مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۸۱.
۲۸۲.
۲۸۳.
۲۸۴.
۲۸۵.
۲۸۶.
۲۸۷.
۲۸۸.
صنعت
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
81 - 95
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مقارن با رنسانس در اروپا و شکلگیری گام های آغازین در گسترش صنعت، در ایران، تمدن بزرگ و باشکوه صفوی پس از دوره ای طولانی از نابسامانی به قدرت رسید. در این دوره، برخی فعالیت های صنعتی در ایران هم پای اروپا و در مواردی حتی برتر از آن صورت می گرفت و زمینه های گسترش صنعت در ایران فراهم بود. با این حال، ایران نتوانست تحولات صنعتی مشابه اروپا را تجربه کند. این پژوهش به دنبال این است که دلایل این رخداد را بر مبنای نظریه جامعه کوتاه مدت، بررسی کند. براساس این نظریه، انباشت درازمدت سرمایه، مالکیت و نهادهای اجتماعی در ایران به دلیل ناامنی و بی ثباتی سیاسی، دشوار بوده است.روش: این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع به روش تاریخی انجام شده است. تحقیق تاریخی که در زمره پژوهش های نظری قرار می گیرد، مبتنی بر اسناد و مدارک است. برهمین اساس، در این پژوهش تلاش شده است با مراجعه به اسناد اصیل به ویژه، سفرنامه های سیاحان اروپایی، داده های مورد نیاز برای آمون نظریه جامعه کوتاه مدت، جمع آوری و تحلیل شود.یافته ها: براساس یافته های تحقیق، در عصر صفوی، کارگاه های سلطنتی نقش مهمی در حیات اقتصادی کشور داشتند. این کارگاه ها تحت نظارت مستقیم دربار فعالیت می کردند و صنایع مختلفی از جمله نساجی، قالی بافی، اسلحه سازی و کوزه گری را شامل می شدند که در مواردی حتی از برخی مشابه های اروپایی نیز برتر بودند. یافته ها نشان می دهند، ناامنی در مناصب حکومتی و ثروتمندان، مهم ترین مانع گسترش صنعت بود. در نظام پادشاهی ایران، شاه، دارای فرّه ایزدی و قدرت مطلق بود و هیچ کس نمی توانست او را محدود کند. این امر منجر به ناامنی مالکیت و ثروت می شد، زیرا شاه می توانست هر زمان اموال و املاک افراد را مصادره کند. این ناامنی، انباشت سرمایه را غیرممکن می ساخت. شاهان صفوی با انباشت ثروت در خزاین سلطنتی، جلوی گردش سرمایه را می گرفتند. این امر منجر به کمبود سرمایه مالی می گردید و بحران اقتصادی را تشدید می کرد. صرافان و تاجران خارجی نیز با خارج کردن سرمایه از کشور، این بحران را عمیق تر می کردند.نتیجه گیری: صنعتی شدن خواست اساسی تمام کشورهای دنیاست اما این مهم مستلزم زمینه های تاریخی است. علیرغم اینکه در برهه ای حساس از تاریخ، تمدن بزرگ صفوی در ایران به قدرت رسید که می توانست پایه های صنعت را در ایران پی ریزی نماید؛ اما به دلیلِ مختصاتِ جامعه کوتاه مدت، این امر تحقق نیافت و ایران هیچ گاه نتوانست همپای ممالک اروپایی به گسترش فعالیت های صنعتی بپردازد.
بررسی وضعیت ترجمان دانش اعضای هیأت علمی: مطالعه موردی دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
455 - 479
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه از یک طرف به دلیل حجم عظیم و پیچیدگی دانش تولید شده در پژوهش های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و از طرف دیگر وجود مشکلات و محدودیت ها در تهیه منابع و فراهم آوری زیرساخت های لازم، به ویژه برای پژوهش های مهندسی در صنایع و سازمان ها، استفاده بهینه از دانش برای بهره برداری از نتایج و دستاوردهای پژوهشی در چارچوب ترجمان دانش حائز اهمیت است. بدین جهت که سرمایه گذاری در گروه های مهندسی و صنایع به هدر نرود و در ادامه، این پژوهش ها به سمت تجاری سازی هدایت شوند. لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت ترجمان دانش اعضای هیأت علمی گروه های مهندسی در دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع پیمایشی با رویکرد توصیفی است. جامعه پژوهش را اعضای هیأت علمی دانشکده مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز تشکیل دادند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد اعضای هیأت علمی گروه های مهندسی در حیطه «سوال پژوهش» با میانگین و انحراف معیار11/5± 39/19، در حیطه «تولید دانش» با میانگین و انحراف معیار96/5± 98/24، در حیطه «انتقال دانش» با میانگین و انحراف معیار34/10 ±52/39 و همچنین در حیطه «ترویج استفاده از شواهد» با میانگین و انحراف معیار50/4 ±04/12، همگی در سطح مطلوب قرار دارند. در بررسی نهایی، عملکرد پژوهشگران در کل فرآیند ترجمان دانش با میانگین و انحراف معیار25/23 ±94/95 نیز در سطح مطلوب معرفی شد. نتیجه گیری: پیش از هر چیز به منظور ارتقای وضعیت ترجمان دانش به سطح بسیار مطلوب، دانشگاه شهید چمران اهواز می بایست با ایجاد ساختار مناسب مانند کمیته ترجمان دانش و مشارکت واسطه گران دانش و همچنین پیگیری فعالیت های متمرکز گروه ارتباط با صنعت و جامعه، به انطباق تشکیلات پژوهشی با نیازهای موجود بپردازد. عامل مهم دیگر، فراهم آوری هزینه ها و حمایت مالی پژوهش ها با اهداف ترجمان دانش است. علاوه بر این، به منظور تشویق پژوهشگران و ایجاد انگیزه در تصمیمات آنان می توان با همکاری معاونت تحقیقات و فناوری و معاونت آموزشی دانشگاه به افزایش گرنت پژوهشی طرح های کاربردی و عملیاتی و جهت گیری بخشی از مقررات ارتقاء و استخدام اعضای هیأت علمی به سوی ترجمان دانش پرداخت.
بررسی مقایسه ای الگوی همکاری دانشگاه، صنعت و دولت در تحقیقات علمی هوش مصنوعی ایران، چین و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با شناسایی پژوهشی های علمی هوش مصنوعی انجام شده توسط دانشگاه، صنعت و دولت، به دنبال ترسیم وضعیت تحقیقاتی ایران در زمینه این فناوری در مقایسه با کشورهای چین و آمریکا به عنوان دو کشور پیشرو در هوش مصنوعی است. بر مبنای این شناخت، هدف اصلی پژوهش استخراج الگوی تعاملی دانشگاه، صنعت و دولت به عنوان بازیگران اصلی در همکاری های علمی - پژوهشی هوش مصنوعی در سه کشور مورد مطالعه می باشد. روش: این پژوهش برمبنای روش علم سنجی و بهره گیری از داده های پایگاه اسکوپوس در قلمرو زمانی 2002 تا 2021 انجام شده است. رتبه بندی کشورها براساس تعداد مستندات و میزان ارجاع دهی به 1000 سند برتر انجام شد. سپس مستندات برمبنای وابستگی های سازمانی، به گروه های دانشگاهی، صنعتی، دولتی و بین المللی تفکیک گردیدند. بر این مبنا، شبکه هم تالیفی مستندات ایران بر مبنای همکاری های سازمانی ترسیم شد. از طریق محاسبات رهیافت اطلاعات متقابل، کیفیت همکاری ها در ایران با دو کشور دیگر مقایسه شدند. برای این منظور، بررسی معناداری آرایش دسته ها و هم پوشانی های چندجانبه از طریق محاسبات آنتروپی شانون و رسانش اطلاعات صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که کشورهای چین و آمریکا با اختلافی اندک، بیشترین مستندات را در بین کشورهای مورد مطالعه داشتند و ایران در جایگاه سی ام بود. از نظر میزان استناد، آمریکا با اختلاف قابل توجهی اول، چین دوم و ایران در رتبه هفدهم قرار گرفتند. با نرمال کردن تعداد پژوهش ها برحسب جمعیت، درآمد و عملکرد، آمریکا علی رغم نزدیک بودن تعداد مستنداتش با چین، در جایگاه بسیار بالاتری قرار گرفت و فاصله ایران با چین در نتایج نرمال شده بسیار کم تر شد. از منظر عدم قطعیت و هم افزایی تعاملات نیز همین ترتیب برقرار بود. از بین بازیگران ایران، دانشگاه تهران و پس از آن دانشگاه های امیرکبیر و شریف بیشترین تولیدات علمی را داشته اند. داده های دانشگاه، صنعت و دولت برای ایران به صورت آزمایشی کم و زیاد شدند. بیشترین افزایش خروجی بر مبنای کم ترین تغییر ورودی از طریق افزایش پژوهش های صنعت به دست آمد که نشان می دهد ورود بخش صنعت به امر پژوهش می تواند باعث افزایش هم افزایی در همکاری های پژوهشی بازیگران ایرانی شود. نتیجه گیری: تحلیل و بررسی نتایج به دست آمده نشان می دهد که مهم ترین تفاوت در الگوی همکاری های پژوهشی بین بازیگران ایرانی و بازیگران دو کشور دیگر، میزان مشارکت بخش صنعت است. از بین سه کشور مورد مطالعه، آمریکا بیشترین همکاری های پژوهشی صنعتی را نشان می دهد. در مورد ایران نیز چنین نتیجه گیری شد که سیاست تحریک صنعت به مشارکت در تحقیقات هوش مصنوعی، بیشترین اثربخشی را خواهد داشت. این نتیجه از طریق دست کاری آزمایشی مقادیر داده ها پشتیبانی شد.
شناسایی اجزای ضروری موثر بر استخراج هوشمند دانش در سازمان ها: مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اهمیت هوشمندسازی در فرایندهای کسب وکار صنایع در سال های جاری به شدت افزایش یافته است. از طرفی اهمیت دانش به عنوان یک مزیت رقابتی همچنان در حال افزایش است. برای به دست آوردن این دانش حیاتی، چارچوبی برای شناسایی اجزای ضروری استخراج دانش مورد نیاز است. شناخت و تقویت هر یک از این منابع دانش، به طور سیستماتیک، در صنایع باعث می شود راهی برای استخراج دانش به روش هوشمند پیدا شود. محققان می توانند الگوریتم های استخراج دانش را به صورت سازمان یافته بیابند و به طور خاص بر اهداف هر جزء در فرایندهای کسب و کار تمرکز کرده و دانش را به شیوه ای هوشمند شناسایی و استخراج کنند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی اجزای ضروری موثر در استخراج هوشمند دانش است.
روش: این تحقیق فراترکیب با روش هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو انجام شد. 289 مقاله تحقیقاتی از پایگاه داده ها بازیابی گردید که از این تعداد 36 مقاله برای اهداف پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. هر مقاله تحقیقاتی انتخاب شده یک یا چند مولفه را گزارش کرده است که جداگانه تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: 48 کد در 6 موضوع اصلی (عوامل فردی، آموزش و یادگیری، عوامل فناوری و فناوری هوشمند، دانش، پویایی و چابکی، عوامل سازمانی) طبقه بندی شدند. نتایج نشان می دهد که توانمندسازی افراد در کسب و کار، یکی از مهم ترین مولفه های کسب دانش است که تقویت آن می تواند منجر به استخراج هوشمندانه دانش شود.
نتیجه گیری: با توانمندسازی کارکنان و مطالعه طرز فکر و کار آن ها در سازمان، می توان مدل های هوشمندی را برای انجام وظایف تعریف کرد. این امر می تواند منجر به استخراج دانش مفید شود. به عبارت دیگر، هرچه توانایی کارکنان بیشتر باشد، مطالعه رفتار انسان در محل کار منجر به کشف الگوهای هوشمند قوی تری می شود.
ارائه چارچوبی برای شناسایی پیشران های موثر روی آینده منابع درآمدی دانشگاه ها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی با توجه به کاهش بودجه های دولتی، فشارهای اقتصادی، شدت رقابت و کاهش تقاضا برای تحصیلات تکمیلی و بحران های مالی بین المللی، به سمت متنوع کردن منابع درآمدی خود حرکت کرده اند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین پیشران های موثر بر آینده منابع درآمدی دانشگاه ها است.
روش: این پژوهش از نظر جهت گیری دارای ماهیتی کاربردی بوده و روش آن کمّی چندگانه است. جامعه نظری پژوهش، مدیران طرح و برنامه دانشگاه های بزرگ کشور و اساتید متخصص در حوزه تأمین مالی آموزش بودند. روش نمونه گیری به صورت قضاوتی، و با توجه به تخصص خبرگان در حوزه تأمین مالی آموزش عالی انجام شد. حجم نمونه در این پژوهش برابر 10 نفر بود. پیشران های پژوهش از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان بدست آمد. در ادامه برای غربال و تحلیل اثرگذاری پیشران ها به ترتیب از دو پرسشنامه خبره سنجی و اثرسنجی استفاده شد. این پرسشنامه ها با دو تکنیک دلفی فازی و دیمتل فازی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: 25 پیشران از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان بدست آمد. از میان پیشران های پژوهش، 10 پیشران دارای مقدار دیفازی بیشتر از 6/0 بودند و برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. میزان اثرگذاری پیشران های باقیمانده با دیمتل فازی ارزیابی شد. با توجه به شاخص خالص اثر، پیشران های تحریم ها و محدودیت های خارجی، شرایط اقتصادی جامعه، ماهیت ارتباط دانشگاه ها با صنایع و کسب و کارها در جامعه و سیاست های وزارت علوم در مورد جذب دانشجو به ترتیب بیشترین اثرگذاری را داشتند.
نتیجه گیری: پیشنهادهای کاربردی پژوهش با توجه به اثرگذارترین پیشران ها ارائه گردید. در این زمینه پیشنهادهایی مثل تاب آور کردن دانشگاه ها، توجه دانشگاه ها به تولید ثروت در جامعه، هدایت پایان نامه های تحصیلات تکمیلی و پژوهش ها به سمت مسئله محوری و جذب دانشجو براساس نیازهای صنعت و بازار، برنامه آمایش سرزمین و الزامات بومی ارائه شد.
کانال های جریان دانش میان دانشگاه و صنعت: بررسی علم سنجی و مروری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: به منظور کاربردی شدن دانش تولید شده در دانشگاه ها، جریان یافتن این دانش به خارج از این محیط، به ویژه محیط های صنعتی، فعالیتی مهم و حائز است. ابزارهایی که این جریان را میسر می سازند، تحت عنوان کانال های جریان دانش شناخته می شوند. عدم آشنایی با این کانا ل ها و ویژگی های آنها می تواند موجب ناکامی در نیل به هدف غایی این ارتباط شود. با توجه به ویژگی های منحصربه فرد هر کدام از این کانال ها، ابزاری که بتواند با شاخص های مشخص، جنبه های متفاوت این جریان را نشان دهد، ضروری به نظر می رسد. از این رو، هدف پژوهش حاضر مطالعه کانال های جریان دانش میان دانشگاه و صنعت است. روش: این پژوهش با رویکرد علم سنجی و با تکنیک تحلیل هم رخداد واژگان و همچنین مرور روایتی انجام شده است. با استفاده از رویکرد مرور روایتی، مهم ترین پایگاه های اطلاعاتی بین المللی مورد جستجو قرار گرفتند، و به عنوان چارچوب نظری به کار گرفته شدند. در مرحله دوم، با رویکرد علم سنجی انجام شده و به منظور کشف ارتباطات و مهم ترین واژگان و نقشه علمی شکل گرفته از ارتباط بین واژگان، از فن هم رخداد واژگان استفاده شد. به این صورت که واژگان «صنعت و دانشگاه» با واژه «کانال» و دیگر واژه های هم ردیف با کانال که در متون استفاده شده بود، به صورت university AND industry AND (channel OR transfer OR spillovers OR flow OR dissemination) در فیلد Topic در پایگاه وب آو ساینس به عنوان یکی از معتبرترین پایگاه های استنادی جستجو شد. بازه زمانی از 1975 تا 27 نوامبر 2022 بود و جستجو در مجموعه هسته[1] وب آو ساینس انجام شد. با این استراتژی جستجو، در مجموع 5178 مدرک بازیابی شد. به منظور ترسیم نقشه هم رخداد واژگان، از نرم افزار وس ویور[2] استفاده شد و به منظور داشتن نقشه ای قابل تحلیل، با اعمال آستانه حداقل 50 رخداد، 86 واژه به مرحله تحلیل و ترسیم نقشه هم رخدادی وارد شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که کانال های انتقال دانش بین دانشگاه و صنعت، جنبه های مختلفی را شامل می شود. این کانال ها ممکن است رسمی، غیررسمی یا ترکیبی باشند. همچنین جریان دانش بین صنعت و دانشگاه می تواند هدفمند یا بدون هدف باشد که در صورت هدفمند بودن دوسویه، و در حالت بدون هدف، یک سویه خواهد بود. این دانش می تواند عیان یا نهان باشد. در کانال های انتقال دانش مسائلی مانند تجاری سازی یا هزینه سودمندی و برگشت مالی نیز مورد توجه بوده است. همچنین این کانال ها و انتقال دانش بین دانشگاه و صنعت، به نوعی سرمایه اجتماعی در نظر گرفته می شود. بررسی ارتباط بین صنعت و دانشگاه از جنبه های علم سنجی و براساس نقشه هم رخداد واژگان هم نشان داد که مباحثی همچون عملکرد و تأثیر همکاری ها، انتقال دانش، تریپل هلیکس، صنعت، انتقال فناوری، دانش، کارآفرینی و تحقیق و توسعه، از مهم ترین مفاهیم استخراج شده بوده اند. نقشه علمی و خوشه های شکل گرفته نشان دهنده اهمیت موضوع کانال های جریان دانش صنعت و دانشگاه از سوی پژوهشگران بوده است و در این بین تأثیر همکاری ها در انتقال دانش اهمیت دارد. در مجموع چهار خوشه موضوعی در نقشه هم رخداد واژگان تحلیل شده، تشکیل شد. نتیجه گیری: کانال های بین دانشگاه و صنعت در پژوهش های مختلف مورد توجه بوده و تشکیل خوشه های موضوعی نیز نشان دهنده این اهمیت است. تنوع میان کانال ها نشان می د هد که بررسی جامع و مانع ارتباطات میان دانشگاه و صنعت، نیازمند استفاده از شاخص های زیادی است.
بررسی شاخص بین المللی نوآوری و نگاشت نفوذ صنعتی در انتشارات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
228 - 207
حوزههای تخصصی:
هدف: ارتباط میان دانش نوین علمی و نوآوری های فنی از اهمیت فراوانی برخوردار است، استنادهای علمی پروانه های ثبت اختراع و استنادهای فنی متون علمی یکی از راه های بررسی ارتباط میان علم و فناوری است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تولیدات علمی ایران براساس شاخص نفوذ بین المللی بروندادهای پژوهشی بر صنعت و نوآوری است که براساس استناد پروانه های ثبت اختراع به متون علمی محاسبه می شود.
روش: این پژوهش با روش اسنادی و با رویکرد علم سنجی و تحلیل استنادی انجام شده است. جامعه پژوهش مدارک علمی ایران هستند که در بازه زمانی 2020-2018 در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند. با توجه به اینکه یک بازه زمانی سه ساله برای بررسی استناد مدارک در نظر گرفته شده است و تمامی مدارک بدون لحاظ کردن موضوع آنها مورد شمارش قرار گرفته اند و هر دوی این عوامل از عوامل مؤثر در استنادگیری هستند، نرمال سازی براساس زمان و موضوع انجام گرفت. به منظور نرمال سازی استنادها، موضوع مقالات براساس موضوع نشریات منتشرکننده آنها در 22 موضوع اصلی شاخص های اساسی علم قرار گرفتند تمامی مدارک به روش شمارش کامل مورد محاسبه قرار گرفته و سایر مدارک غیرقابل استناد و نیز قالب های انتشاراتی به جز مقاله، از جامعه پژوهش کنارگذاشته شدند. در این پژوهش از محصولات پایگاه کلاریویت مانندWOS ، JCR و ESI و نیز پایگاه هایLens ، WIPO و ISCWUR به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. جدول انطباق WIPO براساس نمادهای طبقه بندی بین المللی پروانه های ثبت اختراع، زمینه فناوری هر یک را مشخص می نماید. با استفاده از این جدول، زمینه فناوری هر یک از پروانه های ثبت اختراع براساس گروه های طبقه بندی فناوری WIPO مشخص می شود.
یافته ها: در بازه زمانی 2020-2018، 274560 مدرک از ایران به ثبت رسیده است که 2662 مدرک در 3820 پروانه های ثبت اختراع، 4000 بار مورد استناد قرار گرفته است. بر این اساس، کمتر از یک درصد از آثار علمی ایران در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند. براساس استناد نرمال شده، دانشگاه آزاد اسلامی با 25.25 استناد نرمال شده در بین دانشگا ه های ایران رتبه نخست را دارد و دانشگاه های علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران به ترتیب با 23.10 و 14.78 استناد نرمال شده در رتبه های دوم و سوم قرار دارند.
نتیجه گیری: براساس گروه های طبقه بندی فناوری، بیشترین تعداد این پروانه های ثبت اختراع در حوزه داروسازی بوده و بیوتکنولوژی و فناوری رایانه با اختلاف زیاد در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. براساس حوزه های موضوعی، مقالات حوزه شیمی، علم مواد و فارماکولوژی و سم شناسی، بیشتر از سایر حوزه های موضوعی در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند که نشان می دهد این رشته ها بیشترین تاثیر را بر نوآوری داشته اند.
پیوستگی و ناپیوستگی دانشگاه های خصوصی از منظر کسب وکار در حوزه های اقتصادی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای کسب وکار به ویژه در بخش صنعت با دگرگونی مواجه و چشم اندازهای شغلی به گونه ای پر شتاب در حال تحول است. تغییر شرایط اجتماعی و دگرگونی در اقتصاد جهانی، ملی و محلی، از جمله عوامل تأثیرگذار بر زیست بوم جدید کسب وکارها می باشد. درچنین شرایطی آموزش دانشگاهی به ویژه در دانشگاه های حرفه ای نیازمند بازسازی در برنامه ها و جهت گیری ها است تا پیوستگی کسب و کارها با نیازهای اقتصادی و اجتماعی زمینه ساز بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی شود. دانشگاه های بخش خصوصی(غیرانتفاعی) به دلیل ساختارهای چابک تر و استقلال مالی بیشتر واجد ویژگی هایی هستند که به نظر می رسد می توانند در این زمینه موفق و مؤثر عمل کنند. توان این دانشگاه ها در ایجاد زیست بوم یادگیری مبتنی بر نیازهای بومی، سرعت عمل این نوع از دانشگاه ها در طراحی و اجرای رشته های جدید و ظرفیت آنها در به کارگیری نیروی انسانی متنوع می تواند در این مسیر راهگشا باشد.در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا به مطالعه ابعاد این موضوع پرداخته شده است. به این معنا که ابتدا پس از مرور پیشینه تحقیق، شاخص های ارتباط دانشگاه و صنعت به عنوان هسته اصلی پیش برنده رابطه دانشگاه با کسب و کارها، تعیین و بر این اساس تلاش شد درجاتی از وجوه تأثیر این ارتباط با ابعاد اقتصادی، اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. در نهایت یافته های تحقیق نشان داد با فرض شکل گیری ارتباط مؤثر و کارامد میان دانشگاه و صنعت می توان انتظار داشت با شکل دهی ارتباط میان دانشگاه های برتر و بخش های بزرگ صنعتی و دانشگاه های متوسط و کوچک با بنگاه های کوچک و متوسط (SMALL) زیست بوم یادگیری پویاتری ایحاد و اثریخشی دانشگاه بر محیط اقتصادی و اجتماعی افزایش یابد.