حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف
| سمت: استاد |
| مدرک تحصیلی: استاد گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد. |
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۷۵ مورد.
"بررسی خصوصیات روانی نوجوانان دختر دانش آموز شهرستان مشهد "
نویسنده:
حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف
حوزههای تخصصی:
"پژوهش حاضر با هدف بومی سازی اطلاعات مربوط به روانشناسی رشد صورت پذیرفته است این پژوهش، توصیفی از نوع زمینه یابی است . نمونه تحقیق 240 دانش آموز دختر دوره راهنمایی و دبیرستان می باشد که به روش خوشه ای انتخاب گردیدند . ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه ای است که از دوازده بخش تشکیل شده است .
نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهمترین تمایلات نوجوانان کسب موفقیت در تحصیل و شغل و داشتن استقلال می باشد . همچنین مهم ترین آرزوی آنها ، به دست آوردن خوشبختی و کسب موفقیت بوده است و مهمترین نیازمندیهایشان کسب موفقیت و سرگرمی و مسافرت می باشد . دانش آموزان مورد بررسی نشان داده اند که مذهبی و اخلاقی اند و از دست دادن والدین مهم ترین عامل هراس در آنهاست .
"
مقایسه اثر بخشی شیوه گروه درمانی شناختی- رفتاری، آموزش مهارت های مطالعه و روش تلفیقی بر کاهش اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعداد بازدید :
۱۸۱۰
پژوهش حاضر با هدف آموزش رویکرد شناختی- رفتاری و مهارت های مطالعه در جهت کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان اجرا شد. در این پژوهش 33 نفر از دانش آموزان پسر مقطع اول متوسط (تحت پوشش کمیته امداد خراسان) ساکن در مجتمع شبانه روزی دستجردی شهر مشهد، بر اساس نمونه گیری در دسترس از جامعه 60 نفری انتخاب و به شیوه داوطلبانه در یکی از گروه های چهارگانه (درمان شناختی- رفتاری، آموزش مهارت های مطالعه، ترکیب دو شیوه مذکور و یک گروه کنترل) گمارده شدند. با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه برای مقایسه میانگین ها و در سطح معناداری 0.05 درصد، داده ها تحلیل شدند. یافته ها نشان داد هر سه گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل در نمرات اضطراب امتحان کاهش معناداری از لحاظ آماری داشتند. اما کاربرد هم زمان گروه درمانی شناختی- رفتاری و آموزش مهارت های مطالعه در مقایسه با کاربرد تفکیکی این دو باعث کاهش معناداری در نمرات اضطراب امتحان دانش آموزان نشد. در بخش نتیجه گیری به دلایل آن اشاره شده است.
رابطه ی بین منبع کنترل و خودپنداره با تنش ادراک شده بر مادران کودکان درخودمانده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطهی منبع کنترل و خودپنداره با تنش ادراک شده بر مادران کودکان درخودمانده، انجام گرفت.
روشکار: این پژوهش توصیفی همبستگی در سال 1390، بر روی 42 نفر از مادران کودکان درخودمانده که به طور داوطلبانه در این پژوهش شرکت داشتند و در مراکز اختلال درخودماندگی نور هدایت، آوا و تبسم شهرستان مشهد انجام شد. به منظور اندازهگیری منبع کنترل از مقیاس کنترل درونی-بیرونی راتر و برای اندازهگیری خودپنداره از مقیاس خودپندارهی بک و برای اندازهگیری تنش ادراک شده از مقیاس تنش ادراک شده استفاده شد.تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و با ضریب همبستگی پیرسون انجام شد.
یافتهها:بین منبع کنترل درونی با تنش ادراک شدهی مادران کودکان درخودمانده، رابطهی مستقیم و معنی دار وجود دارد (05/0P<) و بین منبع کنترل بیرونی و تنش ادراک شدهی مادران کودکان درخودمانده، رابطهی مستقیم و معنی دار وجود ندارد (05/0P>)، همچنین میان خودپنداره و تنش ادراک شدهی مادران کودکان درخودمانده نیز رابطهی مستقیم و معنی دار وجود دارد (05/0P<).
نتیجهگیری: منبع کنترل با خودپنداره و تنش ادراک شدهی مادران کودکان درخودمانده، رابطهی مستقیم و معنیداری دارد.
مقایسه عوامل تنیدگی زا و شیوه های مقابله با آن در دانش آموزان
نویسنده:
حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به مقایسه عوامل تنیدگی زا و شیوه های مقابله ای در دانش آموزان پر تنش و کم تنش پرداخته است. سوالات و فرضیات مطرح شده به ارزیابی میزان تنش و نقش جنس در عوامل تنیدگی زا و شیوه های مقابله ای می پردازد. نمونه مورد بررسی شامل 124 آزمودنی می باشد که 62 پسر پرتنش و کم تنش و 62 دختر پرتنش و کم تنش را در بر می گیرد. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه DASS برای سنجش میزان تنش، مقیاس رویدادهای زندگی نوجوانان و پرسشنامه روش رویارویی می باشند. روش تحقیق، از نوع علی – مقایسه ای است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t برای میانگینهای مستقل و آزمون t هتلینک استفاده شد. نتایج بدست آمده بیانگر این است که عوامل تنیدگی زا در دو گروه پرتنش و کم تنش تفاوت دارد. نقش جنس در نوع عوامل تنیدگی زا تاثیر ندارد. شیوه های مقابله ای در دو گروه پرتنش و کم تنش متفاوت است و نقش جنس در انتخاب شیوه های مقابله ای تاثیر دارد
خانواده های ناکارآمد: هنگامه های درمانی
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط ساختار انگیزشی و اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان کارشناسی شاهد دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمال کاری تحصیلی از پیشرفت دانشجو جلوگیری می کند و ممکن است پیامدهای نامطلوب و جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد. تحقیقات پیشین نشان دادند که ساختار انگیزشی غیر انطباقی، نقش اساسی در رفتارهای نامناسب مانند به تأخیر انداختن انجام تکالیف، ایفا می کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی ساختار انگیزشی و اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان کارشناسی شاهد دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. 97 (47% مرد،3/1 SD=،21 M=) نفر از دانشجویان کارشناسی شاهد دانشگاه فردوسی به صورت نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه در پژوهش شرکت و پرسشنامه های فرم دموگراتیک دانشجویان، پرسشنامه اهداف شخصی (PCI)، پرسشنامه احساس کنترل (SCI)، پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی (PASS) را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که الف) افزایش میزان متغیرهای پیش بین سن و احساس کنترل منفی اهمال کاری تحصیلی را افزایش می دهد و افزایش میزان متغیرهای پیش بین احساس کنترل مثبت و انگیزش انطباقی اهمال کاری تحصیلی را کاهش می دهد. ب) بین ساختار انگیزشی انطباقی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان شاهد رابطه معنادار و مستقیم (مثبت) وجود دارد یعنی ساختار انگیزشی انطباقی بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان شاهد مؤثر است. ج) بین احساس کنترل مثبت و ساختار انگیزشی انطباقی دانشجویان رابطه معنادار و مستقیم (مثبت) وجود دارد؛ یعنی هرچه احساس کنترل مثبت دانشجویان بیشتر باشد پیشرفت تحصیلی آن ها نیز بیشتر است. د) بین احساس کنترل عمومی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان شاهد رابطه معنادار و مستقیم (مثبت) وجود دارد یعنی احساس کنترل عمومی بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان مؤثر است؛ و ذ) بین ساختار انگیزشی انطباقی و اهمال کاری تحصیلی دانشجویان رابطه معنادار و معکوس (منفی) وجود دارد یعنی ساختار انگیزشی سازگار باعث کاهش اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان می شود.
بررسی اثربخشی برنامه ""ارتقاء کیفیت زندگی زوجین""بررضایتمندی زناشویی و سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرانجام نابسامان ازدواج های ناموفق و عوارض گسترده آن منجر به تدوین مهارت های جدیدی در تعاملات انسانی و زناشویی شد. و شیوه های گوناگون زوج درمانی و برنامه های غنی سازی ازدواج رونق گرفت. در انجام این پژوهش از شیوه آموزشی گاتمن که تحقیقات طولی مفصلی بر روی عوامل موثر بر دوام و تقویت روابط زناشویی انجام داد، استفاده شده است. بدین منظور 16زوج به روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه آزمایش و گواه جای گرفته و مورد آزمون این فرضیه قرار گرفتند که آیا برنامه آموزشی ارتقاء کیفیت زندگی زوجین به شیوه گاتمن باعث افزایش رضایتمندی زناشویی و سلامت روان می شود یا خیر؟ تمامی شرکت کنندگان به سه آزمون انریچ، داس و سلامت روان عمومی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پاسخ دادند. بررسی نتایج با استفاده از آزمون T و تحلیل کواریانس، حاکی از آن بود که برنامه آموزشی استفاده شده ، باعث افزایش رضایتمندی زناشویی و نیز سلامت روان در گروه آزمایش شده و این تغییرات در طول یک ماه پیگیری حفظ شده است.
بررسی اثربخشی آموزش مهارت های فرزندخواندگی بر کاهش تنیدگی و تغییر سبک های مقابله ای زوجین متقاضی فرزند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه به واسطهی افزایش میزان ناباروری زوجها و بیسرپرستی کودکان، فرزندخواندگی بیشتر در کانون توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های فرزندخواندگی برکاهش تنیدگی و تغییر سبک های مقابله ای زوجین متقاضی فرزندخواندگی انجام گرفته است.
روشکار: پژوهش حاضر از نوع طرحهای نیمهآزمایشی است. جامعهی پژوهش شامل تمام زوجین متقاضی فرزندخواندگی بوده که از خرداد 88 لغایت خرداد 89 به سازمان بهزیستی خراسان رضوی مراجعه نمودهاند. زوجین واجد معیارهای پژوهش به شیوهی نمونهی در دسترس انتخاب و پرسشنامهی اضطراب کتل و سبک های مقابله ای لازاروس و فولکمن را تکمیل نمودند. از بین ایشان تعداد 14 زوج دارای نمره ی خام بیشتر از 35 در تست اضطراب و سبک مقابلهی هیجانمدار در پرسشنامهی سبکهای مقابله بودند، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد جایگزین شدند. سپس 8 جلسهی آموزش مهارتهای فرزندخواندگی برای گروه آزمون اجرا گردید. گروه شاهد روند عادی مراحل اداری را سپری نمودند. بعد از اجرای مداخله، میزان تنیدگی و سبکهای مقابلهی دو گروه مجددا اندازهگیری و 6 هفته بعد آزمون پیگیری روی گروه آزمون اجرا شد. دادهها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل کوواریانس یک سویه و تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل گردید.
یافتهها: بین دو گروه آزمون و شاهد، از نظر تفاوت نمرات در دو ﺁزمون اضطراب کتل (05/0P≤) و سبکهای مقابله (05/0P≤) تفاوت مثبت و معنیداری وجود داشت.
نتیجهگیری: آموزش مهارت های فرزتدخواندگی میتواند موجب کاهش میزان تنیدگی زوجین متقاضی فرزند گردیده و باعث شود که این افراد در مقابله با تنیدگی، بیشتر از سبک های مقابلهی مسئلهمدار استفاده کنند.
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی متمرکز بر طرحواره برتعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در دختران نوجوان بی سرپرست و بد سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی متمرکز بر طرحواره برتعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در دختران نوجوان بی سرپرست و بد سرپرست انجام گرفت.پژوهش حاضر از نوع کاربردی و طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل است. روش کار: در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از میان دختران نوجوان بی سرپرست و بد سرپرست ساکن در مرکز شبه خانواده حضرت علی اصغر(ع) ،20 نفر انتخاب شدند(20=n) و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند .پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ(فرم کوتاه) در پیش آزمون برای هر دو گروه اجرا شد.سپس در گروه آزمایش مداخله گروه درمانی شناختی متمرکز بر طرحواره اجرا شد.پس از پایان دوره 11جلسه ای درمان بار دیگر پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (فرم کوتاه)بعنوان پس آزمون در هر دو گروه اجرا گردید. نتایج: نتایج حاصل از تحلیل آماری با آزمون Tمستقل نشان می دهد که گروه درمانی شناختی متمرکز بر طرحواره در مقایسه با گروه کنترل ،بطور معنادار باعث کاهش نمره کلی در پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ شده است(باسطح معناداری 0.000P=).در مورد هر یک از طرحواره ها به طور جداگانه نیز در نتایج حاصل از آزمون Tجز در طرحواره شکست و رهاشدگی درمان برکاهش نمرات سایر طرحواره ها بطور معنادار موثر بود.
رابطه توانمندی ایگو و فراشناخت در دانشجویان دختر و پسر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین توانمندی های ایگو و فراشناخت در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد است.\nروش بررسی: این پژوهش از نوع همبستگی است و در بین جامعه دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1394 انجام شد. نمونه این پژوهش 69 نفر از دانشجویان زن و مرد بود که به شیوه در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش دو پرسشنامه فراشناخت و قدرت ایگو است. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و روش های آمار استنباطی شامل همبستگی پیرسون استفاده شده است. دادهای این پژوهش با استفاده از SPSS 23 تحلیل شده است\nیافته ها: بین قدرت ایگو و فراشناخت دانشجویان دانشگاه فردوسی رابطه مثبطت معنی داری وجود دارد (0/001=P). یعنی هرچه قدرت ایگو بیشتر باشد میزان فراشناخت نیز بیشتر است و بالعکس.\nنتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که با توجه به اینکه بین قدرت ایگو و فراشناخت رابطه مثبت قوی وجود دارد و همچنین با توجه به اینکه توانمندهای ایگو گسترده تر از فراشناخت است بنابراین می توان نتیجه گرفت که فراشناخت نیز می تواند یکی از توانمندی های ایگو باشد. با توجه به اینکه نقش مؤثر فراشناخت در پیشرفت تحصیلی، مورد قبول عموم محققین حوزه آموزش و یادگیری است می توان فرض کرد که توانمندی ایگو نیز در امر یادگیری و آموزش مؤثر است.
بررسی اثر بخشی واقعیت درمانی به شیوه گروهی بر افزایش میزان عزت نفس دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضربا هدف بررسی اثر بخشی واقعیت درمانی به شیوه گروهی در جهت افزایش میزان عزت نفس دانشجویان دانشگاه فردوسی انجام شد.طرح پژوهش از نوع آزمایشی به صورت پیش آزمون پس آزمون و پیگیری است.بدین منظور30 آزمودنی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره گمارش شدند که پس از تشکیل جلسات درمان، در گروه آزمایش فقط 11 نفر باقی ماندند یعنی 4 نفر ریزش داشتند که برای هماهنگی تعداد آزمودنی های دو گروه گواه و آزمایش 4 نفر از گروه گواه به طور تصادفی حذف شدند . برای گروه آزمایش 8 جلسه واقعیت درمانی به شیوه گروهی برگزار شد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند.آزمودنی ها پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت را در سه مرحله پیش آزمون پس آزمون و پیگیری تکمیل نمودند. داده ها پس از گردآوری با استفاده از روش تحلیل واریانس دو عاملی با اندازه گیری مکرر مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی تفاوت میانگین نمرات عزت نفس در مرحله پیش آزمون دو گروه از آزمون T مستقل استفاده شد که نتایج نشان دادند که بین دو گروه در پیش آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد و نتایج حاصل از تحلیل واریانس دو عاملی با اندازه گیری مکرر نشان داد که میانگین نمرات درسطح 099/0 (p
رابطه هیجان خواهی، برون گرایی و خشم در نوجوانان پسر بزهکار و عادی استان تهران سید مهران
نویسنده:
حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف سید مهران حسینی
حوزههای تخصصی:
بررسی رفتارهای خودتخریبی و علل آن ها در دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین میزان شیوع رفتارهای خودتخریبی و بررسی علل آن ها در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به انجام رسیده است. پژوهش توصیفی از نوع زمینه یابی می باشد. حجم نمونه 873 نفر شامل 586 زن و 287 مرد بود که به شیوه نمونه گیری طبقاتی و بنا به میزان درصد دانشجویان دانشکده ها و جنسیت انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته «سنجش رفتارهای خودتخریبی و علل آن» می باشد که در دو قسمت 31 پرسشی به منظور بررسی میزان شیوع رفتارهای خودتخریبی و 10 پرسشی برای بررسی علل احتمالی استفاده شد. مقدار ضریب آلفا کرانباخ درقسمت اول پرسشنامه برابر با 836/0و در قسمت دوم پرسشنامه (857/0) محاسبه شد. روایی محتوای پرسشنامه به تأیید متخصصان؛ اساتید و کارشناسان روان شناس دانشگاه فردوسی مشهد رسید. رفتارهای خودتخریبی دانشجویان با توجه به متغییرهایی از قبیل سن، جنس، وضعیت تأهل، محل سکونت و مقطع تحصیلی در حیطه نرمال با استفاده ازآزمون های تی وآزمون آنالیز واریانس و در حیطه غیر نرمال از آزمون من ویتنی و آزمون کروسکال والیس مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاکی از این امر است که تقریبا در مورد همه متغییر ها (سن، جنس، تأهل، محل سکونت و میزان تحصیلات) ورزش ناکافی (نداشتن فعالیت های حرکتی مناسب)، خواب زیاد، استرس،کم خوری افراطی و نداشتن تفریح و فعالیت های سالم مفرح دارای بیشترین میزان شیوع و رفتارهای مصرف دائم هرگونه مواد مخدر ،سرقت ،مصرف تفننی هرگونه مواد مخدر ،فرار از خانه وهم جنس بازی دارای کمترین میزان شیوع می باشند. میزان شیوع رفتارهای خودتخریبی در مردان بیشتر از زنان بوده. دانشجویان مهمترین علل شیوع رفتارهای خودتخریبی را به علل خانوادگی، روانی عاطفی و اجتماعی نسبت دادند.
رابطه بین پایگاه های هویت و فرار دختران از خانه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
نویسنده:
حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف حسین شاره
حوزههای تخصصی:
بررسی مقایسه ای عوامل تنیدگی زای روزمره و روشهای مقابله با آنها در دانشجویان دختر و پسر
حوزههای تخصصی:
بررسی خصوصیات روانی نوجوانان دختر دانش آموز شهرستان مشهد
نویسنده:
حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف
حوزههای تخصصی:
احتمالاً متداول ترین عامل درونی مدرسه که به نظر می رسد روی جو مدارس اثر گذار باشد ، خصوصیات و ویژگی های شخصیتی مدیران است. اگرچه اطلاع از درون انسان ها کار بس مشکلی است ، اما درون انسان ها یک روزنه بسیار گویا دارد و آن رفتارهای بارز افراد است.
در این پژوهش به منظور بررسی ارتباط جو سازمانی مدارس با ویژگی های شخصیتی مدیران از پرسشنامه شخصیت آیزنک[E.P.Q] درابعاد چهارگانه (درونگرایی برونگرایی) و نوروتیک (ثبات هیجانی و روان رنجوری) و جهت سنجش جو مدارس از پرسشنامه جو سازمانی هویو سیبو (OCDQ-ML) در ابعاد ششگانه (حمایتی، دستوری، تحدیدی، همکارانه، متعهدانه، غیر متعهدانه) استفاده شد.
نمونه آمار مشتمل بر52 نفر از مدیران مرد و زن دوره دبیرستان شهر اصفهان در سال تحصیلی (80-1379) بودند که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای از میان کلیه مدیران نواحی پنجگانه آموزش و پرورش اصفهان انتخاب و به طور متوسط سه نفر از معلمان در هر مدرسه به منظور پاسخگویی به سوالات جو سازمانی انتخاب شدند.
یافته های اصلی پژوهش نشان داد که رابطه ای بین ویژگی های شخصتی مدیران در هر یک از ابعاد چهارگانه با جو سازمانی مدارس (باز/ بسته) وجود نداشت. همچنین بین ابعاد چهارگانه شخصیت با ابعاد جو سازمانی (حمایتی، دستوری، تحدیدی، متعهدانه، همکارانه) تفاوتی مشاهده نشد. طبق نتایج به دست آمده بین بعد غیرمتعهدانه با ابعاد شخصیتی مدیران تفاوت وجود داشت. همچنین یافته ها حاکی از وجود رابطه بین ابعاد چهارگانه شخصیت با یکدیگر بود.
بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری در کاهش پرخاشگری مبتلایان به ضربه سر(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف پژوهش حاضربررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری در کاهش پرخاشگری افراد مبتلا به ضربه سر بود.
طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه شامل 16 نفر از مبتلایان به ضربه سر شهرستان مشهد که با روش نمونه گیری داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان به شیوه تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول درمان شناختی-رفتاری را دریافت و گروه دوم رواندرمانی دریافت نکردند. هر دو گروه در سه مرحله زمانی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه مورد سنجش قرار گرفتند. مقیاس پرخاشگری باس و پری ابزار سنجش بود. داده ها با روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بو.د.
نتایج نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل از نظر میزان کاهش پرخاشگری تفاوت معنی داری داشتند.
ابعاد شناختی فرزندپروری والدین ایرانی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد شناختی فرزندپروری والدین ایرانی بود. طرح این پژوهش کیفی و شیوه مورد استفاده در آن، نظریه زمینه ای یا داده بنیاد است. جامعه پژوهش شامل کلیه والدین مسلمان دارای فرزند بالای ده سال ساکن تهران و کرج در مقطع زمانی تابستان 1395 تا تابستان 1396 بود. نمونه مورد بررسی 33 نفر از والدین مسلمان ایرانی بودند که با مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها، بر اساس شیوه نامه استراوس و کوربین (1998) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت، حاصل کدگذاری های باز، محوری و گزینشی، 272 کد اولیه، 31 مفهوم، 6 مقوله و 2 طبقه کلی بود: طبقه قابلیت های درون فردی که شامل قابلیت های روان شناختی(قابلیت های شناختی، هویت، حرمت خود، تنظیم هیجان، خودمختاری، تاب آوری، مسئولیت پذیری/نظم فردی)، قابلیت های معطوف به پیشرفت(قابلیت های جسمی، قابلیت های اقتصادی/مالی، قابلیت های شغلی، قابلیت های تحصیلی و هدف/برنامه) و قابلیت های معنوی(دینداری، اخلاق فردی) است و طبقه قابلیت های بین فردی که شامل قابلیت های ارتباط بین فردی(صمیمیت/ مهرورزی، قاطعیت، انعطاف/ انتقادپذیری)، قابلیت های ارتباط خانوادگی(سازگاری، مهارت های ارتباطی، احترام والدین، همکاری و مشارکت، تعهد/ وفاداری/ انسجام، قانون پذیری، اطاعت) و قابلیت های اجتماعی(حقوق دیگران، قانون پذیری، روابط عمومی، اخلاق اجتماعی، نوع دوستی/ یاریگری، سازگاری/ تاییدجویی و تعهد اجتماعی) است.