مطالب مرتبط با کلیدواژه
۸۱.
۸۲.
۸۳.
۸۴.
۸۵.
۸۶.
خواندن
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
115 - 144
حوزههای تخصصی:
جهش تحصیلی نوعی رویکرد یا مداخله آموزشی است که براساس آن دانش آموزان سرآمد می توانند دوره ها و برنامه های درسی و آموزشی را در مدت زمان کوتاه تر و با سرعتی بیشتر از معمول و در سنین پایین تر طی کنند. آمار دانش آموزان جهشی نشان می دهد تعداد این دانش آموزان رو به افزایش است و همه ساله نیز بر تعداد متقاضیان جهش تحصیلی افزوده می شود. از آنجایی که عملکرد و موفقیت تحصیلی دانش آموزان جهشی در سال های پس از جهش اهمیت زیادی دارد، لذا هدف از این مطالعه بررسی عملکرد درسی این دانش آموزان درمقایسه با دو گروه از همتایان شان بود. روش پژوهش علّی- مقایسه ای بود و شرکت کنندگان، شامل 207 دانش آموز، که 73 نفر، جهشی و مابقی همتایان غیرجهشی بودند. برای همتاسازی علاوه بر عامل هوش، عواملی چون سطح تحصیلات والدین، شغل والدین، وضعیت اقتصادی اجتماعی والدین و منطقه زندگی نیز لحاظ گردید. برای هر دانش آموز جهشی یک همتای هم سن غیرهم پایه (کلاس سوم) و یک همتای غیرهم سن هم پایه (کلاس چهارم) انتخاب گردید. عملکرد درسی دانش آموزان در خواندن و درک مطلب، ریاضی در دو محور کاربرد و استدلال و علوم در سه محور دانش، کاربرد و استدلال مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها نشان داد در عملکرد درسی دانش آموزان جهشی و همتایان غیرجهشی شان تفاوت معناداری وجود ندارد، درنتیجه جهش تحصیلی تأثیری بر عملکرد تحصیلی این دانش آموزان ندارد.
شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار خواندن دیجیتال: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با گسترش فناوریهای دیجیتال، روشهای خواندن و تعامل کاربران با منابع اطلاعاتی تغییر کرده است. خواندن دیجیتال به عنوان یکی از مهمترین پیامدهای این تحول، فرصتها و چالشهای جدیدی را به همراه داشته است. در حالی که ابزارهای دیجیتال امکان دسترسی سریعتر و تعامل بیشتر با محتوا را فراهم میکنند، عواملی مانند: حواسپرتی، خواندن سطحی و چالشهای ادراکی نیز بر این فرآیند تأثیر میگذارد. درک این عوامل برای بهینهسازی تجربه خواندن دیجیتال و بهبود کیفیت پردازش اطلاعات ضروری است. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار خواندن دیجیتالی، به دنبال پیشرفت فناوریهای دیجیتال، به منظور شناخت بهتر و جامع ابعاد فردی، محیطی، فنی و محتوایی این رفتار انجام شد.
روش پژوهش: در این پژوهش از روش فراترکیب استفاده شد. در این راستا، مقالات مرتبط با استفاده از مدل هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو شناسایی، ارزیابی و در نهایت تحلیل شدند. برای استخراج یافتهها از مرور سیستماتیک ادبیات علمی، کدگذاری مفاهیم کلیدی و تحلیل محتوا استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که عوامل فردی (مانند: انگیزه، سواد دیجیتال و ویژگیهای شناختی)، عوامل محیطی و فنی (مانند: کیفیت اینترنت، طراحی رابط کاربری و امنیت دادهها)، عوامل روانی و اجتماعی (مانند: اضطراب اطلاعات، انگیزههای اجتماعی و حمایت خانواده) و عوامل محتوایی (مانند: ساختار متن، تعامل و حجم اطلاعات) تأثیر قابل توجهی بر رفتار خواندن دیجیتال دارند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش، بهبود طراحی فناوریهای خواندن دیجیتال، آموزش سواد دیجیتال، توسعه ابزارهای کاهش حواسپرتی و ایجاد محتوای کاربرپسند میتواند تجربه خواندن دیجیتالی را افزایش دهد. همچنین سیاستگذاران و طراحان فناوری باید به تعامل این عوامل برای بهینهسازی محیطهای دیجیتال توجه کنند. علاوه بر این، نتایج پژوهش حاکی از آن است که با توسعه سیاستهای آموزشی و ارتقای مهارتهای پردازش اطلاعات میتوان به بهبود درک عمیقتر مطالب دیجیتالی و افزایش کیفیت تجربه خواندن کابران کمک کرد.
سنجش تفکر انتقادی دانشجویان زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی: طراحی و اعتبارسنجی یک مقیاس جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال ۵۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
104 - 134
حوزههای تخصصی:
کیفیت مهارت خواندن تا حد زیادی وابسته به بهره گیری از تفکر انتقادی در خواندن متون است.علی رغم انجام تحقیقات گسترده در ارتباط با تفکر انتقادی در حوزه آموزش زبان انگلیسی ، پیشینه تحقیق حاکی از آن است که پژوهشگران مهارت خواندن برای سنجش تفکر انتقادی عمدتاً از مقیاس های عمومی استفاده می کنند و ظاهرا مهارت خواندن فاقد یک مقیاس سنجش تفکر انتقادی حوزه محور است. پژوهش حاضر به دنبال طراحی و اعتبارسنجی یک ابزار روان سنجی خودگزارشی چند بعدی برای سنجش تفکر انتقادی در مهارت خواندن برای دانشجویان زبان انگلیسی است. با بهره گیری از رویکرد نظری خواندن تعاملی و با استفاده از نتایج مصاحبه های نیمه ساختارمند، یک مدل فرضی تفکر انتقادی متشکل از هفت مولفه معرفی شد و بر اساس آن یک مقیاس 41 سوالی طراحی گردید. نتایج تحلیل نشان داد که مقیاس طراحی شده یک مقیاس جامع برای سنجش مهارت های تفکر انتقادی در خواندن آکادمیک است.
تأثیر برنامه حرکتی منتخب بر درک مطلب و خواندن دانش آموزان نارساخوان دختر ۷ تا ۹ ساله شهرستان فردوس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : نارساخوانی یک اختلال یادگیری است که توانایی کودکان در خواندن، نوشتن و پردازش اطلاعات را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش ها نشان می دهد فعالیت های بدنی سازمان یافته می توانند به بهبود این اختلال کمک کنند. هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر برنامه حرکتی منتخب بر درک مطلب و خواندن دانش آموزان نارساخوان ۷ تا ۹ ساله بود.
روش پژوهش: جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان نارساخوان ۷ تا ۹ ساله شهر فردوس بود. شرکت کنندگان به سه گروه تمرینات منتخب، تجربی و کنترل تقسیم شدند. پژوهش به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. مداخله در دو گروه تمرینی اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ تمرینی نداشت. برنامه منتخب بر اساس رویکرد بلایت (توجه، تعادل، هماهنگی) طراحی و طی ۴ هفته اجرا شد. یک روز قبل از شروع، آزمون خواندن و نارساخوانی (نما) و آزمون درک مطلب از همه افراد گرفته شد. گروه های تمرینی در ۱۲ جلسه ۷۰ دقیقه ای (۱۰ دقیقه گرم کردن، ۵۰ دقیقه تمرین ایستگاهی، ۱۰ دقیقه سردکردن) شرکت کردند. داده ها با آزمون های آنکووا و مانکووا تحلیل شد.
یافته ها : نتایج نشان داد گروه تمرینات منتخب در پس آزمون در هر دو متغیر درک مطلب و خواندن عملکرد بهتری نسبت به دو گروه دیگر داشت ( 0/05=p).
نتیجه گیری: برنامه حرکتی منتخب مبتنی بر رویکرد بلایت موجب بهبود معنی دار درک مطلب و خواندن دانش آموزان نارساخوان شد و اثربخشی آن تأیید گردید
اثربخشی آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خواندن از مهم ترین نیازهای آموزشی دانش آموزان است. از عوامل مؤثر بر خواندن، نگرش خواندن و انگیزش خواندن است. یکی از رویکردهای نوآورانه در تدریس و یادگیری، یادگیری مغزمحور است که با طراحی طبیعی مغز سازگار است. هدف: بررسی تأثیر آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی است. روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون، با گروه آزمایش و کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1402 شهرستان خمینی شهر بودند که از میان آنها 30 دانش آموز که واجد شرایط ورود به پژوهش بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس آموزش یادگیری مغزمحور بر روی گروه آزمایش اجرا و در پایان، هر دو گروه دوباره با پرسشنامه نگرش خواندن مک کنا و کی یر (1990) و پرسشنامه انگیزش خواندن ویگفیلد و گاتری (1997) ارزیابی شدند. یافته ها با استفاده از نسخه 27 نرم افزار SPSS و به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: آموزش یادگیری مغزمحور باعث افزایش میانگین نمره نگرش خواندن (83/0=Eta، 001/0>P، 908/138=F) و افزایش میانگین نمره انگیزش خواندن (94/0=Eta، 001/0>P، 87/462=F) در دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل، به نظر می رسد آموزش یادگیری مغزمحور، در بهبود نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان خمینی شهر، اثربخش بوده و توصیه می شود در مدارس برای ارتقای نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان، از این روش استفاده شود.
اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی خواندن: مروری بر چیستی، چرایی و چگونگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
27 - 62
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مروری بر ماهیت، زمینه های توسعه و کاربردهای اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی به منزله روشی کارآمد برای سنجش مهارت خواندن انجام شد. روش پژوهش مرور ادبیات یکپارچه بود که از چهار مرحله تشکیل می شد. از میان 817 سند، در نهایت 43 مورد وارد مطالعه و متن آن ها با رویکردی انتقادی تحلیل شد. برای مدیریت اسناد از پروتکل پریزما استفاده شد. نتایج نشان داد که اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی شیوه ای معتبر برای سنجش عملکرد دانش آموزان در مهارت های تحصیلی پایه از جمله خواندن است. کاوشگرهای سیالی بلندخوانی، هزارتو و سواد آغازین از مهم ترین ابزارهای سنجش خواندن و پیش نیازهای آن به شمار می روند. این شیوه که پیدایش آن در جنبش شواهدبنیاد ریشه داشت امروز به عنصری حیاتی در ارائه خدمات چندسطحی تبدیل شده است. از مهم ترین کاربردهای آن می توان به تولید پایگاه داده معتبر، مداخله زودهنگام، غربالگری، پایش پیشرفت و توسعه و ارزیابی برنامه های مداخله اشاره کرد. در ادامه، پیرامون این رویه و کاربست آن در خواندن با رویکردی انتقادی بحث شد و امکان توسعه آن در نظام آموزشی ایران مورد بررسی تطبیقی قرار گرفت. با توجه به گسترش روزافزون این رویکرد در نظام های آموزشی جهان، نتایج پژوهش می تواند زمینه را برای تولید و توسعه آن به زبان فارسی فراهم کرده و مدارس ایران را همگام با تحولات جهانی به تصمیم گیری مبتنی برداده سوق دهد.