چکیده

ماده 45 الحاقی به قانون مبارزه با مواد مخدر در چهار بند، مجازات اعدام را برای چهار گروه از مجرمین مواد مخدر در نظر گرفته است. در این مقاله چالش های فقهی بندهای چهارگانه موجود در ماده 45 مورد بررسی قرار گرفته است و مهم ترین پرسش تحقیق پیش رو این است که چالش های فقهی تطبیق محاربه و افساد در بندهای چهارگانه ماده 45 الحاقی به قانون مبارزه با مواد مخدر چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه ای به این نتیجه رسیده است که در بند الف ماده الحاقی، قاچاقچیانی که همراه خود سلاح دارند را از باب محارب، محکوم به اعدام دانسته است؛ درحالی که صدق محارب به مجرد همراه داشتن سلاح بدون کشیدن سلاح و قصد اخافه مردم، ممنوع است. در بند ب، قانون گذار سن 18 سال را برای اعدام ذکر کرد درحالی که سن بلوغ برای پسر پانزده سال قمری وبرای دختر نه سال قمری است وسن رشد نیز در فقه وحقوق، مقید به 18 سال نیست و عدد 18 سال از فقه و حقوق قابل استفاده نیست. همچنین بر اساس بند پ این قانون، کسی که قبلاً به حبس پانزده سال محکوم شده است اگر مواد مخدر خرید و فروش کند، محکوم به اعدام می شود درحالی که این اطلاق مخدوش است؛ زیرا ارکان جرم افساد فی الارض در همه این موارد نیز صدق نمی کند و در موارد شک در صدق افساد فی الارض، نمی توان حکم افساد فی الارض را مترتب کرد. طبق گستره بند ت قانون مزبور اگر مقدار تریاک بیش از 50 کیلو باشد اعدام می شود درحالی که صدق عنوان افساد در مورد او مشکوک بوده واطلاق آن نیز از نظر فقهی ناتمام است.

Reflection on Hadith Abrogation and Its Effects on Deriving Jurisprudential Rulings

One of the obligations of Islamic law is the duty of commanding good and forbidding evil, which is guided by several transmitted evidences and the ruling of reason. However, there are evidences that some use to try to prove the non-obligation of this duty. This research, using descriptive-analytical method and documentary sources, seeks to analyze the interpretative and jurisprudential implications of these evidences for the aforementioned claim. For this purpose, after mentioning the general evidence indicating the obligation of commanding good, the jurisprudential and interpretative views around three verses (Surah Ma'idah verse 105, Surah Baqarah verse 256, and Surah Yunus verse 108) have been examined. In the next step, the semantic analysis of two narratives that might be used to argue for non-obligation has been addressed. The research outcome is that none of these evidences can condition or restrict the duty of commanding good and forbidding evil, and the absoluteness of evidence guiding the obligation of this duty remains valid until, by the ruling of reason, there is no meaningful certainty of ineffectiveness.

تبلیغات