رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه، دانش و نگرش جنسی با نگرش بی وفایی زناشویی در پرستاران زن شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه، دانش و نگرش جنسی با نگرش بی وفایی زناشویی در پرستاران زن شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه بود. روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف آن از نوع کاربردی و شیوه ی اجرا از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری کلیه پرستاران شاغل زن در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه در سال 1402-1401 تشکیل می دهد. در این پژوهش از روش نمونه گیری در دسترس استفاد شد که 188 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه طرحواره ناسازگار اولیه یانگ و براون (1999)، دانش و نگرش جنسی بشارت و همکاران (1384)، بی وفایی زناشویی مارک وایتلی (2006) استفاده شد. در تحلیل توصیفی داده ها (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و از آمار استنباطی (آزمون کالموگروف- اسمیرونوف و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون) استفاده شده است. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد بین طرحواره های ناسازگار اولیه و دانش و نگرش جنسی با بی وفایی زناشویی در پرستاران زن شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه رابطه معناداری وجود دارد (05/0>P). همچنین طرحواره ناسازگار اولیه، دانش و نگرش جنسی توان پیش بینی بی وفایی زناشویی در پرستاران زن شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر کرمانشاه را دارد. نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که طرحواره های ناسازگار اولیه عامل مهم و تأثیرگذار در ارتقای سلامت روان است و با شناسایی عوامل همراه با برنامه ریزی صحیح می توان سطح دانش و نگرش جنسی افزایش و بی وفایی زناشویی را کاهش داد.