یکی از آسیب های جدی در عرصه مهدویت، تعیین وقت برای ظهور است. به رغم وجود روایات متعدد و لحن شدید آن ها در ممنوعیت تعیین وقت برای زمان ظهور امام مهدی Z ، در طول تاریخ، توقیت هایی صورت گرفته است. پژوهش پیش رو بر آن است تا روایاتی را که ممکن است مورد استناد وقت گزاران قرار گیرد، در میان منابع حدیثی شناسایی کند و سپس به واکاوی مراد و مقصود آن ها بپردازد. در این نوشتار که از نوع کتابخانه ای و به روش تحلیلی است، نشان داده شده که در هیچ روایتی به صراحت، برای ظهور، وقت تعیین نشده است.
عیسی بن مریم7 از جمله پیامبرانی است که زندگانی او به طور عام و نقش او در آخرالزمان به طور خاص مورد توجّه منابع دینی اسلام قرار گرفته. در میان آیات قرآن، اشاره به سخن سرنوشتساز مسیح در آخرالزمان، ایمان اهل کتاب به امام زمان7 در پرتو راهنمایی عیسی7 و برتری تابعان عیسی7 بر مخالفان او تا روز قیامت از جمله اموری است که نقش معرفتی نزول عیسی7 را به صورت پررنگ ترسیم نموده. همچنین در روایات متعددی در جریان اقتدای مسیح7 به نماز امام زمان7 میتوان به نقش معرفتی آن پی برد. در برخی از روایات دیگر سخن از نصرت مسیح7 به میان آمده که تکمیلکننده نقش عیسی7 در آخرالزمان است. ما در این تحقیق کوشیدهایم با تبیین دادههای اطلاعاتی به کارکردهای نزول عیسی7 بپردازیم و در فرایند تحقیق به این نتیجه رسیدهایم که عیسی7 نقش بسیار مهمی در معرفتبخشی به مسیحیان و ایمان اهل کتاب به امام زمان7 دارد.
منابع و مستندات نظری و علمی مهدویت در اندیشه اسلامی به برکت اهتمام بزرگان و عالمان دینی از آموزه های مشترک فرق اسلامی به شمار می رود که به تفصیل در منابع حدیثی، کلامی و تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. اما آن چه موجب بروز و ظهور تعاریف، مصادیق و حتی فرق گوناگون با محوریت آموزه مهدویت شده است، مفاهیم، کارکردها و انتظاراتی از مهدویت است که در اثر عوامل مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی به منصه ظهور رسیده است. این تحقیق در پی گونه شناسی کارکرد مفهوم مهدویت در جوامع اسلامی تحت تأثیر عوامل پیش گفته است؛ زیرا مفهوم مهدویت در بستر تاریخی دارای تطور معناداری است؛ تطوری که حتی بر متون و نصوص دینی نیز تأثیرگذار بوده و موجب انشعابات، تعاریف و قرائت های گوناگونی در حوزه مهدویت شده است. این نوشتار با تکیه بر منابع کتاب خانه ای و با رویکرد توصیفی _ تحلیلی و البته به صورت ابداعی، مفاهیمی کاربردی از مهدویت _ که ناظر به وقایع جاری و عینی جوامع اسلامی هستند _ را ارائه داده است. نتایج این تحقیق می تواند ما را در آسیب شناسی و به کارگیری رویکردهایی مؤثر در صیانت از آموزه مهدویت به عنوان یکی از آموزه های قوام بخش اندیشه و تمدن اسلامی یاری کند.
به موازات طرح جدی مسئله زمینه سازی برای ظهور امام زمان در سال های اخیر، پرسش ها و شبهه هایی درباره ضرورت و گستره آن به وجود آمده که باورمندان به لزوم زمینه سازی و گستره مورد ادعای ایشان را به واکنش واداشته است. در این میان، آن چه مایه شگفتی شده، آن است که این شبهه ها را بیش تر باورمندان به مهدویت مطرح کرده اند، به گونه ای که هر کدام از آن ها برای اثبات نظر خویش و رد دیدگاه دیگری، به دسته ای از دلایل نقلی تمسک جسته اند. همین امر سبب شده است واقعیت مطلب، برای جویندگان حقیقت و وظیفه، مشتبه شود. آثار مهمی که التزام به هر یک از دیدگاه های مطرح شده می تواند بر بینش های اصلاحی فردی و به ویژه سیاست ها و برنامه ریزی های کلان اجتماعی بگذارد، نویسنده این مقاله را وادار کرده است برای این معضل، چاره ای بیندیشد.
نویسنده این سطور، بی توجهی به جایگاه مبانی کلامی مربوط به مسئله زمینه سازی برای ظهور و التزام به آن را در مسیر پژوهش، علت اصلی چنین چالشی می داند و بر این عقیده است که برای فهم فقیهانه این مسئله و قبل از پرداختن به دلایل نقلی، ابتدا باید به سراغ مبانی کلامی مسئله زمینه سازی ظهور رف