مجتبی رفیعیان

مجتبی رفیعیان

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.(نویسنده مسئول)*
پست الکترونیکی: Rafiei_m@modares.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۴۷ مورد از کل ۲۴۷ مورد.
۲۴۱.

پراگماتیسم و برنامه ریزی شهری: تحلیل تاریخی و مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۶۸
پیچیدگی و تکثر آرا در فلسفه پراگماتیسم موجب دشواری درک این رویکرد فلسفی و به طبع آن دشواری درک خوانش برنامه ریزی منتسب به آن می شود. درحالی که پراگماتیسم به ما کمک می کند در برابر آینده متکثر، و تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی جوامع شهری کشور منفعل نبوده و برنامه ریزی شهری کارآمد و مبتنی بر نیازهای واقعی را ارائه دهیم. به همین منظور این پژوهش با هدف توصیف ویژگی های برنامه ریزی پراگماتیسمی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، تجربه گرایی، عمل گرایی، فایده گرایی و ابزارگرایی مهم ترین مشخصه های پراگماتیسم و تأکید بر زبان، عمل گرایی، اعتقاد به حقیقت نسبی، تجربه گرایی، توجه به واژگان و اعتقاد به بازنمایی مهم ترین مشخصه های نئو پراگماتیسم می باشد. همچنین زمینه گرایی، یادگیری از تجربه، تأکید بر تداوم، پیوستگی، ارزیابی، صراحت و خطاپذیری نیز مهم ترین مشخصه های برنامه ریزی پراگماتیسمی می باشد. در نتیجه برنامه ریزی پراگماتیسمی با در نظر گرفتن هم زمان فرایند و فراورده برنامه ریزی به صورت کمی و کیفی، پذیرش کامل تضادها و تکثر امور اجتماعی و توجه به قدرت و زبان در کنار تجربه، اعتقاد به غیرقابل پیش بینی بودن آینده، زمینه مندی، تأکید بر سه شیوه بحث، برنامه ریزی مبتنی بر اجماع متکثر، توانا ساختن فرد برای برنامه ریزی، مشارکت و دموکراسی عملی نه به عنوان بخشی از پروژه بلکه به عنوان اساس آن و استفاده از تکنیک های متکثر می تواند مؤثرتر از سایر سنت های برنامه ریزی عمل کند
۲۴۲.

توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی دریایی (MTOD)؛ رویکردی نوین در بهبود عملکردهای شهری، بررسی موردی: پایانه مسافربری بندر شهید حقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
رویکرد توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی دریایی (MTOD) به عنوان چارچوبی برای تقویت پیوند میان شهر و بندر، امکان استفاده از قابلیت های بنادر در توسعه شهری را فراهم می کند. پایانه شهید حقانی به عنوان بزرگ ترین بندر کشور، با مشکلاتی چون جدایی فیزیکی و عملکردی از بافت شهری روبه رو بوده که دسترسی به حمل ونقل عمومی و کاربری های ضروری، تعامل اجتماعی میان شهروندان، مسافران و بندر و درنهایت فرصت های شغلی را محدود است. این مسئله باعث عدم بهره برداری کامل از قابلیت های نهفته بنادر و شهرهای ساحلی در ارتباط با یکدیگر شده است. هدف این پژوهش، شناسایی قابلیت ها و ظرفیت های بنادر و ارائه راهکارهایی برای بهبود عملکرد شهر و بندر با استفاده از رویکرد MTOD بوده، به گونه ای که این بندر به عنوان نمونه ای عملی برای تدوین سیاست ها و چارچوب های توسعه شهربندرها در کشور قابل استفاده باشد. این پژوهش کاربردی بوده و با رویکرد ترکیبی (توصیفی - تحلیلی) انجام شده است. برای وزن دهی شاخص ها روش آنتروپی شانون به کار رفته و نتایج تجزیه وتحلیل داده ها در مدل تاپسیس فازی اعمال شده اند. نتایج نشان داد که رویکرد MTOD با تأکید بر پیوند میان شهر و بندر، فرصت های تعامل و رشد متقابل شهر و بندر را افزایش می دهد. پیشنهادات شامل توسعه مسیرهای پیاده روی و دوچرخه سواری، ساماندهی حمل ونقل عمومی، ایجاد کاربری های چندمنظوره در ساحل و بندر، تدوین ضوابط پهنه بندی زمین و کدهای شهرسازی ترکیبی بین شهر و بندر است.
۲۴۳.

خانواده در متن شهر: چارچوبی مفهومی برای شکل گیری محیط شهری دوستدار خانواده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۶
شهرها فراتر از ظرف کالبدی، بستری برای شکل گیری روابط خانوادگی، حمایت های مراقبتی و تعاملات اجتماعی اند. در ایران اما برنامه ریزی شهری همچنان زیرساخت محور است و به نیازهای زنان، کودکان، سالمندان و خانواده های چندنسلی کمتر توجه دارد؛ موضوعی که موجب تضعیف رفاه، افزایش فشارهای روانی اجتماعی و تشدید نابرابری جنسیتی می شود. عدالت فضایی و دسترسی ایمن به خدمات، فضاهای سبز و مسیرهای پیاده روی می تواند انسجام خانوادگی و سلامت را ارتقا دهد. این پژوهش با مرور نظام مند و تحلیل محتوایی اسناد علمی و سیاستی (۲۰۰۸-۲۰۲۵) و با تبعیت از PRISMA، از میان ۴۵۰ رکورد، ۱۵۳ منبع واجد شرایط را پس از ارزیابی کیفی انتخاب و در MAXQDA کدگذاری کرد. تحلیل داده ها چارچوبی علّی نشان داد در آن ساختار کالبدی و حکمرانی از طریق متغیرهایی همچون دسترس پذیری، ایمنی، زیبایی شناسی و حس تعلق به پیامدهایی همچون زیست پذیری، عدالت فضایی جنسیتی و تاب آوری متصل می شود. یافته ها بیانگر ضرورت کاهش خودرومحوری، ایجاد فضاهای چندنسلی و ارتقای کیفیت محیطی است، در حالی که ضعف هماهنگی بین بخشی، بروکراسی و شکاف سند تا عمل موانع اصلی اند. خانواده ها باید از مصرف کننده فضا به کنشگر هم طراح بدل شوند. در این راستا، سه شاخص کاربردی شاخص دسترسی خانوادگی (FAI)، تراکم خانوادگی (FD) و عدالت جنسیتی مراقبت محور (CGJ) برای سنجش و هدایت مداخلات شهری معرفی شد. این بسته ابزارها مسیر ترجمه نظریه به عمل، پایش سیاست ها و نهادینه سازی برنامه ریزی خانواده محور را مشخص می کند. در مجموع، نتایج این مطالعه می تواند مبنایی برای تدوین سیاست ها و طراحی شهری خانواده محور در ایران و سایر جوامع با شرایط مشابه فراهم آورد.
۲۴۴.

فضا چگونه تولید می شود؟ تأملی بر طرح ها و برنامه های توسعه شهری از منظر اقتصاد سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: مفهوم فضا به عنوان کلید فهم مناسبات شهری، مبنای نظری نوشتار حاضر در نظر گرفته شده است. در این نوشتار با جهت گیری بر فهمِ رابطه ای از فضا، روابط و نیروهای سازنده فضا مورد بحث قرار می گیرد. در این راستا ابتدا پرسش هایی از این قبیل مطرح می شوند که چگونه فضا به مثابه موجودیتی اجتماعی از خلال روابط اجتماعی، اقتصادى و سیاس ى تولید می شود. پس از تبیین تئوریک، صورت بندی گفتار غالب از مفهوم فضا در علوم مربوطه بررسی شده و در این خوانش به جایگاه طرح ها و برنامه های توسعه شهری اشاره می شود. چطور طرح ها و برنامه های توسعه شهری در خدمت فضامند کردن سیاست های نظام سیاسی- اقتصادی غالب هستند؟ چگونه طرح ها و برنامه های مذکور به دنبال مرزبندی، تنظیم و کنترل فعالیت ها و روابط فضایی اند؟ روش و داده: به منظور پاسخ به سوالات مطرح شده، نوشتار حاضر در بخش روش شناسی با در نظر گرفتن شهر به سان مفهومی معرفت شناختی سعی بر این دارد که پدیدارشناسی را (که به مناسبات میان ساکنین شهر با مکان زندگی آن ها می پردازد) به نفع مطالعه ای تحلیلی و منطق را به نفع مطالعه ای دیالکتیکی کنار بگذارد. آنچه امکانِ مواجه ای دیالکتیکی با فضا را فراهم می آورد، مواجه روش شناختی با آن است. ضمن این که تکیه نوشتار بر در هم تنیدگی روش، نظریه و واقعیت فضایی است. یافته ها: طرح ها و برنامه های توسعه بیش از آن که به گونه ای صرفاً فنی و غیرسیاسی با فضا در ارتباط باشند، میانجی هایی برای مداخله در مناسبات فضایی محسوب می شوند. در این معنا، هر ساختار فضای خاص خود را تولید می کند. در فرایند تولید فضا غالباً انواع سلب مالکیت ها و برون رانی ها رخ می دهد. چنین اثراتی جزء جدایی ناپذیر فرآیند فضامند شدن طرح ها و برنامه های توسعه هستند. این شکل از فرایند تولید فضا به واسطه ی سلب مالکیت ها، فضا را به عرصه ای برای کنترل و گردش سرمایه تبدیل می کند. نتیجه گیری: در راستای حرکت به سمت خوانش اقتصادی سیاسی از فضا، به این مسئله اشاره می شود که اگرچه فضا به عنوان ابزاری برای سلطه و کنترل در نظر گرفته می شود، اما هم زمان دارای امکان ها، تفاوت ها و مقاومت هایی نیز هست. نوآوری و کاربرد نتایج: خوانش مناسبات فضایی از منظر گفتمان اقتصاد سیاسی می تواند پیش زمینه های فهم انتقادی از ساز و کارهای تولید و بازتولید فضا در ایران را فراهم آورد.
۲۴۵.

سنجش اثرات قابلیت های پردیس های دانشگاهی بر محیط شهری در راستای شکل گیری دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی (مورد پژوهی: محدوده خیابان کارگر شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
مقدمه در سال های اخیر، دانشگاه ها به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شهر، نقش بسزایی در رشد و توسعه شهری ایفا می کنند و تعامل آن ها با شهرها به یک رابطه متقابل و هم افزا بدل شده است. بسیاری از شهرها برای مقابله با چالش های اقتصادی و اجتماعی خود بر دانشگاه های خود تکیه می کنند و دانشگاه ها نیز در راستای تحقق اهداف و سیاست های دانشگاهی، به همکاری نزدیک با شهرها نیازمندند. از سوی دیگر، در روند سیر تکاملی نسل های دانشگاهی، دانشگاه های نسل چهارم که با تعابیر مختلفی از جمله دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی یاد می شوند، به دنبال پاسخ گویی به نیازهای جامعه و ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. در این میان، پردیس های دانشگاهی مجموعه فضاهای باز و بسته دانشگاهی ظرفیت های بسیاری در جهت اثرگذاری مثبت بر محیط پیرامون خود دارند. با این حال در ایران، اغلب این فضاها در فضایی محصور از بافت شهری مستقر شده اند و ارتباط محدودی با محیط پیرامون خود دارند و این قابلیت ها بالفعل نشده اند. محدوده محور کارگر شمالی در منطقه 6 تهران، میزبان چندین پردیس دانشگاهی است که با توجه به موقعیت و استقرار آن در یکی از هسته های مرکزی شهر تهران، واجد ظرفیت های بی نظیری در حوزه تعامل و پیوند شهر و دانشگاه است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شناسایی مؤلفه ها و شاخص های اثرگذاری قابلیت های پردیس های دانشگاهی در دو بعد اجتماعی و اقتصادی و اثرسنجی این قابلیت ها در محدوده محور کارگر شمالی، در صدد برداشتن گامی کوچک در حوزه مطالعات پیوند دانشگاه و شهر در راستا حرکت دانشگاه های ایران به سوی دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، در زمره مطالعات کاربردی قرار دارد و برای دستیابی به هدف خود، از روش شناسی کمّی بهره می گیرد. در مرحله نخست، به کمک مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، قابلیت ها و مؤلفه های اثرگذار دانشگاه بر محیط شهری استخراج شد. سپس، بر اساس این مؤلفه ها، ظرفیت های بالقوه مرتبط با هر قابلیت در محدوده مطالعاتی مد نظر با بهره گیری از مشاهدات میدانی و انجام مصاحبه با دانشگاهیان و اعضای جامعه محلی صورت گرفت. در مرحله بعد، به منظور تحلیل و سنجش اثر قابلیت ها بر محیط پیرامونی، ابتدا برای هر قابلیت شاخص هایی متناسب با ماهیت آن تعیین شد و از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تعیین وزن و اولویت بندی شاخص ها استفاده شد. به این منظور، پرسشنامه ای شامل مقایسات زوجی میان شاخص ها طراحی شده و توسط پنل خبرگان تکمیل و داده های حاصل، با استفاده از نرم افزار Expert Choice تحلیل شدند. در ادامه، برای استانداردسازی مقادیر و یکسان سازی مقیاس شاخص ها، از روش نرمال سازی استفاده شد. در ادامه، شاخص ترکیبی برای تلفیق مقادیر چند شاخص به یک مقدار واحد محاسبه شد که این محاسبات برای ۳۶۹ (تعداد بلوک محدوده مورد مطالعه)، در محیط نرم افزار Excel انجام شد. در گام نهایی، داده های به دست آمده در محیط GIS پردازش شده و با بهره گیری از روش های تحلیل آمار فضایی نظیر تحلیل لکه های داغ (HotSpot Analysis) و چگالی کرنل (Kernel Density)، شدت و توزیع اثرگذاری هر قابلیت در فضا مشخص شده و به این ترتیب، هدف پژوهش محقق شده است. یافته ها یافته های حاصل از تحلیل های آمار فضایی نشان می دهد میزان اثرگذاری قابلیت های مورد بررسی در محدوده مطالعاتی، دارای پراکنش فضایی مشخص در هر قابلیت است. بیشترین میزان اثرگذاری قابلیت توسعه فرهنگ و هنر در سه هسته اصلی (محدوده پارک لاله، پردیس شمالی دانشگاه تهران و پردیس علوم اجتماعی)، قابلیت ارتقای سلامت عمومی در دو محدوده شاخص (تقاطع محور جلال آل احمد و کارگر شمالی و محدوده بیمارستان امام خمینی)، قابلیت ارتقای آموزش، مهارت افزایی و اشتغال زایی در هسته مرکزی محدوده (محدوده محور جلال آل احمد) و قابلیت افزایش نوآوری و کارآفرینی در امتداد محور کارگر شمالی و پیرامون هسته های نوآور آموزشی، پژوهشی و درمانی متمرکز شده است. این توزیع فضایی در هر قابلیت بیانگر آن است که هر یک از آن ها، متناسب با زیرساخت ها و فعالیت های موجود در محدوده، الگوی خاصی از اثرگذاری فضایی را شکل داده اند که می تواند در برنامه ریزی های آتی برای پیوند بهتر دانشگاه و محیط شهری مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری این پژوهش به بررسی ظرفیت ها و قابلیت های اجتماعی و اقتصادی پردیس های دانشگاهی و تأثیر آن ها بر محیط پیرامونی، محدوده امیرآباد فاطمی، پرداخته شد. نتایج نشان می دهد پردیس های دانشگاهی در بعد اجتماعی می توانند از طریق توسعه فعالیت های فرهنگی هنری، گسترش خدمات سلامت محور، ارتقای آموزش و یادگیری نقش مؤثری در بهبود کیفیت، سرزندگی و افزایش مشارکت اجتماعی محیط شهری ایفا کنند. همچنین، در بعد اقتصادی با فراهم سازی بسترهای اشتغال زایی، تقویت کسب وکارها، مهارت آموزی و کارآفرینی سبب پویایی اقتصادی در سطح محلی شوند. تحلیل یافته ها بیانگر آن است که محور کارگر شمالی، به واسطه موقعیت مکانی خاص خود، ظرفیت تبدیل شدن به محوری تعاملی میان دانشگاه و جامعه محلی را دارد که می تواند به عنوان حلقه اتصالی میان دانشگاه های مختلف واقع در محدوده و محیط شهری عمل کند. از سوی دیگر، هر پردیس دانشگاهی در محدوده، با توجه به ویژگی های منحصربه فرد خود، توان ایفای نقش در پاسخ به نیازهای محلی را دارد؛ از جمله پردیس شمالی دانشگاه تهران در زمینه توسعه فرهنگی ارتقای سلامت همگانی ارتقای نوآوری، پردیس های علوم پزشکی در توسعه سلامت و گسترش فعالیت های بهداشتی درمانی، پردیس علوم اجتماعی در توسعه فرهنگی اجتماعی و حل چالش های اجتماعی و پردیس دانشگاه تربیت مدرس در ترویج آموزش و مهارت افزایی می توانند اثرگذار باشند. بر این اساس، دانشگاه ها با بهره گیری از این ظرفیت ها و ایفای نقش فعال در حوزه های گوناگون، به تدریج با محیط شهری پیرامون خود پیوندی عمیق برقرار می کنند و از نهادهای صرفاً آموزشی پژوهشی به کنشگرانی اجتماعی بدل می شوند که متعهد و پاسخ گو به نیازها و چالش های محلی هستند. این روند، گامی مؤثر در جهت تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاه هاست و آن ها را به بازیگرانی کلیدی در توسعه پایدار شهری و ارتقای کیفیت زندگی در مقیاس محله و شهر تبدیل می کند.
۲۴۶.

شناسایی و تبیین نقش بازیگران کلیدی سازمانیابی فضایی منطقه کلانشهری کرج با کمک تکنیک تحلیل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۵
تولید فضا و مکان یک پدیده سیاسی و مفهومی کلیدی در جغرافیاست که با ابعاد اجتماعی و انسانی جوامع درآمیخته است. به همین دلیل، برنامه ریزی فضایی نیازمند درک عمیق تری از عوامل انسانی-اجتماعی و منافع آنها است. در این میان، مناطق کلانشهری ، به دلیل تمرکز قدرت و ثروت، دارای پیچیدگی های فضایی-اجتماعی ویژه ای هستند و سازمان یابی فضایی آنها با ساختارهای قدرت در ارتباط مستقیم است. هدف این پژوهش، شناسایی بازیگران کلیدی در سازمان یابی فضایی منطقه کلانشهری کرج در بازه زمانی ۱۴۰4–۱۴۰3 است. متغیرهای پژوهش شامل سازمان فضایی و بازیگران کلیدی از نهادهای حکومتی- دولتی، حکومتی- عمومی، خصوصی، تشکل های غیردولتی و خانواده می باشد. پژوهش از نوع کاربردی و با روش ترکیبی (اسنادی و پیمایشی) و بهره گیری از تکنیک تحلیل ساختاری (MICMAC) انجام شده است. نتایج مدل تحلیل ساختاری نشان داد که بازیگران کلیدی در فرآیند سازمانیابی فضایی منطقه کلانشهری کرج، از زیرمجموعه نهادهای حکومتی- دولتی، شامل شورایعالی شهرسازی و معماری، وزارت کشور، استانداری، شورای برنامه ریزی و توسعه استان، شرکت بازآفرینی شهری ایران، شرکت عمران شهرهای جدید، اداره کل راه و شهرسازی، بنیاد مسکن استان، سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان و نیز زمین داران بزرگ، که زیرمجموعه بخش خصوصی است، می باشند. همچنین، نتایج نشان داد که؛ روند تصمیم گیری های مدیریتی در منطقه کلانشهری کرج، همانند دیگر نقاط سکونتگاهی کشور، فرآیندی از بالا به پایین است و نهادهای سطوح محلی و شهروندان در آن ضعیف ترین جایگاه را دارند. در این میان، ملاکین و گروه های قدرتمند، از طریق دولت در تهیه طرح های توسعه و تحولات فضایی، نقش مؤثری ایفا می کنند.
۲۴۷.

تبارشناسی نوسازی شهری: مسأله مند شدن محلات تهران در نظام برنامه ریزی، دوره پهلوی دوم (1320 تا 1357)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
هدف: در دوره های مختلف، دم و دستگاه های مدیریتی شیوه های متعددی برای مواجه با وضعیت های اجتماعی و فضایی دارند. از همین رو می توان گفت هر نظم گفتمانی، فضای خاص خودش را تولید می کند. در این معنا، انواع سیاست های شهری، میانجی های نظم و نظام بخشی به مناسبات فضایی در راستای نظم گفتاری مرکزیت یافته تلقی می شوند. متناسب با چنین مواجه ای، در سطح انضمامی شهرها برخی محلات شهری که از حدود نظم مرکزی بیرون مانده اند یا کنار گذاشته شده اند، در معرض شیوه خاصی از نام گذاری و متعاقبا فراخوانی توسط آپاراتوس قدرت قرار می گیرند. نوسازی شهری در مقام یکی از سیاست های به فرم کردن مناسبات فضایی تلقی می شود که بیش از هر زمانی به دنبال بهینه سازی روابط اقتصادی و اجتماعی در فضا در راستای اصول و ضوابط سیاست های مرکزی است. روش: پژوهش حاضر تلاش می کند از خلال مرور تاریخی به خوانش انتقادی از سیاست های شهری در بافت هایی که مسأله دار یا فرسوده نام گذاری شده اند در دوره پهلوی دوم بپردازد. نگرش تاریخی به خوبی توانسته است برخی لایه های برسازنده و نامرئی روابط فضایی در دوره مورد مطالعه در شهر تهران را مرئی و قابل درک کند. یافته ها: یافته های پژوهش در سطوح سیاست گذاری، برنامه ریزی و وضعیت انضمامی نشان می دهد در دوره پهلوی دوم محلات مرکزی شهر تهران بیش از هر زمانی با مسأله مند شدن تهران به مثابه پایتخت تمدن بزرگ برای نظام مدیریتی پروبلماتیک می شوند. هم از این روست که ضرورت مداخله و نوسازی در محلات مرکزی شهر تهران در مرکز توجه منطق مدیتریتی قرار می گیرد. نتیجه گیری: بدون شک خوانش تبارشناسانه از سیاست های نوسازی شهری و تامل پیرامون لحظات ظهور بافت هایی که امروزه فرسوده خوانده می شوند، می تواند در ساحت گفتمانی زمینه های سیاست گذاری و برنامه ریزی دموکراتیک را فراهم آورد. چنین شیوه ای از برنامه ریزی مبتنی بر تفاوت های فضایی خواهد بود. نوآوری: پژوهش حاضر می تواند در ساحت گفتمانی و انضمامی نوعی کنشگری باشد. چرا که خوانش مناسبات فضایی از منظر تاریخی می تواند رویه های تبدیل سیاست های گفتمانی به حقیقت را برای پژوهشگران رویت پذیر ساخته و در نهایت امکان برساختی متفاوت از سیاست های شهری در نظام برنامه ریزی کشور فراهم آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان