رابطه بین دلبستگی ناایمن و احساس تنهایی در مادران کودکان نوپا: نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان و تعدیلگر خودکارآمدی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۶ شماره ۶۹
199 - 227
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجیگری تنظیم هیجان و تعدیلگری خودکارآمدی زناشویی در رابطه بین ابعاد دلبستگی و احساس تنهایی با روش کمی-توصیفی از نوع همبستگی (مدل معادلات ساختاری) انجام شد. جامعه پژوهش کلیه مادران کودک نوپا تک فرزند شهر تهران در سال 1403 بود حجم نمونه با استفاده از نرم افزار power* G تعیینگردید ابزار گرداوری داده ها پرسش نامه های احساس تنهایی دیتوماسو و همکاران (2004)، ابعاد دلبستگی کولینز و رید (1990)، خودکارآمدی زناشویی لوپز و همکاران (2007) ، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) بودند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد اثر تعاملی خودکارآمدی با دلبستگی ایمن بر تنهایی معنادار است ۰٫۰31 =. P بصورتی که در افراد با خودکارامدی بالاتر از میانگین رابطه دلبستگی ایمن بر تنهایی منفی تر است. سه مسیر دلبستگی دوسوگرا ،خودکارآمدی ،ارزیابی مجدد (0.01 P< , ۰٫066-=β)، دلبستگی دوسوگرا ،خودکارآمدی ،سرکوبی (0.01 P< , ۰٫069-=β)ومسیر دلبستگی دوسوگرا، خودکارآمدی ، تنهایی معنادار بودند (0.01 P< , ۰٫135=β) این الگو نشان می دهد دلبستگی دوسوگرا با کاهش خودکارآمدی همراه است و کاهشِ خودکارآمدی به طور غیرمستقیم با افزایش تنهایی ارتباط دارد . اثر میانجگری سرکوبی و ارزیابی مجدد در رابطه دلبستگی و تنهایی تایید نشد. اما سرکوبی اثر مستقیم بر تنهایی داشت. نتایج نشان میدهد که خودکارآمدی زناشویی و سبک های دلبستگی نقش مهمی در تنهایی دارندو سرکوبی عامل خطر بین فردی است بنابراین طراحی مداخلاتی که همزمان بر تقویت خودکارآمدی زناشویی، کاهش سرکوبی و افزایش امنیت رابطه ای تمرکز دارندمهم هستند.