هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر آموزش فنون کنترل خود بر بهبود مهارتهای اجتماعی دانش آموزان با اختلال کاستی توجه و بیش فعالی انجام شده است. روش: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل اجرا شد. جامعه مورد مطالعه را همه دانش آموزان پسر دبستانی شاغل به تحصیل در شهر تهران، در سال تحصیلی 83-1382 تشکیل می داد. نمونه های پژوهش 20 نفر از دانش آموزان با اختلال کاستی توجه و بیش فعالی بودند که به شیوه در دسترس از یک دبستان واقع در آموزش و پرورش منطقه 6 تهران انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. از هر دو گروه، پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد و گروه آزمایشی به مدت یک ماه تحت آموزش فنون کنترل خود قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از روش اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش فنون کنترل خود، مهارتهای اجتماعی دانش آموزان با اختلال کاستی توجه و بیش فعالی را به طور معناداری افزایش می دهد و بعد از یک ماه پیگیری نیز آشکار شد که نتایج به دست آمده پایدار مانده اند. نتیجه گیری: از یافته های به دست آمده می توان نتیجه گیری کرد که آموزش فنون کنترل خود بر بهبود مهارتهای اجتماعی تاثیر مثبتی داشته است.
هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه میزان جرات ورزی، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تیزهوش و عادی و همچنین بررسی روابط موجود بین این متغیرها صورت گرفت. روش: این پژوهش از نوع همبستگی است. بدین منظور 60 دانش آموز تیزهوش (30 پسر و 30 دختر) و 60 دانش آموز عادی (30 پسر و 30 دختر) به صورت تصادفی انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه جرات ورزی گمبریل و ریچی و پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت و همین طور معدل درسی مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روشهای آماری تحلیل واریانس چند متغیره، ضریب همبستگی دو متغیره و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که دانش آموزان تیزهوش در هر سه متغیر جرات ورزی، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی بر دانش آموزان عادی برتری داشتند، اما تفاوتی بین متغیرهای فوق در دو جنس ملاحظه نشد. از سوی دیگر هر سه متغیر جرات ورزی، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان عادی دارای رابطه معنادار بودند، اما در دانش آموزان تیزهوش تنها بین دو متغیر جرات ورزی و عزت نفس رابطه وجود داشت. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که جرات ورزی و عزت نفس، توانایی پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان عادی را داشتند. نتیجه گیری: برتری دانش آموزان تیزهوش بر دانش آموزان عادی در سه متغیر: جرات ورزی، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی مورد تایید قرار گرفت. بعلاوه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از روی داده های جرات ورزی و عزت نفس قابل پیش بینی است.
چکیده: هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل چندوجهی اسلامی دردرمان افسردگی ومقایسة آن با مدل درمانی شناختی بک است. دو مدل مذکور، از بهترین مدلهای مؤثر در درمان افسردگی شناخته شدهاند. این دو مدل برای دوازده نفر از مراجعان مرکز مشاوره که شرایط مساوی داشته و با مصاحبة تشخیصی براساس علائم DSM-IV افسرده شناخته شده بودند، به کارگرفته شد. چهار نفر با مدل بک و هشت نفر دیگر با مدل اسلامی درمان شدند. همة مراجعان مؤنث بودند. آزمودنیها (هردوگروه) در مرحلة پیش از درمان (خط پایه) و در طی جلسههای چهارم، هشتم و دوازدهم و پس از درمان و در مرحله پیگیری (سه ماه پس از اتمام درمان) مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. مقایسة نمرات پیشآزمون و پسآزمون و مرحلة پیگیری نشان داد که هردو مدل مؤثر بودند، اما تفاوتهای عمدهای ازکاربردهای این دومدل مشاهده گردید. مقایسه نمرههای انفرادی وگروهی نشاندادکه مدل چندوجهی اسلامی درکاهش علائم افسردهخویی بیش ازشناختدرمانی بک مؤثر بوده است. همچنین این مدل، برخلاف مدل شناختی بک که تنها به فرآیندهای شناختی مراجعان میپردازد، به جنبههای شخصیتی ـ رفتاری و معنوی مراجعان نیز میپردازد. مدل اسلامی برخلاف مدل شناختی در درمان افرادی که گرایشات مذهبی دارند، بیشتر مؤثر واقع شد و در مورد افرادی که افسردگی معنایی یا وجودی دارند مفیدتر بود. در مدل چند وجهی اعتقادات مذهبی با مذهب مطابقت داده شده ولی در مدل شناختی، این افکار و اعتقادات کنار گذاشته میشود. این امور باعث تمایز چند وجهی در درمان افسردگی از روش بک گردیده است.
پژوهش حاضر به منظور تعیین تاثیر آموزش معنویت به شیوه گروهی بر کاهش افسردگی دانشجویان انجام شده است. این پژوهش از جمله پژوهشهای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است و نمونه گیری آن به روش تصادفی خوشه ای انجام گرفته است. به این منظور، تعداد 20 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش در 10 جلسه مشاوره گروهی 1.5 ساعته شرکت کردند و یک هفته بعد از آخرین جلسه، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. در این پژوهش از دو پرسشنامه افسردگی بک (فرم کوتاه) و پرسشنامه تجربه معنوی غباری و همکاران (1384) به عنوان ابزار سنجش استفاده شد. پرسشنامه افسردگی بک برای سنجش میزان افسردگی آزمودنی ها و سنجش تاثیر آموزش ارایه شده، و پرسشنامه تجربه معنوی غباری و همکاران (1384) برای سنجش میزان معنویت آزمودنی ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که تفاوت میان گروه آزمایش و کنترل معنادار بوده است، یعنی مداخلات معنوی شامل دعا، بخشودگی، مراقبه متعالی، معنایابی، موجب کاهش افسردگی در دانشجویان دختر شده است.
تحقیقات انجام شده در مورد بهداشت روانی و رشد شخصیت کودکان و نیز پژوهش های انجام شده درباره پریشانی های عاطفی و اختلال های رفتاری کودکان، به اتفاق محرومیت مادری را عمده ترین علت نابسامانی های روحی برشمرده اند. بنابراین شناسایی الگوی دلبستگی کودکان مراکز شبانه روزی از اهمیت بالایی برخوردار است. در همین راستا جهت مقایسه الگوی دلبستگی کودکان تحت حمایت مراکز مراقبت شبانه روزی با کودکان تحت حمایت خانواده، آزمون اضطراب جدایی اسلو و همکاران (1988) بر روی 72 کودک (36 نفر مرکز شبانه روزی و 36 نفر عادی) اجرا شد. نتایج نشان داد که تقریبا نیمی از کودکان در هر دو گروه "الگوهای دلبستگی ناایمن" دارند. نسبت گرایش هر دو گروه به الگوهای "ایمن" و "ناایمن دو سوگرا" تقریبا یکسان است، اما الگوی اجتنابی در کودکان مراکز شبانه روزی بیشتر از کودکان تحت حمایت خانواده است. ضمنا کودکان تحت حمایت خانواده نسبت به کودکان مراکز شبانه روزی در موقعیت های "جدایی از مادر در روز اول مدرسه" و "خوابیدن در اتاق خود" خوداتکایی بیشتری نشان دادند.
تحقیق حاضر بر آن است که تاثیر ورزش صبحگاهی را بر کاهش پرخاشگری کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر بررسی کند. به این منظور 60 نفر از دانش آموزان عقب مانده ذهنی خفیف را بین سنین 10 الی 13 سال انتخاب کرده و با استفاده از پیش آزمون پس آزمون گروه کنترل و گزینش تصادفی تاثیر برنامه ورزش صبحگاهی را بر کاهش پرخاشگری این کودکان مورد سنجش قرار داده است . به منظور اجرای آزمایش گروه نمونه به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند آزمون ناکامی روزنزوایک به عنوان پیش آزمون در مورد گروه نمونه اجرا گردید و سپس گروه آزمایش به مدت سه ماه و هر هفته شش روز تحت آموزش قرار گرفتند. در طول این دوره گروه گواه هیچ گونه آموزشی را دریافت نمی کردند پس از خاتمه دوره آزمایش ، آزمون ناکامی روزنزوایک از دو گروه آزمایش و گواه به عمل آمد و در پایان نتایج تحلیل آماری به کمک طرح اندازه گیری های مکرر تفاوت معنا داری را بین دو گروه نشان داد یافته ها همچنین نشان داد که گروه آزمایشی در نمره تطابق با گروه رشد پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته و تمایلات پرخاشگرانه آنها به شدت کاهش یافته است.
الگوی پژوهش در روان شناسی مذهب از الگوی عمومی پژوهش علمی ‘ یعنی داده یابی و داده پردازی ‘ تبعیت می کند . در این گونه تحقیقات از روش های متعددی از جمله تحقیق آزمایشی ‘ مشاهده ‘ خود گزارشی و پرسشنامه ای ‘ میدانی ‘ روشهای فرافکن و غیره استفاده می شود . بیشترین حجم مطالعات انجام شده در اندازه گیری نگرش مذهبی به روش پرسشنامه اختصاص دارد ‘ به طوری که براساس آن مقیاس های متعدد نظرسنجی ساخته شده است . از آن جمله می توان به مقیاس های ترستون ‘ لایکرت ‘ گاتمن ‘ آلپورت ‘ فالکنر و دیونگ اشاره کرد . روش تحلیل عاملی از زمره روش های معتبر برای بررسی ساختار ابزارهای روانی از جمله پرسشنامه های نگرش سنج است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است .
در دهه گذشته تحقیقات و بررسىهاى بسیارى در ارتباط با عفو و گذشت و تأثیر آن در سلامت روان انجام شده است. اغلب پژوهشهاى به عمل آمده بیانگر تأثیر مستقیم عفو و گذشت با ابعاد تأثیرگذار در سلامت روان بودهاند. براى مثال پژوهشها نشان دادهاند که عفو و گذشت در کاهش اضطراب و افسردگى تأثیر داشته است. در این تحقیق پژوهشگر درصدد است که تأثیر عفو و گذشت را در کاهش اضطراب والدینِ کودکانِ استثنایى و عادى مورد بررسى قرار دهد. بعلاوه بررسى تفاوتِ میزانِ اضطراب و میزان عفو و گذشت در والدینِ کودکان عادى و استثنایى از اهدافِ این پژوهش بوده است. با استفاده از نمونهگیرى تصادفى 36 نفر از والدین کودکانِ استثنایى، و 36 نفر از والدین کودکانِ عادى به قید قرعه از میان والدین ساکن در شهرستانِ نهبندان انتخاب شدند و پرسشنامههاى «اضطراب اشپیلبرگر» و «عفو و گذشت» إن رایت و همکاران بر روى این افراد اجرا گردید.
تحلیل دادهها نشان داد که همبستگى منفى معنادارى بین میزان «عفو و گذشت» و میزان «اضطراب» والدین کودکان عادى، و والدین کودکانِ استثنایى وجود دارد. تحلیل دادهها همچنین مشخص نمود که میزان عفو و گذشت والدین کودکان عادى از میزان عفو و گذشت والدین کودکان استثنایى بیشتر است، در حالیکه میزان اضطراب والدین کودکانِ استثنایى از میزانِ اضطراب والدین کودکان عادى بیشتر بود.(1)
دین و دیندارى چه تأثیراتى بر سلامت روان آدمى دارد و کدام شواهد تجربى نقش مثبت دین و دیندارى بر سلامت و بهداشت روانى را مدلل مىسازد؟ مؤلف براى پاسخ به سؤالات فوق به چند طبقه از تحقیقات انجام شده با عناوین و نتایج زیر اشاره مىکند:
الف) دیندارى و خودکشى؛ بین تعداد کسانى که به کلیسا مىروند و میزان خودکشى رابطه معکوس وجود دارد. ب) دیندارى و بزهکارى؛ بین میزان رفتن به کلیسا و بزهکارى رابطه منفى وجود دارد. ج) دیندارى و اعتیاد؛ افراد مذهبى کمتر به استفاده از مواد مخدر روى مىآورند. د) دیندارى و رضایتمندى از ازدواج؛ مهمترین عامل رضایتمندى در ازدواجهاى پایدار، مذهب تلقى مىشود. ه ) دیندارى و افسردگى؛ میزان افسردگى بیمارانى که داراى باورهاى مذهبى قوىترى هستند از سایر گروهها کمتر است. و) دیندارى و فشار روانى؛ افراد مذهبى کمتر به مشکلات روانى دچار مىشوند. ز) افزایش صله رحم موجب سازگارى اجتماعى بیشترى مىشود، و بالاخره توکل به خدا سبب کاهش اضطراب مىگردد.