مقایسه اثربخشی مشاوره معنوی مبتنی بر مثنوی مولوی(با موضوع عشق) و معنویت درمانی ریچارزد و برگین بر نگرش به عشق زناشویی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی دو بسته مشاوره معنوی براساس مثنوی با موضوع عشق(ساخته پژوهشگر،1402) و معنویت درمانی ریچاردز و برگین(2005) بر نگرش به عشق بود. طرح پژوهش،کمی و از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بودکه افراد گروه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جامعه هدف تمام زوجین شهر اصفهان بودند که کمتر از ده سال از ازدواجشان گذشته بود. حجم نمونه 36 زوج بود که به طور تصادفی در سه گروه مساوی آزمایشی اول و دوم و گروه گواه دسته بندی شدند و بسته های مشاوره معنوی براساس مثنوی و معنویت درمانی ریچاردز و برگین به دو گروه آزمایشی در 12 جلسه90 دقیقه ای، به طور جداگانه به آنان آموزش داده شد. ابزار پژوهشی، پرسش نامه نگرش های مربوط به عشق بود که قبل و بعد از مداخله، هر سه گروه به آن پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی به وسیله نرم افزار SPSS-26 انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو روش مشاوره بر گروه های آزمایش اثر بخش بوده اند ولی این اثر برمتغیرها ولی متفاوت بود(05/0>P). به نظر می رسد با توجه به افزایش پشتوانه های پژوهشی مبنی بر اثربخشی معنویت بر روابط زناشویی، تدوین الگوهای معنوی کاربردی متناسب با فرهنگ، ضروری به نظر می رسد. همچنین، مثنوی معنوی می تواند منبع مناسبی برای مشاوره معنوی جهان شمول و اثربخش در روابط زناشویی باشد.