مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
۱۱۰.
۱۱۱.
۱۱۲.
مدیریت روستایی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
246 - 267
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار روستایی فرایندی است که بهبود شرایط محیط روستا، توأم با بهبود زندگی روستاییان را ضمن حفاظت از محیط زیست روستا در نظر دارد. در توسه پایدار روستایی پرداختن به جایگاه و نقش مدیریت روستایی از الزامات توسعه است. هدف تحقیق حاضر تحلیل و رتبه بندی شاخص های مؤِثر انتخاب دهیار در راستای توسعه پایدار است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی - تحلیلی می باشد، در گام نخست از مطالعات کتابخانه ای - اسنادی و سپس در ادامه کار جهت دستیابی به اهداف تحقیق مطالعه ی میدانی صورت گرفته است. ابزار گردآوری پژوهش نیز پرسشنامه (5 گزینه ای لیکرت) می باشد. جامعه آماری شامل 312 نفر از ساکنین روستایی را تشکیل می دهد. برای تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه نیز از نرم افزار 16spss (آزمون فریدمن و نیز T تک نمونه ای) استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد از دیدگاه خانوارها و ساکنین از میان عوامل مؤثر بر انتخاب دهیاری، متغیرهای رشته تحصلی (20/6)، روابط عمومی بالا (75/5) و سن (70/5) در بین سایر متغیرها پر رنگ تر می باشد.
ارزیابی عملکرد اقتصادی- اجتماعی سازمان های مدیریت محلی (دهیاری ها) در جهت تحقق توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان بابلسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
191 - 198
حوزههای تخصصی:
نزدیک به دو دهه از تأسیس و فعالیت سازمان دهیاری ها در کشور می گذرد. دهیاری ها از طریق مدیریت روستایی در فرایند توسعه روستاها نقش تأثیرگذاری داشته و در واقع وظیفه سازمان دهی و هدایت جامعه و محیط روستایی را بر عهده دارند. در این پژوهش تلاش شده است، تأثیر عملکرد اقتصادی - اجتماعی این نهادها در تحقق توسعه پایدار نواحی روستایی شهرستان بابلسر بررسی گردد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردی و از حیث روش توصیفی- تحلیلی است که اطلاعات آن به شیوه های میدانی از طریق پرسشنامه و مطالعه اسنادی جمع آوری شده اند. جامعه آماری شامل 58 روستای دارای دهیاری بوده که 20 درصد آنها یعنی 12 روستا با مجموع 6234 خانوار به عنوان نمونه آماری و مطابق فرمول کوکران 362 پرسشنامه توسط سرپرستان خانوار تکمیل گردید. با توجه به ویژگی های جامعه آماری، روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم بوده که در این روش هر روستا یک طبقه و هر سرپرست خانوار یک واحد نمونه در نظر گرفته شده است. مطابق نتایج پژوهش آزمون ویلکاکسون نشان می دهد که میانه شاخص اقتصادی (2.91) کمتر از حد متوسط مورد نظر (3) است و سطح معناداری (0.991) بیشتر از 0.05 است، که بیانگر عدم تأثیر اقتصادی معنادار دهیاری ها در توسعه پایدار روستاهاست. در مقابل، میانه شاخص اجتماعی (3.38) بالاتر از حد متوسط (3) است و سطح معناداری آزمون کمتر از 0.05 است، که نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار دهیاری ها در حوزه اجتماعی بر توسعه پایدار روستاها می باشد. به عبارت دیگر، عملکرد اجتماعی دهیاری ها نسبت به عملکرد اقتصادی آنها مناسب تر ارزیابی شده است.
نهاد دهیاری و توسعه پایدار فضا؛ مطالعه روستاهای بخش مرکزی شهرستان قاینات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰)
137 - 158
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار روستایی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیربنایی از مهم ترین و حساس ترین معضلات و چالش های برنامه ریزان و سیاست گذاری توسعه روستایی است و بر همین اساس، ایجاد دهیاری ها در روستاها را می توان در تاریخ توسعه پایدار روستایی ایران نقطه عطفی به شمار آورد. کیفیت و اثربخشی مدیریت و عملکرد دهیاری عامل تعیین کننده و حیاتی در تحقق توسعه و رفاه جامعه روستایی است. هدف پژوهش حاضر واکاوی عملکرد دهیاری ها در توسعه اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی روستاهای بخش مرکزی شهرستان قاینات است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی می باشد جامعه آماری پژوهش را روستاهای بالای 20 خانوار که دارای دهیاری بودند(75 آبادی) تشکیل می هد. نمونه گیری در سطح روستا با توجه به اهداف و فرضیه تحقیق از روش غیر احتمالی استفاده گردید و از هر دهستان 5 روستا به عنوان نمونه انتخاب شد. حجم نمونه در سطح خانوار با استفاده از فرمول کوکران 370 نفر به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های آماری تی تک نمونه ای، آزمون ناپارامتری دو جمله ای و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین فعالیت دهیاری ها در بعد اقتصادی معطوف به تلاش در خصوص افزایش کمی و کیفی محصولات تولیدات روستاییان (میانگین 26/3)، در بعد اجتماعی فرهنگی معطوف به کمک به حل اختلافات مردم در محل و جلوگیری از ارجاع دعاوی به مراجع قانونی (میانگین 51/3)، در بعد کالبدی فیزیکی معطوف به اعلام فرامین و قوانین دولتی، به ویژه در زمینه طرح هادی (میانگین 19/3) و در بعد زیست محیطی (میانگین 25/3) بوده است همچنین دهیاری ها در بهبود وضعیت اجتماعی فرهنگی روستاها با امتیاز 92/652 از عملکرد مناسب تری درمقایسه با مولفه های اقتصادی (امتیاز 07/602)، زیست محیطی ( امتیاز 52/514) و کالبدی فیزیکی ( امتیاز 54/445 )داشته اند.
تببین نقش مشارکت در مدیریت روستایی با رویکرد حکمروایی خوب در روستاهای شهرستان صومعه سرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:حکمروایی خوب روستایی به عنوان اثربخش ترین، کم هزینه ترین و پایدارترین شیوه اعمال مدیریت روستایی بوده که محوریت این رهیافت در مدیریت روستایی بر مبنای توسعه مردم سالار و برابر خواهانه برای تأثیرگذاری تمامی نیروهای دارای نفع و نفوذ در اداره امور روستاها و همچنین پاسخگویی به تمام نیازهای این گروه ها است. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش مشارکت در مدیریت روستایی با رویکرد حکمروایی خوب در روستاهای شهرستان صومعه سرا است. روش شناسی تحقیق: این پژوهش به بررسی رابطه بین مشارکت روستاییان در مدیریت و حکمروایی خوب روستایی و بهبود آن در شهرستان صومعه سرا پرداخته شده است. برای این منظور در مطالعات کتابخانه ای و میدانی با ابزار مصاحبه، مشاهده، پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS داده ها مورد تحلیل قرار گرفت. پس از مشخص شدن نرمال بودن داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون نمونه زوجی t برای تحلیل داده ها استفاده شد. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، شهر ستان صومعه سرا می باشد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد از نظر مدیران و خبرگان روستایی اقدام به جلب سرمایه گذاری روستایی، توجه به نظرات و پیشنهادات مردم روستا، نظرخواهی از مردم در انتخاب دهیار و وجود چشم انداز مالی بلند مدت برای روستا در اهمیت بالاتری است و از دیدگاه مدیران و کارشناسان نهادها نقش مدیران در تاثیر تشویق وتوجه به مشارکت زنان در روستا، توجه به محرومان، پیگیری طرح های عمرانی و اطلاع رسانی به مردم به عنوان عوامل تأثیرگذار بر افزایش مشارکت روستاییان درمدیریت حکمروایی خوب و بهبود آن در روستا می باشد. نتایج بطورکلی این مطلب را نشان می دهد که نقش مدیران روستایی بر افزایش مشارکت روستاییان در مدیریت حکمروایی خوب و بهبود آن در روستا درجه اهمیت بوده است نتایج: نتایج وجود رابطه معنادار مثبت بین مشارکت روستاییان در مدیریت و حکمروایی خوب روستایی و بهبود آن را نشان داد.
تحلیل جایگاه برنامه ریزی مشارکت پذیر مردمی در چشم انداز سازی توسعه روستایی (مطالعه موردی: روستاهای دهستان آبگرم شهرستان سرعین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: غفلت از تبیین تحولات روستایی و برآیند آن بر چشم انداز روستایی، روند توسعه پذیری روستایی را با مسائل و مشکلات جدی مواجه می نماید. هدف: هدف از پژوهش حاضر تحلیل جایگاه برنامه ریزی مشارکت پذیر مردمی در چشم انداز سازی توسعه روستایی بر مبنای قابلیت ها و ظرفیت های موجود توسعه آتی به ویژه از منظر مشارکت روستاییان و خواست آنان بر اساس وضعیت موجود در دهستان آبگرم شهرستان سرعین است. هدف: هدف این پژوهش تحلیل میزان تاب آوری منطقه شرق گیلان در برابر زلزله و بررسی تبعات مختلف جلوگیری از آسیب پذیری سکونتگاه ها است. روش شناسی تحقیق: روش مطالعه در این پژوهش که بر پژوهش موردی استوار است، توصیفی- تحلیلی است و جامعه آماری آن نیز ساکنین دهستان آبگرم در شهرستان سرعین است و اطلاعات آن بر مبنای مطالعات میدانی و کتابخانه ای به دست آمده است. پنج شاخص اصلی مسائل توسعه، آماده بودن بستر مشارکت، نقش مدیریت روستایی در توسعه روستایی، ظرفیت پذیری مشارکت روستاییان در مدیریت و توسعه روستایی و همچنین اندازسازی توسعه روستایی با گویه های مختلف، محوریت سنجش موضوع این پایان نامه از میان ساکنین 384 نفر از ساکنین دهستان و مدیریت مجموعه بر اساس مدل کوکران بوده است. استفاده از مدل تحلیلی SWOT و همچنین نرم افزار SPSS و آزمون های آماری متناسب با آن، زمینه های اصلی تحلیل این نوشتار است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی پژوهش شامل ساکنین دهستان آبگرم در شهرستان سرعین می باشد. یافته ها: یافته های این مطالعه در حوزه پژوهش میدانی نشان می دهد که سه چشم انداز دهستانی توریستی، پایدار، سالم، ایمن، زیبا و با آسایش، دهستانی با هویت و فرهنگی، مشارکت جو و جذاب برای گردشگران و در نهایت دهستانی کشاورزی و دامدار مدار به عنوان چشم اندازهای اصلی توسعه روستایی مورد توجه قرار گرفتند. نتایج: مطابق با نتایج تحقیق می توان گفت که مشارکت دادن روستاییان می تواند به عنوان فرآیندی است که از طریق آن تهیدستان و محرومان سازماندهی می شوند تا بتوانند از طریق این سازماندهی به تلاش های توسعه ای مبادرت ورزند و اگر بتوان اقشار مختلف روستایی را در ایجاد عرصه و سازمان دهی مطلوب به خوبی راهنمایی و هدایت کرد، این عرصه و سازمان ها برای روستاییان به ابزاری برای بیان خواسته هایشان بدل می گردد که از این طریق می توانند به خواسته های منطقی خود دست پیدا کنند که در نهایت بهبود و ارتقای سطح مشارکت روستاییان؛ بهبود وضعیت اقتصادی و درآمدی و توسعه و پایداری روستایی ایجاد می شود.
مطالعه ی سازوکارهای زنان بلوچ برای رساندن صدا به مدیریت روستایی (مورد مطالعه: روستای هوشک از شهرستان سراوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
33 - 58
حوزههای تخصصی:
زنان روستایی در حاشییه تصمیم سازی ها قرار گرفته اند و برای مشارکت در مقدرات اجتماع خود با مانع روبرو هستند. پژوهش حاضر به دنبال شناخت امکاناتی است که زنان از طریق آن، مطالبات و دیدگاه هایشان را به مقامات و صاحبان قدرت منتقل می کنند. داده ها به روش کیفی و با مصاحبه های نیمه ساخت یافته با زنان روستای هوشک در استان سیستان و بلوچستان به دست آمده و مورد تحلیل تماتیک قرار گرفته است. سازوکارهای زنان روستایی علاوه بر شیوه های رایج، ابراز در گروه های مجازی (پیام رسانِ واتساپ) را در بر می گیرد. در صورت به نتیجه نرسیدن، انتقال مطالبه به مقام بالاتر، واسطه کردن ریش سفید یا اقدام خودجوش جهت تحقق مطالبه شکل می گیرد. برخی گروه ها از زنان واجد امتیازهای ویژه برای شنیده شدن صدا هستند که عاملی تاثیرگذار بر ابراز صدای زنان روستا است. هم چنین ملاحظات اجتماع روستایی نسبت به حضور و مشارکت زنان، عدم امکان حضور در جلسات روستا و تبعیض های موجود علیه زنان در فضای مجازی به عنوان بازدارنده های ابراز صدا شناخته شدند. در زنان به ویژه با تحصیلات بالاتر، انتظار دیده و شنیده شدن از سوی مسئولان روستایی شکل گرفته و مناسبات پیشین، کارکرد خود را از دست داده است. تجربیه فضای مجازی نیز از نظر اطلاع زنان از وقایع روستا و فرصت ابراز مطالبات و دیدگاه های آنان دگرگون ساز بوده است. در مجموع هرچند زنان مسیرهایی همسو با فرهنگ سنتی روستا برای بیان مطالبات خود ایجاد و به تناظر هر محدودیت، سازوکاری ابداع کرده اند اما از نظر میزان آگاهی، سهیم شدن در اطلاعات و هم چنین فرصت های ابراز صدا و مطالبه، هم چنان در جایگاهی حاشیه ای قرار دارند.
بازماندگی از تحصیل کودکان، نقد سیاست های موجود و بررسی نقش تسهیل کننده مدیریت شهری و روستایی در حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
۱۹-۷
حوزههای تخصصی:
بازماندگی از تحصیل کودکان چه بر اساس مسئولیت های قانونی تعیین شده برای دستگاه های حاکمیتی و چه به خاطر حساسیت های اجتماعی گسترده ای که وجود دارد، همواره مورد توجه کارگزاران دولتی و سازمان های غیردولتی بوده است. علی رغم این مسئولیت ها و حساسیت ها، متاسفانه نرخ بازماندگی از تحصیل کودکان افزایش بیشتری پیدا کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و نقد قوانین، سیاست ها و اقدامات نهادها و دستگاه های متولی در خصوص بازماندگی از تحصیل در بین کودکان و بررسی اهمیت نقش تسهیل کننده مدیریت شهری و روستایی در حل مسئله، انجام شده است. برای دستیابی به این هدف مجموعه قوانین، سیاست ها و اقدامات نهادهای متولی مورد بررسی قرار گرفته اند. مطالعه از نوع توصیفی بوده و به روش اسنادی انجام شده است. مطابق قانون، سازمان بهزیستی (وزارت کار، رفاه و امور اجتماعی)، وزارت آموزش و پرورش و وزارت کشور در حوزه بازماندگی از تحصیل، به عنوان یکی از وضعیت های مخاطره آمیز برای کودکان، مسئولیت دارند. نتایج بررسی ها نشان می دهد، یکی از مهم ترین ضعف های این برنامه ها، فقدان نگاه جامع نگر به پدیده کودکان بازمانده از تحصیل و غفلت از ظرفیتهای موجود برای حل مسئله است. شرایط پیشینی اقتصادی، اجتماعی و سلامت مرتبط با بازماندگی از تحصیل، وضعیت موجودی که کودکان بازمانده از تحصیل تجربه می کنند و پیامدهایی که دور بودن از آموزش و تحصیل برای کودکان به همراه خواهد داشت در یک بسته باید مورد توجه قرار گیرد. در کنار آن وضعیت نظام آموزشی و بوروکراسی حاکم بر آن، از جمله انعطاف پذیری بسیار کم برنامه های رسمی مدارس، وجود و دسترسی پذیری و شرایط مدارس (مناسب سازی، هزینه های ثبت نام و ...) و عدم توجه به روش های جایگزین و پیشرو آموزشی و استفاده از ظرفیتهای محلی که در اختیار شهرداریها و دهیاری ها است، باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
تحلیل موانع و چالش های پیش روی مدیران روستایی در اجرا و تحقق حکمروایی خوب (مورد مطالعه: روستاهای دهستان تبادکان شهرستان مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمروایی خوب رویکردی است که در پی ناکارآمدی سازوکارهای گذشته توسعه از طریق کشورهای توسعه یافته و مجامع بین المللی ارائه شد. هدف این تحقیق بررسی چالش های مدیران روستایی در اجرا و تحقق حکمروایی خوب در دهستان تبادکان است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت و روش انجام کار توصیفی- تحلیلی است که از طریق مطالعه کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. جامعه آماری شامل روستاهای دارای دهیاری در دهستان تبادکان شهرستان مشهد است. با فرمول کوکران و میزان خطای 06/0 درصد، 304 خانوار نمونه محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای، رگرسیون خطی و فریدمن استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که کلیه متغیرهای حکمروایی خوب با مقدار میانگین بیشتر از 3 در وضعیت مطلوبی در روستاهای نمونه قرار دارند. اما متغیر زیست محیطی با میانگین 28/3 بیشترین چالش و متغیر اقتصادی با میانگین 92/2 کمترین چالش را برای مدیران روستایی داشته است. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که تمامی شاخص های موانع با سطح معنی داری کمتر از 05/0 برای دستیابی مدیران به حکمروایی خوب مؤثر هستند. بر اساس میانگین رتبه ، شاخص «عدم توجه به شبکه معابر روستا» با میانگین 23/12 بیشترین مانع مدیران و شاخص «عدم پرداخت بیمه دهیاران» با میانگین رتبه 25/5، کمترین مانع در دستیابی به حکمروایی خوب از سوی پاسخگویان عنوان شده است. برای بررسی تأثیر مشارکت مردم بر کاهش موانع و چالش های مدیران روستایی از رگرسیون استفاده شد که بر اساس نتایج به دست آمده متغیر مشارکت مردم بر کاهش موانع و چالش های مدیران روستایی تأثیرگذار بوده است.
سنجش وتحلیل حکمروایی خوب در نواحی روستایی، موردمطالعه: شهرستان زیرکوه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمروایی خوب الگوی مدیریتی نوین جهت حل چالش های فراروی توسعه ی روستایی است و شاخص های آن پیشران و لازمه ی توسعه پایدار روستایی به حساب می آید؛ براین اساس، پژوهش حاضر با هدف سنجش و تحلیل وضعیت حکمروایی خوب در سکونتگاه های روستایی شهرستان زیرکوه انجام گرفته است. این تحقیق، از نظر هدف، کاربردی و ماهیت آن توصیفی تحلیلی است. روش نمونه گیری، احتمالی و از نوع طبقه ای تصادفی بوده است. جامعه ی آماری مورد مطالعه روستاهای بالای 50 خانوار شهرستان زیرکوه (شامل 46 روستا با 7220 خانوار) بوده که، با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ی 373 خانوار به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی محقق ساخته شامل 8 شاخص در قالب 75 گویه است. پایایی ابزار اندازه گیری برای شاخص های پژوهش براساس آلفای کرونباخ بین 901/0 تا 787/0 محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از آماره های توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار و برای تحلیل استنباطی نیز از آزمون تی تک نمونه ای استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که از میان شاخص های هشت گانه ی حکمروایی خوب، مشارکت با میانگین4/3، قانون محوری 28/3، پاسخ گویی و اجماع محوری با میانگین 11/3 در وضعیت نسبتاً مطلوب و دیگر شاخص ها پایین تر از حد مطلوب عددی آزمون(میانگین 3) ارزیابی شد. شاخص مشارکت دارای بالاترین میانگین (4/3) و شاخص های شفافیت و مسئولیت پذیری دارای پایین ترین میانگین (45/2) است. به طور کلی، نواحی روستایی شهرستان زیرکوه از حیث شاخص های حکمروایی خوب در وضعیت نامطلوبی قرار دارند؛ با این حال از منظر جامعه ی محلی شاخص های مشارکت، قانون محوری، پاسخ گویی در حد نسبتاً مطلوب و سایر شاخص ها (مسئولیت پذیری، اجماع محوری، شفافیت، کارایی و اثربخشی، عدالت محوری) پایین تر از حد مطلوب عددی آزمون ارزیابی شد.
بررسی شناسایی مؤلفه های کلیدی شایستگی های مدیریتی دهیاران روستایی از منظر خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
219 - 240
حوزههای تخصصی:
دهیاران به عنوان یکی از مهمترین متولیان امور روستاها، وظایف مختلفی را برعهده داشته و نیازمند احراز شایستگی های مدیریتی هستند. به همین سبب، هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی مؤلفه های کلیدی شایستگی های مدیریتی دهیاران روستایی از منظر خبرگان بود که با استفاده از روش ترکیبی به بررسی این موضوع پرداخته شد. رویکرد تحقیق حاضر، متوالی اکتشافی است که در مرحله نخست با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون، مؤلفه های کلیدی شایستگی های مدیریتی دهیاران روستایی از منظر خبرگان شناسایی شدند و سپس در مرحله کمی با استفاده از روش پیمایش در رابطه با تأیید یا رد آن ها، نظرات خود را اعلام نمودند. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات در روش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در مرحله کمی، پرسش نامه محقق ساخته بود. مطابق با یافته های تحقیق، در مرحله نخست از طریق مصاحبه با 18 نفر از خبرگان، تعداد 239 کد خام شناسایی شد که با عطف به رویکرد استقرایی و شیوه کدگذاری به 56 مضمون کلیدی، 20 مضمون یکپارچه کننده و 4 مضمون کلان دسته بندی شدند. در مرحله دوم، تعداد 36 نفر از متخصصان حوزه مدیریت و برنامه ریزی روستایی، مدیریت دولتی، جغرافیا و برنامه ریزی محیطی، مدیریت منابع انسانی، مدیریت عملکرد، علوم سیاسی و جامعه شناسی، نظرات خود را در رابطه با تأیید یا رد مضامین مستخرج اعلام نمودند. نتایج نشان داد که مضامین «شایستگی خود مدیریتی؛ شایستگی اقدام استراتژیک؛ شایستگی ارتباطات؛ شایستگی آگاهی جهانی» مورد تأیید خبرگان بوده و از برازش بالایی برخوردار بودند. همچنین از منظر خبرگان هریک از دهیاران نیازمند شایستگی هایی چون "خود مدیریتی، اقدام استراتژیک، ارتباطات، آگاهی جهانی" بودند.
جُستاری بر الگوی بهینه مدیریت روستایی در ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
209 - 224
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت جامعه روستایی در نظام تولید کشاورزی کشور، ضروری است تا در چارچوب توسعه ملی، مقوله روستا و توسعه روستایی عمیق تر بررسی شود، چراکه تأمین مواد غذایی و خودکفایی نسبی جز از طریق متحول ساختن روستاهای کشور میسر نیست. این مهم تنها با اعمال مدیریت شایسته و کارآمد و بهره گیری از شیوه های مدیریتی امکان پذیر است. نظام مدیریت روستایی ایران طی سال ها به لحاظ ساختار های اجتماعی، تحولات و دگرگونی های پیچیده ای داشته است و خلاء مدیریت کارآمد و اصولی در روستاها در تمامی ادوار، به خصوص در دهه های اخیر مشکلات فراوانی را برای روستائیان ایجاد کرده است. لذا هدف کلی این پژوهش جُستاری بر الگوی بهینه مدیریت روستایی در ایران می باشد که به روش مروری با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و بررسی اسنادی، انجام شده است. در مدل پیشنهادی سازمانی با نام بنگاه توسعه و مشارکت مردمی روستایی به صورت هیأت مدیره ای متشکل از سازمان های ذیربط و نماینده کارگروه های روستاییان تشکیل شده است که به شکل شورایی به فعالیت می پردازند. در این مدل تعامل و ارتباط تنگاتنگ تعاونی روستایی با دهیاری وجود دارد. به علاوه کارگروه هایی که با عضویت نمایندگان روستاییان تشکیل می شود، با داشتن دانش بومی منطقه، مسائل و مشکلات منطقه را شناسایی کرده و بهترین راه حل های منطبق و سازگار با منطقه را ارائه می دهند و مطابق با آنها طرح ها و برنامه های پیشنهادی را به مقامات بالاتر ارائه داده و بودجه لازم را برای اجرا اختصاص می دهند. قابل ذکر است که کارشناسان و متخصصان نقش تسهیلگر در این کارگروه ها دارند. این مدل کاملاً بومی بوده و منطبق با واقعیات جامعه روستایی ایران است.
چالش های دهیاران در کنترل ساخت و ساز روستایی در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختمان های روستایی به دلیل ساختارهای نامنظم و عدم رعایت استانداردهای ساخت وساز، در برابر زلزله ها بسیار آسیب پذیر هستند. با توجه به مسئولیت قانونی دهیاران در نظارت بر ساخت وسازهای روستایی، این پژوهش به بررسی چالش هایی می پردازد که آنان در مسیر توسعه پایدار روستایی در استان مازندران با آن مواجه اند. این مطالعه از نوع توصیفی–پیمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل ۲۵۰ دهیار از روستاهایی است که طرح هادی در آن ها اجرا شده بود. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، ۱۵۱ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه ای محقق ساخته گردآوری شد که روایی آن به تأیید خبرگان رسید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از ۰.۸ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد ساخت وسازهای غیرمجاز همچنان در روستاهای مورد مطالعه رایج است و دهیاران با موانع متعددی از جمله کمبود نیروی انسانی متخصص، پایین بودن سطح حقوق و مزایا، و تداخل وظایف اداری مواجه اند. این موانع در شش بُعد اصلی طبقه بندی شدند: اجتماعی–آموزشی، نهادی–مدیریتی، زیرساختی–فناورانه، اداری–سیاسی، اقتصادی–ساختاری و حقوقی. مهم ترین چالش شناسایی شده، کمبود آگاهی و آموزش های لازم درباره روش های ایمن ساخت وساز و همچنین مشارکت اندک جامعه محلی بود. این پژوهش بر ضرورت رویکردی جامع در حکمرانی ساخت وساز روستایی تأکید دارد که محورهای اصلی آن شامل توانمندسازی، اصلاح سیاست ها و افزایش مشارکت جامعه در راستای توسعه پایدار روستایی است.