling method of this research was available. Covariance analysis was used to analyze the data. The data collection tool included the love Trauma syndrome questionnaire (Ross, 1991) and thwarted belongingness (joiner, 2005). Findings: The results of the analysis of covariance showed that the intervention protocol of factors affecting love trauma has an effect on the thwarted belongingness in female students who have experienced love failure and there was a significant difference in love failure scores between the two experimental and control groups (F = 14.265 and P = 0.001). Conclusion: Based on this finding, it can be concluded that the intervention protocol of the factors affecting love trauma can be used as an effective method to intervene in girls' love failure and help them adapt to the trauma and sense of belonging.
۹۳.

طراحی و ارزیابی اثربخشی مداخله مبتنی بر عوامل اثرگذار در ضربه عشقی بر سندرم ضربه عشق در دختران دانشجو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۰
انحلال رابطه عاشقانه از دردناکترین رخدادهایی است که افراد می توانند در زندگی خود تجربه کنند. هدف پژوهش حاضر طراحی و ارزیابی اثربخشی مداخله مبتنی بر عوامل اثرگذار در ضربه عشقی بر سندرم ضربه عشق در دختران دانشجو بود. روش پژوهش حاضر نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1402 بودند؛ دانشجویانی که درگیر ضربه عشق بودند. از بین این افراد به تعداد 8 نفر به عنوان نمونه برای گروه آزمایش و 8 نفر به عنوان نمونه برای گروه کنترل انتخاب شدند. روش نمونه گیری این پژوهش در دسترس بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه نشانگان ضربه عشق (Ross, 1991) بود. برای مداخله نیز از پروتکل مداخله عوامل اثرگذار در ضربه عشق استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که پروتکل مداخله عوامل اثرگذار در ضربه عشق بر شدت ضربه عشق در دختران دانشجو دارای تجربهشکست عشقی تاثیر داردو بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در نمره های شکست عشقی وجود داشت (631/57= F و 001/0= P). بر اساس این یافته می توان نتیجه گرفت که پروتکل مداخله عوامل اثرگذار بر ضربه عشق می تواند به عنوان روشی اثربخش برای مداخله در شکست عشقی دختران مورد استفاده قرار گیرد و باعث کمک به آنها برای سازگاری با ضربه شود.
۹۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر دلبستگی به خدا در دانش آموزان دبیرستانی دارای رفتار خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و اهداف: خودجرحی رفتاری شایع و نگران کننده است که اغلب برای تنظیم هیجانات منفی یا مقابله با فشار روانی انجام می شود (بورک و دیگران، 2023) و به عنوان راهبردی ناکارآمد برای مقابله با پریشانی هیجانی با اختلالاتی چون افسردگی و اضطراب همراه است (لیو و دیگران، 2019)؛ در این میان، رابطه با خدا که می توان آن را نوعی پیوند دلبستگی دانست در سلامت روان و پیشگیری از رفتارهای خودآسیبی مؤثر است (بک و مک دونالد، 2004). دلبستگی به خدا به صورت پیوند عاطفی فرد با خداوند تعریف می شود که در آن، خدا پایگاه امن و پناهگاه انسان در شرایط دشوار است (کرک پاتریک، 2005). به نظر می رسد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) نیز با تأکید بر ارزش ها، گزینه ای مناسب برای تقویت این پیوند معنوی به شمار می رود. امروزه رفتار خودجرحی در میان نوجوانان رو به گسترش است (لاگلین و دیگران، 2024). تحقیقات فراوانی شیوع جهانی خودجرحی را در بین نوجوانان تا 22 درصد تخمین زده اند (چنگ و همکاران، 2025)؛ همچنان که پژوهش های متعددی بر ارتباط دینداری و سلامت روان تأکید دارند (روزمارین و کونیگ، 2020؛ شیمن و دیگران، 2013)، اما ابعاد خاصی چون ادراک ذهنی از خدا کمتر بررسی شده اند (کنت و دیگران، 2020). از آنجا که کیفیت این دلبستگی با سلامت روان نوجوانان مرتبط است و ACT در تقویت پذیرش هیجانات و تمرکز بر ارزش ها مؤثر شناخته شده، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی این درمان بر دلبستگی به خدا در دانش آموزان دارای رفتار خودجرحی انجام شد. روش : پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح اندازه گیری های مکرر با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوره دوم شهر پارس آباد (۵۸۵۱ نفر) در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰4 بود. نخست با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، ۶۱۲ دانش آموز از میان مدارس و کلاس های منطقه با پرسشنامه خودآسیب زنی سانسون و همکاران (1998) غربال شدند که از میان آنها، ۴۰ نفر با نمره ۱۸-۲۴ به صورت تصادفی به عنوان نمونه در گروهای آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) همتاسازی و گمارده شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه خودآسیب زنی(سانسون و دیگران، ۱۹۹۸) و مقیاس دلبستگی به خدا (بک و مک دونالد، ۲۰۰۴) استفاده شد و گروه آزمایش برنامه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد را در هشت جلسه ۹۰ دقیقه ای به صورت گروهی و دو بار در هفته به مدت یک ماه دریافت کرد. داده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ۲۸ روزه جمع آوری و با آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه ۲۸ تحلیل شد. نتایج : یافته های توصیفی نشان داد میانگین نمرات دلبستگی به خدا در گروه مداخله از پیش آزمون (45/107) به پس آزمون (95/73) و پیگیری (15/73) کاهش معناداری داشته است که به افزایش دلبستگی به خدا اشاره دارد؛ درحالی که گروه کنترل تغییر محسوسی نشان نداد. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که ترکیب خطی متغیر وابسته پس از مداخله، تفاوت معناداری بین گروه ها داشته است (اثر پیلایی = 0/99، F=4728.84 ، ؛ p<0.01)؛ همچنین نتایج آزمون درون گروهی (تعامل زمان و گروه) با در نظر گرفتن اصلاح گرینهاوس-گیسر معنادار بود (F=2120.41, p<0.01) که تأثیر مداخله را بر دلبستگی به خدا تأیید می کند. آزمون تعقیبی بنفرونی در گروه مداخله، تفاوت معناداری را بین پیش آزمون با پس آزمون (اختلاف میانگین = 33.50، p<0.01) و پیش آزمون با پیگیری (اختلاف میانگین = 34.30،  (p<0.01 نشان داد. عدم وجود تفاوت معنادار بین پس آزمون و پیگیری گویای ماندگاری اثر درمان بود. بحث و نتیجه گیری : نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر بهبود دلبستگی به خداوند در دانش آموزان دارای رفتار خودجرحی مؤثر بوده است. این اثربخشی از آنجا ناشی می شود که ACT به افراد کمک می کند تجربیات درونی ناخوشایند را بپذیرند و به سمت یک زندگی مبتنی بر ارزش ها حرکت کنند (هایز و دیگران، ۲۰۱۱). برای این نوجوانان، دلبستگی به خدا به عنوان یک منبع حمایتی، جایگزینی برای خودآسیبی در مواجهه با چالش هاست و به عنوان منبع امنیت عمل می کند (کرک پاتریک، ۲۰۰۵). ACT از راه مکانیسم هایی چون پذیرش هیجانات، تعهد به رفتارهای مبتنی بر ارزش های معنوی (مانند دعا و نماز) و حضور در لحظه، نوجوانان را قادر می سازد تا به جای راهکارهای ناسالم به خداوند متوسل شوند؛ درنهایت این رویکرد یکپارچه با افزایش انعطاف پذیری روانی، تمایل به خودجرحی را کاهش می دهد، زیرا احساس حمایت از سوی خداوند به بهبود کلی سلامت روان آنها می انجامد (هایز و دیگران، ۲۰۰۴). تقدیر و تشکر : بدین وسیله از همکاری تمامی مدیران و کارکنان آموزشی مدارس مشارکت کننده و دانش آموزان و والدینی که در این پژوهش شرکت کردند، تشکر و قدردانی می شود. تعارض منافع : نویسندگان اعلام می دارند که در نتایج این پژوهش هیچ گونه تضاد منافعی وجود ندارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان