ذوالقرنین به عنوان شخصیتی قدرتمند و مؤمن در سورة کهف ظاهر شده است. داستان با محوریت شخص او و اقداماتی است که در سفرهای خود انجام می دهد. در این قصه از عناصر داستانی به شیوه ای ادبی و هنری مخصوصاً مکان هایی که ذوالقرنین به آنجا سفر کرده است و گفتگوهایی که با مردم مناطق مختلف داشته است بهره گرفته شده و در غالب آن ها مفاهیم ارزشمندی از صفات کارگزاران حکومتی مانند ایمان، تواضع، و... و وظایف آن ها همچون اجرای عدالت و مدیریت شایسته بیان شده است.
مقالة حاضر با هدف نشان دادن ساختار ادبی قصه و فهم عمیق تر آیات آن نگاشته شده که در ابتدا عناصر داستانی قصه مورد تحلیل قرار گرفته و سپس به ویژگی های شخصیتی ذوالقرنین و اقداماتی که وی در فرماندهی خود در مناطق گوناگون و در ارتباط با مردم انجام داده است اشاره شده است.
معرفتشناسی قرآنی مکتبی یقینگرا است. یقین بر دو قسم است: یقین معرفتشناختی و یقین روانشناختی. یقین معرفت شناختی آن است که به لحاظ منطقی و فلسفی یقین به شمار می رود. اما یقین روانشناختی غالبا از سنخ اقناع است. یقین در قرآن درنهایت نتیجة حصولِ معرفت صادق (مطابق با واقع) همراه با آرامش و سکون قلبی است. بنابراین، قرآن، هم بر یقین معرفتشناختی تأکید کرده است و هم بر یقین روان شناختی. یقین قرآنی، اعتقادی ساده یا ایمانی کور (ایمان بی دلیل یا ناموجّه) نیست. قرآن بر تأثیر گسترده، عمیق و مستقیم عمل (یا ساحت رفتاریِ) انسان بر نظر (معرفت) و نهایتاً بر یقین تأکید می کند. قرآن اعمال مؤثر بر معرفت و یقین را به دو دستة کلّی تقسیم می کند: ارزش ها و اعمالی که بر معرفت و یقین انسان تأثیر مستقیم و مثبت دارند، و ضد ارزش ها و اعمالی که بر معرفت و یقین انسان تأثیر مستقیم امّا منفی دارند. به نظر می رسد از منظر قرآن، ساحت عمل و نظر به مثابه دو بُعد مهم از ابعاد وجودیِ انسان از یکدیگر جدا نیستند و با هم ارتباط مستقیم دارند، تا آنجا که با دقت در آیات قرآن آشکار می شود که تأثیر عمل انسان بر معرفت و یقین، حتّی بیش از عناصر و عوامل نظری و شناختیِ محض است. در واقع، عمل و معرفت انسان در قرآن در بافتی «وجودی» وحدت می یابند. از دیدگاه قرآن، معرفتِ محض نمی تواند به یقین بینجامد، زیرا معرفت صرفاً یک امر منطقی و معرفت شناختی نیست، بلکه مرتبه و ساحتی از وجود انسان است.
یکی از شاخصه های کلام معصومان استناد به آیات قرآن است. حضرت زهرا ÷ در خطبه های خویش به فراخور نیاز، به آیات قرآن استناد نموده است. این گونه استنادهای قرآنی می تواند یکی از مهمترین منابع تفسیر قرآن به شمار آید. بیشترین کارکرد این روابط، در توسعه دامنه تفسیر نقلی است. این پژوهش، کارکرد تفسیری استنادهای قرآنی در خطبه های حضرت زهرا ÷ و فراوانی آنها را مورد مُداقه قرار داده است و در آن به جای محتوای کلام قرآن و خطبه های حضرت زهرا ÷ ، بر کارکردهای تفسیری استنادهای قرآنی حضرت ÷ تأکید شده است. این بررسی بیانگر آن است که بهره گیری حضرت ÷ از آیات گاه در جهت تبیین معنا، جری و تطبیق، گسترش مفهومی و مصداقی آیات و نیز استشهاد به آیات قرآن است. در این زمینه تبیین معنا، ذکر تطبیق آیات، استشهادهای حضرت ÷ به قرآن و گسترش مفهومی و مصداقی آیات به ترتیب بیشترین کارکردهای تفسیری این استنادها را نشان می دهد.