افشار کبیری

افشار کبیری

مدرک تحصیلی: استادیار جامعه شناسی، گروه علوم تربیتی ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه - ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۱ مورد از کل ۳۱ مورد.
۲۱.

تحلیل جامعه شناختی سبک مصرفی شهروندان شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۳۴۱
مصرف گرایی یا اصالت دادن به مصرف و هدف قرار دادن رفاه و دارایی های مادی یکی از مسائل جدی جامعه امروزی است. مصرف گرایی افزون بر عوامل و اثرات اقتصادی، دارای دلایل و پیامدهای فرهنگی و اجتماعی نیز هست. در جامعه ای که شعار خرید و مصرف بیشتر رواج می یابد، مصرف گرایی نه یک نیاز ضروری، بلکه به عنوان وسیله تمایز و به عنوان نماد منزلت اجتماعی خواهد بود. ﺩﺭ ﺍیﻦ پژوهش پیمایشی، با توصیف ابعاد سبک مصرفی در بین شهروندان ارومیه به تعیین کننده های جامعه شناختی ﻣﺼﺮﻑ ﮔﺮﺍیی پرداخته شده است. ابزار گرداوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است که اعتبار آن از طریق اعتبار صوری برآورد شده است. جامعه آماری شامل شهروندان ارومیه بوده که با فرمول کوکران 386 نفر به روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS وLISREL  استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که، سبک مصرفی کارکردی یا نیازمحور در مقایسه با دیگر سبک های مصرفی دارای بیشترین فراوانی است. سبک مصرفی ارتباط معنی داری با متغیرهای جنس، سن، فردگرایی، مصرف رسانه ای و تأثیرپذیری از نفوذ دیگران داشته که این چهار متغیر حدود 29 درصد واریانس سبک مصرفی شهروندان ارومیه ای را تبیین می کنند ولی متغیرهای دینداری، قانون گرایی و توافق فرهنگی ارتباط معنی داری با سبک مصرفی نداشته است.
۲۲.

بررسی زیست پذیری اجتماعی سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان چهاربرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۲ تعداد دانلود : ۳۲۶
امروزه زیست پذیری سکونتگاه های انسانی گفتمان مسلط در توسعه پایدار است. در این راستا طرح هادی چشم انداز فضایی-کالبدی روستا را طراحی و بستری مناسب برای توزیع بهینه خدمات دولتی و عمومی فراهم و شرایط لازم را برای پایداری جمعیت روستا ایجاد می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی وضعیت زیست پذیری سکونتگاه های روستایی و اثرات اجرای طرح هادی در زیست پذیری سکونتگاه های روستایی می باشد. مطالعه حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و جهت جمع آوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی استفاده گردید. قلمرو مکانی، شهرستان چهاربرج از استان آذربایجان غربی است و با استفاده از فرمول اصلاح شده کوکران از روستاهای دارای طرح هادی 143 خانوار و از روستاهای فاقد طرح 121 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای انتخاب خانوارها در روستاها، از روش تصادفی متناسب با حجم جامعه استفاده شد. سطح پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ 789/0 به دست آمد که بیانگر نرمال بودن داده ها می باشد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک تصمیم گیری چند معیاره کوپراس، تحلیل خوشه ای و رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، روستاهای قپچاق و فیروزآباد به ترتیب با (Qi=7/81) و (Qi=7/71) از میزان زیست پذیری اجتماعی بالایی برخوردار هستند. ضمناً، اجرای طرح هادی روستایی در بخش اشتغال و درآمد با ضریب 718/0 و مشارکت اجتماعی با ضریب 709/0 بیشترین تأثیر گذاری را داشته و افزایش زیست پذیری اجتماعی سکونتگاه های روستایی را به همراه داشته و در مؤلفه های امکانات و خدمات زیرساختی با ضریب 245/0 و افزایش کیفیت بهداشت و سلامت فردی با ضریب 191/0 کمترین تأثیر را داشته و در زمینه ابعاد کلی زیست پذیری نیز اجرای طرح هادی روستایی در بُعد اجتماعی (افزایش مشارکت، امنیت اجتماعی و کاهش بزهکاری و...) بیشترین تأثیر را با مقدار 672/0 و به لحاظ رتبه بندی زیست پذیری اجتماعی، بالاتر از ابعاد اقتصادی و زیست محیطی قرار دارد..
۲۳.

تحلیل جامعه شناختی پدیده قتل ناموسی با رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۳۰۸
مطالعه حاضر، پدیده قتل ناموسی را با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی تحلیل می کند. رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی با تأکید بر بینش برساخت گرایانه اجتماعی، بر این باور است که کنشگران اجتماعی نقش اصلی در ساخت و بازسازی زندگی اجتماعی خود دارند و به گونه ای بازاندیشانه و آگاهانه در برابر محیط و تغییرات آن می اندیشیدند و عمل می کنند. قتل ناموسی تلاشی برای دفاع از ناموس و شرف خانوادگی و محافظت از زندگی اجتماعی محلی و سنتی از طریق انتظام درون گروهی مبتنی بر کنترل های اجتماعی غیررسمی در پاسخ به تغییرات و تحولات خانواده و تغییرات سبک زندگی، تحت تأثیر مدرنیته در گذار اجتماعی، به عنوان کنشی برای رهایی از فشارهای درونی فردی و بیرونی اجتماعی، فهم و تفسیر می شود. روش پژوهش حاضر، کیفی است، جامعه آماری آن نیز در بر گیرنده 18 نفر قاتل در زندان شامل 16 مرد و 2 ز ن و افرادی است که تجربه ارتکاب قتل داشتند. همچنین برای انتخاب نمونه هم، از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. قلمروی جغرافیایی پژوهش، استان آذربایجان غربی بوده و از تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته برای گردآوری داده ها استفاده شده است. برای تحلیل داده ها و ارائه مدل، از روش نظریه زمینه یابی با رویکرد ساخت گرای چارمز[1] (2006) استفاده شده است. یافته های به دست آمده شامل 35 مفهوم به عنوان کد های اولیه، 6 مفهوم ثانویه شامل تعین های س اختاری، انتظام درون گروهی، ورود عناصر مدرنیته، تضعیف سنت ها، برون فرهنگ یابی و تقابل فرد و جامعه و 4 مفهوم اصلی به عنوان کدهای کانونی خانواده سنت بنیاد درون انتظام، تغییرات سبک زندگی، خانواده مدرن برون انتظام و برخورداری از فرصت های نامشروع است که مقوله هسته یا نظری این بررسی «تعارض در نظام جدید خانواده (تأخر فرهنگی در حوزه خانواده)» است که مقولات عمده فوق را در بر می گیرد.   [1] Charmaz
۲۴.

تأملی جامعه شناختی بر نظام مسائل و آسیب های اجتماعی (مورد مطالعه: استان آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۳۶
هدف این مقاله، شناسایی و اولویت بندی نظام مسائل و آسیب های اجتماعی استان آذربایجان غربی برای همسوکردن حوزه اجرایی با حوزه دانشی و ایجاد یک فضای مفهومی مشترک و جلب توجه مدیران اجرایی به یافته های علمی حوزه اجتماعی برای نیل به توسعه اجتماعی است. به لحاظ نظری، دو رویکرد عمده واقعیت گرایی اجتماعی و برساخت گرایی در بررسی مسائل و آسیب های اجتماعی طرح شده است که در این تحقیق از رویکرد برساخت گرایی برای شناسایی نظام مسائل و تشخیص اهمیت و اولویت مسائل اجتماعی از دیدگاه نخبگان بهره گرفته شده است. روش شناسی پژوهش حاضر از منظر راهبرد استقرایی، از لحاظ ماهیت کیفی، از نظر هدف کاربردی، و به لحاظ تحلیل داده ها اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل مطلعان کلیدی و کارشناسان خبره در حوزه آسیب های اجتماعی (استادان دانشگاهی علوم اجتماعی، مدیران اجرایی و کارشناسان حوزه اجتماعی) است که به شیوه نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند، 20 نفر از کارشناسان و متخصصان انتخاب شدند. واحد تحلیل این پژوهش، آسیب ها و مسائل اجتماعی، واحد مشاهده در این پژوهش فرد صاحب نظر یا صاحب تجربه در حوزه آسیب های اجتماعی است. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته، جلسات گروه متمرکز و تکنیک دلفی و برای تحلیل داده ها از نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته های تجربی پژوهش حاکی از آن است که نحوه پراکنش متغیرها و شاخص ها در محورهای تأثیرگذاری (نفوذ) و تأثیرپذیری (وابستگی) مستقیم و غیرمستقیم مسائل بر همدیگر، سیستم اجتماعی مرکز استان را به لحاظ آسیب های اجتماعی در وضعیت ناپایدار نشان می دهد و بدکارکردی نهادی (ضعف مدیریتی)، حاشیه نشینی، اعتیاد، کودکان خیابانی، طلاق، فقر و بیکاری از مسائل اساسی، راهبردی و کلیدی محسوب می شوند. براساس نتایج و یافته های این پژوهش در برنامه ریزی برای مداخلات اجتماعی ضرورت دارد این مسائل به عنوان مسائل اولویت دار مدنظر باشد.
۲۵.

تحلیل تطبیقی کیفیت حکمرانی: مطالعه بین کشوری با رویکرد فازی از سال 2000- 2008(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۱۸۶
مساله این مقاله ناظر بر درجه تفاوت پذیری کیفیت حکمرانی است. براساس این مساله، سئوال تحقیق به صورت زیر بیان شده است: درجه تفاوت پذیری کشورها به لحاظ کیفیت حکمرانی چگونه قابل تبیین است؟ در مقام پاسخ تئوریکی به مساله پژوهش، چارچوب نظری تحقیق به این صورت فرموله شده است: ترکیب عطفی منابع اقتصادی دولت، اعتماد اجتماعی و مشارکت مدنی عوامل تعیین کننده کیفیت حکمرانی می باشند.  این تحقیق در بُعد روشی، تطبیقی بین کشوری است. واحد تحلیل این پژوهش، کشورها بوده است که با عنایت به تفاوت در کیفیت حکمرانی از یکدیگر تفکیک شده اند. در این تحقیق نمونه گیری به معنای روش های کمّی انجام نشده است، بلکه سعی گردید، براساس استراتژی تمام شمار، تمام موردهای مرتبط که واجد داده برای انجام مقایسه بودند، مورد بررسی قرار گیرند. روش تحلیل این مقاله، فازی است. یافته های تجربی ناظر بر رابطه فازی بین مجموعه ای، دلالت برآن دارند که اعتماد اجتماعی و درآمدهای غیررانتی دولت؛ تقریباً همیشه شروط علّی لازم برای حکمرانی خوب هستند. مشارکت مدنی نیز معمولاً شرط لازم برای حکمرانی خوب است. نتایج وارسی ترکیب علّی نیز نشان داد که ترکیب عطفی درآمدهای غیررانتی دولت با مشارکت مدنی بالا و اعتماد اجتماعی بالا، ترکیب علّی تقریباً همیشه لازم برای وقوع حکمرانی خوب است. این ترکیب عطفی توانست حمایت تجربی 87 درصد از واحدهای تحلیل را کسب کند. فقط 13 درصد از واحدهای تحلیل، ناسازگاری این ترکیب عطفی با حکمرانی خوب را تأیید کردند. به لحاظ اهمیت تجربی نیز این ترکیب عطفی دارای اهمیت تجربی بالایی است، زیرا با شاخص پوشش 75/0، بیشترین فضای خاصیت در مجموعه حکمرانی خوب را به خود اختصاص داده است. می توان گفت که 75 درصد از واریانس کیفیت حکمرانی توسط اشتراک این سه عامل تبیین شده است. 
۲۶.

تحلیل پدیدارشناختی فرهنگ خوابگاهی: تجربیات و ادراکات دانشجویان دختر از زندگی خوابگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۹۹
فرهنگ خوابگاهی به عنوان زیرمجموعه ای از فرهنگ دانشگاهی موضوعی بسیار مهم است، چراکه به طور مستقیم بر زندگی فردی و اجتماعی دانشجویان تأثیرگذار است. به رغم اهمیت این موضوع، در کشور ما سیاست گذاران آموزش عالی چندان به آن نپرداخته اند. هدف این مقاله، بیان چالش ها و فرصت های زندگی خوابگاهی دانشجویان دختر است. این تحقیق با روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی صورت گرفته است. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 10 نفر از دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه دانشگاه ارومیه که حداقل دو ترم و حداکثر پنج ترم سابقه حضور در خوابگاه را داشتند، انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شده است. مصاحبه ها تا زمان اشباع ادامه یافتند و با روش کولایزی مورد تحلیل و تجزیه قرار گرفتند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که زندگی در خوابگاه های دانشجویی برای دختران دانشجو همراه با چالش های و فرصت های متعددی است. چالش های زندگی خوابگاهی از دیدگاه دختران دانشجو عبارت اند از: نداشتن حریم خصوصی، بی نظمی در ساعت خواب وبیداری، بی ثباتی شخصیت، کم بودن امکانات خوابگاهی، فشار روحی روانی و به حاشیه رفتن درس خواندن. در کنار این چالش ها، دانشجویان به فرصت های زندگی خوابگاهی هم اشاره کرده اند. فرصت هایی چون استقلال فردی، تکامل شخصیت، کسب تجارب زندگی اجتماعی، خود مدیریت زندگی و تقویت روحیه همکاری، بخشی از مهم ترین فرصت هایی بودند که دانشجویان به آن اشاره کرده اند؛ بنابراین بر مبنای این یافته ها فرهنگ خوابگاه های دانشجویی در کنار چالش ها و مشکلاتی که برای دانشجویان ایجاد می کنند می توانند فرصت ها و زمینه های ارتقای توانمندی و مهارت های زندگی اجتماعی دانشجویان را فراهم کنند تا منجر به رشد فردی و اجتماعی دانشجویان شود.
۲۷.

مطالعه کیفی زمینه ها و پیامدهای کودک همسری در روستاهای استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۷۱
کودک همسری پدیده ای اجتماعی - فرهنگی است که در نقاطی از کشور زندگی دخترآن رامتأثر نموده و منجر به بروز مشکلات و آسیب های فردی و اجتماعی بسیار می شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی زمینه ها و پیامدهای پدیده کودک همسری در جامعه روستایی تدوین شده است. روش پژوهش، کیفی بوده و برای گردآوری داده های از تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته استفاده شده است. برای این منظور با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند با 38 نفر از زنانی که تجربه کودک همسری زیر 15 سال داشتند، مصاحبه عمیق به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها مبتنی بر نظریه داده بنیاد با استفاده ازکدگذاری نظری متن مصاحبه ها تحلیل شد .یافته های تحقیق نشان داد، شرایط علّی و زمینه ای مقوم و مؤثر در گسترش پدیده کودک همسری در روستاها عبارتند از؛ فقر، شرایط فرهنگی و اجتماعی، استفاده از فضای مجازی، خانواده ناپایدار، نگرش جنسیت زده، رسوم و سنت های محلی درخصوص ازدواج و رشد جسمی سریع. به علاوه این پدیده پیامدهای منفی مختلفی از دیدگاه مصاحبه شوندگان از جمله؛ تجربه خشونت توسط کودک همسران، فقدان قدرت تصمیم گیری و دخالت خانواده ها، فرار از زندگی مشترک و افزایش نرخ طلاق، ناتوانی در مسئولیت های زناشویی، ناتوانی در حفظ سلامتی، افزایش تعداد فرزندان طلاق که ناشی از حاملگی های ناخواسته و بی علاقگی زوجین داشته است.
۲۸.

ارائه یک مدل شبکه عصبی فازی ، جهت پیش بینی سلامت عمومی زنان از طریق رابطه مولفه های تاثیرگذار انگیزه مشارکت ورزشی و فرهنگ بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۵
ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ ﻫﺪف  پیش ﺑیﻨ ی ﺳ ﻼﻣﺖ ﻋﻤ ﻮﻣی ﺑﺮاﺳﺎس انگیزه مشارکت ورزشی و فرهنگ بدن انجام شد. نمونه آماری را تمامی زنان پرسنل شاغل در معاونتهای دانشگاه علوم پزشکی کرمان که شامل549 نفر بودند تشکیل می داد. ﺑﺮای ﺟﻤﻊ آوری داده ﻫﺎ از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﻋﻤﻮﻣی (GHQ-28)، پرسشنامه انگیزه مشارکت ورزشی (گیل و همکاران، 1983) و پرسشنامه محقق ساخته فرهنگ بدن استفاده گردید. برای کسب اعتبار علمی از روش روایی صوری و محتوایی استفاده شد. میزان پایایی پرسشنامه ها نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ تعیین گردید. چارچوب نظری تحقیق از طریق شبکه عصبی فازی در نرم افزار MATLAB طراحی شد. با بهره گیری از سیستم استنباط عصبی – فازی تطبیقی (ANFIS) ؛ بین متغیرهای ورودی؛ انگیزه مشارکت ورزشی و فرهنگ بدنی و متغیر خروجی؛ سلامت عمومی، رابطه ای برقرار شد. نتایج نشان داد که با توجه به همبستگی بالا بین ورودیهای شبکه و خروجیهای آن و نیز میزان خطای بدست آمده، مدل ANFIS مدلی بسیار مناسب برای پیش بینی سلامت عمومی تلقی میشود و بهترین حالت مدل جهت ارتقا سلامت عمومی زمانیست که فرهنگ بدن در حد متوسط باشد. 
۲۹.

تحلیل پیشران های مؤثر بر بازگشت به چرخه اعتیاد در نقاط روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: این پژوهش به تحلیل پیشران های مؤثر بر بازگشت به چرخه اعتیاد در نقاط روستایی پرداخت. روش: پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی – تحلیلی بود. برای جمع آوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. قلمرو مکانی نقاط روستایی استان آذربایجان غربی بود که طبق سرشماری سال 1395 دارای 304853 خانوار و 1129016 نفر جمعیت می باشد. جهت مطالعه دقیق ذهنیت ها، از روش کیو (Q) و تحلیل عاملی به روش اکتشافی (روش استنفسون) استفاده شد. جامعه گفتمان پژوهش 26 نفر از کارشناسان ادارات بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی(ره)، مسئولین NA، دهیاران و کارشناسان آسیب های اجتماعی استانداری، اساتید دانشگاهی، کارشناسان حوزه امور روستایی، جامعه شناسان، مسئولین کمپ های ترک اعتیاد و غیره بودند. یافته ها: مهم ترین پیشران های مؤثر بر بازگشت به چرخه اعتیاد عبارت بودند از؛ 1) توان افزایی، استطاعت مالی، جبر محیط انسانی و وجود فشارهای روانی، 2) استفاده درمانی، مشکلات خانوادگی، فقر و دوری از خانواده به دلیل مشاغل فصلی، 3) وجود دوستان ناباب، خودنمایی، کنجکاوی و عدم سیاست اجتماعی جامع در پیشگیری مناسب، 4) مشکلات ازدواج، کم توجهی به فرزندان و استفاده تفننی و 5) روابط خانوادگی، افزایش فشارهای اقتصادی و رواج باورهای غلط در مصرف مواد مخدر در روستاها. نتیجه گیری: در نقاط روستایی استان آذربایجان غربی توان افزایی، استطاعت مالی، جبر محیطی و وجود فشارهای روانی در کنار استفاده درمانی، مشکلات خانوادگی و دوری از آن، فقر و غیره از جمله مهم ترین پیشران های مؤثر بر بازگشت افراد به چرخه اعتیاد به شمار می رود.
۳۰.

تحلیل کیفی پایداری اجتماعی مسکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه، حاشیه نشینی نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
رشد فزاینده جمعیت شهری در کشور در چند دهه گذشته، کمبود مسکن را به مسئله اصلی جامعه شهری بدل کرده است. طرح مسکن مهر به عنوان یک سیاست اجتماعی در حوزه مسکن با هدف تأمین مسکن ارزان قیمت برای اقشار کم درآمد جامعه شهری و کنترل قیمت مسکن در دهه گذشته اجرا شد. نتیجه آن شکل گیری مجتمع های مسکونی همگون به لحاظ کالبدی _ فیزیکی ولی ناهمگون به لحاظ فرهنگی و ناپایدار از نظر اجتماعی است. این پژوهش با هدف تحلیل کیفی پایداری اجتماعی در مساکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه براساس راهبرد استفهامی _ تحلیلی طراحی شد. روش اجرای تحقیق باتوجه به ماهیت روش، کیفی از نوع مردم نگاری است، ابزار و تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه و مشاهدات مستقیم پژوهشگر بوده است. جامعه آماری پژوهش ساکنان مساکن مهر شهر جدید گلمان بوده که باتوجه به ماهیت پژوهش، 22 نفر از مدیران و ساکنان مجنمع های مسکونی به شیوه نمونه گیری هدفمند براساس معیار اشباع نظری به عنوان نمونه آماری تعیین گردید. بعد از  انجام مصاحبه و گردآوری اطلاعات، تحلیل محتوای مصاحبه، مفاهیم و مقولات با ارجاع به دیدگاه امیک(چگونگی تفکر مردم بومی) پاسخگویان و برداشت اتیک (توصیفی از باور یک تحلیلگر اجتماعی) مبتنی بر مشاهدات و دانش تئوریک محقق، مستندسازی و تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از وضعیت ناپایداری اجتماعی در ابعاد ضعف هویت محله ای، ضعف سرمایه اجتماعی، تمرکز فقر، احساس طرد و نابرابری اجتماعی، ضعف فرهنگ آپارتمان نشینی، جدایی گزینی فضایی، عدم تجانس فرهنگی و احساس نارضایتی از کیفیت زندگی باوجود صاحب مسکن شدن در بین پاسخگویان است که تداوم چنین وضعیتی این شهر را به گتوی فقرا و  حاشیه نشینی مدرن تبدیل خواهد کرد.
۳۱.

برساخت اجتماعی مرزنشینی و توسعه نیافتگی در مناطق مرزی سردشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: مرزنشینی به عنوان یکی از پدیده های پیچیده فضایی–اجتماعی، همواره در ادبیات توسعه با دوگانه «فرصت–تهدید» تحلیل شده است. در نگاه آرمانی، مرز می تواند بستر تعاملات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و عاملی برای پیوند مناطق پیرامونی با جریان های توسعه باشد؛ با این حال، تجربه زیسته بسیاری از جوامع مرزی در ایران نشان می دهد که مرز نه تنها به فرصت توسعه تبدیل نشده، بلکه خود به سازوکاری فعال در بازتولید فقر، نابرابری و توسعه نیافتگی بدل شده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان مرزی سردشت، در پی بازسازی و تفسیر معنای مرزنشینی به عنوان بستر عدم توسعه از منظر خود مرزنشینان است و می کوشد نشان دهد که چگونه سیاست ها، ساختارها و نظام های معنایی مسلط، مرز را از یک ظرفیت بالقوه به تله ای ساختاری برای توسعه تبدیل کرده اند. هدف اصلی این پژوهش، فهم تجربه زیسته مرزنشینان سردشت و واکاوی چگونگی برساخت اجتماعی مرزنشینی در پیوند با فرآیندهای توسعه نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. به طور مشخص، تحقیق در پی پاسخ به این پرسش محوری است که چگونه موقعیت مرزی، در تعامل با سیاست های مرکزگرا و نگاه امنیتی، به تخریب ساختارهای معیشتی، فرسایش سرمایه انسانی و شکل گیری نظام های معنایی مبتنی بر طرد، نابرابری و «ما–آن ها» منجر شده است. در این راستا، پژوهش تلاش دارد فراتر از تبیین های صرفاً ساختاری یا اقتصادی، به لایه های تفسیری، هویتی و فرهنگی مرزنشینی بپردازد و نقش کنشگران محلی را در معنا بخشی به تجربه مرزی برجسته سازد. روش: این مطالعه در چارچوب پارادایم تفسیری و با تکیه بر رهیافت برساخت گرایی اجتماعی انجام شده و از روش کیفی قوم نگاری بهره گرفته است. انتخاب روش قوم نگاری، به دلیل تأکید آن بر فهم عمیق معانی، تجربه ها و زیست جهان کنشگران اجتماعی، امکان دسترسی به لایه های پنهان و زمینه مند پدیده مرزنشینی را فراهم کرده است. میدان پژوهش، مناطق مرزی شهرستان سردشت بوده و داده ها از طریق مشاهده مشارکتی، مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته و یادداشت برداری میدانی گردآوری شده اند. جامعه مشارکت کنندگان شامل ۱۸ نفر از مطلعین محلی (از جمله دهیاران، معلمان، کسبه، اعضای شوراها، فعالان مرزی و افراد درگیر در فعالیت های معیشتی مرز) است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و شبکه ای انتخاب شده اند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و داده ها با رویکرد تحلیل قوم نگارانه در چهار مرحله ساماندهی، کدگذاری اولیه، توسعه مقوله ها و استخراج مضامین محوری تحلیل شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از راهبردهایی چون مشاهده طولانی مدت، مثلث سازی داده ها، کنترل توسط اعضا و مستندسازی دقیق مسیر تحلیل استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مرزنشینان سردشت وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در مقایسه با مناطق مرکزی کشور به مثابه وضعیتی نابرابر، محروم و محصول تبعیض ساختاری و سیاست های مرکزگرا تفسیر می کنند. در سطح معیشتی، مرز به جای ایجاد اشتغال پایدار، به گسترش «اقتصاد لحظه ای» و فعالیت های ناپایدار و پرریسک مانند کولبری انجامیده است. این نوع معیشت، نه تنها امنیت اقتصادی را تأمین نمی کند، بلکه با تخریب کرامت انسانی، افزایش آسیب های جسمی و روانی و وابستگی دائمی به شرایط متغیر مرزی همراه است. هم زمان، ظرفیت های بومی منطقه در حوزه هایی چون کشاورزی، باغداری و گردشگری، به دلیل فقدان زیرساخت، سرمایه گذاری و حمایت نهادی، تضعیف یا بلااستفاده مانده اند. در سطح اجتماعی، نتایج حاکی از فرسایش شدید سرمایه انسانی و اجتماعی است. مهاجرت گسترده نیروی کار و نخبگان، کاهش انگیزه تحصیل، تضعیف همبستگی اجتماعی و گسترش فردگرایی، از پیامدهای مستقیم انسداد فرصت های پایدار در منطقه محسوب می شوند. جایگزینی ریش سفیدان و مرجعیت های محلی با افراد نوکیسه و رانتی، به بحران مشروعیت و بی اعتمادی اجتماعی دامن زده و توان جامعه برای کنش جمعی و مطالبه گری را تضعیف کرده است. افزون بر این، تجربه تاریخی جنگ، ناامنی و فشارهای معیشتی، به فرسودگی روانی، پرخاشگری و تنش در روابط اجتماعی و خانوادگی انجامیده است. در بعد شناختی و فرهنگی، مرزنشینان از فقر معرفتی، ضعف نظام آموزشی و سلطه نگاه امنیتی بر سیاست گذاری ها سخن می گویند. این وضعیت، به شکل گیری احساس بی تأثیری، بی تفاوتی و سلب اعتماد نسبت به نهادهای دولتی منجر شده است. هم زمان، مرزنشینان با معنا بخشی دوباره به تجربه های محرومیت و حاشیه بودن، نوعی تمایز نمادین میان «ما»ی مرزنشین و «آن ها»ی مرکزنشین ایجاد می کنند. در این فرآیند، مرز از یک خط جغرافیایی فراتر رفته و به نمادی هویتی، فرهنگی و سیاسی بدل می شود که بازنمایی «دیگری بودن» و طردشدگی را تقویت می کند. نتیجه: در م

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان