مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۸۱.
۴۸۲.
۴۸۳.
۴۸۴.
۴۸۵.
۴۸۶.
۴۸۷.
۴۸۸.
تاریخ
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۹
129 - 158
حوزههای تخصصی:
محتوای اخبار ظنّ برانگیز با سنجه هایی چون قرآن، سنّت معتبره، عقل، اجماع، مقاصد شریعت، گزاره علمی و تاریخ ارزیابی می شوند. از این میان، آگاهی از مؤلفه های تاریخی در کشف علل و عوامل صدور حدیث و نیز تطبیق محتوای آن بر رخدادهای بیرونی بسیار رهگشا خواهد بود. این نوشتار با بهره از منابع کتابخانه ای و به روش تحلیلی- اکتشافی، در پی گونه شناسی ملاکهای معتبری برای نقد و تحلیل احادیث است که با دانش تاریخ و تاریخ مندی پیوندی معنادار دارند. دستاورد عمومی پژوهش این است که گونه هایی که برگزاره های نقلی و تحلیل عقلانی استوار هستند در قامت قرینه ها و نشانه هایی برای حکم به میزان اعتبار حدیث، نقش آفرین خواهند بود. در این میان، دلالتهای قطع آفرین قصص قرآن، سنت قطعیه و رخدادهای قطعی استوارترین منابع تاریخی نقد حدیث هستند. برخی از موارد اطمینان بخش مرتبط با تاریخ نیز عبارتند از: قرائن پیرامونی حدیث مانند آگاهی از شاخصه های اجتماعی، سیاسی و مذهبی و عادات و آداب رفتاری فضای صدور حدیث؛ شناخت منابع معتبر نقل تاریخ؛ بررسی احوال افراد و رخدادهای گزارش شده در متن و نیز تشخبص امور عام البلوی. تحلیل عقلانی و روش مند گزارش ها با واکاوی در قرینه های پیرامونی نیز در فرآیند نقد تاریخی حدیث بسیار سودمند خواهد بود.
نقد و بررسی تطبیقی شأن نزول آیه «إفک» با رویکردی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله «اِفک» به معنای بهتان و تهمت زدن است که خداوند در سوره نور به آن پرداخته است. این مقاله در نظر دارد تا با بررسی و نقد تطبیقی دلایل نظریه سه گانه، با نگاه به منابع تاریخی و تفسیری، به نظریه درست دست یابد. مفسران اهل تسنن بر این باورند: آیه در شأن عایشه نازل شده است؛ البته برخی از مفسران شیعه نیز با آنان هم صدا شده اند. برخی دیگر از مفسران شیعه معتقدند: آیه در شأن ماریه قبطیه نازل شده است و برخی دیگر از مفسران شیعه نزول آیه را در شأن زنی پاکدامن می دانند. با نگاه به منابع تاریخی و بیان دلائل، ضمن قبول نظریه سوم، نشان خواهیم داد که آیه در شأن هیچ یک از این دو همسر پیامبر J نازل نشده است. متأسفانه بسیاری از اظهارنظرها، متأثر از تعصبات مذهبی و نگاه سیاسی است؛ تا آنجاکه برخی به دنبال مصادره کردن آیه در راستای اغراض سیاسی خود بوده اند.
مطالعۀ نوتاریخ گرایانه بازنمود تاریخ و قدرت در آثار گریگور یقیکیان (مطالعۀ موردی: نمایشنامه انوشیروان عادل و مزدک و نمایشنامۀ جنگ مشرق و مغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶
51 - 66
حوزههای تخصصی:
تاریخ همواره به عنوان ثبت رخدادهای گذشته تلقی می شود، اما بیش از آنکه بازتاب حقیقتی ناب باشد، روایتی گفتمانی از گذشته است. نمایشنامه و صحنه تئاتر به دلیل پیوند با سیاست، جامعه، قومیت و ایدئولوژی، بستری مهم برای بازنمایی این روایت ها به شمار می آیند. در دوران پهلوی، تئاتر به مثابه رسانه ای اجتماعی، در بازسازی حافظه تاریخی و ترویج ایدئولوژی رسمی نقش آفرین بود. این پژوهش با روش کیفی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و در چارچوب رویکرد نوتاریخ گرایانه با تأکید بر تبارشناسی میشل فوکو، به تحلیل دو نمایشنامه انوشیروان عادل و مزدک و جنگ مشرق و مغرب اثر گریگور یقیکیان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که یقیکیان با بازآفرینی مقاطع تاریخی، تاریخ را نه به صورت بازتابی خطی، بلکه به عنوان میدان گفتمان ها و شبکه ای از قدرت و حقیقت به تصویر می کشد. این نمایشنامه ها از طریق روایت، شخصیت پردازی و آیین های نمایشی، هم نقدی بر فساد قدرت های گذشته اند و هم بازتابی از دغدغه های عدالت اجتماعی، هویت ملی و اصلاحات تدریجی در ایران معاصر. بدین ترتیب، آثار یقیکیان ضمن هم سویی ظاهری با گفتمان پهلوی، در سطحی عمیق تر به گفت وگویی انتقادی با مفهوم عدالت و سوءاستفاده از ایدئولوژی می پردازند. این پژوهش می کوشد خلأ مطالعات نوتاریخ گرایانه درباره آثار یقیکیان را پر کند و نسبت میان تاریخ، قدرت و درام در ادبیات نمایشی ایران را بازخوانی نماید.
تصویر آرمانی شاه اسماعیل صفوی؛ تأثیر شاهنامه بر ترسیم سیمای شاه اسماعیل صفوی به مثابه قهرمان حماسی در کتاب فتوحات شاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
106 - 73
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی متشکل از مجموعه ای از آداب و سنن ایرانی، اسطوره ها، فرهنگ، اصول سیاست وزری، تاریخ و … پیشااسلامی فلات ایران است که به واسطه ارزش و بیان هنری یکی از مهم ترین دلایل ماندگاری چنین مفاهیمی میان ساکنان این اقلیم بوده است. در طول تاریخ، این تأثیر علاوه بر همه ابعاد فرهنگی، بر آداب کشورداری نیز مؤثر افتاد. ازآنجاکه مرز تاریخ و حماسه و اسطوره تا دوران معاصر چندان روشن نبوده است، تصویر شاه آرمانی و قهرمانان حماسی، در اذهان عمومی نیازی تولید می کرد که مورخان و شاعران و … دستگاه های تبلیغاتی هر سلسله و یا هر حاکمی باید بدان پاسخ می دادند. در آغاز دوره صفوی گستره تأثیر چشم گیر شاهنامه، هم بر مردم و هم بر شاه اسماعیل باعث شد، مورخی چون امینی هروی گاه خاسته و گاه ناخواسته از سویی به اتصاف شاه به ویژگی ها و خویش کاری های قهرمانان حماسی ملتزم شود و از دیگر سو با تقلید و الگوبرداری از نحوه و روش انشا در وجوه بلاغی و روایی شاهنامه، به ترسیم سیمای شاه اسماعیل در قالب شاهی آرمانی در کتاب فتوحات شاهی بپردازد.
نقش کتاب های وزارت در تعلیم تاریخ؛ نمونه موردی دستور الوزاره اصفهانی
حوزههای تخصصی:
برای تعلیم تاریخ در عصر حاضر باید از منابع، متون و مطالب متعددی استفاده کرد و نقش هر یک از آن ها را در جایگاه علمی خود نشان داد. بخشی از این منابع کتاب هایی هستند که به آداب وزارت می پردازند، از جمله: "دستورالوزرا"ی اصفهانی. در متن این نوع آثار که مبنای اصلی آن ها دستورالعمل هایی برای وزیران است، نکات تاریخی فراوانی وجود دارد که با مطالعه آن ها، برخی موارد تاریخی روشن می شوند. قرار گرفتن وزیر در جایگاهی که حد واسط بین پادشاه و مردم بود، باعث می شد سیاست آن روز که تاریخ امروز است، حاوی نکات آموزشی جالبی برای علاقه مندان و دوستداران تاریخ باشد. در تاریخ ایران، وزرا از ارکان اصلی حکومت به شمار می رفتند و همین امر بار تعلیمی تاریخی آن ها را نشان می دهد. هدف از این تحقیق، نشان دادن اهمیت "دستورالوزرا" در توجه به علم تاریخ و تعلیم آن است. اهمیت و ضرورت این تحقیق، آشکار ساختن نقش "دستورالوزرا"ها با تکیه بر "دستورالوزاره" اصفهانی در یادگیری و تعالیم تاریخی به آیندگان است.
عقلانیت و آموزش تاریخ در نهج البلاغه
حوزههای تخصصی:
تاریخ، شرح زندگی اجتماعی گذشته انسان است. این علم دارای فوایدی برای مشاغل مختلف از جمله حاکمان سیاسی و عموم مردم در حرفه های گوناگون می باشد. قرآن کریم انسان ها را به گردش در زمین و قصه های گذشتگان و عبرت آموزی از سرگذشت آنان دعوت می کند. این دعوت به سیر در تاریخ برای سرگرمی و داستان سرایی صرف نیست، بلکه منظور پند گرفتن از گذشتگان و ساختن زندگی حال و آینده است. نهج البلاغه نیز با تکیه بر قرآن به تاریخ توجه ویژه ای دارد. سؤال این است که نهج البلاغه چرا و چگونه و از چه ابعادی به آموزش تاریخ پرداخته است. این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای به ویژه تکیه بر قرآن کریم و نهج البلاغه، به نگارش درآمده، به این واقعیت رسیده که امام علی (ع) علاوه بر متکی بودن به تعالیم آسمانی و قرآن، با عقلانیت و حکمت خاص خویش در آموزش تاریخ مستقیماً به موارد مهمی مانند آموزش و تفکر، مطالعه، استدلال، بصیرت، فهم و علم تأکید نموده و در مقام یک عالم ممتاز با عقلانیت عالمانه و هنرمندانه حوادث و صحنه های تاریخی را برای عبرت آموزی انسان ها برای ساختن حال و آینده و امور دنیوی و اخروی بیان فرموده است.
بازتاب اخبار کردها در منازعات صفوی و عثمانی: مطالعه موردی کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه نهم(متوسطه اول) در مدارس ایران و اقلیم کردستان عراق
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰)
90 - 103
حوزههای تخصصی:
با حاکمیت یافتن صفوی، رقابت های دینی – مذهبی و مناقشات سرزمینی که حاصل توسعه طلبی عثمانی ها بود، سبب بروز جنگ ها و کشمکش هایی شد. در این میان نقش کُردهای ساکن در جغرافیای این رقابت ها حائز اهمیت است و اینکه در مناقشات میان حکومت های صفوی و عثمانی، کُردها چه مواضعی اتخاذ و دلایل همکاری یا موضع گیری آنها در مواجهه با این دو قدرت چگونه بوده مسئله مهمی است. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با بهره مندی از روش توصیفی – تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای و تحلیل محتوای کتب درسی منتخب به دنبال پاسخ دادن به این پرسش است که موقعیت سیاسی کُردها در جنگ چالدران تا چه میزان در کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه نهم( متوسطه اول) -بخش تاریخ- که در مدارس ایران و اقلیم کردستان عراق تدریس می شود، مورد توجه و اخبار آن بازتاب یافته است؟ نتایج این پژوهش نشان داد انعکاس اخبار حضور کرُدها در پهنه تاریخ و در متون درسی، بیانگر دستیابی دست اندرکاران نهادهای آموزشی اقلیم کردستان به مقاصد سیاسی است تا آگاهی بخش به دانش آموزان و بازکردن افق جدیدی پیش روی آنها؛ این در حالی است که در تاریخ ایران موضوع کلی هویت ایرانی به دور از تفکیک قومتی مطرح می باشد و همین امر سبب گردیده در کتاب مطالعات اجتماعی که در مدارس ایران تدریس می شود هیچ گونه اشاره ای به نقش کُردها در این جنگ نشود.
آموزه های تعلیمی با تاریخ گریزی داستان بهرام پنجم در شاهنامه و بهرام نامه نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
1 - 24
حوزههای تخصصی:
تاریخ نویسان متقدم و متاخر از جمله طبری و مسعودی از زندگی بهرام پنجم گزارش های تاریخی مختلفی بیان کرده اند هرچند شخصیت های ادبی ریشه های تاریخی دارند اماوقتی این شخصیت ها با عناصر ادبی آمیخته می گردند دیگر از رنگ وبوی تاریخی آنان کاسته می شود ، این جستار تقریبا نظریات این تاریخ نگاران را به صورت مختصر بررسی کرده وبه داستان این شخصیت در شاهنامه و هفت پیکر می رسد که دو شاعر توانا ،فردوسی ونظامی جدای از اشارات تاریخی در بسیاری موارد از ازوجه تاریخی دور گشته اند گویا تمام این گریزها رنگ وبوی ادبی داشته است وانگیزه های ایشان ،اخلاق مدارانه و تعلیم گرایانه بوده است و با گریز از واقعیت های تاریخی، داستانهایی با رویکرد اخلاقی به وجود آورده اند و تمام ایدآل های ،تعلیمی ،اخلاقی مورد نظر خویش را در چهره این شخصیت همراه داستان بیاورند و ازاین شخصیت، فردی عدالت گستر، آزاده ، اخلاق مدار و نیک اندیش وجوانمرد باجنبه های دیگر تعلیمی بسازند اگرچه نظامی دراین گریز تاریخی، رغبتی تمام تر به جنبه تعلیمی اخلاقی نسبت به فردوسی از خود نشان داده است و فردوسی پایبندی خود را به تاریخ حفظ کرده است.