مطالعات اسلامی ایرانی خانواده
مطالعات اسلامی ایرانی خانواده سال 5 پاییز 1404 شماره 3 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
مقدمه : خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی که سلامت زیستی و معنوی آن همواره مورد توجه بوده و به همین علت دقت در خوراک و تغذیه به عنوان اصلی مهم و اساسی در تأمین سلامت افراد خانواده از اهمیت زیادی برخوردار و از جمله دلایل سلامت زیستی و کمال انسانی و رشد خانواده و جامعه است. با تغییرات سبک زندگی و گسترش سلطه فناوری های نوین بر زندگی عصر حاضر، سلامت زیستی و تغذیه ای دستخوش تغییرات و چالش هایی شده که لازم است با رجوع به منابع اصیل و کاربردی مانند دستورات قرآن و سیره امام رضا(ع) جهت کنترل و رفع آن ها تلاش شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش و جایگاه تعالیم تغذیه ای در سلامت زیستی و رشد معنوی خانواده است. روش : باتوجه به ماهیت موضوع روش پژوهش کیفی و با رویکرد توصیفی – تحلیلی با استناد به منابع قرآنی و روایی و نتایج تحقیقات علمی مرتبط استفاده گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد از اصول مهم در سلامتی زیستی خانواده مبتنی بر تغذیه؛ توجه و نگریستن در تغذیه و تأکید بر حلال بودن آن و تناسب با زمان(فصل)و مکان(موقعیت جغرافیایی)همراه با رعایت آداب غذاخوردن است که ضامن سلامت زیستی افراد خانواده و رشد معنوی آنان از جهات متعدد و در نهایت تعالی و رشد اعضای جامعه خواهد بود. نتیجه گیری :علیرغم تأثیرپذیری خانواده از عوامل مختلف، دقت و توجه به تغذیه و آداب آن همواره مورد تأکید دستورات دینی و سیره رضوی بوده است که نشان از اهمیت آن در سلامت زیستی و رشد معنوی خانواده و جامعه است.
مقایسه اثربخشی مشاوره معنوی مبتنی بر مثنوی مولوی(با موضوع عشق) و معنویت درمانی ریچارزد و برگین بر نگرش به عشق زناشویی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی دو بسته مشاوره معنوی براساس مثنوی با موضوع عشق(ساخته پژوهشگر،1402) و معنویت درمانی ریچاردز و برگین(2005) بر نگرش به عشق بود. طرح پژوهش،کمی و از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بودکه افراد گروه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جامعه هدف تمام زوجین شهر اصفهان بودند که کمتر از ده سال از ازدواجشان گذشته بود. حجم نمونه 36 زوج بود که به طور تصادفی در سه گروه مساوی آزمایشی اول و دوم و گروه گواه دسته بندی شدند و بسته های مشاوره معنوی براساس مثنوی و معنویت درمانی ریچاردز و برگین به دو گروه آزمایشی در 12 جلسه90 دقیقه ای، به طور جداگانه به آنان آموزش داده شد. ابزار پژوهشی، پرسش نامه نگرش های مربوط به عشق بود که قبل و بعد از مداخله، هر سه گروه به آن پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی به وسیله نرم افزار SPSS-26 انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو روش مشاوره بر گروه های آزمایش اثر بخش بوده اند ولی این اثر برمتغیرها ولی متفاوت بود(05/0>P). به نظر می رسد با توجه به افزایش پشتوانه های پژوهشی مبنی بر اثربخشی معنویت بر روابط زناشویی، تدوین الگوهای معنوی کاربردی متناسب با فرهنگ، ضروری به نظر می رسد. همچنین، مثنوی معنوی می تواند منبع مناسبی برای مشاوره معنوی جهان شمول و اثربخش در روابط زناشویی باشد.
اثربخشی بسته آموزشی رضایت زناشویی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی بر رضایت زناشویی و الگوهای حل تعارض زوجین متعارض(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بسته آموزشی رضایت زناشویی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی بر میزان رضایت زناشویی و سبک های حل تعارض زوجین متعارض بود. روش: این مطالعه به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زوجین متعارض ساکن شهرستان دورود در سال ۱۴۰۲ بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۰ زوج) و کنترل (۱۰ زوج) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۱۱ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت مداخله گروهی بسته آموزشی قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ و پرسش نامه سبک های حل تعارض (ROCI-II) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله آموزشی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی به طور معناداری موجب افزایش رضایت زناشویی و بهبود سبک های حل تعارض در زوجین متعارض شده است. نتیجه گیری: بسته آموزشی رضایت زناشویی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی می تواند به عنوان رویکردی مؤثر در ارتقای کیفیت روابط زوجین و مدیریت تعارضات زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه سبک های فرزندپروری والدین با مهارت های اجتماعی و جرأت ورزی دانش آموزان متوسطه اول(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه(با اشاره به هدف): شیوه فرزندپروری والدین یکی از مؤلفه های مرتبط با مهارت های اجتماعی و جرأت ورزی است. پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سبک های فرزندپروری والدین و مهارت های اجتماعی و جرأت ورزی دانش آموزان متوسطه اول می پردازد. روش : پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر نجف آباد در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که 384 نفر آنان از طریق فرمول کوکران انتخاب و برای نمونه گیری، با توجه به عدم امکان دسترسی به فهرست جامعه آماری و مشکل دسترسی و ملاقات افراد به علت پراکندگی و مشکلات مربوط به بیماری کرونا، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. داده ها به وسیله پرسشنامه های سبک های فرزندپروری بامریند (1973)، مهارت اجتماعی گرشام و الیوت (١٩٩٩) و جرأت ورزی کودکان گمبریل و ریچی(1975) جمع آوری شد. تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با نرم افزار SPSS 23 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین سبک فرزندپروری مقتدرانه مورد تأکید اسلام با مهارت های اجتماعی همبستگی مثبت و معنی دار (446/.)، بین سبک فرزندپروری مقتدرانه با جرأت ورزی همبستگی مثبت و معنی دار(319/.) و بین مهارت های اجتماعی و جرأت ورزی نیز همبستگی مثبت و معنی دار(347/.) وجود دارد. یافته های تحلیل رگرسیون نیز نشان داد سبک فرزندپروری مقتدرانه 38 % در پیش بینی مهارت های اجتماعی و 18 % در پیش بینی جرات ورزی نقش دارد.. نتیجه گیری: به نظر می رسد توجه بیشتر به شیوه فرزندپروری مقتدرانه، برآیندی بهتر در افزایش مهارت های اجتماعی و جرأت ورزی دانش آموزان به همراه خواهد داشت.
پیش بینی رضایت زناشویی براساس نگرش به خیانت و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحولات شتاب زده اجتماعی و فرهنگی چند دهه اخیر در جوامع درحال گذار، سبب شده است که بسیاری از هنجارها و ارزش های سنتی، ازجمله نگرش به روابط پیش از ازدواج و تعهدزناشویی، دچار تغییرات چشم گیری شوند، هدف پژوهش حاضر، پیش بینی رضایت زناشویی براساس نگرش به خیانت و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج است. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و جهت تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون استفاده شد. نمونه ای به حجم ۱۵۰نفر از دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب و یادگار امام شهرری در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ (۱۹۹۸)، نگرش به خیانت واتلی (۲۰۰۸) و گرایش به ارتباط قبل از ازدواج کردلو (۱۳۸۰) استفاده شد. نتایج: داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بررسی شدند. نتایج نشان داد که گرایش به ارتباط قبل از ازدواج با چهار خرده مقیاس موضوعات شخصیتی (315/0=β)، حل تعارض (176/0=β)، روابط جنسی (160/0=β) و جهت گیری مذهبی (211/0=β) رابطه معنادار دارد (p<0.01). نگرش به خیانت نیز با دو خرده مقیاس موضوعات شخصیتی (249/0=β) و مدیریت مالی (206/0=β) رابطه معنادار نشان داد (p<0.05). با این حال، هیچ یک از دو متغیر پیش بین توان پیش بینی رضایت زناشویی را به صورت کلی نداشتند. بحث و نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن بود که هرچند برخی ابعاد خاص از رضایت زناشویی تحت تأثیر نگرش ها و گرایش های پیش از ازدواج قرار دارند، اما رضایت زناشویی کلی احتمالاً بیش از آن که ناشی از این نگرش ها باشد، تحت تأثیر عوامل دیگری چون صمیمیت، اعتماد و کیفیت ارتباط قرار دارد. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی نقش متغیرهای میانجی و تعدیل گر را بررسی کنند.
آزمون کمّی مدل عوامل فرهنگی مرتبط با گرایش زنان به جراحی زیبایی (رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت روزافزون جراحی زیبایی به عنوان یک پدیده اجتماعی، نیاز به آزمون مدل های تجربی برای تبیین عوامل مؤثر ضروری است. این پژوهش با هدف آزمون کمّی یک مدل مفهومی هفت عاملی از عوامل فرهنگی (سرمایه فرهنگی، قابلیت های فرهنگی، مصرف رسانه ای، پایگاه اجتماعی، الگویابی، تمایل به زیبایی و ترویج فرهنگ) مؤثر بر گرایش زنان به جراحی زیبایی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری شامل زنان مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی در کرمانشاه بود که ۳۸۴ نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با پایایی و روایی مطلوب بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرم افزار SmartPLS انجام شد. نتایج ارزیابی مدل اندازه گیری، پایایی و روایی همگرا و واگرای تمامی سازه ها را تأیید کرد. ارزیابی مدل ساختاری نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش کلی بسیار خوبی برخوردار است (GOF=0.543) و قادر است ۸۲.۷ درصد (R²=0.827) از واریانس گرایش به جراحی زیبایی را تبیین کند. تحلیل مسیر نشان داد که تمامی هفت عامل فرهنگی تأثیر معناداری بر گرایش به جراحی دارند (p<0.001). در این میان، مصرف رسانه ای-فرهنگی (β=0.280)، تمایل به زیبایی (β=0.266) و سرمایه فرهنگی (β=0.239) به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده ها بودند. مدل فرهنگی ارائه شده از اعتبار تجربی بالایی برخوردار وتأثیر بالای رسانه ها و سرمایه فرهنگی نشان می دهد که گرایش به جراحی زیبایی عمیقاً تحت تأثیر فشارهای اجتماعی برای دستیابی به استانداردهای زیبایی و منزلت اجتماعی است.