مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
معادل یابی
حوزههای تخصصی:
از جمله معضلات پیش روی مترجمان، تطبیق درجات نظامی است و دشواری کار مترجم زمانی دو چندان می شود که تعداد درجات نظامی زبان مبدأ و مقصد یکسان نباشد؛ در نتیجه این اصطلاحات در یکی از دو زبان بدون معادل باقی می ماند؛ زیرا تفاوت هایی در ساختار نظامی نیروهای مسلح کشورها به چشم می خورد که نادیده انگاشتن آن می تواند مشکلاتی را برای مترجمان پدید آورد. پژوهش حاضر پس از شرح درجات نظامی ایران و مقایسه آن با کشورهای عربی به بررسی واژه نامه های عمومی و تخصصی و چگونگی معادل یابی آنان با روشی توصیفی- تحلیلی و تطبیقی می پردازد. نتایج حاکی از آن است که اغلب واژه نامه های عمومی دانش کافی از حیطه های تخصصی نداشته و اصطلاحات این حوزه را با دقت نظر مورد بررسی قرار نداده و فرهنگ لغت های تخصصی نیز با توجه به اینکه نگارنده آن افراد نظامی بودند و اطلاعاتی از ساختار کشورهای عربی نداشتند، نتوانستند معادل دقیقی از درجات ارائه کنند. بهترین شیوه گزینش معادل برای اصطلاحات درجات نظامی «معادل گزینی پس از شناخت الگوی درجات نظامی ایران و کشورهای عربی» است.
ترجمه تطبیقی ضرب المثل های انگلیسی به فارسی از لحاظ زبان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم پاییز ۱۳۹۰ شماره ۱۹
115 - 131
حوزههای تخصصی:
ترجمه تطبیقی ضرب المثل های انگلیسی به زبان فارسی، مترجمان ایرانی را در مقایسه زبان مبدا (SL) با زبان مقصد (TL) با مسایلی از قبیل کاربردهای لغوی، سبک ادبی، فرهنگ و ساختار یا معنی مواجه می سازد. در این مورد، عوامل اصلی در ترجمه و برابریابی در دو زبان مبدا و مقصد در سه حوزه زبان شناسی از قبیل شکل(form)، محتوا(content) و موقعیت(context) در دو زبان های مبدا و مقصد قرار می گیرند. مقاله حاضر با ارایه طرح سه نسخه ای در صدد یافتن راه حلی کاربردی برای ترجمه ضرب المثل های انگلیسی به فارسی با حداقل افت از لحظ ساختاری، معنایی و مفهومی است.
رویکردی نقادانه به جانشین مصادر منصوب در ترجمه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
379 - 395
حوزههای تخصصی:
مفعول مطلق از جمله حالت های نحوی است که در زبان عربی و فارسی دارای تفاوت ساختاری است؛ این حالت نحوی در زبان فارسی قدیم دارای مشابه ساختاری بوده است اما در زبان معاصر فارسی بکار بردن این ساختار مشابه مرسوم نیست؛ بنابراین مترجمان لازم است معادل ساختاری آن را در ترجمه به کار ببرند. در پژوهش حاضر با نقد و بررسی مفعول مطلق نیابی در ترجمه آقایان پورجوادی ، رضایی و طاهری ، این نتیجه حاصل شده است که به علت همین تفاوت های ساختاری مهم ترین لغزشی که مترجمان قرآن کریم با آن مواجه بوده اند عدم ترجمه این حالت نحوی است.
چالش ها و موانع معادل یابی در برگردان های عربی به فارسی
حوزههای تخصصی:
ترجمه یکی از مهم ترین شیوه های انتقال پیام و برقراری ارتباط بین زبان ها، است. ارائه ترجمه مناسب و پیام دقیق نیازمند اصول و قواعدی است که در برخی موارد پایبندی دقیق به اصل زبان مبدأ، غیر از زیان هایی که به زبان مقصد وارد می آورد، نوعی پیچیدگی، ناآشنایی و ابهام در نثر ترجمه به بار می آورد و سبب می شود تا متن مبدأ زیبایی و حلاوت خود را از دست بدهد. برای رفع این مشکل، یکی از فنون کاربردی استفاده از شیوه های مختلف معادل یابی است؛ اما علیرغم وجود استفاده از این فن، در برخی موارد مترجمان زبان ها و مخصوصاً مترجمان زبان عربی و فارسی با چالش هایی مواجه می شوند که امر ترجمه را بر آن ها بسیار سخت و دشوار می کند. وجود اشتراک لفظی، واژگان دخیل، تفاوت در خانواده زبانی و ابهام های دستوری بین دو زبان، یکی از عمده ترین دلایلی است که در صورت عدم آگاهی مترجمان و مخصوصاً بیگانگان با این زبان، از آن رنج خواهند برد. در این مقاله با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، کوشش شده است، ضمن ارائه تعریفی کوتاه از مفهوم معادل یابی و فنون آن، به بررسی مهم ترین این چالش ها و موانع پیش روی مترجمان، پرداخته شود و در پایان مشخص شد: تفاوت ساختاری زبان فارسی و عربی، ابهام واژگانی، ابهام دستوری، تعدد بافت معنایی، وجود واژگان دخیل، اختلاف در خانواده زبانی یکی از مهم ترین عوامل ایجاد مانع در انتقال معنای دقیق و تمام رخ از زبان مبدأ است که آگاهی مترجمان از این مقوله ها، می تواند راهگشایی مناسب پیش روی آن ها باشد.
تحلیل انتقادی ترجمه انگلیسی قرآن محمد اسد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
259 - 279
حوزههای تخصصی:
ترجمه پیام قرآن اثر محمد اسد، ترجمه ای کامل از تمام سوره های قرآن و به ترتیب مصحف است. پرسش مهم قابل طرح درباره این ترجمه این است که ترجمه پیام قرآن به لحاظ میزان وفاداری به متن چه وضعیتی دارد. نوشته حاضر کوشیده است با روش توصیفی-تحلیلی و بررسی نمونه هایی از عملکرد محمد اسد در ترجمه آیات و تطبیق آن ها بر الگوی ترجمه نیومارک، به پاسخی قانع کننده در این راستا دست یابد. نتیجه آنکه مترجم همواره در ترجمه خود سعی بر یافتن معادل مناسب برای اصطلاحات دینی داشته و تا حد زیادی در این امر موفق بوده و در مواردی که از یافتن معادل عاجز مانده است، توضیحاتی را در حاشیه ارائه می دهد. در بحث از مشترک لفظی، عموماً سیاق کلام را در نظر دارد، اما در برخی موارد از سیاق غافل شده است. همچنین، برای ترجمه استعاره، عملکرد یکسانی نداشته و از شیوه های گوناگونی بهره برده است.
نقد ترجمه رضایی از صحیفه سجادیه براساس نظریه وینه و داربلینه
حوزههای تخصصی:
جایگاه صحیفه سجادیه موجب شده بسیاری از مترجمان آن را ترجمه کنند؛ به طوری که تاکنون شصت ترجمه و شرح به زبان فارسی از آن ارائه شده است. از جمله مترجمان صحیفه سجادیه ، محمدمهدی رضایی است. ترجمه ایشان یکی از جدیدترین ترجمه های صحیفه سجادیه است که تاکنون پژوهشی بر روی آن صورت نگرفته است. در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی توصیفی و به منظور ارائه نقدی منصفانه، ترجمه صحیفه سجادیه از محمدمهدی رضایی بر اساس نظریه وینه و داربلینه مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. این نظریه که دارای هفت راهکار است برای شناخت و بررسی یک ترجمه درسطح معادل یابی ، نظریه ای مفید بوده و با برشمردن اصول و مؤلفه های مختلف در دو رویکرد اصلی یعنی رویکرد مستقیم و غیرمستقیم ، به شیوه ترجمه مترجم می پردازد. یافته های این پژوهش نشان داد که رضایی شاید به این دلیل که خواسته هم ترجمه ای ادبی و با واژگان و تعابیر ویژه فرهنگ فارسی ارائه دهد و هم این که در این ترجمه به دنبال نزدیک کردن معادلات فرهنگی بوده است ،از قرض گیری ، گرته برداری ، تلفیق و جابه جایی واژه ها کمتر استفاده کرده، در مقابل ، از مؤلفه معادل یابی و اقتباس بیشتر بهره برده است. در مجموع ، آهنگین بودن جملات و استفاده از معادل های فارسی و جملات مناسب با فرهنگ ایرانی ، ویژگی مهم ترجمه رضایی از صحیفه سجادیه است.
نقد ترجمه متون عرفانی مبتنی بر هوش مصنوعی و ترجمه انسانی براساس روش ماندی (مطالعه موردی کتاب اللمع فی التصوف)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه ترجمه، این پرسش مطرح می شود که هوش مصنوعی تا چه اندازه در ترجمه موفق است و آیا می تواند جایگزین مترجم انسانی شود. در این پژوهش با استفاده از روش تطبیقی ماندی، دو ترجمه فارسی کتاب اللمع فی التصوف بررسی شده و خطاهای آن ها شناسایی شده است. این خطاها عبارت اند از: قرائت نادرست متن، استفاده نادرست از واژه نامه ها در معادل یابی درست، بی توجهی به بافت متن در معادل یابی، ناآشنایی با مصطلحات تخصصی عرفانی اسلامی و نیز فهم نادرست متن. سپس، همان جملاتی که مترجم انسانی به اشتباه ترجمه کرده است، برای ارزیابی به هوش مصنوعی داده شده است. بررسی نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی توانسته است ترجمه ای پذیرفته شده ارائه دهد. این پژوهش برخلاف تصور عامه که هوش مصنوعی را فاقد توانایی لازم در ترجمه می دانند، نشان می دهد که درحال حاضر این فناوری، به ویژه برای زبان هایی مانند فارسی و عربی که ازنظر رایانشی کمتر بدان ها توجه شده است، از قدرت کافی برای ترجمه برخوردار است. براساس یافته های این پژوهش، به مترجمان، به ویژه تازه کارها، پیشنهاد می شود که هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند ترجمه نادیده نگیرند و از آن بهره برند.
تعامل متن و ترجمه در بازتاب فرهنگ؛ موردپژوهی خار و میخک یحیی سنوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه میان زبان و فرهنگ دوسویه است و عناصر فرهنگی در زبان به صورت واژه، عبارت و اصطلاح تجلی پیدا می کند. واژگان فرهنگی به مفاهیم، روابط، پدیده ها، ابزارها و... به طور کلی جنبه های مادی و معنوی جامعه ای خاص مربوط می شوند که در زبان دیگر ناشناخته هستند و چالشی جدی در تعامل میان فرهنگ ها و زبان ها به وجود می آورد.کتاب خار و میخک سنوار به دلیل پرداختن به ابعاد مختلف زندگی مردم فلسطین حاوی عناصر فرهنگی است که مترجم برای ارائه ترجمه رسا و قابل فهم باید عناصر خاص آن را به خوبی شناخته و در زبان خود معادل یابی کند تا فرهنگ به درستی منتقل شود. پژوهش حاضر تلاش دارد ترجمه شنی از این کتاب را براساس انواع عناصر فرهنگی و راهکارهای مترجم مورد بررسی قرار دهد. ارزیابی کلی اثر حاکی از آن است که با وجود ماهیت سیاسی روایت و پرداختن به موضوعات نظامی به دلیل نزدیک شدن به زندگی مردم، اشکال مختلفی از عناصر فرهنگی را در خود دارد و با توجه به جایگاه و هدف آن در انتقال معنی و بیان حقایق تاریخی فلسطین، ترجمه نقش مهمی در انتقال بینافرهنگی دارد. مترجم نیز در ترجمه اثر در دوراهی بیگانه سازی و بومی سازی بوده و تلاش دارد هم اصالت زبان مبدأ را به ترجمه منتقل کند و هم با روش های تلفیقی اعم از یادداشت، معادل های توصیفی و فرهنگی و... به فهم مخاطب کمک کند، اما متن ترجمه را به خصوص با آوردن دو نوع معادل متفاوت (عربی و فارسی) در متن اصلی از روایی و رسایی دور ساخته است.
جستاری در فرایند معادل یابی ساختارهای قسم در ترجمه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از قسم از دیرباز در میان مردم رواج فراوانی داشته و آن را در مواقع ضروری به کار می بندند. این ساختار در قرآن کاربرد فراوانی دارد و در آغاز و میانه سوره ها آمده است. به دلیل تنوع ساختارهای قسم در قرآن، پژوهشگران و مترجمان اهتمام ویژه ای به انواع و کارکردهای آن داشته اند. پژوهش حاضر ضمن بهره گیری از تفاسیر مختلف، معادل یابی ساختارهای قسم سوره های قلم، حاقه، مدَّثر، مرسلات، تین و یس را با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد انتقادی در ترجمه های آقایان فیض الاسلام، مشکینی، خرمشاهی، رضایی-اصفهانی و معزی نقد و بررسی نموده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که معزی ترجمه ای تحت لفظی از آیات ارائه داده و ساختارهایی نظیر «فَلَا أُقْسِمُ» را به صورت منفی ترجمه نموده که از منظر مفسرین قول ضعیف است. او از افزوده سازی و تصریح مراجع ضمایر پرهیز نموده و این رویکرد گاه باعث ابهام ترجمه او شده است. فیض الاسلام و رضایی اصفهانی به عنوان نماینده سبک های آزاد و وفادار ترجمه دقیق تری از ساختارهای قسم ارائه نموده اند و بهتر از سایر مترجمان، تأکیدهای اسلوب قسم نظیر «اِنّ و ل َ» را معادل یابی کرده و به مرجع ضمایر تصریح نموده و تناسب بین قسم ها را رعایت کرده اند. مشکینی و خرّمشاهی نیز درمجموع نسبت به فیض الاسلام، رضایی اصفهانی و معزّی ترجمه ای بینابین ارائه نموده اند.