حمزه علی بهرامی

حمزه علی بهرامی

مدرک تحصیلی: استادیار معارف اسلامی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۴ مورد از کل ۴۴ مورد.
۴۱.

تبارشناسی اندیشه سیاسی گروه های تکفیری در جهان اسلام؛ تحلیل گفتمان با روش میشل فوکو(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف این پژوهش، تحلیل ریشه های تاریخی و گفتمانی اندیشه های تکفیری در جهان اسلام با استفاده از روش های «دیرینه شناسی» و «تبارشناسی» میشل فوکو است. این گروه ها با رفتارهای خشونت آمیز، تفسیرهای متعصبانه و ظاهرگرایانه از متون دینی، تکفیر دیگر فرق اسلامی (به ویژه شیعیان) و نیز استفاده ابزاری از رسانه برای نمایش خشونت، نه تنها امنیت جوامع را تهدید می کنند، بلکه بازخوانی انتقادی مبانی فکری آنان را ضروری ساخته اند. این پژوهش با تکیه بر مفاهیم فوکویی مانند: پیوند قدرت و دانش، گسست های تاریخی و نقش گفتمان در ساخت سوژه، در پی آن است که چگونگی تبدیل ایده های نخستین به گفتمان مسلط تکفیر را تبیین نماید. چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، تبارشناسی و دیرینه شناسی میشل فوکو است. در روش تبارشناسی، تاریخ را نه به مثابه روایتی خطی، بلکه به عنوان میدانی از گسست ها، تقابل ها و بازسازی های گفتمانی می داند که در آن، «قدرت» و «دانش» در هم تنیده اند. از نگاه او، حقیقت، امری ثابت نیست؛ بلکه برساخته ای است که در بستر روابط قدرت شکل می گیرد و از طریق گفتمان ها تثبیت می شود. دیرینه شناسی نیز به کاوش در لایه های پنهان گفتمان ها می پردازد و نشان می دهد که چگونه ایده های حاشیه ای در شرایط خاص تاریخی، به گفتمان مسلط تبدیل می شوند. این دو روش، به ما امکان می دهند تا با ردگیری تحولات گفتمانی، چگونگی شکل گیری اندیشه تکفیر را از مفاهیم اوّلیه در تاریخ اسلام تا ظهور گروه هایی مانند داعش تحلیل کنیم. کلیدواژه های فوکویی مانند «اپیستمه» (نظام دانشی یک دوره)، «سوژه» (فردی که تحت تأثیر گفتمان ها شکل می گیرد)، و «رژیم حقیقت» (نظامی که مشروعیت خود را از تولید دانش می گیرد)، ابزارهای تحلیلی قدرتمندی برای درک ماهیت گروه های تکفیری هستند. این گروه ها با ایجاد مرزهای سفت و سخت بین «خودی» و «غیرخودی»، سوژه ایده آل خود را می سازند و هرگونه تفاوت را از دایره «حقیقت» خارج می کنند. تبارشناسی اندیشه تکفیر، ما را به آموزه های ابن تیمیه (قرن ۷-۸ق) می رساند. وی با تأکید بر بازگشت به سلف صالح و نفی هرگونه تأویل در متون دینی، مرزهای هویتی سخت گیری را بین مسلمانان ترسیم کرد. او مخالفان فکری خود، از جمله شیعیان و صوفیان را «بدعت گذار» و خارج از اسلام می دانست و مشروعیت خشونت علیه آنان را تبلیغ می نمود. اگرچه این ایده ها در زمان او عمدتاً طرد شدند، اما به مثابه «دانش زیرزمینی»، در حافظه جمعی بخشی از جهان اسلام باقی ماند. در قرن ۱۸ میلادی، محمدبن عبدالوهاب با احیای اندیشه های ابن تیمیه و اتحاد با خاندان سعودی، گفتمان تکفیر را از حاشیه به متن قدرت کشاند. او با تکیه بر تفسیر ظاهرگرایانه از توحید، تمامی مظاهر فرهنگیِ پس از سلف صالح (مانند زیارت قبور و توسل) را شرک تلقی کرد و پیروانش را موظف به نابودی این «انحرافات» ساخت. این اتحاد دین و سیاست، سنگ بنای حکومت سعودی و گسترش وهابیت به عنوان گفتمان مسلط در شبه جزیره عربستان شد. در قرن بیستم، عوامل متعددی به بازتولید گفتمان تکفیر دامن زدند. فروپاشی امپراتوری عثمانی و استعمار، باعث تضعیف خلافت اسلامی شد و تقسیم جهان اسلام به دولت های ملی، بحران هویتی ایجاد کرد که گروه های تکفیری با وعده بازسازی امت واحد اسلامی، از آن سوءاستفاده نمودند. حمایت غرب و عربستان از گروه های جهادی در افغانستان علیه شوروی، به شبکه هایی مانند القاعده مشروعیت بخشید. گروه هایی مانند داعش با استفاده از ویدیوهای خشونت، نه تنها ترس را منتشر کردند، بلکه با ساختن روایتی حماسی از «جهاد»، جوانان محروم را به سوژه های مطیع گفتمان خود تبدیل نمودند. این گروه ها با الهام از وهابیت و تفسیری افراطی تر از ابن تیمیه، «تکفیر» را به ابزاری برای حذف هر صدای مخالف تبدیل کردند. آنان با انکار مرجعیت دینی سایر فرق، خود را تنها نمایندگان «اسلام ناب» معرفی می کنند و هرگونه تعامل با نظام های سیاسی غیراسلامی را خیانت می دانند. خشونت آنان صرفاً ابزاری برای ترور نیست؛ بلکه نمایشی نمادین برای اثبات حاکمیت «رژیم حقیقت» خود بر جهان اسلام است. از منظر فوکو، سوژه های انسانی، نه موجوداتی خودمختار، بلکه محصول گفتمان ها و روابط قدرت هستند. گروه های تکفیری با ایجاد شبکه ای از مفاهیم (مانند: جهاد، خلافت و تکفیر)، سوژه هایی می سازند که هویت خود را در نابودی «دیگری» تعریف می کنند. این سوژه ها با انکار عقلانیت انتقادی و تقلید کورکورانه از رهبران، به ابزارهایی برای تداوم خشونت تبدیل می شوند؛ به عبارت دیگر، تکفیری ها نه تنها بدن ها را نابود می کنند، بلکه با بازتعریف «حقیقت»، ذهنیت جامعه را نیز به اشغال درمی آورند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اندیشه تکفیر، برساخته ای تاریخی است که در تقاطع دین، قدرت و بحران های هویتی شکل گرفته است. اگرچه این گفتمان در کوتاه مدت با توسل به خشونت، خود را بازتولید می کند، اما تناقض ذاتی آن (نفی تکثر ذاتی اسلام) مانعی اساسی برای تداوم آن است. مقابله با این پدیده، مستلزم تقلیل ایدئولوژی تکفیر به جایگاه حاشیه ای آن از طریق بازخوانی انتقادی تاریخ و ترویج گفتمان های جایگزین مبتنی بر عقلانیت و مدارا است.
۴۲.

واکاوی راهکارهای قرآنی مواجهه انسان با رخدادهای خوشایند زندگی براساس گونه های آیات رحمت و نقمت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۵
انسان در زندگی با رخدادهای خوشایندی مواجهه می شود که باطن آن برای او ناشناخته است. گاه باطن رخداد نیز خوشایند و گاه باطن آن نقمت بار خواهد بود. ازآنجاکه نحوه رویارویی با چنین رخدادهایی در میزان بهره مندی از رحمت الهی و رسیدن به بینش صحیح موثر است و قرآن یگانه مرجع در این راستاست، پرداختن به موضوع پژوهش ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر، به روش توصیفی- تحلیلی، با بررسی آیات حوزه رحمت و نقمت، مدلی قرآنی عرضه کرده که انسان در حوزه اختیار خود در رخدادهای خوشایند، رحمت الهی را کسب، حفظ و تثبیت کرده و راهکارهای تبدیل نقمت باطنی به رحمت باطنی را به کار بندد. بنابر یافته های پژوهش، سازوکار قرآنی کسب، حفظ و تثبیت رحمت الهی در رخدادی که در ظاهر و باطن رحمت است، بهره گیری از ایمان و تقوا، تقویت روحیه شکرگزاری، استفاده از دعا، قدرشناسی و ادب، قرارگرفتن در زمره محسنین، مداومت در پرداخت زکات و انفاق با انگیزه الهی؛ و راهکارهای تبدیل نقمت باطنی به رحمت باطنی در رخداد خوشایند به ظاهر رحمت، عدم اعراض از خداوند هنگام برخورداری، دوری از حس تکبر توام با توهم اکرام، عدم غفلت و ناسپاسی هنگام بهره مندی از رحمت، بالابردن ظرفیت وجودی و عدم طغیان هنگام بهره مندی، دوری از عناد و طمع، پرهیز از خودکامگی و ریاست طلبی و دوری از کفر جهت گرفتارنشدن در امهال است.
۴۳.

تحلیلی بر نقش رنج اختیاری امام معصوم علیه السلام در هدایت و تحول جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۳
رنج آگاهانه و اختیاری امام معصوم، نه یک رخداد صرفاً تاریخی، بلکه بخشی از مأموریت الهی و ابزار هدایت امت است. با این حال، بیشتر پژوهش های پیشین به ابعاد احساسی یا روایت تاریخی پرداخته و کمتر به تحلیل ساختارمند «اختیار در پذیرش رنج» و نقش آن در «تحول معنوی جمعی» توجه داشته اند.پرسش اصلی این پژوهش آن است که رنج اختیاری امام معصوم چگونه می تواند به مثابه محرک هدایت و بازسازی معنوی جامعه عمل کند؟ این پرسش، در مواجهه با شبهاتی مانند ناخواسته بودن شهادت یا ناکامی سیاسی امام، اهمیت مضاعف می یابد.لذا مقاله حاضر با رویکردی بین رشته ای، جایگاه رنج اختیاری امام را در چارچوب آموزه «حجت الهی» در کلام امامیه تبیین کرده و آن را با نظریه های تحول جمعی در علوم اجتماعی، از جمله «شوک اخلاقی» و «حافظه جمعی»، تطبیق می دهد. یافته ها نشان می دهد که چنین رنجی، علاوه بر نقش معرفتی در هدایت فردی، می تواند چارچوب های پیشین فهم و ارزش های جامعه را به چالش کشیده و در نتیجه، مردمان را به جست وجوی معانی تازه و بازسازی هویت جمعی وادارد؛ فرایندی که انسجام دینی و پویایی اعتقادی جامعه را در بلندمدت تضمین می کند. بدین جهت نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی مفهومی برای پیوند «اختیار در رنج» و «تحول جمعی» است که خلأ موجود در ادبیات کلامی و جامعه شناسی دین را پر می سازد و پاسخی معاصرپسند به پرسش های انتقادی درباره چرایی و کارکرد رنج امام فراهم می آورد.
۴۴.

واکاوی فقهی حقوقی شمول حکم پرداخت متعه طلاق به زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۰۹
متعه طلاق نهادی مالی است که نظام قانونگذاری اسلام در هنگام طلاق برای زن مطلقه به عنوان هدیه وضع کرده است. اساسی ترین سؤال در موضوع متعه طلاق این است که متعلَق حکم، مطلق مطلقه است یا قِسم خاصی از آن؟ این مقاله خلاف فتوای مشهور فقها که حکم متعه را فقط برای مفوضه غیرمدخوله واجب می دانند، پرداخت آن را برای عموم مطلقات واجب می شمارد؛ ازاین رو پژوهش حاضر با روش تحلیلی انتقادی ازطرفی به تضعیف ادله افرادی می پردازد که قائل به انحصار پرداخت متعه در یک قشر خاص از مطلقات هستند و ازطرف دیگر به طرح دیدگاهی مقابل دیدگاه مشهور اشاره دارد که قائل به وجوب پرداخت متعه به کلیه مطلقات است و در تلاش است دیدگاه خود را به کمک ادله فقهی محکم ازجمله آیات، روایات، سیره پیشوایان دینی و عقل به اثبات رساند. یافته های این تحقیق نشان می دهد متعه طلاق به صورت مطلق می تواند واجب باشد و آثار فقهی حقوقی چندی نیز بر آن مترتب شود که از مهم ترین آن ها پایین آمدن مبلغ مهریه است و درنهایت با اثبات پشتوانه فقهی محکم جهت احقاق حقوق مالی زنان مطلقه در شرع مقدس اسلام و باوجود ادله حقوقی موجود در قانون حمایت خانواده در نظام جمهوری اسلامی، ایجاد نهادی جدید را به نام «متعه طلاق» در قانون مدنی کشور در بخش قانون حمایت خانواده پیشنهاد می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان