تفسیر بیضاوی یا انوار التنزیل و اسرار التاویل، یکی از تفاسیر مختصر، مفید و بسیار مشهور قرن هشتم ق. است. این تفسیر که به اتفاق آرای اهل نظر، در میان تفاسیر کم حجم قرآن کریم از همه محققانه تر است، سال های سال به عنوان یکی از کتاب های درسی مجامع دینی مطرح بوده است. گزیده گویی، اجتناب از بحث های استطرادی، دقت فراوان در تبیین مباحث، از ویژگی های این تفسیر است. در طبقه بندی تفاسیر اهل سنت، تفسیر بیضاوی از جمله تفاسیر به رای ممدوح به شمار می آید. این کتاب در حقیقت، در برابر کشاف زمخشری نوشته شد و گرایش به فکر اشعری از نکات بارز این تفسیر است. مطالب تفسیر بیشتر از کشاف زمخشری و تفسیر کبیر فخر رازی است. بررسی روش تفسیری قاضی بیضاوی و جایگاه تفسیر وی در میان تفاسیر قرآن کریم، از مهم ترین اهداف این مقاله است.
تلقی رایج از تفسیر علمی، تفسیری است که از اصطلاحات علمی در تفسیر قرآن کریم استفاده شده و مفسر در استخراج دانش های گوناگون و آرای مختلف علمی از آیات قرآن، سعی می کند. قرآن کریم از نظر طرفداران این روش، شامل همه دانش ها، اعم از دانش های گذشته و آینده است. بنابراین در قرآن مجید از دیدگاه آنان، علاوه بر علوم دینی اعم از اعتقادی و عملی، سایر دانش های مختلف و متعدد طبیعی و دنیوی نیز وجود دارد. آیاتی نظیر «... وَنَزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِ شَیْءٍ...» (نحل:89) و «... مَا فَرَطْنَا فِی الْکِتَابِ مِنْ شَیْءٍ» (انعام:38)، از جمله آیات مورد استناد طرفداران این روش است. در مقابل، با توجه به اهداف هدایتی و انسان ساز قرآن کریم و نیز بلاغت معجزه آسای آن، برخی از مفسران و اندیشمندان علوم قرآنی منکر روایی این روش تفسیری شده اند. نویسنده پس از طرح تفصیلی ادله طرفین، دلایل گروه دوم را ترجیح داده است. لکن، ممکن دانسته اشاره هایی خارج از طریق دلالت های لفظی در قرآن کریم وجود داشته باشد، که از اسراری پنهان در آن پرده برمی دارد.
سید هاشم بحرانی، عالم اخباری قرن دوازدهم، در کتکان بحرین به دنیا آمد. بیشتر عمر خود را در آنجا سپری کرد و در همان جا وفات یافت. بحرانی مؤلف جامع ترین تفسیر روایی امامیه به نام البرهان فی تفسیر القرآن است.در تفسیر روایی البرهان- همچون تفاسیر غیرروایی- زمینه هایی از اجتهاد وجود دارد. اجتهاد مؤلف از مبانی معرفتی و غیرمعرفتی اثر پذیرفته است. بر این پایه، مقاله حاضر در سه بخش تنظیم شده است: در بخش اول، بحرانی و تفسیر البرهان معرفی شده و در بخش دوم، روش و گرایش تفسیری مؤلف بررسی گردیده است. نویسنده در بخش سوم، به مبانی معرفتی و غیرمعرفتی مؤثر بر سامانه تفسیر البرهان پرداخته است.