۱.
بررسی سندی و محتوایی روایات سیره پیامبر(ص) از مهم ترین موضوعات مطالعات اسلامی است. عمده آثاری که توسط قدما در این خصوص نگارش یافته، یا مانند سیره ابن هشام مبتنی بر گزارش محض است، یا مانند تاریخ یعقوبی به روش ترکیبی. در دوره معاصر روش تحلیلی در گزارش های تاریخی یکی از مهم ترین روش ها در مطالعات سیره است. از جمله آثار قابل توجهی که توسط دانشیان شیعی در این خصوص تدوین شده کتاب الصحیح من سیره النبی الأعظم(ص) تألیف سیدجعفرمرتضی عاملی و دیگری کتاب خاتم النبیین(ص) اثر سید محمدسعید حکیم است. در این مقاله کوشش شده با روش توصیفی تحلیلی به مقایسه روش علمی این دو شخصیت در پردازش و بررسی سیره نبوی پرداخته شود. عاملی ضمن تبیین سیمای نبوی و بررسی پدیده منع حدیث و نقش آن در تحریف حقایق تاریخی و رواج احادیث جعلی، از نقش قصه پردازان در اینباره سخن می گوید و پس از تشریح اصول و معیارهای آشفته در تدوین سیره، اصول، ضوابط و معیارهایی برای انجام پژوهش علمی صحیح از دیدگاه خود ارائه می دهد. حکیم نیز بر اساس روش های مرسوم در سیره نگاری عمل نکرده، بلکه با بهره گیری از منابع مختلف تاریخی و حدیثی و توجه به مسائل اجتماعی و سیاسی کوشیده خوانشی روزآمد از مفاهیم سیره نبوی ارائه نماید. به علاوه در این اثر علمی ایشان تلاش نموده ضمن زدودن برخی شبهات حول شخصیت پیامبر(ص)، راه کارهایی برای جوامع اسلامی ارائه نماید تا ضمن بازگشت به منابع اصیل و روش درست فهم و برداشت از منابع، با بهره گیری از سیره نورانی پیامبر(ص) بر مشکلات معاصر خویش غلبه نمایند.
۲.
مقاله حاضر به بررسی و نقد سازوکار دلالی معجزه در اثبات نبوت از منظر اشاعره و معتزله و با تأکید بر آموزه های امامیه می پردازد. پرسش اصلی این است که از نظر اشاعره و معتزله سازوکار دلالی معجزه بر صدق مدعای نبی چگونه است و مبتنی بر نگاه امامیه چه انتقاداتی به آن ها وارد است؟ فرضیه این است که رویکرد امامیه با تکیه بر عقلانیت و مبانی فلسفی، دلالتی استوار و قابل دفاع برای معجزه ارائه می کند که در مکاتب دیگر یافت نمی شود. روش تحقیق تحلیلی انتقادی و مبتنی بر منابع کلامی و فلسفی مکاتب سه گانه است. یافته ها نشان می دهد اشاعره دلالت معجزه را سمعی می دانند؛ یعنی تنها از طریق نقل شرعی قابل فهم است و معتزله دلالت را وضعی، یعنی قراردادی فرض می کنند؛ هر دو رویکرد با چالش های دلالی و معرفتی مواجه اند. اما امامیه با استناد به مبانی معرفت شناسانه و انسان شناسانه خود و کاربست صحیح قواعدی چون قاعده لطف، حسن و قبح عقلی و قبح اغراء به جهل، پیوندی منطقی و عقلانی میان معجزه و صدق مدعی برقرار می کند که این چالش ها را پاسخگوست. بنابراین نظریه امامیه در اثبات نبوت از انسجام معرفتی بیشتری برخوردار و در گفت وگوی عقلانی کارآمدتر است.
۳.
جستجو برای الگوی حکمرانی مطلوب، دغدغه ای اصلی در اندیشه سیاسی است. با این حال، در حوزه حکمرانی اسلامی، خلأ نظری جدی وجود دارد؛ زیرا ادبیات موجود اغلب ابعاد وجودی و معنوی حاکم را نادیده گرفته و از ظرفیت متون عرفانی مانند مناجات شعبانیه غفلت ورزیده است، زیرا مناجات شعبانیه، به عنوان متنی تربیتی و معرفتی، می تواند بستری نوین برای بازخوانی الگوی حکمرانی اسلامی فراهم آورد. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ، به استخراج و تبیین مؤلفه های کلیدی الگوی حاکم مطلوب از دل متن مناجات شعبانیه پرداخت. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی، توصیفی-تحلیلی و به روش کتابخانه ای انجام شد. محتوای مناجات برای شناسایی و دسته بندی مفاهیم بنیادین تحلیل گردید. یافته ها یک الگوی چهار بخشی را برای حاکمران تراز اسلام آشکار ساخت: ۱) فروتنی فکری، ۲) تقوای سازمانی و صداقت ساختاری، ۳) توکل فعال و تعادل پویای خوف و رجا، و ۴) امیدواری بنیادین و افق آخرت محور. این تحقیق نشان می دهد که حکمرانی اسلامی ریشه در تحول درونی حاکم دارد و تمرکز را از فرآیندهای ساختاری به شخصیت او منتقل می سازد. پیامدهای این پژوهش، ارائه یک چارچوب کاربردی برای گزینش و آموزش مدیران و ارائه یک چشم انداز عمیق و بومی برای مطالعات آینده در حکمرانی است که مطالعات آینده می توانند با تحلیل سایر متون عرفانی و آزمون عملی این مدل، مسیر پژوهش را گسترش نمایند.
۴.
حکومت دینی همواره یکی از مباحث بنیادین اندیشه سیاسی مسلمانان بوده است؛ با این حال، شیوه تبیین مبانی مشروعیت و الزامات آن در مکاتب مختلف یکسان نیست. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین و بررسی تطبیقی مبانی مشروعیت و ویژگی های حاکم از منظر صاحب جواهر و ابن عابدین است تا روشن شود تفاوت مبانی این دو فقیه در مشروعیت حاکمیت سیاسی چگونه بنیان های نظری و عملی اندیشهٔ آنان را از یکدیگر متمایز می سازد و چه نقاط اشتراک و افتراقی میان دیدگاه هایشان وجود دارد. ضرورت تحقیق از آن روست که هر دو اندیشمند از برجسته ترین نمایندگان مکاتب خود بوده و آثار آنان همچنان مرجع تحقیقات به شمار می رود. بررسی تطبیقی نشان می دهد صاحب جواهر ولایت بر حکومت را منصبی الهی ویژه پیامبران و ائمه (ع) دانسته و استمرار آن را در عصر غیبت از طریق نیابت فقیه، مشروع می داند، در حالی که ابن عابدین خلافت را نهادی حقوقی و اجتماعی می بیند که با بیعت، استخلاف یا حتی قهر و غلبه تحقق می یابد؛ با وجود این تفاوت ها، هر دو بر ضرورت وجود حاکمیت برای اجرای احکام شرعی و حفظ نظم اجتماعی تأکید دارند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است.
۵.
از دیرباز بر سر معنای واژه «مولی» در سخنان رسول خدا(ص) در غدیر خم میان شیعیان و اهل سنت اختلاف است. در راستای فهم این واژه از شیوه های مختلفی مانند مراجعه به نظر اهل لغت و کاوش معنایی در آیات و روایات بهره گرفته شده است. یکی از شیوه های فهم معنی واژه، می تواند رجوع به عبارات خطبه رسول خدا(ص) در غدیر باشد تا بر اساس آن بتوان کاربست معنایی این واژه توسط حضرت را فهم کرد. سوال این است که عبارت های خطبه رسول الله(ص) در غدیر چه بوده است و بر اساس آن چه معنایی از واژه «مولی» برداشت می شود؟ با مراجعه به کهن نگاشته های شیعه و اهل سنت تا قرن پنجم و مقایسه عبارت ها، مشخص می شود محورهای نزدیکی زمان رحلت رسول خدا(ص)، به یادگار نهادن دو امانت گرانبها، اولویت خدا و رسول بر مؤمنان، معرفی امام علی(ع) و دعاها در زمره موضوعات مطرح شده در این خطبه هستند. موضوعاتی در پیوند وثیق با هم که نشان می دهند خطبه بر مساله جانشینی بوده و واژه «مولی» در عبارت حضرت کاربست در معنای ولایت دارد.
۶.
منشأ عصمت یکی از عناوین بحث برانگیز، ذیل موضوع عصمت انبیاء و ائمه اطهار(ع) است و نظریه های گوناگونی مبتنی بر مبانی متفاوت، در این رابطه مطرح شده است. این جستار فارغ از تعریف و محدوده ی عصمت و ناظر به عصمت عملی و در مقام ثبوت عصمت، به بحث پرداخته و منشأ عصمت را مورد بررسی قرار می دهد. در آغاز اشاره ای به دیدگاه های مطرح شده پیرامون منشأ عصمت داشته و به نظریاتی چون "علم و معرفت"، "محبت"، "کمال قوه عقل"، "لطف مبتنی بر اسباب چهارگانه"، "اراده و انتخاب"، "علم و اراده"، "علم و اراده و کمال عقل"، پرداخته شده است؛ سپس در ادامه ضمن طرح فلسفه عمل ملاصدرا و اشاره به مبادی اراده که شامل تصور، تصدیق، شوق و شوق مؤکد می شود، در تحلیل منشأ عصمت، دیدگاه متمایزی را ارائه نموده و دیدگاه های مشابه مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند. با توجه به فلسفه عمل ملاصدرا و تحلیل فلسفی اراده ی انسان، منشأ عصمت، همان شوق و محبت است، اما محبت شدیدی که بر سایر محبت ها غلبه یافته باشد. معرفت، خردمندی و انتخاب های پیشین تنها زمانی بر اراده ی انسان تأثیر دارند که موجب ایجاد محبت شده و فرآیند شدت یافتن و غلبه بر سایر محبت ها را سپری کنند. این مقاله با مراجعه به منابع اصیل کلامی و آثار ملاصدرا با روش کتابخانه ای به جمع آوری اطلاعات پرداخته و سپس با تحلیل فلسفه عمل ملاصدرا، ارزیابی نهایی خود را ارائه نموده است.
۷.
کنکاش وقایع تاریخی در منابع حدیثی یکی از چالشهای حدیث شناسی است. بهترین و مطمئن ترین منبع برای دریافت وقایع تاریخ اسلام حدیث معصومان علیهم السلام است. از وقایع مهم صدر اسلام، ورود شهربانو دختر پادشاه ساسانی به بلاد مسلمین و ازدواج او با امام حسین علیه السلام است. مورخان درباره این واقعه، سخنان گوناگونی ایراد نمودهاند. اما در میان محدّثان سترگ؛ صفار، کلینی، صدوق و مفید، ورود آن بانوی همام را در عهد خلیفه دوم، سوم و چهارم روایت نمودهاند. نوشتار پیش رو به سبب آنکه عبارت شیخ مفید را حدیث تشخیص نداده، از محل بحث خارج و روایت صفار، کلینی و صدوق را به بوته نقد و آزمون میکشاند. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری دادهها به شیوه کتابخانهای به اعتبار سنجی سند روایت صفار، کلینی و صدوق پرداخته و روایت صدوق را به سبب راویان مهمل و ضعیف، غیر معتبر میداند و روایت صفار و کلینی را با چند چالشِ جدی رجالی مواجه میبیند. چنانچه نهاوندی و عمرو بن شمر در کتب رجالی قدما تضعیف شدهاند. مقاله حاضر با استناد به قواعد رجالی همچون: دلالت اکثار روایت اجلاء بر وثاقت، رد اتهام غلوّ توسط قدما، نبودن در مستثنیات ابن ولید و... بر اساس تراکم ظنون، وثاقت نهاوندی و عمرو بن شمر را احراز نموده و اعتبار سندی روایت صفار و کلینی، مبنی بر وقوع ازدواج در زمان خلیفه دوم را اثبات میکند.
۸.
ایجاد حکومت دینی تمدن ساز یکی از دغدغه های اساسی جوامع اسلامی در عصر حاضر است. در این میان، قرآن کریم با ارائه الگوهای عینی از حکمرانی الهی، می تواند راهنمایی نظری و عملی برای تحقق این آرمان باشد. سوره یوسف(ع) از برجسته ترین نمونه هایی است که در قالب روایتی تاریخی، الگویی منسجم از حکومت دینی را ترسیم می کند و پیوندی میان ایمان، عقلانیت و مدیریت اجتماعی برقرار می سازد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با تمرکز بر آیات کلیدی این سوره انجام شده است. یافته ها نشان می دهد سوره یوسف تصویری منسجم از حکومت دینی تمدنی عرضه می کند که بر عدالتِ اقتصادی در مدیریت و توزیعِ منابع، مدیریتِ بحران با آینده نگری و سازمان دهیِ اداری، و رهبریِ اخلاقیِ مبتنی بر عفو، صداقت و وفاداری به وحی استوار است؛ تعاملِ این مؤلفه ها صورتی از ولایتِ کارآمد را نشان می دهد که از سطحِ توصیه های اخلاقی فراتر می رود و استعدادِ نهادسازی دارد. حدودِ پژوهش آن است که چارچوبِ حاضر بر سوره یوسف مبتنی است؛ ازاین رو تعمیمِ آن به مدلِ عامِ قرآنی نیازمندِ اعتبارسنجیِ میان سوره ای و توسعه مقایسه ای در پژوهش های آتی است. این چارچوب می تواند مبنایی برای نظریه پردازی در حکمرانیِ دینی و سیاست گذاریِ فرهنگی در تمدنِ نوینِ اسلامی فراهم آورد.
۹.
از میان یازده فرضی که در مقاله امکان اعلام نتیجه بر اساس آنها اعلام گردید فرض اول مورد پذیرش واقع شد. با پذیرش جریان اصل در اعتقادات، و پذیرش عمومات، اطلاقات و قواعد مخالف اصل، عدم تاثیر مقیدات ادله عام، پذیرش ادله خاص دال بر جهانی بودن نبوت حضرت موسی علیه السلام، نپذیرفتن بقاء ادله عام ذکر شده در مرحله پنجم، و انکار دلالت ادله خاص ذکر شده در مرحله هفتم می توان جهانی بودن نبوت حضرت موسی علیه السلام را نتیجه گرفت و با وجود ادله عام و خاص مقبول و مورد پذیرش، نوبت به ابراز نظر بر اساس اصل عملی نمی رسد. روش تحلیل تعلیمی ضمن مراحل هشتگانه استنباط سبب شد اولا نسبت به هر مرحله به صورت جداگانه تامل صورت بگیرد ثانیا برآینده نظر در هر مرحله سبب تولید نتیجه کلی و نهایی گردد و ثالثا نظریات رقیب نیز بر اساس این مراحل مذکور تولید گردد.
۱۰.
یکی از آموزه های مشترکی که خداوند از انبیای الهی خواسته به امت هایشان بیاموزند اعتقاد به بداء است. با این وجود یهودیان، مسیحیان و اهل سنت با آموزه بداء مخالفند. از جمله وجوه مخالفت با اعتقاد به این آموزه آن است که آن را مستلزم انتساب جهل و ندامت به خداوند می دانند. اما شیعه با وجود آنکه به شدت با انتساب مزبور مخالف است بداء را به خداوند نسبت می دهد. دلیل اصلی شیعه در این زمینه نقل است. روایات فراوانی در الکافی و التوحید در باب بداء آمده است. قرآن کریم هم به مناسبت ها و به شکل های مختلفی درباره بداء سخن گفته است که البته لزوما همه مفسران از آنها بداء را برداشت نکرده اند. یکی از زمینه های قابل پی گیری درباره بداء در قرآن، ردیابی مصادیق احتمالی آن است. از جمله مصادیق محتمله، آیات ناظر به ایمان ساحرانی است که در حضور فرعون به رویارویی با حضرت موسی (ع) برخاستند. پژوهش حاضر بنا دارد به این سؤال پاسخ دهد که آیا خداوند در این ماجرا درصدد بیان یکی از مصادیق وقوع بداء است؟ روشی که برای پاسخ به این پرسش اتخاذ شده، توصیفی، تحلیلی و انتقادی و با تمرکز بر منابع امامیه و دیدگاه قائلان به بداء در این ماجرا است. دستاورد این مقاله هم آن است که هرچند می توان با این اعتبار با آن تطبیق همراه شد که امری پیش بینی ناشده برای عده ای رخ داده، ولی برای انتساب آن به خداوند نمی توان به همین مقدار بسنده کرد و باید مستند قابل اعتمادی بر وقوع نوعی محو و اثبات در لوح و اثبات نسبت به این ماجرا ارائه کرد.
۱۱.
رنج آگاهانه و اختیاری امام معصوم، نه یک رخداد صرفاً تاریخی، بلکه بخشی از مأموریت الهی و ابزار هدایت امت است. با این حال، بیشتر پژوهش های پیشین به ابعاد احساسی یا روایت تاریخی پرداخته و کمتر به تحلیل ساختارمند «اختیار در پذیرش رنج» و نقش آن در «تحول معنوی جمعی» توجه داشته اند.پرسش اصلی این پژوهش آن است که رنج اختیاری امام معصوم چگونه می تواند به مثابه محرک هدایت و بازسازی معنوی جامعه عمل کند؟ این پرسش، در مواجهه با شبهاتی مانند ناخواسته بودن شهادت یا ناکامی سیاسی امام، اهمیت مضاعف می یابد.لذا مقاله حاضر با رویکردی بین رشته ای، جایگاه رنج اختیاری امام را در چارچوب آموزه «حجت الهی» در کلام امامیه تبیین کرده و آن را با نظریه های تحول جمعی در علوم اجتماعی، از جمله «شوک اخلاقی» و «حافظه جمعی»، تطبیق می دهد. یافته ها نشان می دهد که چنین رنجی، علاوه بر نقش معرفتی در هدایت فردی، می تواند چارچوب های پیشین فهم و ارزش های جامعه را به چالش کشیده و در نتیجه، مردمان را به جست وجوی معانی تازه و بازسازی هویت جمعی وادارد؛ فرایندی که انسجام دینی و پویایی اعتقادی جامعه را در بلندمدت تضمین می کند. بدین جهت نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی مفهومی برای پیوند «اختیار در رنج» و «تحول جمعی» است که خلأ موجود در ادبیات کلامی و جامعه شناسی دین را پر می سازد و پاسخی معاصرپسند به پرسش های انتقادی درباره چرایی و کارکرد رنج امام فراهم می آورد.
۱۲.
برخورد با دشمنان یکی از موضوعات محوری در آموزه های قرآن کریم است که در بستر تاریخی بعثت پیامبر اعظم(ص) شکل گرفته و به تدریج سامان یافته است. در این دوره، گروه هایی چون کفار، مشرکان، یهودیان و منافقان به عنوان تهدیدهای اصلی در برابر دعوت اسلامی مطرح بوده اند. مقاله حاضر با هدف بررسی شیوه های مواجهه قرآن کریم با این گروه ها در دوره نبوی نگاشته شده است. پرسش اصلی پژوهش آن است که قرآن کریم چه روش ها و راهکارهایی را برای مقابله با دشمنان در این دوره به کار گرفته است؟ نوع تحقیق کیفی است و با روش اسنادی و تحلیل مضمون داده های جمع آوری و تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم در برخورد با دشمنان اسلام، رویکردی مرحله ای و ترکیبی اتخاذ کرده است؛ به گونه ای که ابتدا بر شیوه های نرم مانند مدارا، تبیین، تربیت و تبلیغ تأکید دارد و در صورت ناکارآمدی این روش ها، به مبارزه سخت و جهاد روی می آورد. همچنین، قرآن با توجه به ماهیت هر گروه دشمن، شیوه ای خاص برای مقابله با آن ها ارائه داده و در برابر هر نوع تهدید، راهکاری متناسب توصیه کرده است.