مطالب مرتبط با کلیدواژه

خودمختاری


۶۱.

بررسی جایگاه غیر مسلمانان در جامعه عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقلیت های دینی تساهل خودمختاری نظام ملت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
جامعه عثمانی متشکل از افرادی از ادیان، مذاهب و اقوام مختلف بود که چند سده تحت حاکمیت حکومت عثمانی زندگی کردند. مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی جایگاه اقلیت های دینی (مسیحیان و یهودیان) در ساختار حقوقی، اداری و اجتماعی عثمانی تا سده سیزدهم قمری/ نوزدهم میلادی است. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و نتیجه آن نشان داده است که عثمانی ها اختیارات و امتیازات نسبتاً زیادی به هر یک از جوامع مذهبی داده بودند؛ به طوری که هر جامعه دینی- مذهبی در به جای آوردن آیین و سنت های خود آزاد بوده و در امور مربوط به احوال شخصیه، قضاوت و آموزش خودمختار بوده است. هیچ غیرمسلمانی به سبب دین و اعتقادش به صورت سیستماتیک مورد ظلم، فشار و شکنجه واقع نمی شد. این موقعیت اقلیت ها و خودمختاری و آزادی عمل آنها در تضاد با وضع اقلیت های دینی- مذهبی در کشورهای اروپایی آن دوره بود که اتباع یهودی و غیرکاتولیک خود را به سبب مسائل دینی- مذهبی تحت تعقیب، آزار و شکنجه قرار می دادند.
۶۲.

در چمن بی خبری : درباره حقّ ندانستن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اطلاعات ژنتیکی حق ندانستن حقوق پزشکی خودمختاری نظام حقوقی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۵
آگاهی در نظام پزشکی حقّی بنیادین برای بیمار است که هم در اخلاق و هم در حقوق جایگاهی تثبیت شده دارد. پزشک نیز به دلیل مسئولیت حرفه ای و احتمال طرح دعوای مدنی موظف است اطلاعات پزشکی را به طور کامل در اختیار بیمار قرار دهد. بااین حال، این الزام گاه با مصالح روانی و شخصی بیمار در تعارض قرار می گیرد، به ویژه زمانی که اطلاع از وضعیت سلامتی به جای توانمندسازی، موجب اضطراب یا اختلال در تصمیم گیری می شود. در این زمینه پرسش مهمی مطرح می شود: آیا باید همواره بر حقّ بیمار برای دانستن تأکید کرد یا آنکه ندانستن، در مواردی، می تواند انتخابی آگاهانه و اخلاقی باشد؟ در پاسخ، مفهوم «حق ندانستن» پدید آمده که به فرد اجازه می دهد از دریافت اطلاعات حساس مانند داده های ژنتیکی یا تشخیص های روانی خودداری کند، بی آنکه این امتناع به معنای غفلت تلقی شود. این حق بر اصول خودمختاری و خودتعیینی استوار بوده و دربرابر پیامدهای ناخواسته افشای اطلاعات، ازجمله اضطراب، انگ اجتماعی و فشار تصمیم گیری نقش محافظتی دارد. این پژوهش با رویکردی میان رشته ای ابعاد حقوقی، پزشکی و فلسفی این حق را بررسی می کند و نشان می دهد که در اسناد بین المللی تنها به عنوان ترجیح شناخته شده است در ایران نیز به دلیل فقدان چارچوب قانونی روشن، توسعه نیافته باقی مانده است.
۶۳.

بررسی اهلیت توان خواهان در پرتو کنوانسیون حقوق معلولان و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اهلیت قانونی اهلیت روانی اراده رجحان خودمختاری عاجز معلول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
وضعیت حقوقی اهلیت برخی از انواع معلولان، به ویژه افراد با اختلال های ذهنی و روانی به علت ضغف و نقص در اهلیت روانی، همواره محل بحث در نظام های حقوقی بوده است. از منظر کنوانسیون حقوق معلولان و نظریه تفسیری کارگروه، توان خواهان، صرف نظر از نوع و شدت اختلال ها دارای اهلیت استیفا می باشند و معلولیت نمی تواند مبنای قانونی برای محدودسازی اهلیت استیفای فرد و جواز دخالت دیگری در تصمیم گیری های مربوط به توان خواه بدون توجه به اراده و رجحان او باشد. مبنای این نظر حقوق بشری تفکیک میان دو مفهوم اهلیت قانونی و اهلیت روانی است. نظریه تفسیری کارگروه حقوق معلولان ضمن دفاع از لغو کلیه اشکال قیمومت، معیار رجحان و اراده را مطرح کرده است. با ابتنا بر اصولی چون خودمختاری، استقلال فردی و مشارکت فعال، در تصمیم گیری های مربوط به فرد معلول بایستی ابتدا «اراده و رجحان» و در صورت عدم دسترسی به آن، «بهترین تفسیر از اراده و رجحان» و در آخرین گام «غبطه شخصی» اساس قرار گیرد. نوشتار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای از جمله، ضمن تبیین رویکرد کنوانسیون و توسعه ادبیات آن، به بررسی موضوع در حقوق داخلی پرداخته است. نوشتار حاضر برخلاف نظر تفسیری، ضمن دفاع از محجور تلقی کردن برخی توان خواهان معتقد است، با توجه به اصول کنوانسیون، در حقوق ایران آن دسته از توان خواهانی که توانایی تصمیم گیری آنها تضعیف یافته است یا وضعیت ذهنی و روانی آنها دچار نقصان است اما این نقصان به حجر نمی رسد، بایستی دارای اهلیت فرض شده و ذیل عنوان عاجز تحلیل شود. در خصوص قیمومت، با عنایت بر کارکردهای آن، مقاله حاضر پیشنهادهایی جهت اصلاح قوانین ارائه داده است. در حقوق ایران، معیارهای شناسایی شده در کنوانسیون، در سطح بخشنامه قضایی در حوزه دادرسی انعکاس یافته است که اقدامی درخور توجه و در عین حال نیازمند توسعه است.
۶۴.

بررسی رابطه بین انگیزه خودمختاری، وابستگی متقابل وظیفه و اهمیت وظایف با اشتراک دانش ضمنی کتابداران به کمک نقش تعدیلگر دانش بین نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتراک دانش ضمنی دانش بین نسلی وابستگی متقابل وظیفه اهمیت وظایف خودمختاری کتابخانه های عمومی کتابداران کهگلویه و بویراحمد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی نقش تعدیل کننده دانش بین نسلی در رابطه بین خودمختاری، وابستگی متقابل وظیفه و اهمیت وظایف با اشتراک دانش ضمنی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کهگلویه و بویراحمد انجام شده است. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها پیمایشی با رویکرد توصیفی است. جامعه آماری شامل کارکنان کتابخانه های عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1402 بود و 119 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسش نامه های اشتراک دانش کانلی و همکاران (2012)، انگیزه خودمختاری کالدی و زافاکوس (2017)، اشتراک دانش بین نسلی المی (2020)، اهمیت وظیفه اولدهام و هاکمن (2020) و پرسش نامه وابستگی متقابل وظیفه پیرس و گریجرسون (1991) صورت گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار لیزرل صورت گرفته است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که خودمختاری، اهمیت وظیفه و وابستگی متقابل وظایف به طور مثبت با اشتراک دانش ضمنی مرتبط است. همچنین دانش بین نسلی رابطه بین وابستگی متقابل وظایف و اشتراک دانش ضمنی را تعدیل می کند. به علاوه، نتایج نشان دادند که دانش بین نسلی رابطه بین انگیزه خودمختاری و اهمیت وظیفه با اشتراک دانش ضمنی را تعدیل نمی کند. نتیجه گیری : دانش بین نسلی سبب تقویت خودمختاری، تعدیل وابستگی متقابل وظایف، و ارتقاء درک اهمیت وظایف در میان کتابداران می شود. این عوامل به نوبه خود، باعث بهبود فرآیند اشتراک دانش در محیط کتابخانه های عمومی می شوند. اشتراک دانش بین نسلی به کتابخانه ها اجازه می دهد تا خدمات خود را بهبود بخشیده و در محیط دائماً در حال تغییر و رقابتی امروز باقی بماند.
۶۵.

برداشت رهبران منطقه آمریکای لاتین از چین؛ بررسی موردی برزیل و آرژانتین

کلیدواژه‌ها: آمریکای لاتین چین برزیل آرژانتین توسعه خودمختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۷
برزیل و آرژانتین در زمره کشورهایی با وزن بالای سیاسی و اقتصادی در آمریکای لاتین هستند که طی چند دهه اخیر مناسبات سیاسی و اقتصادی خود با چین را توسعه دادند. اکثر مطالعات در حوزه روابط بین الملل به رابطه کشورهای امریکای لاتین با قدرت های بزرگ از منظر نظریه وابستگی می نگرند که توسعه مرکز را در گروی عقب ماندگی محیط پیرامونی می دانند ولی در این مطالعه تلاش شده تا با مطالعه برداشت رهبران دو کشور بزرگ منطقه یعنی برزیل و آرژانتین توضیح داده شود که کشورهای مذکور سعی در تنظیم سیاست خارجی خود به گونه ای دارند که با جایگزین نمودن قدرت های نوظهوری مانند چین در آمریکای لاتین از میزان وابستگی نامتقارن خود به هژمون های سنتی در منطقه مانند ایالات متحده و اروپا کاسته و بر میزان خودمختاری خود بیفزایند. در این مطالعه با بهره مندی از اسناد بالادستی کشورهای موردمطالعه، داده های آشکار و روش تحقیق بریکولاژ این فرضیه اثبات می شود که در دوران حکومت های چپ گرا در امریکای لاتین تمایل بیشتری برای ارتباط گیری با چین وجود دارد و در دوران حکومت های راست گرا عکس این موضوع صدق می کند و نتیجه گیری می شود که علت اصلی تمایل رهبران این کشورها حتی بعضاً در دولت های راست گرا اقدام به موازنه تهدید در مقابل سلطه امریکا بر منطقه امریکای لاتین است.