هرچند جامعه ایرانی تحت سلطه مغولان، دولت ایلخانان مغول (736 ـ656 ق) را به صورتی یکپارچه می دید و حتی تاریخنگاری ایرانی عصر ایلخانان بیشتر آنان را به عنوان مغولان چنگیزخانی می شناساند، اما چنین دیدگاه کلی نگری برای تبیین تحولات سیاسی ایران آن دوران فاقد دقت و نکته سنجی است. زیرا در عمر یکصدساله دولت ایلخانان، هشتاد سال آن هلاکو خانیان قدرت داشتند. از میان هلاکوخانیان و در اصل اباقائیان شش ایلخان از مجموع نه ایلخان از آنها بوده اند. چنین تخصیص هایی که طی آن یک خاندان از خاندانی بزرگتر منشعب می شود را مغولان اروغ می خوانند. سرانجام اروغ ارغون خان پسر اباقاخان بود که قدرت اصلی را در کلیت دولت ایلخانان به دست آورد. چنین فرایند تخصیص و تفریدی را می توان شیوه خاص جامعه تورانی حاکم بر ایران آن روزگار به جای نظام فرهمندی جامعه کهن ایرانی دانست که توارث در پادشاهی را از عنایت آسمان می دانست نه مالکیت زمین.
دولت ایلخانان مغول، پس از یک دوره تهاجم چهل ساله در ایران به قدرت رسید و هشتاد سال (736-656 ق) بر سر کار بود. این دولت از نظر قدرت نظامی و وسعت قلمرو، از دولت های بزرگ تاریخ ایران به شمار می آید، اما به رغم دفاع از مرزهای گسترده خود، بسیار بی ثبات بوده و همواره با بحران های سیاسی داخلی درگیر بوده است. از این رو، در اوج اقتدار به یکباره و در پی یک بحران داخلی سقوط کرد. بررسی آماری درباره ایلخانان در ایران نشان می دهد که سه عامل سن رسیدن به سلطنت، سن رخداد مرگ و مدت سلطنت آنها مؤلفه هایی تأثیرگذار در بی ثباتی مداوم آن دولت و نیز سقوط غیرمنتظره آن بوده است. تحقیق این مقاله بر اساس کاربرد علم آمار در تاریخ نگاری (Cliometrics) صورت گرفته که طی آن داده های آماری بر یک بستر زمانی مورد ارزیابی قرار می گیرد و دیگر عوامل مؤثر در بی ثباتی و سقوط آن در اینجا مورد نظر نبوده است.
دو دولت خوارزمشاهیان و سلغریان(اتابکان فارس)که از خوارزم و فارس برخاسته اند، علیرغم بعد جغرافیایی از اوایل قرن هفتم با یکدیگر سروکاریافته اند، دلیل آن نیز تعارض منافع آن ها درنواحی مرکزی و غربی ایران بود که هر دو دولت بدان نواحی نظر داشتند.هرچند در ابتدا این تعارض به تضاد نظامی میان آنها منجر شدو سپس حملات مغول نیز دولت خوارزمشاهیان را به خود مشغول داشت، اماسرانجام پیوند خانوادگی ، سلغریان و خوارزمشاهیان را در کنار یکدیگر قرارداد.به همین جهت در دهه620ه ق . یعنی روزگار فرمانروایی سلطان جلال الدین خوارزمشاه، سلغریان مهمترین متحد خوارزمشاهیان در برابر مغولان بودند.حتی چند سالی پس از انهدام دولت خوارزمشاهی نیز سلغریان سیاست ضد مغولی آنان را ادامه دادند.
سلجوقشاه پسر سلغورشاه پسر اتابک سعد در سال 662 هـ . علیه مغولان در فارس سر به طغیان برداشت و برای مدتی کوتاه خود را مستقل ساخت. اگرچه این طغیان با کشتار مغولان فارس صورت گرفت، اما دلایل و عواملی مربوط به درون خاندان سلغری (اتابکان فارس) داشت، و خیلی زود با دریای پارس و مسائل اقتصادی و نیز موقعیت جغرافیایی آن پیوند یافت. سلجوقشاه در فرصت کوتاهی که برای آمادگی و تجهیز خویش داشت، تمام سعی خود را برای تدارک امکانات در ساحل خلیج فارس و نیز فراهم آوردن تمهیدات دفاعی میان شیراز تا ساحل بخصوص در کازرون مصروف داشت. بازشناسی موقعیت خلیج فارس و خطوط ارتباطی آن با شیراز در واقعه شورش سلجوقشاه گویای نکات جدیدی هم در مورد این شورش و هم شرایط تاریخی خاص دشتستان و سواحل شمالی بخش علیای خلیج فارس بخصوص خورشیف است.
این مقاله تاریخ شیراز و حاکمان آن را در دوره سعدی بررسی مینماید. نویسنده این مقاله وضعیت اصفهان را که در عصر سلجوقیان بزرگ و در ادامه حکومت آنان در عصر سلاجقه عراق پایتخت ایران بوده، در اوضاع به وجود آمده در شیراز موثر میداند زیرا با سقوط دیلمیان و برآمدن سلجوقیان، شیراز موقعیت پایتختی خود را از دست میدهد و اصفهان مرکز سیاسی ایران میشود و با توجه به اتفاقاتی که در آن دوره افتاد، فارس در روزگار نوجوانی و جوانی سعدی شاهد تکاپوی سلغریان ، حاکم فارس، برای تبدیل شدن به یک قدرت درجه اول در ایران بود. این مقاله در ادامه به نقش کیش در تاریخ شیراز و سفر سعدی به کیش اشاره دارد.
تجارت دریایی خلیج فارس از زمان های قدیم دارای اهمیت زیادی بوده است. بنادر مهم خلیج فارس چون سیراف، جنابه و مهروبان نقش مهمی در تجارت بین المللی شرق و غرب ایفا می کردند. اگرچه در مقاطعی از دوره های میانه، به ویژه سلجوقیان، تجارت دریایی خلیج فارس با رکود مواجه شد؛ با این حال در دوره سلجوقی بندر «تیز» در ساحل مکران با رشد چشمگیری همراه بود.سوال اصلی که ما در این نوشتار در پی پاسخگویی به آن هستیم به شرح زیر است:چه دلایل عمده ای باعث رکود تجارت دریایی ایران (خلیج فارس) در سده های پنجم و ششم هجری / یازدهم و دوازدهم میلادی (دوره سلجوقیان) شده است؟ در پاسخ به این سوال فوق، این فرضیه مطرح شده است که تجارت دریایی خلیج فارس به دو دلیل در دوره سلجوقی دچار افول شده است: این امر نخست به فقدان حکومتی مقتدر در فارس و خوزستان مربوط بود و دوم به سیاست های تجاری منطقی دولت فاطمی مصر باز می گشت که رشد تجارت دریایی سرخ را در پی داشت.
به پادشاهی رسیدن طغاتیمورخان در عصر ایلخانان رقیب (756-736ه.ق) را باید پدیده ای جالب و استثنایی در تاریخ مغولان دانست. زیرا او از تبار جوجی قسار برادر چنگیزخان بود؛ در حالی که بر اساس سنت سیاسی مغولان تنها فرزندان و نوادگان چنگیزخان می توانستند به پادشاهی (خانی) برسند. این در حالی است که طغاتیمورخان از میان هم مدعیان سلطنت (ایلخانی) نسبی روشن تر و مشخص تر دارد. لذا ادعای نسب چنگیزخانی نکرده است و همین امر مشروعیت حکومت او را نزد مورخان آن عصر محل بحث و گفت و گو قرار داده است.