مطالب مرتبط با کلیدواژه

روش ذهنی


۱.

روش تعیین بهای شرط(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ضمانت اجرا شرط ضمن عقد تعیین خسارت بهای شرط روش عینی روش ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۴ تعداد دانلود : ۱۲۹۲
ضمانت اجرای شرط ضمن عقد به طور سنتی، الزام مشروط علیه و سپس حق فسخ عقد است. محدودیت در این ضمانت اجرا هم موجب تزلزل رابطه قراردادی میان طرفین عقد می شود و هم مخالف مقتضای عدالت است. مطالبه بهای شرط، ضمانت اجرای عادلانه ای است که این کاستی را جبران می نماید. بر اساس نظریه «مطالبه بهای شرط»، مشروط له پس از تخلف مشروط علیه و ممکن نبودن اجبار وی، حق دارد بها و قیمت شرط را از او مطالبه نماید. نظریه فوق مبتنی بر تقابل شرط و عوض، عمومیت ارش، اصول لزوم قراردادها و قاعده لاضرر است. قاعده عدالت و عرف هم مؤید این ضمانت اجراست. در تعیین خسارت قراردادی به طور کلی و بهای شرط به طور خاص، دو روش را می توان اعمال نمود؛ روش عینی و روش ذهنی. در روش عینی که نمود نظم گرایی در تعیین بهای شرط می باشد، شیوه های معینی برای جبران خسارت توسط قانون گذار یا مفسر قانون توصیه می شود. اما در روش ذهنی، تعیین خسارت بر اساس ارزیابی دادرس از خسارت واردشده بر متضرر و به هدف جبران کامل خسارت صورت می پذیرد. در نحوه تعیین بهای شرط، با توجه به مبنای منتخب، روش عینی ترجیح دارد. هرچند در مواردی همچون تعیین بهای شرط نتیجه و شرط صفتِ غیر مالی دیدگاه ذهنی اولویت می یابد.
۲.

استفاده همزمان از شاخص های عینی و ذهنی برای ارزیابی سندرم بیش تمرینی در کشتی گیران پهلوانی: یک مطالعه طولی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روش عینی روش ذهنی فشار تمرین سندرم تمرین بیش از حد کشتی گیر پهلوانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه: بررسی اثربخشی استفاده همزمان از اقدامات عینی و ذهنی سندرم بیش تمرینی در کشتی گیران پهلوانی. روش کار: 30 کشتی گیر حرفه ای پهلوانی در این مطالعه شرکت کردند. یک هفته قبل از شروع برنامه تمرینی رسمی به مدت سه ماه، سطح سرمی تستوسترون، کورتیزول، TNF-α و IL-6 اندازه گیری شد. پرسشنامه Société Francaise de Medicine du Sport (SFMS-Q) نیز در این مرحله اجرا شد. در اواسط و همچنین در پایان این دوره مجدداً تمامی این متغیرها اندازه گیری شد. یافته ها: سطوح سرمی کورتیزول، TNF-α و IL-6 و همچنین امتیاز SFMS-Q به طور معنی داری بالاتر بود و سطح سرمی تستوسترون در پایان برنامه تمرینی به طور معنی داری کمتر از قبل بود. -آزمون (05/0p<). همچنین، بین نمرات SFMS-Q و کورتیزول (0.001 = p)، TNF-α (0.022 = p) و IL-6 (0.001 = p) در پایان فصل همبستگی مثبت وجود داشت. همچنین یک همبستگی منفی بین نمره SFMS-Q و تستوسترون در پایان برنامه تمرینی مشاهده شد (016/0 = p). نتیجه گیری: در نتیجه تمرینات ویژه کشتی پهلوانی، احتمال تغییر به سمت سندرم بیش تمرینی وجود دارد. همچنین به نظر می رسد که معیارهای ذهنی تمرین بیش از حد به تغییر بار تمرینی حساس تر است و می تواند برای تشخیص سندرم های بیش تمرینی در مراحل اولیه مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، استفاده همزمان از اقدامات عینی و ذهنی تمرین بیش از حد در یک رویکرد طولی می تواند راهی موثر برای پیشگیری از سندرم بیش تمرینی باشد.