کاووس روحی برندق

کاووس روحی برندق

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرّس، تهران، ایران
پست الکترونیکی: 14rohi@gmail.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۲۸ مورد از کل ۱۲۸ مورد.
۱۲۱.

طراحی و اعتباریابی الگوی استاد دانشگاهی شایسته بر مبنای فرهنگ ایرانی-اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
در مراکز آموزش عالی اساتید نقش محوری دارند. با پیشرفت جوامع و شکل گیری سطوح مختلف آموزش، در هر سطح شاخص ها و معیارهایی برای اساتید تعریف گردید. این شاخص ها در هر جامعه باید متناسب با فرهنگ و ارزش های آن جامعه تعریف گردد. هدف از این پژوهش، طراحی و اعتباریابی الگویی برای استاد دانشگاهی شایسته بر مبنای فرهنگ ایرانی اسلامی است.در این پژوهش مفهوم شایستگی در فرهنگ و ادبیات ایران، قرآن، احادیث و روایات و منابع مدیریت به عنوان منابع اصلی فرهنگ اسلامی-ایرانی جستجو و مصادیق شایستگی از آن ها استخراج گردید. در مجموع با بررسی 219 منبع، 1102 مضمون برای شایستگی بدست آمد، که پس از ارزیابی و بررسی دقیق در 7 دسته مدیریتی، شخصی، اجتماعی، علمی، معرفتی، دینی و ارتباطی دسته بندی گردیدند. این دسته بندی توسط خبرگان و پس از تجمیع مضامین، تا اشباع کامل انجام شده است. در نهایت الگویی متناسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی برای استاد شایسته بر مبنای مصادیق استخراج شده از منابع توسعه داده شد و اعتبار این الگو توسط روش لاوشه ارزیابی و تصدیق گردید.
۱۲۲.

مطالعه تطبیقی مفاد آیه عرف در دید مفسران شیعه و اهل تسنن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
دانشمندان شیعه امامیه به اتفاق عرف را در حوزه تعیین مفاهیم گزاره های فقهی دارای اعتبار و حجت می دانند، و بنا بر نظر برخی از اصولیان و فقهای بزرگ عرف افزون بر این در حوزه تشخیص مصادیق نیز حجت است. در مقابل، دانشمندان شیعه امامیه به صراحت منکر کارآیی عرف به عنوان منبعی از منابع فقه و استنباط احکام هستند. اما مذاهب اهل تسنن با وجود اختلاف های درونی کم و بیش عرف را به عنوان یکی از منابع فقه در کنار سایر منابع و مصادر معتبر پذیرفته اند. آیه 199 سوره اعراف: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ»، از مهم ترین آیات قرآنی است که دانشمندان اهل تسنن برای حجّیت و اعتبار استقلالی عرف بدان استناد و استدلال کرده اند این مقاله با روش کتابخانه ای در گردآوری مطالب و شیوه اسنادی در نقل دیدگاه ها و روش تحلیل محتوا در تحلیل داده ها، دیدگاه مفسران به ویژه مفسران اهل تسنن را در زمینه مفاد آیه عرف از جهت افاده حجیت عرف به عنوان منبعی مستقل از منابع فقه مورد بررسی و تحلیل و نقد قرار داده و به این نتیجه دست یافته است که در آیه عرف مراد از عرف و معروف، اساساً عرف اصطلاحی نیست، بلکه کار و یا خصلت نیک مراد است که نیک بودن آن از راه عقل و یا شرع اثبات شده است.
۱۲۳.

بازخوانی مفهوم واژه «نصاری» در قرآن کریم؛ نگاهی انتقادی به دیدگاه محدود کننده مفهوم نصاری در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۹
واژه «نصاری» در قرآن کریم از جمله مفاهیمی است که در مطالعات تفسیری و زبان شناسی بحث و بررسی شده است. برخی از پژوهشگران معاصر، تلاش کرده اند این واژه را نه به عنوان یک اصطلاح عام برای مسیحیان، بلکه به گروهی خاص از آنان محدود کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و رویکردی انتقادی و با تکیه بر تحلیل آیات و مقایسه این واژه با مفاهیم و آیات مرتبط، دیدگاه مذکور را نقد کرده و شواهد متعددی برای رد آن ارائه نموده است. تحلیل آیات مرتبط با مواضع گوناگون قرآن نسبت به «نصاری»، از جمله آیات سوره های بقره، مائده و توبه نشان می دهد که این واژه به گروهی شناخته شده و اثرگذار در جامعه آن زمان اشاره دارد. در این خصوص، تقابل های دوگانه میان «نصاری» و «یهود» نشان دهنده کاربرد گسترده این واژه در برابر یک گروه بزرگ دینی است. همچنین، آیات مرتبط با ساحت حضرت ابراهیم (ع) و نفی یهودیت و نصرانیت از ایشان، دلالت روشنی بر ماهیت عام این واژه دارد. افزون بر این، آیات مربوط به شرط ایمان و عمل صالح برای رستگاری پیروان ادیان مختلف، مؤید این نکته است که «نصاری» اشاره به عموم مسیحیان دارد و نه یک گروه خاص. ادعاهایی همچون الحاقی بودن این واژه یا عدم امکان حضور در برخی از آیات نیز نه تنها پشتوانه کافی ندارند، بلکه با سبک بیانی و انسجام ساختاری قرآن در تعارض است. در نتیجه، محدود ساختن مفهوم «نصاری» به گروهی خاص، نه تنها با شواهد قرآنی سازگار نیست، بلکه سبب نادیده گرفتن بسیاری از دلالت های تفسیری و تاریخی می شود.
۱۲۴.

تحلیل و نقد آراء مفسران فریقین در تبیین آیه شانزدهم سوره اسراء(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
آیات مربوط به اراده و مشیت الهی، ازجمله آیات تأمل برانگیز قرآن کریم به شمار می آید که همواره محل بحث مفسران بوده است. آیه شانزدهم سوره اسراء: «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَهً امرنا مُتْرَفیها فَفَسَقُوا فیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمیراً» ازجمله این آیات است که به سبب شبهه اراده عذاب از سوی خداوند قبل از استحقاق بندگان و متعلق "امرنا "، در زمره آیات مشکل قرار گرفته است. مفسران برای رفع تعارض آن با آیات و ادله دیگر، تلاش زیادی نموده اند که به آراء مختلفی منتهی شده است اما فقدان نتیجه واحد، نشان از حل نشدن مسأله دارد. در این مقاله تلاش شده است تا با رویکرد تحلیلی- تطبیقی در دامنه تفاسیر شیعه و سنی، به این پرسش ها درباره آیه فوق پاسخ داده شود: بر اساس ظاهر آیه، اراده عذاب قبل از ارتکاب معصیت چگونه قابل توجیه است؟ آیا متعلق "امرنا " در جمله "امرنا مترفیها ففسقوا "، فسق است یا طاعت؟  بررسی ها نشان می دهد که اراده عذاب در آیه به سبب گناهان متقدم آنان است نه گناهی که در آیه ذکر شده و منظور از " امرنا "، امر تکوینی است و لذا امر در معنای حقیقی به کاررفته و متعلق آن فسق است.
۱۲۵.

تحلیل انتقادی تأثیر رویکرد مقاصدی دگراندیشانه بر تفسیر آیه تعدد زوجات؛ با تأکید بر دیدگاه طاهر حداد، نصر حامد ابوزید، محمد شحرور و آمنه ودود(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۳
مسئله اصلی پژوهش این است که اگرچه قرآن پژوهان سنتی با رویکرد مقاصدی سعی در استخراج احکام آیات قرآن تحت عنوان مقاصد الشریعه کرده اند، لکن این نگاه در میان دگراندیشانی مانند طاهر حداد، نصر حامد ابوزید، محمد شحرور و آمنه ودود، به سبب نگاه تاریخ مند به ویژه در برخی آیات الاحکام، ازجمله آیات زنان، دچار تحول شده است. این پژوهش به روش تحلیلی- انتقادی با مروری بر شناخت رویکرد مقاصدی دگراندیشانه، تأثیر آن را بر دیدگاه های برخی دگراندیشان درباره تعدد زوجات مورد بررسی قرار داده و یافته ها نشان می دهد، دگراندیشان نام برده با پیش فرض تاریخ مندی و تلقی حقارت زن در اسلام و یکسان پنداری مقاصد الشریعه با مصلحت سنجی بشری، سعی در تفسیری نو با رویکرد عقلانی، بدون توجه به نص قرآنی آیه تعدد زوجات داشته اند. برخی از آنها به استناد ظاهر قرآن، تعدد زوجات را منحصر در زمان نزول دانسته اند و برخی این امر را در زمان حاضر، منوط به شرایط اضطرار می دانند. نتیجه اینکه در نقد این دیدگاه، با استناد به آیه 3 و 129 سوره نساء می توان گفت؛ تعدد زوجات، امری مباح است که با مراعات شرایط آن و جایگاه و حقوق زن، نظام تک همسری را به خطر نمی اندازد و به حقوق زن آسیبی نمی رساند و به عنوان راهکاری در مواجهه با برخی چالش های فردی و اجتماعی، مختص زمان نزول نیست؛ چراکه در دوران معاصر نیز مشکلاتی که به عنوان مصلحت احتمالی تشریع حکم اباحه تعدد زوجات وجود داشته، هنوز باقی است و باوجود مصلحت، حکم نیز باقی خواهد بود.
۱۲۶.

نقد عزازی در کتاب «طعون وشبهات الشیعة الإمامیة حول صحیح البخاری والرّد علیها»؛ مطالعه موردی حدیث «رؤیت خدا در روز قیامت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۳
احادیث بسیاری پیرامون اثبات یا نفی رؤیت خداوند درجوامع حدیثی فریقین روایت شده است که دالّ بر اهمیت این موضوع است. مطابق حدیثی منسوب به پیامبر (ص)، رؤیت خداوند توسط مؤمنان در قیامت امری حتمی است. براین اساس، یکی از نویسندگان سنّی، به نام عزازی باور دارد محققان امامیه، سند و متن این روایت را محلّ اشکال دانسته اند لذا ضمن ایجاد شبهه در وثاقت احادیث صحیح بخاری، عقیده اهل سنت، پیرامون اثبات رؤیت خداوند را نفی می کنند. این نویسنده با نگاهی انتقادی، ضمن طرح دلایلی همانند: اثبات وثاقت راویان این حدیث، توجیه تعارض های متنی، استناد به آیات و روایات و نیز نقد دلایل عقلی امامیه درباره نفی رؤیت بصری، آن مذهب را به تعصب در نفی عقاید اهل سنت متهم می کند لذا بررسی نظریات وی در راستای تبیین و اثبات نگاه صحیح درباره رؤیت، حائز اهمیت است. تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، ضمن تفصیل نظریات عزازی، اثبات نموده است دلایل وی از نگاه سندی (عدم بررسی دقیق احوال راویان)، قرآنی و روایی (برداشت های مخالف قواعد لغوی و نحوی از آیات و روایات) و عقلی (نقل گزینشی و نادرست نگاه عقلی امامیه) صحیح نیست. در نتیجه، نظریات او از نگاه علمی، قابلیت نقد و رد دیدگاه امامیه درباره نفی مضمون این حدیث را ندارد.
۱۲۷.

A Critical Comparative Analysis of the Concept of God’s "Form" (Ṣūrah) and "Face" (Wajh) in the Views of Salafi and Imami Hadith Commentators(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۵
The study of the so-called Khabarī attributes has long been a subject of investigation among Muslim scholars. Accordingly, based on certain Qurʾanic verses and narrations, God is described by the attribute of "Face" ( Wajh ), and according to some narrations, He is also described by the attribute of "Form" ( Ṣūrah ). Reliance on the literal meanings of these two attributes gives rise to ambiguities such as anthropomorphism ( Tajsīm ) and assimilation ( Tashbīḥ ). Therefore, examining exegetical and hadith-commentarial theories is necessary in order to clarify a view consistent with the principles of divine unity ( Tawḥīd ). In this regard, hadith commentators of the two intellectual traditions of Salafism and Imami Shiʿism, in accordance with their distinct doctrinal foundations, have offered explanations of these two attributes. Clarifying and critically evaluating these views is essential for identifying the correct position concerning the divine attributes. For this reason, the present study examines the attributes of "Form" and "Face" in the Qurʾan and narrations, with a focus on the perspectives of Salafi and Imami hadith commentators. Adopting a comparative approach, it analyzes and critiques the exegetical and hadith-commentarial views of Sunni, Salafi, and Shiʿi scholars, and seeks to identify the sound interpretation of these two attributes. The findings indicate that Salafis, by accepting the apparent meaning of the text in the narration "God created Adam in His form" ( Khalaqa Allāhu Ādama ʿalā Ṣūratih ), refer the pronoun "His form" ( Ṣūratih ) to God and, based on the principle of adherence to the literal meaning, regard the "Face of God" as visible on the Day of Resurrection. In contrast, Imami commentators, relying on an interpretive approach, understand "Form" as the manifestation of divine attributes in the human being, and interpret "Face" either as the luminous reality of the Prophet or as the divine essence without any literal, corporeal meaning. Consequently, the perspective of Imami hadith commentators is more consistent with Qurʾanic- and Sunnah-based principles of divine unity, whereas the literalist Salafi approach leads to numerous rational challenges, such as anthropomorphism and assimilation.
۱۲۸.

مطالعه تطبیقی انتقادی تقلیل معراج پیامبر اکرم (ص) به رؤیا (دهلوی، جابری و سروش) از منظر مفسران فریقین با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۸
مسئله: این پژوهش به بررسی و نقد دیدگاه های اندیشمندانی همچون دهلوی، جابری و سروش درباره مسئله معراج پیامبر اکرم (ص) می پردازد و با استناد به تفاسیر قرآن و سایر دیدگاه های انتقادی، آن ها را ارزیابی می کند. هدف: دستیابی به درکی صحیح و جامع از نحوه وقوع معراج پیامبر اکرم (ص) است. روش: این پژوهش در مرحله گردآوری داده ها، به شیوه کتابخانه ای انجام شده و در مرحله طبقه بندی و استناد داده ها، از نوع اسنادی است که بر اساس متون پژوهشی، شامل کتاب ها، مقالات و دیگر منابع معتبر است و ازنظر تجزیه وتحلیل، روش پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کیفی است که در آن دیدگاه های اندیشمندان و مفسران با رویکردی تطبیقی و انتقادی مقایسه و با بهره گیری از استدلال های منطقی و شواهد متنی، نقد و بررسی می شود. یافته ها: تحلیل های انجام شده نشان می دهد که اندیشمندان نامبرده، معراج را تجربه ای روحانی یا رؤیاگونه تلقی می کنند که در بستر خواب رخ داده است. در مقابل، مفسران قرآن، به ویژه علامه طباطبایی، با استناد به آیات قرآن، روایات و مبانی عقلی، معراج را رخدادی واقعی می دانند که در دو مرحله، یعنی در خواب وبیداری، به وقوع پیوسته و افزون بر بُعد روحانی، جنبه جسمانی نیز دارد. نتایج: پژوهش نشان می دهد که دیدگاه اندیشمندان با دیدگاه مفسران، به ویژه نظر علامه طباطبایی، همخوانی ندارد. این دیدگاه از جنبه های مختلف موردنقد قرار گرفته است، ازجمله: عدم تطابق با ظاهر آیات قرآن و روایات متواتر و همچنین ناسازگاری برخی استدلال های اندیشمندان با مبانی عقلی و فلسفی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان