حمزه علی بهرامی

حمزه علی بهرامی

مدرک تحصیلی: استادیار معارف اسلامی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۹ مورد از کل ۴۹ مورد.
۴۱.

تبارشناسی اندیشه سیاسی گروه های تکفیری در جهان اسلام؛ تحلیل گفتمان با روش میشل فوکو(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف این پژوهش، تحلیل ریشه های تاریخی و گفتمانی اندیشه های تکفیری در جهان اسلام با استفاده از روش های «دیرینه شناسی» و «تبارشناسی» میشل فوکو است. این گروه ها با رفتارهای خشونت آمیز، تفسیرهای متعصبانه و ظاهرگرایانه از متون دینی، تکفیر دیگر فرق اسلامی (به ویژه شیعیان) و نیز استفاده ابزاری از رسانه برای نمایش خشونت، نه تنها امنیت جوامع را تهدید می کنند، بلکه بازخوانی انتقادی مبانی فکری آنان را ضروری ساخته اند. این پژوهش با تکیه بر مفاهیم فوکویی مانند: پیوند قدرت و دانش، گسست های تاریخی و نقش گفتمان در ساخت سوژه، در پی آن است که چگونگی تبدیل ایده های نخستین به گفتمان مسلط تکفیر را تبیین نماید. چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، تبارشناسی و دیرینه شناسی میشل فوکو است. در روش تبارشناسی، تاریخ را نه به مثابه روایتی خطی، بلکه به عنوان میدانی از گسست ها، تقابل ها و بازسازی های گفتمانی می داند که در آن، «قدرت» و «دانش» در هم تنیده اند. از نگاه او، حقیقت، امری ثابت نیست؛ بلکه برساخته ای است که در بستر روابط قدرت شکل می گیرد و از طریق گفتمان ها تثبیت می شود. دیرینه شناسی نیز به کاوش در لایه های پنهان گفتمان ها می پردازد و نشان می دهد که چگونه ایده های حاشیه ای در شرایط خاص تاریخی، به گفتمان مسلط تبدیل می شوند. این دو روش، به ما امکان می دهند تا با ردگیری تحولات گفتمانی، چگونگی شکل گیری اندیشه تکفیر را از مفاهیم اوّلیه در تاریخ اسلام تا ظهور گروه هایی مانند داعش تحلیل کنیم. کلیدواژه های فوکویی مانند «اپیستمه» (نظام دانشی یک دوره)، «سوژه» (فردی که تحت تأثیر گفتمان ها شکل می گیرد)، و «رژیم حقیقت» (نظامی که مشروعیت خود را از تولید دانش می گیرد)، ابزارهای تحلیلی قدرتمندی برای درک ماهیت گروه های تکفیری هستند. این گروه ها با ایجاد مرزهای سفت و سخت بین «خودی» و «غیرخودی»، سوژه ایده آل خود را می سازند و هرگونه تفاوت را از دایره «حقیقت» خارج می کنند. تبارشناسی اندیشه تکفیر، ما را به آموزه های ابن تیمیه (قرن ۷-۸ق) می رساند. وی با تأکید بر بازگشت به سلف صالح و نفی هرگونه تأویل در متون دینی، مرزهای هویتی سخت گیری را بین مسلمانان ترسیم کرد. او مخالفان فکری خود، از جمله شیعیان و صوفیان را «بدعت گذار» و خارج از اسلام می دانست و مشروعیت خشونت علیه آنان را تبلیغ می نمود. اگرچه این ایده ها در زمان او عمدتاً طرد شدند، اما به مثابه «دانش زیرزمینی»، در حافظه جمعی بخشی از جهان اسلام باقی ماند. در قرن ۱۸ میلادی، محمدبن عبدالوهاب با احیای اندیشه های ابن تیمیه و اتحاد با خاندان سعودی، گفتمان تکفیر را از حاشیه به متن قدرت کشاند. او با تکیه بر تفسیر ظاهرگرایانه از توحید، تمامی مظاهر فرهنگیِ پس از سلف صالح (مانند زیارت قبور و توسل) را شرک تلقی کرد و پیروانش را موظف به نابودی این «انحرافات» ساخت. این اتحاد دین و سیاست، سنگ بنای حکومت سعودی و گسترش وهابیت به عنوان گفتمان مسلط در شبه جزیره عربستان شد. در قرن بیستم، عوامل متعددی به بازتولید گفتمان تکفیر دامن زدند. فروپاشی امپراتوری عثمانی و استعمار، باعث تضعیف خلافت اسلامی شد و تقسیم جهان اسلام به دولت های ملی، بحران هویتی ایجاد کرد که گروه های تکفیری با وعده بازسازی امت واحد اسلامی، از آن سوءاستفاده نمودند. حمایت غرب و عربستان از گروه های جهادی در افغانستان علیه شوروی، به شبکه هایی مانند القاعده مشروعیت بخشید. گروه هایی مانند داعش با استفاده از ویدیوهای خشونت، نه تنها ترس را منتشر کردند، بلکه با ساختن روایتی حماسی از «جهاد»، جوانان محروم را به سوژه های مطیع گفتمان خود تبدیل نمودند. این گروه ها با الهام از وهابیت و تفسیری افراطی تر از ابن تیمیه، «تکفیر» را به ابزاری برای حذف هر صدای مخالف تبدیل کردند. آنان با انکار مرجعیت دینی سایر فرق، خود را تنها نمایندگان «اسلام ناب» معرفی می کنند و هرگونه تعامل با نظام های سیاسی غیراسلامی را خیانت می دانند. خشونت آنان صرفاً ابزاری برای ترور نیست؛ بلکه نمایشی نمادین برای اثبات حاکمیت «رژیم حقیقت» خود بر جهان اسلام است. از منظر فوکو، سوژه های انسانی، نه موجوداتی خودمختار، بلکه محصول گفتمان ها و روابط قدرت هستند. گروه های تکفیری با ایجاد شبکه ای از مفاهیم (مانند: جهاد، خلافت و تکفیر)، سوژه هایی می سازند که هویت خود را در نابودی «دیگری» تعریف می کنند. این سوژه ها با انکار عقلانیت انتقادی و تقلید کورکورانه از رهبران، به ابزارهایی برای تداوم خشونت تبدیل می شوند؛ به عبارت دیگر، تکفیری ها نه تنها بدن ها را نابود می کنند، بلکه با بازتعریف «حقیقت»، ذهنیت جامعه را نیز به اشغال درمی آورند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اندیشه تکفیر، برساخته ای تاریخی است که در تقاطع دین، قدرت و بحران های هویتی شکل گرفته است. اگرچه این گفتمان در کوتاه مدت با توسل به خشونت، خود را بازتولید می کند، اما تناقض ذاتی آن (نفی تکثر ذاتی اسلام) مانعی اساسی برای تداوم آن است. مقابله با این پدیده، مستلزم تقلیل ایدئولوژی تکفیر به جایگاه حاشیه ای آن از طریق بازخوانی انتقادی تاریخ و ترویج گفتمان های جایگزین مبتنی بر عقلانیت و مدارا است.
۴۲.

واکاوی راهکارهای قرآنی مواجهه انسان با رخدادهای خوشایند زندگی براساس گونه های آیات رحمت و نقمت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
انسان در زندگی با رخدادهای خوشایندی مواجهه می شود که باطن آن برای او ناشناخته است. گاه باطن رخداد نیز خوشایند و گاه باطن آن نقمت بار خواهد بود. ازآنجاکه نحوه رویارویی با چنین رخدادهایی در میزان بهره مندی از رحمت الهی و رسیدن به بینش صحیح موثر است و قرآن یگانه مرجع در این راستاست، پرداختن به موضوع پژوهش ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر، به روش توصیفی- تحلیلی، با بررسی آیات حوزه رحمت و نقمت، مدلی قرآنی عرضه کرده که انسان در حوزه اختیار خود در رخدادهای خوشایند، رحمت الهی را کسب، حفظ و تثبیت کرده و راهکارهای تبدیل نقمت باطنی به رحمت باطنی را به کار بندد. بنابر یافته های پژوهش، سازوکار قرآنی کسب، حفظ و تثبیت رحمت الهی در رخدادی که در ظاهر و باطن رحمت است، بهره گیری از ایمان و تقوا، تقویت روحیه شکرگزاری، استفاده از دعا، قدرشناسی و ادب، قرارگرفتن در زمره محسنین، مداومت در پرداخت زکات و انفاق با انگیزه الهی؛ و راهکارهای تبدیل نقمت باطنی به رحمت باطنی در رخداد خوشایند به ظاهر رحمت، عدم اعراض از خداوند هنگام برخورداری، دوری از حس تکبر توام با توهم اکرام، عدم غفلت و ناسپاسی هنگام بهره مندی از رحمت، بالابردن ظرفیت وجودی و عدم طغیان هنگام بهره مندی، دوری از عناد و طمع، پرهیز از خودکامگی و ریاست طلبی و دوری از کفر جهت گرفتارنشدن در امهال است.
۴۳.

تحلیلی بر نقش رنج اختیاری امام معصوم علیه السلام در هدایت و تحول جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۷
رنج آگاهانه و اختیاری امام معصوم، نه یک رخداد صرفاً تاریخی، بلکه بخشی از مأموریت الهی و ابزار هدایت امت است. با این حال، بیشتر پژوهش های پیشین به ابعاد احساسی یا روایت تاریخی پرداخته و کمتر به تحلیل ساختارمند «اختیار در پذیرش رنج» و نقش آن در «تحول معنوی جمعی» توجه داشته اند.پرسش اصلی این پژوهش آن است که رنج اختیاری امام معصوم چگونه می تواند به مثابه محرک هدایت و بازسازی معنوی جامعه عمل کند؟ این پرسش، در مواجهه با شبهاتی مانند ناخواسته بودن شهادت یا ناکامی سیاسی امام، اهمیت مضاعف می یابد.لذا مقاله حاضر با رویکردی بین رشته ای، جایگاه رنج اختیاری امام را در چارچوب آموزه «حجت الهی» در کلام امامیه تبیین کرده و آن را با نظریه های تحول جمعی در علوم اجتماعی، از جمله «شوک اخلاقی» و «حافظه جمعی»، تطبیق می دهد. یافته ها نشان می دهد که چنین رنجی، علاوه بر نقش معرفتی در هدایت فردی، می تواند چارچوب های پیشین فهم و ارزش های جامعه را به چالش کشیده و در نتیجه، مردمان را به جست وجوی معانی تازه و بازسازی هویت جمعی وادارد؛ فرایندی که انسجام دینی و پویایی اعتقادی جامعه را در بلندمدت تضمین می کند. بدین جهت نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی مفهومی برای پیوند «اختیار در رنج» و «تحول جمعی» است که خلأ موجود در ادبیات کلامی و جامعه شناسی دین را پر می سازد و پاسخی معاصرپسند به پرسش های انتقادی درباره چرایی و کارکرد رنج امام فراهم می آورد.
۴۴.

نقد حدیثی- کلامی قرائت تناسخی از «ارابه روح» افلاطون در پرتو آموزه های امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۸
نظریه «ارابه روح» و آموزه باز زایش نفس در آثار افلاطون، به ویژه در فایدروس، از برجسته ترین صورت بندی های فلسفی تناسخ در سنت یونان باستان به شمار می آید. بر اساس این نگرش، نفس پیش از پیدایش بدن مادی موجود بوده و پس از مرگ، امکان بازگشت در قالب های انسانی یا حیوانی دیگر را دارد؛ چرخه ای که تا وصول به عالم مُثُل تداوم می یابد. این مقاله با رویکرد حدیثی کلامی و روش تحلیلی تطبیقی و با نگاهی نقادانه، به مقایسه این دیدگاه با سه محور بنیادین در کلام امامیه یعنی «معاد جسمانی»، «برزخ» و «رجعت» می پردازد و حدود تعارض ها و تفاوت های هستی شناختی و غایات آن ها را واکاوی می کند. یافته ها نشان می دهد که برداشت افلاطونی از چرخه باز زایش نفس با اصول کلامی امامیه، ازجمله هم زمانی آفرینش روح و بدن، انحصار حیات دنیوی به یک بار تجربه، نفی بازگشت به دنیا پس از مرگ و ضرورت تحقق معاد جسمانی و روحانی، ناسازگار است. همچنین «برزخ» در امامیه، منزلگاهی خطی و رو به آینده تا قیامت است، نه مرحله ای برای انتخاب یا تکرار زیست و «رجعت» رخدادی استثنایی و محدود برای گروهی خاص، با ماهیتی متفاوت از تناسخ فلسفی. نوآوری این پژوهش در نقد مستند برداشت تناسخی از «ارابه روح» با استناد هم زمان به تحلیل فلسفه باستان و نصوص معتبر امامیه و در ارائه چارچوب مفهومی جامعی برای تفکیک دقیق میان تناسخ فلسفی، برزخ امامی و رجعت است؛ چارچوبی که می تواند در مطالعات تطبیقی میان فلسفه غرب و الهیات اسلامی به کار رود و از خلط مفهومی در این حوزه پیشگیری کند.
۴۵.

الگوی فرهنگ حکمرانی امام خمینی (رحمه الله) در قبال اقلیت های دینی مبتنی بر کرامت انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۷
در این پژوهش، «اقلیت» به پیروان ادیان الهی غیرمسلمان، شامل یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان، اطلاق می شود که در جامعه اسلامی زندگی کرده، از حقوق شهروندی برخوردارند و به لحاظ جمعیتی در اقلیت قرار دارند. بررسی تاریخی جوامع نشان می دهد که حقوق اقلیت ها غالباً کمتر موردتوجه بوده و در مواردی با تبعیض مواجه شده است. امام خمینی (رحمه الله) به عنوان فقیه و مرجع برجسته معاصر، افزون بر جایگاه علمی، عرفانی و فلسفی، بنیان گذار حکومت اسلامی نیز بوده است. مخالفان جمهوری اسلامی گاه مدعی اند که نظام حقوقی مبتنی بر فقه امام خمینی (رحمه الله) نسبت به حقوق اقلیت ها بی توجه است؛ بنابراین این پژوهش با روش اسنادی - تحلیلی و با هدف پاسخ به این شبهات، به تحلیل آثار و دیدگاه های امام خمینی (رحمه الله) درباره اقلیت های دینی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که از منظر امام خمینی (رحمه الله)، نه تنها هیچ گونه ظلمی بر اقلیت ها روا نمی شود، بلکه در نظام اسلامی، آنان از حقوق و آزادی های مشروع، رفاه، امنیت و زندگی مسالمت آمیز و برابر با دیگر شهروندان بهره مند می شوند. ایشان با تکیه بر اصولی چون مصلحت، ولایت، حاکمیت و اجتهاد، زمینه بازنگری در برخی احکام فرعی مرتبط با اقلیت ها را فراهم ساخته و آن ها را به کنش هایی کریمانه، عزت مندانه و همراه با احترام متقابل تبدیل می کند.
۴۶.

From Murāqaba to Mindfulness: Comparative Perspectives on Nahj al-Balāgha and Contemporary Psychology(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۱
Murāqabah (self-vigilance) —the conscious guarding of the self and continuous supervision over one’s thoughts, intentions, speech, and actions —is one of the foundational concepts of ethics, Islamic mysticism, and Islamic education, and has been widely discussed across all spiritual traditions and religions. In Islamic tradition, Murāqabah is intrinsically linked to the concept of God-consciousness and is presented as a multidimensional strategy for safeguarding physical health, purifying the soul, refining intentions, and fulfilling social responsibilities and rights. Despite scattered references to this concept in Nahj al-Balāghah, no systematic study has yet comprehensively examined the physical, spiritual, personal, and social dimensions of Murāqabah in the teachings of Imam ʿAlī (AS) and compared them with contemporary psychological theories.The study used a descriptive–analytical approach, examining Sermons, Letters, and Aphorisms in Nahj al-Balāgha via conceptual frequency and relevance criteria, and then comparing these findings with modern psychological theories. The results were grouped into four domains: (1) physical Murāqaba ; preserving bodily faculties and health; (2) spiritual Murāqaba ; controlling thoughts, intentions, and cultivating inner presence; (3) individual Murāqaba ; time-management, self-assessment, and self-discipline; and (4) social Murāqaba ; upholding others’ rights and collective responsibility. Imam Ali’s teachings on Murāqaba , anchored in piety, extend beyond secular meditation and psychological constructs such as mindfulness and self-regulation, offering a framework that integrates moral growth, well-being, and social responsibility. This highlights both the overlaps and unique aspects of Nahj al-Balāghah compared to modern psychology, and suggest that such a framework can guide self-care programs and interventions for spiritual elevation, resilience, and social cohesion.
۴۷.

واکاوی فقهی حقوقی شمول حکم پرداخت متعه طلاق به زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۳۴۳
متعه طلاق نهادی مالی است که نظام قانونگذاری اسلام در هنگام طلاق برای زن مطلقه به عنوان هدیه وضع کرده است. اساسی ترین سؤال در موضوع متعه طلاق این است که متعلَق حکم، مطلق مطلقه است یا قِسم خاصی از آن؟ این مقاله خلاف فتوای مشهور فقها که حکم متعه را فقط برای مفوضه غیرمدخوله واجب می دانند، پرداخت آن را برای عموم مطلقات واجب می شمارد؛ ازاین رو پژوهش حاضر با روش تحلیلی انتقادی ازطرفی به تضعیف ادله افرادی می پردازد که قائل به انحصار پرداخت متعه در یک قشر خاص از مطلقات هستند و ازطرف دیگر به طرح دیدگاهی مقابل دیدگاه مشهور اشاره دارد که قائل به وجوب پرداخت متعه به کلیه مطلقات است و در تلاش است دیدگاه خود را به کمک ادله فقهی محکم ازجمله آیات، روایات، سیره پیشوایان دینی و عقل به اثبات رساند. یافته های این تحقیق نشان می دهد متعه طلاق به صورت مطلق می تواند واجب باشد و آثار فقهی حقوقی چندی نیز بر آن مترتب شود که از مهم ترین آن ها پایین آمدن مبلغ مهریه است و درنهایت با اثبات پشتوانه فقهی محکم جهت احقاق حقوق مالی زنان مطلقه در شرع مقدس اسلام و باوجود ادله حقوقی موجود در قانون حمایت خانواده در نظام جمهوری اسلامی، ایجاد نهادی جدید را به نام «متعه طلاق» در قانون مدنی کشور در بخش قانون حمایت خانواده پیشنهاد می کند.
۴۸.

تحلیلی تفسیری کلامی از مسائل معاد ذیل عبارت« أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ» ایه یازده غافر در تفسیر مخزن العرفان بانو امین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۱
آیه یازده سوره غافر، با اشاره به دو مرحله «اماته» و «احیاء»، از جمله آیات کلیدی قرآن در تبیین مسائل معاد است که تفسیرهای متعدد را میان مفسران فریقین برانگیخته است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و تطبیقی، به بررسی دیدگاه بانو مجتهده امین به عنوان یکی از مفسران برجسته زن معاصر امامیّه در تفسیر این آیه می پردازد. نوآوری اساسی این تحقیق در آن است که برای نخستین بار، دیدگاه تفسیری یک بانوی شیعه را در چهارچوبی نظام مند و با رویکردی سه بُعدی تحلیل می کند.1. تبیین مبانی فلسفی-عرفانی دیدگاه بانو امین در مسئله مراحل حیات و ممات. ۲. مقایسه تطبیقی این دیدگاه با آرای مفسران امامیه و اهل سنت. ۳. نقد و ارزیابی ادله تفاسیر رقیب بر اساس شواهد قرآنی، روایی، زبانی و عقلی. یافته ها نشان می دهد که یکی از دیدگاهای بانو امین که با محوریت اثبات «حیات برزخی» است با اصول ادبیات و باورهای شیعه و ایات دیگر قران و دیدگاه مفسران همخوانی و همراهی دارد. اما تفسیر دیگری از او که با عبارت «قیل» از ان یاد می کند بیشتر با تفاسیر اهل سنت همراهی می کند و با چالش های جدی از جمله انکار اموزهای شیعه نظیر حیات برزخی و رجعت مواجه است. از دیگر یافته ای این پژوهش این است که بر حسب تفسیر بانو امین باورهای نظیر حیات قبل از تولد، حیات برزخی، رجعت، انکار تناسخ، تعدد نفخ صور، سوال و عذاب قبر ...از ایه برداشت می شود.
۴۹.

اثبات لزوم اعتقاد به مهدویت بر اساس آیه صادقین در پرتو قاعده جری و تطبیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۳
بی تردید اعتقاد به مهدویت یکی از بنیادی ترین باورها در راستای تحقق حیات متعالی انسان است و آیه صادقین یکی از آیاتی است که به استناد احادیث در بحث مهدویت مورد استدلال قرار می گیرد. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده با اجرای قاعده «جری و تطبیق» در آیه صادقین لزوم اعتقاد به مهدویت اثبات می گردد. آنچه از اجرای قاعده جری و تطبیق در آیه صادقین حاصل می شود آن است که حکم همراهی با صادقین حکمی عمو می است و قرینه ای دال بر انحصار و اختصاص حکم به مؤمنان مخاطب در عصر نزول ندارد؛ مؤمنان همه اعصار، در دارا بودن شاخصه ایمان، ماهیت یکسان دارند و چنین تطبیقی با کتاب و سنت و عقل و عرف مخالفتی ندارد. ازآنجاکه اکثر مفسران شیعی و حتی برخی مفسران اهل سنت برای صادقین در آیه مذکور مقام عصمت قائل هستند، می توان نتیجه گرفت که در هر عصر مصداق صادقین امام معصوم همان عصر است که مؤمنان متقی به همراهی مطلق با ایشان توصیه شده اند و با عنایت به اینکه مقام عصمت در عصر حاضر بر وجود امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) تطبیق می کند، مشخص می شود مصداق صادقین در عصر حاضر امام زمان (عج) است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان