مطالب مرتبط با کلیدواژه

یقیکیان


۱.

روش و بینش تاریخ نگاری گریگور یقیکیان در کتاب شوروی و جنبش جنگل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: روش بینش تاریخ نگاری جنبش جنگل گیلان یقیکیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۶ تعداد دانلود : ۴۹۸
اغلب گزارش هایی که مجاهدان جنگلی یا شاهدان این جنبش نوشته اند، از نظر نگرش و بینش به گونه ای در دسته بندی های موافق یا مخالف جنبش جنگل قرار دارند؛ درحالی که یقیکیان با وجود ارائه گزارشی دقیق و سنجیده مانند ناظری بیرونی حوادث جنبش جنگل را روایت می کند. تمرکز نوشته های یقیکیان بر جمهوری شورایی گیلان است. وی اغلب با دقت و بدون جانب داری خاصی، وقایع و حوادث جنبش جنگل را با روشی علمی بیان می کند. بااین حال نشانه هایی آشکار از جانب داری به نفع انگلستان و سرزنش عثمانی و دولت های محور در نوشته های او دیده می شود. پرسش نوشتار این است: از منظر بینش و روش تاریخ نگاری، یقیکیان چه رویکردی به وقایع تاریخی جنبش جنگل داشته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد یقیکیان به جهت ارتباط با طیف های گوناگون جنبش جنگل و دسترسی به اسناد و مدارک سرّی تا اندازه ای توانسته نسبت به سایر راویان جنبش جنگل گزارش های مستندی از این واقعه ارائه دهد. پژوهش حاضر با استفاده از روش کتابخانه ای و با تکیه بر کتاب شوروی و جنبش جنگل و سایر آثار یقیکیان در این زمینه به شیوه تحلیلی انتقادی در روش تاریخ نگاری صورت گرفته است.
۲.

مطالعۀ نوتاریخ گرایانه بازنمود تاریخ و قدرت در آثار گریگور یقیکیان (مطالعۀ موردی: نمایشنامه انوشیروان عادل و مزدک و نمایشنامۀ جنگ مشرق و مغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاریخ یقیکیان گفتمان قدرت نوتاریخ گرایی فوکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۵
تاریخ همواره به عنوان ثبت رخدادهای گذشته تلقی می شود، اما بیش از آنکه بازتاب حقیقتی ناب باشد، روایتی گفتمانی از گذشته است. نمایشنامه و صحنه تئاتر به دلیل پیوند با سیاست، جامعه، قومیت و ایدئولوژی، بستری مهم برای بازنمایی این روایت ها به شمار می آیند. در دوران پهلوی، تئاتر به مثابه رسانه ای اجتماعی، در بازسازی حافظه تاریخی و ترویج ایدئولوژی رسمی نقش آفرین بود. این پژوهش با روش کیفی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و در چارچوب رویکرد نوتاریخ گرایانه با تأکید بر تبارشناسی میشل فوکو، به تحلیل دو نمایشنامه انوشیروان عادل و مزدک و جنگ مشرق و مغرب اثر گریگور یقیکیان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که یقیکیان با بازآفرینی مقاطع تاریخی، تاریخ را نه به صورت بازتابی خطی، بلکه به عنوان میدان گفتمان ها و شبکه ای از قدرت و حقیقت به تصویر می کشد. این نمایشنامه ها از طریق روایت، شخصیت پردازی و آیین های نمایشی، هم نقدی بر فساد قدرت های گذشته اند و هم بازتابی از دغدغه های عدالت اجتماعی، هویت ملی و اصلاحات تدریجی در ایران معاصر. بدین ترتیب، آثار یقیکیان ضمن هم سویی ظاهری با گفتمان پهلوی، در سطحی عمیق تر به گفت وگویی انتقادی با مفهوم عدالت و سوءاستفاده از ایدئولوژی می پردازند. این پژوهش می کوشد خلأ مطالعات نوتاریخ گرایانه درباره آثار یقیکیان را پر کند و نسبت میان تاریخ، قدرت و درام در ادبیات نمایشی ایران را بازخوانی نماید.