مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۱.
۶۲.
۶۳.
۶۴.
۶۵.
۶۶.
۶۷.
۶۸.
۶۹.
۷۰.
نسخه شناسی
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
133 - 157
حوزههای تخصصی:
برخی ادعا کرده اند لعن های پایانی زیارت عاشورای مشهور، در اصل در این زیارت موجود نبوده و از دوران صفویه به بعد به مصباح المتهجد، تألیف شیخ طوسی (م۴۶۰ق) افزوده و درنتیجه زیارت عاشورا تحریف شده است! مهم ترین دلایل مدعیان، برای اثبات تحریف در زیارت عاشورای مشهور دو مورد است: نخست، عبارت کهن ترین نسخه خطی مصباح المتهجد (نسخه نقاش رازی)؛ دوم، عبارت کامل الزیارات. در این مقاله با دلایل و شواهد گوناگون نشان خواهیم داد تنها عاملی که باعث شده فقره پایانی زیارت عاشورا در برخی منابع این زیارت ازجمله مصباح المتهجد (نسخه نقاش رازی) و کامل الزیارات مطابق مشهور نقل نشود، این است که کاتبان و عالمان شیعه، به ویژه پیش از حکومت صفویان در نقل آن عبارات، تقیه کرده اند. در این مقاله برای حل اشکال در نسخه هایی که فقره پایانی در آن ها مطابق مشهور نیامده است، بیان کرده ایم که در آن نسخه ها از سوی کاتبان یا عالمان تقیه رخ داده است؛ همچنین برای اثبات اصالت فقره پایانی در زیارت عاشورا، تصاویر صفحات زیارت عاشورا در نسخه بسیار مهم و معتبر مختصر المصباح به خط ابن سَکون حلّی (م ۶۰۰ ق) _ که لعن های پایانی نیز در آن آمده است _ را ارائه کرده ایم. در این نوشتار نشان خواهیم داد فقره پایانی زیارت عاشورا _ که برای اظهار برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام صادر شده _ از اصالت برخوردار است.
معرفی نسخه خطی کلیات ثاقب، مجموعه ای ناشناخته منسوب به شهاب الدین ثاقب دهلوی خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گنجینه نسخ خطی کتابخانه ملی ملک، کلیات اشعاری نزدیک به چهارهزار و هشتصد و پنجاه بیت در قالب ها و موضوعات متنوع با کد دستیابی 6240 موجود است. این نسخه که در فهرست نسخ این کتابخانه، یک بار با عنوان «کلیات ثاقب» به محمدحسین ثاقب و بار دیگر با عنوان «دیوان ثاقب» به شهاب الدین ثاقب دهلوی نسبت داده شده است، به جز تخلص شعریِ «ثاقب» فاقد عنوان یا اطلاعات مستقیمی از احوال شاعر است. پژوهش حاضر ضمن معرفی این نسخه خطی و اهمیت سبکی آن، درپی پاسخ گویی به این پرسش است که «ثاقبِ» سراینده این کلیات، کدام یک از شاعران متعدد دارای این تخلص است. مقاله حاضر به روش کتابخانه ای و سندپژوهی به واکاوی ویژگی های نسخه شناختی اثر پرداخته و سپس مهم ترین خصائص آن را به اختصار بیان کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که توجه شاعر به سرودن داستان هایی با محتوا و موضوعات جدید، به ویژه داستان های عاشقانه هندی از ویژگی های بارز این اثر است. همچنین، وجود برخی ابیات و الفاظ ترکی، مدح فتحعلی شاه قاجار و مضامین فرهنگ هندی در متن اثر و بررسی شرح احوال شاعرانی که تخلص «ثاقب» داشته اند، به ویژه محمدحسین ثاقب و ثاقب دهلوی که در فهرست نسخ خطی کتابخانه ملی ملک، کلیات مورد بحث به آنها نسبت داده شده است، احتمال انتساب اثر یادشده را به محمدحسین ثاقب منتفی می سازد. باتوجه به شواهد موجود، تا زمان کشف دلایل و مدارک مستندتر، می توان شهاب الدین ثاقب دهلوی را صاحب این اثر دانست. نسخه شامل دیباچه، غزلیات، رباعیات، مثنوی ها، قصاید، هزلیات، چند مسمط و ترکیب بند است. عشق وقوعی، بیان حکایات و مباحث تعلیمی و اخلاقی، توصیف، مناظره، منقبت ائمه اطهار و مدیحه مهم ترین موضوعات اثر را تشکیل می دهد. تنوع قالب های شعری و نیز تازگی موضوع در مثنوی های داستانی درخور توجه است.
کنزالمعارف و اهمیت آن در تصحیح برخی از متون نظم و نثر کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یافتن ضبط های اصیل و صحیح در متون کهن از اهمیت بسیاری برخوردار است. مصححان گاهی برای رسیدن به این هدف، علاوه بر نسخه های اقدم و اصح متن از منابع جانبی استفاده می کنند. متون جانبی طیف وسیعی از آثار را در بر می گیرد که از آن جمله می توان به ترجمه ها، تلخیص ها، متن های هم دوره و متن هایی اشاره کرد که مؤلف از آنها بهره برده است. کنزالمعارف یکی از این متون جانبی است. این اثر که با نام های تاریخ/ تواریخ آل برمک نیز شناخته می شود، متنی فارسی درباره برمکیان است که عبدالجلیل بن یحیی بن عبدالجلیل بن محمد بن عبدالباقی یزدی، آن را در یکی از شهرهای مرکزی ایران و در قرن هشتم نوشته و پس از پایان،به شاه شجاع مظفری تقدیم کرده است.از کنزالمعارف دو نسخه دستیاب شده است که با شماره های 1342 و 1351 در کتابخانه ملی فرانسه نگهداری می شود. همچنین، نسخه ای از این اثر در کتابخانه عارف حکمت مدینه محفوظ است که تاکنون دسترسی به آن ممکن نشده است.‘گذشته از اهمیت تاریخی کنزالمعارف در شناخت بیشتر و بهتر خاندان برمکیان، این اثر دربردارنده ضبط های درخور تأملی است که می تواند در تصحیح دیگر متون به کار آید؛ زیرا مؤلف آن، در نگارش بخش های مختلف کتاب از متون گوناگونی استفاده کرده و ابیات و عباراتی را از آنها عیناً یا با تغییراتی اندک نقل کرده است. در این جستار نمونه هایی از این موارد در دو دسته متون نظم و نثر نشان داده شده است. همچنین، نمونه های مذکور در سه دسته جای داده شده اند که عبارت اند از: قسمت نمونه هایی که ضبط کنزالمعارف صحیح و ضبط مصحح از آن، نادرست است؛ دوم نمونه هایی که ضبط کنزالمعارف در یک یا چند تصحیح از آن اثر آمده است، اما در تصحیح یا تصحیح های دیگر، ضبط/ضبط های نادرست دیده می شود و سوم نمونه هایی که اگرچه ضبط کنزالمعارف و تصحیح/تصحیح های منتشرشده از آن هر دو صحیح است، اما ضبط کنزالمعارف به دلایل بلاغی یا معناشناختی برتری دارد.
روش شناسی تاریخ نگاری ایرج افشار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸
1 - 39
حوزههای تخصصی:
ایرج افشار را بیشتر در جایگاه یک ایران شناس، نسخه شناس و کتابدار می شناسند؛ بااین حال بخش گسترده ای از فعالیت های ایران شناسانه و نسخه شناسانه او ذیل فعالیت تاریخ نگارانه نیز قرار می گیرد. او مانند هر تاریخ نگار و تاریخ پژوه پرتوان، جدی و فعال دیگر روش های مقبول خود را در پژوهش تاریخی به کار می بست و در کنار میراث دیگر خود، توانست از نظر روش شناسی نیز بر بسیاری از همکاران هم نسل و نسل های بعدی تأثیر بگذارد و آنان از وی بسیار آموختند که چگونه سرگذشت آدمی را پژوهش کنند تا به درک بهتری از واقعیت گذشته دست یابند؛ به همین دلیل شناخت روش ها و گرایش های وی در تاریخ نگاری و تاریخ پژوهی حائز اهمیت بسیار است. در این مقاله کوشش شده است این روش ها بهتر شناخته شود و پاسخی به این پرسش داده شود که ایرج افشار چگونه تلاش می کرد که واقعیت گذشته ایران را بهتر بشناسد.
نسخه شناسی مصاحف مکتب شیراز دوره های تیموری و صفوی در گنجینه قرآنی آستان قدس رضوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
87 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی ارکان نسخه شناسی مصاحف قرآنی مکتب شیراز دوره های تیموری و صفوی در گنجینه قرآنی آستان قدس رضوی پرداخته است. روش پژوهش: روش پژوهش تطبیقی است و با توجه به عدم دسترسی به اصل منابع، ابزار گردآوری اطلاعات، سیاه وارسی است که بر اساس اطلاعات جامع هدف تنظیم و از طریق جداول مورد طبقه بندی قرارگرفته است . یافته ها: از میان جامعه آماری پژوهش از دوره تیموری جزوه های قرآنی شماره 414،826 و مصحف 190 و از دوره صفوی، شماره های: 126،136،106،112،291 به عنوان مصاحف مرجع مورد تحلیل دانش نسخه شناسی قرار گرفته است. نتیجه گیری: از میان ارکان علم نسخه شناسی، پنج ویژگی تزیینات لوح فاتحه الکتاب، کتیبه سر سوره ، دعاهای اوراق بدرقه ابتدا و انتهای قرآن، تزیینات همراه متن قرآن و ترکیب بندی نقوش از مهم ترین ویژگی هایی هستند که در شناسایی مصاحف قرآنی مکتب شیراز می توان به کار گرفته شوند. 1) طرح لوح فاتحه الکتاب، در دوره تیموری طرح کتیبه مزدوج و در دوره صفوی طرح لچک و ترنج به کار رفته است 2) سر سوره ها، در دوره تیموری بر روی کاغذ کتابت شده و در دوره صفوی دور کتیبه سر سوره رنگ طلایی و لاجوردی گذاشته شده است 3) دعاهای اوراق بدرقه، فقط در مصاحف مکتب شیراز دوره صفوی، اجرا شده است 4) تزیینات همراه متن قرآن، نشان عشر در دوره تیموری به شکل دایره ترسیم شده؛ اما در دوره صفوی نشان عشر به شکل ترنج است. 5) ترکیب بندی نقوش، از دوره صفوی بندهای ختایی الوان در مصاحف به کار رفته است.
معرفی کتاب مجمع النّوادر و بررسی محتوایی آن (اثری از میراث داستانی شبه قاره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
303 - 324
حوزههای تخصصی:
مجمع النّوادر مجموعه ای است از حکایات فارسی و گاه عربی که ملک القضات صدر جهان فیض اللّه بنیانی/بنبانی، از صاحب منصبان حکومت گجرات، آن را در سال 903ق. نوشته و به محمودشاه بیگرّا، پادشاه گجرات (حک .863 – 917)، پیشکش کرده است. مؤلّف حکایات را از منابع مختلف فارسی و عربی گردآورده و با افزودن دیده ها و شنیده های خود، کتاب را در یک مقدمه، چهل فصل و یک خاتمه تدوین کرده است. از این اثر شش نسخه شناسایی شده که چهار نسخه آن به دست آمده است. یکی نسخه محفوظ در کتابخانه دانشگاه پنجاب است که در 930ق. کتابت شده و قدیمی ترین نسخه ای است که دستیاب شده است؛ دیگری نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی است که احتمالًا در قرن 11یا 12ق. کتابت شده؛ سومی نسخه محفوظ در کتابخانه آصفیه هند که تاریخ کتابت آن احتمالًا قرن 12یا 13ق. است و چهارمی نسخه کتابخانه نورعثمانیه ترکیه که تاریخ کتابت آن1025ق. است. در این مقاله ضمن بررسی محتوایی و ساختاری کتاب، مؤلّف اثر و دیگر آثار او، منابعش در تألیف کتاب، مهدی الیه، محل تألیف و دستنویس های اثر معرفی شده اند.
اعتبارسنجی یک حدیث از اصول کافی و نسبت آن با «حسن و قبح عقلی»
منبع:
مطالعات اعتبارسنجی حدیث سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
165 - 182
حوزههای تخصصی:
این مقاله به اعتبار سنجی روایت 35 از کتاب العقل و الجهل اصول کافی که در اثبات مبنای «حسن و قبح عقلی» به آن تمسک شده است، می پردازد. در اینصورت بررسی مفاد روایت از منظر تاریخ اندیشه کلامی، در کنار ارزیابی های فقه الحدیثی از طریق تجمیع قرائن و شواهد نیز ضروری است. بررسی روایت از منظر «نسخه شناسی»، «سند»، «میزان تکرار روایت در مصادر»، «متن شناسی»، «مضمون شناسی»، «مقایسه با اندیشه های اهل سنت از منظر تاریخ اندیشه»، محورهایی است که مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت به جمع بندی و نتیجه گیری پرداخته شده است. با ملاحظه وجوه مختلف و تجمیع قرائن و شواهد فوق در نهایت نمی توان به اصالت این روایت حکم کرد و آن را معتبر دانست و در نهایت دو احتمال اساسی در هویت این حدیث مطرح شده است.
سیمای امیرالمؤمنین علیه السلام در الفهرست محمد بن اسحاق الندیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امیرالمؤمنین علی(ع) هم به عنوان وصی و جانشین بلافصل رسول خدا(ص) و هم به مثابه خلیفه چهارم مسلمانان، جایگاه بسیار بلندی در اسلام و میراث مسلمانان دارد. ازاین رو سیمای ایشان از ابعاد گوناگون در آثار و تألیفات مسلمانان در طول تاریخ بازتاب یافته و مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از آثاری که با این رویکرد می تواند مورد توجه قرار گیرد، کتاب ارزشمند الفهرست، زیست کتابشناسی کهن اواخر قرن چهارم تألیف محمد بن اسحاق ندیم است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به داده های این اثر در ارتباط با علی(ع) پرداخته است. بررسی ها نشان می دهد ندیم که به مناسبت های مختلف از آن حضرت در الفهرست یاد کرده است از یک سو به معرفی مصحف علی(ع) و آثار علوی از قبیل سخنان، فضائل، وقایع زندگی و مقتل حضرت پرداخته و از دیگر سو به شیعیان و مخالفان ایشان اشاره کرده است. در این میان الفاظ وعباراتی که در یادکرد از آن حضرت به کار رفته نیز قابل توجه است و بررسی آن بر اساس کهن ترین نسخه کتاب انجام گرفته است که از روی نسخه ای به خط ندیم نگاشته شده است. یافته ها حاکی از آن است که سیمای علی(ع) در الفهرست در قالب شخص مقدس، مؤلف، مبدع علم نحو، موضوع تالیفات، معجزه پیامبر(ص) و محور گرایش ها بازتاب یافته است.
معرّفیِ دست نویسِ نویافته هزار حکایت صوفیان و مؤلّفِ آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
28 - 51
حوزههای تخصصی:
کتاب هزار حکایت صوفیان بر اساسِ سه نسخه خطّی تصحیح و در سال ۱۳۸۹ منتشر شد. نسخه خطّی چهارم آن نیز در سال ۱۴۰۱ در مقاله ای معرّفی گردید. امّا تاکنون نام مؤلّف آن در پرده ابهام بوده است. در گفتار حاضر با شناسایی دست نویس دیگری از این کتاب، بعضی ابهامات مرتبط با این متن روشن می شود. نسخه نویافته هزار حکایت صوفیان در کتابخانه ملّی ملک با شماره ۱۰۴۴ محفوظ است که به خط نستعلیق است و احتمالاً در سده یازدهم هجری کتابت شده است. بنا بر این دست نویس، مؤلّف کتاب هزار حکایت صوفیان اسمعیل بن ابی منصور بن اسمعیل طوسی است که حداقل تا ۵۲۶ق زنده بوده است. کتاب هزار حکایت صوفیان به احتمال قوی در نیمه نخست قرن ششم در حدود سال های ۵۲۵ تا ۵۳۵ق تألیف شده است. همچنین بر این نکته تأکید می شود که نسخه های خطّی متأخّر ممکن است از روی نسخه های کهن و معتبری کتابت شده باشند و اطلاعاتی استثنائی در خود داشته باشند و ابهام ها یا افتادگی های نسخه های کهن را جبران و تکمیل کنند و ازاین رو استفاده از آن ها در تصحیح متون کارآمد و لازم است. در پایان، با توجّه به پیدا شدن دو نسخه خطّی دیگر از کتاب هزار حکایت صوفیان که هرکدام ویژگی ها و امتیازات خاصی دارند خصوصاً آنکه افتادگی ها و خطاهای متن چاپی را برطرف می کنند و نیز با روشن شدن نام مؤلّف آن، یادآوری می گردد که وقت آن فرارسیده است که این متن کهن ارزشمند بار دیگر تصحیح و چاپ و منتشر شود.
متن شناسی حماسه منثور ذوفنون نامه و معرّفی دست نویس های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
72 - 95
حوزههای تخصصی:
حماسه یکی از انواع ادبی کهن و دوران ساز ادب فارسی است و متون ارزشمندی از آن در دو گونه منثور و منظوم به عنوان میراث مکتوب بر جای مانده که به برخی از آن ها علی رغم نسخ خطّی پرشمار و قدمتی قابل ملاحظه کمتر توجّه شده است. ذوفنون نامه حماسه منثوری است که به جهت برجستگی کردارها و میدان داری بیشتر ذوفنون در رویدادهای آن، پهلوان بانونامه ای را ماند که هدف شاه دخت جنگاورش تلاش برای دفع کافران، وصال به عاشق و رهایی او از بند رقیب مادینه پری است؛ موضوعی که تا کنون جز بانوگشسپ نامه، شاید کمتر طرح کلّی یک متن حماسی مستقل را به خود اختصاص داده باشد. از آن جایی که پیشینه گونه منظوم ذوفنون نامه به سده هشتم هجری بازمی گردد، معرّفی روشمند گونه منثور ذوفنون نامه و نسخ خطّی آن ضرورتی دوچندان می یابد. نظر به فقر پژوهشی در این باره، تحقیق بنیادی حاضر به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و برآیندهای آن به شیوه استقرایی در دو بخش عرضه شده است. در بخش نخست، پس از مطالعه کهن ترین دست نویس شناخته ذوفنون نامه و عرضه چکیده مشروح رویدادهای آن، ابتدا گزارشی از وجوه متن شناختی روایت در هفت پاره وجه تسمیه، راوی، زمان و محلّ تألیف، منشاء پیدایش، ساختارو زبان ارایه شده است، آن گاه با توجّه به برآیندهای حاصله، در بحث نسخه شناسی سه دست نویس ذوفنون نامه از سه مکتب داستان پردازی ایران، ماوراءالنّهر و شبه قارّه ارائه شده است.