مطالعات اسلامی ایرانی خانواده
مطالعات اسلامی ایرانی خانواده سال 4 زمستان 1403 شماره 4 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
خانواده به عنوان یکی از بنیادی ترین نهادهای اجتماعی، همواره در کانون توجه پژوهشگران اجتماعی و فرهنگی قرار داشته است. تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در طول تاریخ، ساختار و کارکردهای خانواده را به طرز چشمگیری دستخوش تغییراتی کرده است. در این بین فیلم های سینمایی نقشی انکارناپذیر در شکل گیری دیدگاه ها و تحولات فکری و رفتاری مخاطبان دارند همچنین عامل مهمی در تنویر و تخدیر افکار عمومی هستند . در همین راستا مطالعه حاضر هدف خود را بازنمایی عناصر و الگوهای مسلط بر خانواده در فیلم های همنفس ساخته مهدی فخیم زاده ؛ جدایی نادر از سیمین از دوره بازآفرینی گفتمان انقلابی و بنفشه آفریقایی ساخته مونا زندی حقیقی، قرار داد. با توجه به کیفی بودن مطالعه، از روش تحقیق تحلیل محتوا استفاده شد. به دلیل محدودیت صفحات در این مقاله تحلیل یک فیلم از دوره های سه گانه در سه دوره اصلاحات ، دوره بازآفرینی گفتمان انقلابی و دوره تدبیر و امید یعنی سال 1382 – 1400 پرداخته شد. در این مطالعه سه فیلم از فیلم های پس از انقلاب در بیست سال اخیر (فیلم همنفس ساخته مهدی فخیم زاده و فیلم جدایی نادر از سیمین از دوره بازآفرینی گفتمان انقلابی، بنفشه آفریقایی ساخته مونا زندی حقیقی ) بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که: مطالعه روزنامه، اعتقاد به خدا، تلاش برای حفظ خانواده و تعهد به خانواده، پخته و صرف غذا در خانه، صداقت و کنش حمایتگرانه بین اعضای خانواده، مفاهیم مورد توجه و تاکید هر سه فیلم بوده است.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر فراهیجان، روایت درمانی و ایماگوتراپی بر بخشودگی در زنان متأهل متعارض(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر فراهیجان، روایت درمانی و ایماگوتراپی بر بخشودگی در زنان متأهل متعارض بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با دوره پیگیری سه جامعه آماری پژوهش شامل زنان متأهل دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره اسلامی شهر گرمسار در سال 1401 بود که تعداد 60 نفر به شیوه داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار این پژوهش جهت جمع آوری داده ها پرسشنامه بخشودگی پولارد (1998) بود. بسته های آموزشی در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم و سوم اجرا شد. داده ها با بهره گیری ازشدند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری بخشودگی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد بین سه درمان تفاوت معنادار وجود دارد و ایماگوتراپی نسبت به فراهیجان و روایت درمانی به طور معناداری بر بخشودگی زنان متأهل متعارض اثربخش تر بود (05/0<P). نتیجه گیری: بنابراین می توان این گونه نتیجه گرفت که ایماگوتراپی بر بخشودگی در زنان متأهل متعارض به عنوان یک درمان حمایتی می تواند مورد بهره قرار گیرد.
رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه، دانش و نگرش جنسی با نگرش بی وفایی زناشویی در پرستاران زن شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه، دانش و نگرش جنسی با نگرش بی وفایی زناشویی در پرستاران زن شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه بود. روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف آن از نوع کاربردی و شیوه ی اجرا از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری کلیه پرستاران شاغل زن در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه در سال 1402-1401 تشکیل می دهد. در این پژوهش از روش نمونه گیری در دسترس استفاد شد که 188 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه طرحواره ناسازگار اولیه یانگ و براون (1999)، دانش و نگرش جنسی بشارت و همکاران (1384)، بی وفایی زناشویی مارک وایتلی (2006) استفاده شد. در تحلیل توصیفی داده ها (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و از آمار استنباطی (آزمون کالموگروف- اسمیرونوف و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون) استفاده شده است. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد بین طرحواره های ناسازگار اولیه و دانش و نگرش جنسی با بی وفایی زناشویی در پرستاران زن شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه رابطه معناداری وجود دارد (05/0>P). همچنین طرحواره ناسازگار اولیه، دانش و نگرش جنسی توان پیش بینی بی وفایی زناشویی در پرستاران زن شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه را دارد. نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که طرحواره های ناسازگار اولیه عامل مهم و تأثیرگذار در ارتقای سلامت روان است و با شناسایی عوامل همراه با برنامه ریزی صحیح می توان سطح دانش و نگرش جنسی افزایش و بی وفایی زناشویی را کاهش داد.
پیش بینی ازدواج بدون شکست بر پایه ی عاطفه ی خودآگاه با نقش میانجی سبک های تنظیم هیجان در زنان خانه دار در ده سال اول زندگی مشترکشان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ازدواج بدون شکست از طریق عاطفه ی خودآگاه به صورت مستقیم و هم چنین پیش بین آن با میانجی گری سبک های تنظیم هیجان صورت پذیرفت. مواد و روش ها: طرح این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. 225 نفر از زنان خانه دار ساکن شهرستان دهاقان در سال 1402- 1401 به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسشنامه های عاطفه ی خودآگاه TOSCA- 2، رضایت زناشویی هودسن (1992) و تنظیم هیجان گراس و جان را تکمیل کردند. یافته ها : یافته های پژوهش حاکی از آن بود که عاطفه ی خودآگاه هم صورت مستقیم 01/0 > P و 31 / 0- β و هم به صورت غیرمستقیم از طریق سبک تنظیم هیجان سرکوبی01/0 > P و 21/0- β = و سبک تنظیم هیجان ارزیابی مجدد 01/0>P و 17/0 β = ازدواج بدون شکست را پیش بینی می کند. به طوری که عاطفه ی خودآگاه با ازدواج بدون شکست رابطه ی عکس دارد و افزایش احساسات شرم و گناه سبب کاهش ازدواج بدون شکست می شود. از طرفی عواطف خودآگاه می تواند به صورت غیر مستقیم ازدواج بدون شکست را تحت تاثیر قرار دهد به طوری که چنان چه فرد به هنگاه احساس شرم و گناه از سبک تنظیم هیجان ارزیابی مجدد استفاده کند به همان میزان ازدواج بدون شکست افزایش می یابد و اگر از سبک تنظیم هیجان سرکوبی استفاده کند میزان ازدواج بدون شکست کاهش می یابد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان می دهد که عاطفه ی خودآگاه هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق سبک های تنظیم هیجان سرکوبی و ارزیابی مجدد ازدواج بدون شکست را تحت تاثیر قرار می دهد.
مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه انسان سالم، زوج درمانی هیجان مدار و آموزش وجودی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی بر راهبردهای مقابله ای و سرمایه عاطفی زوجین ناسازگار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ضعف در تعاملات عاطفی و ارتباطی مثبت بین زوجین به طور قابل توجهی با کاهش سطح رضایت زناشویی همراه است، و این ضعف در ارتباطات می تواند عاملی مؤثر در افزایش نرخ طلاق باشد . هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه انسان سالم و آموزش وجودی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی بر راهبردهای مقابله ای و سرمایه عاطفی زوجین ناسازگار بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوج های 25 تا 45 سال شهر اصفهان مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده در 1403 بودند که از بین آنها تعداد 45 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بعد از انتخاب نمونه های واجد شرایط و گزینش تصادفی آنها در گروه های آزمایشی و کنترل (هر گروه 15 نفر)، گروه های آزمایشی تحت آموزش مبتنی بر نظریه انسان سالم و آموزش وجودی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی قرار گرفتند؛ گروه کنترل در لیست انتظار مداخله قرار گرفت. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های لازاروس و فولکمن (1988) و سرمایه عاطفی (گل پرور، 1395) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
مقایسه مزاج عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه در زنان با و بدون تجربه پیمان شکنی همسر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه مزاج های عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه در زنان با و بدون تجربه پیمان شکنی همسر بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت در زمره پژوهش های علی مقایسه ای قرار داشت. جامعه آماری پژوهش را زنان متاهل مراجعه کننده به واحد مشاوره مراکز بهداشت و درمان شهر تهران در سال 1403 تشکیل داده بود که 120 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه انخاب شدند (60 نفر زنان متاهلی که با تجربه پیمان شکنی همسر به مراکز بهداشت و درمان مراجعه کرده بودند و 60 نفر زنان متاهل عادی که جهت دریافت مشاوره بدون تجربه پیمان شکنی همسر مراجعه کرده بودند). برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (1998) و پرسش نامه ترکیبی مزاج عاطفی- هیجانی لارا (2012) استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 24 و آزمون تحلیل واریانس چند متغیر استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد بین مزاج های عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه زنان با و بدون تجربه پیمان شکنی همسر تفاوت وجود دارد. به طوری که مقادیر مزاج های عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه در زنان با تجربه پیمان شکنی بالاتر از گروه زنان بدون تجربه پیمان شکنی می باشد. لذا در راستای بهبود کیفیت زندگی زنان با تجربه پیمان شکنی توجه به مزاج های عاطفی- هیجانی و طرحواره های ناسازگار اولیه حائز اهمیت بوده و متولیان نظام خانواده می بایست توجه ویژه ای به موارد مذکور داشته باشند.