سنجش و ارزیابی میزان حس دلبستگی به مکان در محله های شهر فردوسیه - شهرستان شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۷ خرداد ۱۴۰۵ شماره ۳
94 - 108
حوزههای تخصصی:
مفهوم دلبستگی به مکان جنبه ای کلیدی در تعامل انسان و محیط است. شهرها بستری برای شکل گیری این تعامل و ایجاد پیوندی عمیق بین انسان و مکان فراهم می کنند. با این حال، در عصر حاضر، شاهد غلبه روند ایجاد فضاهای شهری بی هویت و فاقد معنا هستیم که به شدت از میزان دلبستگی شهروندان به محله هایشان کاسته است. این مسئله در شهرهای مهاجرپذیر که از تنوع فرهنگی و اجتماعی بالایی برخوردارند، نمود و اهمیت بیشتری می یابد. در پاسخ به این چالش، هدف اصلی این پژوهش، سنجش و ارزیابی حس تعلق مکانی در چنین بافتی است. مطالعه حاضر شهر فردوسیه را به عنوان نمونه ای از شهری مهاجرپذیر که واجد ابعاد اجتماعی، احساسی و کالبدی متفاوت و در عین حال درهم تنیده است، مورد بررسی قرار می دهد. این پژوهش با ماهیتی کاربردی و با بهره گیری از روشی توصیفی تحلیلی و رویکردی رابطه ای و تطبیقی انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی (شامل آزمون های تی، همبستگی، رگرسیون و واریانس) در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش را ساکنان شهر فردوسیه با جمعیتی حدود ۳۰,۵۷۷ نفر تشکیل می دهند که از میان آن ها، نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر بر اساس فرمول کوکران و به روشی تصادفی از پنج محله مختلف این شهر انتخاب شد. بر پایه یافته ها، بین ابعاد مختلف حس دلبستگی به مکان در شهر فردوسیه پیوندی بسیار معنادار و با ضریب همبستگی 0/895 وجود دارد، به طوری که 78/4 درصد از واریانس این حس توسط این ابعاد تبیین می شود. با این وجود، ارزیابی شهروندان بیانگر آن بود که میزان این ابعاد در سطحی پایین تر از حد مطلوب قرار دارد. به منظور تبیین دقیق تر، از مدل تحلیل رگرسیون استفاده شد که نتایج آن نشان داد بُعد «هویت مکان» با ضریب تأثیر 0/778 بیشترین سهم را در شکل گیری حس دلبستگی دارد، در حالی که «پیوندهای اجتماعی» با ضریب 0/131- کمترین تأثیر را داشته است.