هنرهای سنتی، کارکرد تربیتی در حیطه دین و اخلاق داشته اند. این کارکرد ناشی از هماهنگی صورت با معنا بوده است. مناسبت صورت با معنا منجر به سیر از ظاهر به باطن شده و فرایند تعلیمی آن در این مرحله شکل می گیرد. یگانگی صورت و معنا در هنرهای سنتی دوره معاصر نادیده گرفته شده و به تبع، فرایند تعلیمی آن از دست رفته است. سؤال این است که جدایی صورت از معنا در هنرهای سنتی چگونه به وجود آمده و چه آسیب هایی را به دنبال داشته است؟ فرض آن است که نحوه آموزش و تأثیرپذیری هنرهای سنتی از نظام آموزشی و ملاک های ارزش گذاری تفکر غرب، این آسیب را به وجود آورده است. به جهت رسیدن به جواب، منابع به روش کتابخانه ای شناسایی و ویژگی های هنری دو بازه زمانی قدیم و معاصر مطابقت داده شده است. با تحلیل محتوایی، یافته های پیش رو به دست آمده است: اختلال در وحدت صورت و معنا ناشی از 1. جدا افتادن هنرمندان هنرهای سنتی از علوم دیگر؛ 2. نادیده گرفتن مراحل منطقی آموزش؛ 3. اهمیت شیوه شخصی به دلیل اصالت یافتن فردیت و نوآوری است. با توجه به دستاوردها، نتیجه مهم قابل ذکر، از دست رفتن وجه تعلیمی به واسطه اختلال در سیر از ظاهر آثار به باطن آنهاست.
هنر خوش نویسی از جمله رشته های هنری است که نظام آموزش آن در پرتو سنت های برگرفته از آموزه های دینی شکل گرفته است. عوامل و عناصری در این نظام قوام یافت که به حفظ و تکوین و گسترش آن منجر شد. سؤال این است که این عناصر کدام هستند و چگونه موجب حفظ و گسترش آن شده اند؟ عواملی چون تربیت اخلاقی، حقوق متقابل استاد و شاگرد و شیوه های آموزشی (مشق نظری، مشق قلمی و مشق خیالی) با ویژگی ها و شرایط خاص خود بر تداوم و تکوین خوش نویسی اثر داشته است. یاد گیری قرآن و متون حدیث در کودکی بستری اخلاقی برای تداوم و ثبات دیگر عوامل آموزش فراهم می کند. استاد و شاگرد در این شرایط با رعایت حقوقی که بر ذم? هم دارند و با بهره بردن از شیوه های آموزشی مانند تعلیم زبانی و قلمی از طرف استاد و انجام مشق نظری، مشق قلمی و مشق خیالی از طرف شاگرد به حفظ، گسترش و تکوین آن مدد می رسانند. این مقاله با استفاده از متون قدیم، چون کتب عرفانی و رسائل خوش نویسی، به روش کیفی و تحلیل محتوا به بحث در باب آموزش خطاطی در نظام استاد ـ شاگردی پرداخته است.
صور خیال در ادبیات، بالاخص در شاهنامه ی فردوسی، قابلیت های تصویری نگارگری را گسترش داده است. هدف اصلی از بررسی و تطبیق داستان های شاهنامه با عناصر تصویری نگاره های شاهنامه ی تهماسبی 944 ه . ق، معرفی صورت های خیال شامل تشبیه، استعاره و کنایه، به عنوان عواملی تأثیرگذار و پیش برنده در روند روایت تصویری بوده است. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای بوده است، و به منظور دست یابی به بخشی از داده ها، عناصر تصویری 6 نگاره – به عنوان نماینده ی نسخه - با صورت های خیال همان داستان در شاهنامه فردوسی و دیگر متون ادبی، مطابقت داده شده و چگونگی ترجمان تصویری متن داستان و آرایه های ادبی آن به شیوه ی تطبیق و تحلیل محتوا مطالعه شده است. سؤالات این تحقیق عبارت است از 1. آیا عناصر تصویری نگاره های مذکور با صور خیال در داستان مربوط و دیگر ابیات شاهنامه نسبتی دارند؟ 2.صور خیال شاهنامه، چگونه در نگاره ها به کار رفته و چه کارکردی در روایت تصویری دارند؟ نتایج تحقیق با توجه به سوال اول نشان می دهد بخشی از عناصر تصویری 6 نگاره چون اژدهای درون ابر، شاهین و سیمرغ، آب، گرفت و گیرها و سروها، با صور خیال در اشعار شاهنامه ی فردوسی نسبت دارند. با توجه به یافته ها، پاسخ سوال دوم چنین به دست آمد؛ برخی از عناصر تصویری در نگاره های تهماسبی با کارکرد نمادین، برگردان تصویری صور خیال شاهنامه ی فردوسی بوده و نقش تکمیلی برای روایت تصویری داستان داشته اند.
نسخه ی معروف عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات (شگفتی های آفرینش) که توسط شمس الدین محمد بن محمود بن احمد طوسی (قرن 6 ه .ق) تألیف شده، شهرتی جهانی یافته است. نگار ه های موجود در این نسخه به لحاظ اینکه با محوریت موجودات عجیب تصویر شده است، مورد مناسبی برای مطالعه گونه شناسی این موجودات است. هدف از این تحقیق، ابتدا معرفی نسخه عجایب المخلوقات طوسی (قرن 6ه.ق) و سپس دسته بندی گونه های مختلف موجودات در نگاره های این نسخه بوده است. به علت تخیل به کار گرفته شده در عناصر تصویری موجود در نسخه مورد نظر، نگاره ها دارای دقایق و ظرایف ویژه ای هستند، که آن ها را، نیازمند توجه و تحلیل دقیق کرده است. از این رو در این پژوهش، پس از معرفی نسخه و نگاره های آن، تلاش شده، براساس نوع عناصر تصویری، گونه های مختلف نگاره ها دسته بندی شده و در جدولی معرفی شوند. بر همین مبنا، این مقاله به دنبال بررسی این موضوع بوده است که آیا نگاره های این نسخه، قابلیت گونه شناسی دارند؟ و در پی پاسخ به این سؤال است: در نسخه عجایب المخلوقات طوسی (قرن6 ه.ق)، چندگونه از موجودات عجیب وجود دارد؟ روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای- اسنادی است. روش تجزیه و تحلیل آثار بر مبنای مطالعات کیفی و از حیث هدف، بنیادین است. نتایج کلی تحقیق بر این امر اذعان دارندکه تصاویر موجود در این نسخه در 6 گونه ی موجودات عجیب تقسیم بندی شده است. یافته های آن موجودات عجیب در دو شاخه ترکیبی و تلفیقی قرار می گیرند. موجودات ترکیبی دارای چهار گونه است. شامل : 1- پیکرگردانی انسانی 2- پیکرگردانی حیوانی 3- گیاهی 4- صور افلاک است که البته این دسته بندی ها خود به دسته بندی جزئی تری تقسیم شده است. همچنین موجودات تلفیقی شامل دوگونه 1- قصص قرآنی و روایات الهی 2-موجودات عجیب و غرب (تلفیقی) اژدها، سیمرغ، دیو و فرشته تقسیم بندی شده است.
نسخه مصوّر خمسه نظامیِ محفوظ در موزه بریتانیا که در دوره تیموری تدوین شده است، به دلیل ارزش هنری نگاره ها و حضور نگارگرانی چون میرک، بهزاد و محتملاً قاسمعلی و عبدالرزاق شهرت جهانی دارد. همچنین متن آن، یادگار ارزشمند حکیم نظامی است که در زمره آثار پُراستناد پژوهشی قرار می گیرد. این مجموعه فخیم 22 نگاره را شامل می شود که از نظر نمایش نحوه زندگی مردم در دوره تیموری و انعکاس آن در نگاره ها حائز اهمیت است. ازسویی بهزاد هنرمندی شاخص است که علاوه بر ثبت دقیق زندگی روزانه مردم، به دغدغه های اجتماعی زمانه خویش عمیقاً پایبند بوده و از اشارات عرفانی در لابه لای آثارش سود جُسته که ارتباط وثیق و عمیق وی با عُرفا و شُعرای مطرح زمانه خویش و حلقه های عرفانی آنان گواه این مدعاست. لذا نگاره «ساختن کاخ خورنق» به دلیل پارادوکس خاصِ مُستتر در آن انتخاب گردید که در کارنامه هنری بهزاد مسبوق به سابقه نیست، تا بتوان با کشف منابع عرفانی احتمالی اثر، خوانش عمیق تری ارائه کرد. در این راستا، مرصادالعباد اثر گرانمایه نجم الدین رازی یکی از منابع مهم عرفان اسلامی بوده که مبانی آن در تأویل عرفانی نگاره مفید است و هماهنگی و همخوانی زایدالوصفی با نگاره حاضر دارد. پژوهش پیشِ رو از نوع کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی و تفسیری بوده و از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) سود جُسته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بنای کاخ خورنق نمادی سترگ از قالبِ انسانیِ سرگرم شده با تعلقات دنیویِ سیری ناپذیر در جهت فراموشی قربت حق و عالم غیب، و پیوستن به عالم حس است و سنمار نیز نمودی از این دلبستگی است که در خاتمه انوار محرق جلال و قهر خداوندی دامنگیرش شد. عاقبتی تکرارپذیر برای کسانی که دل به دنیای مادی بسته و گرفتار قهر آن شدند.
آنچه شاهنامه فردوسی را با فرهنگ مردم و نگارگری پیوند داده، داستانهایی با مضامین پهلوانی و اسطورهای هستند که سبب شده اند تا نگارگران طی سالیان طولانی در صدد به تصویر کشیدن آن درآیند. از جمله داستان هایی که نگارگران بدان توجه کرده اند، "نبرد اسفندیار با اژده ا" است، که خان سوم از هفتخان اسفندیار محسوب می شود. اژدها یکی از عناصری است که در تمامی فرهنگ ها بدان توجه شده است و معانی متعددی را شامل می شود. این موضوع، در میان نگارگری دو مکتب شاخص شیراز و تبریز حائز اهمیت است و نگاره های این دوران نسبت به نگارههای پیش از خود، ساختاری متمایز دارند. مسئله اصلی این جستار، مقایسه تطبیقی ارتباط بصری و ساختارشناسانه بین اسفندیار و اژده ا در نگاره های مکاتب شیراز و تبریز دوم است. پژوهش حاضر در راستای پاسخگویی به این سئوال ها که نگارگران از چه خصوصیات بصری در جهت به تصویر کشیدن اژده ا استفاده کرده اند؟ و نگاره های منتخب چه وجوه اشتراک و افتراق تصویری دارند؟ سازماندهی شده اند. این پژوهش از منظر روش، توصیفی و داده های آن نیز به شیوه کتابخانه ای جمع آوری شد. تفحص های صورت گرفته درباره نگاره های منتخب دو مکتب، نشان میدهد: نگارگران از ویژگیهای بصری همچون اندازه، تزیینات، فرم، ترکیب بندی، رنگ، خطوط، بافت و... بهره برده اند. ازجمله خصوصیات تصویری، تفاوت نگاره های دو مکتب از موارد مشابه بیشتری برخوردار بوده از جمله در تزیینات، جثه اژده ا و نوع ترکیب بندی، خطوط، فرم، رنگ و خشکسالی صحنه می باشد. نگاره های شیراز ساختاری تک وجهی دارند و هنرمندان در بهره گیری از این عناصر در مقایسه با نگارگران تبریز دوم، آنچنان موفق نبوده اند که ویژگی های تصویری متنوع تری به کار بگیرند.
بررسی روابط آشکار و پنهانِ ترکیب بندی در نگارگری می تواند ویژگی ها و کیفیت های بصریِ آثار نگارگری را تبیین کرده و پدیدارکننده ی تفاوت ها و شباهت های میان آثار باشد. این تحقیق به جهت مطالعه و مقایسه ی نظام ترکیب بندی در مکاتب نگارگری، سه نگاره از خمسه نظامی 1442م/846ق را برگزیده است که به مکتب هرات، تبریزصفوی و قزوین تعلق دارند. دست یابی به ویژگی های ترکیب بندیِ نگاره ها و بررسی سیر تحول آن ها، هدف این جستار بوده است. در پژوهش حاضر این پرسش ها پاسخ داده شده است: 1- نظام ترکیب بندی در نگاره های منتخب خمسه نظامی 1442م./846 ق چه روندی را طی نموده است؟ 2- نظام ترکیب بندی در سه نگاره ی منتخب، چه تشابه و تفاوت هایی با هم دارند؟ به منظور رسیدن به ویژگی های نظام ترکیب بندی، آثار منتخب این نسخه به روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده و با دستیابی به نوعِ روابط در عناصر به کار رفته در نظام ترکیب بندی از قبیل کتیبه ی اشعار، مربع شاخص، مستطیل های پویا و طلایی، منحنی مارپیچ و خطوط رهنمونگرِ نگاره ها، به تطبیق آثار با ماهیت کیفی پرداخته شده است. اطلاعات مورد نیازِ تحلیل به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است. نتیجه آنکه با وجودِ کاربست هندسه ی پنهان در هر سه نگاره ، ترکیب بندیِ نگاره ی متعلق به مکتب هرات - اثر کمال الدین بهزاد - در ساختار هندسی و ایجاد نظام تناسبات، دارای یک ترکیب نظام یافته و هماهنگ تری نسبت به دو نگاره ی دیگر است. همچنین سیر تحول نظام ترکیب بندی در آن ها، به تناسب تحولاتِ مکاتب نگارگری، با تغییرات تدریجی اما توأم با پیوستگی و تأثیرپذیری از سنت ها و بدعت های بهزاد همراه بوده است.
نگارگری، به عنوان یک هنر اصیل ایرانی، شکل دهنده ی روایت هایی تصویری از موضوعات ادبی، علمی و مذهبی بوده است. اتفاقات اجتماعی نیز از محدوده ی نگاه این هنر دور نبوده و تأثیرات آن را می توان در این آثار مشاهده نمود. بانوانِ نگارگر ایران در تمام دوره های تاریخی، در این امر سهم بسزایی داشته اند. علی رغم اهمیت این موضوع، پژوهش های مختصری تاکنون در این حوزه صورت گرفته، که مبین ضرورت، در انجام پژوهش های متعدد و گسترده به جهت بررسی و تحلیل آثار و جایگاه این هنرمندان و تحولات اجتماعی است. لذا این تحقیق نگاهی به رویکردها و آثار منتخبی از بانوان نگارگر، در دوران انقلاب اسلامی و گفتمان هنر انقلاب، به عنوان یک تحول گسترده و همه جانبه داشته و این سؤال ها را طرح کرده است: آثار هنرمندان نگارگر زن، در دوره ی انقلاب اسلامی، چه ویژگی هایی دارد؟ و تفاوت آن با دوره های پیشین چیست؟ به جهت بررسی دقیق تر جایگاه نگارگران زن، در این دوره، پیشینه ای از حضور زنان در این عرصه ارائه شده است. ماهیت بررسی این موضوع، کیفی خواهد بود. ارائه ی آمار، از تعداد هنرمندان زن در دوره های مختلف و مقایسه ی آن، بخشی از یافته های مورد نیاز در نتیجه گیری را در اختیار تحقیق می گذارد، که مبتنی بر تحلیل ها و یافته های تحقیق، علاوه بر گسترش موضوعات تاریخی اسلام، مسائل اجتماعی، سیاسی و وقایع انقلاب، مانند دفاع مقدس، شهادت و غیره، به موضوعات بانوان نگارگر اضافه شده است. به دلیل توجه بانوان نگارگر به موضوعات جدید و ضرورت ارائه بهتر و اثرگذارتر، تفاوت هایی در شیوه های اجرایی ایشان نیز شکل گرفته است. در این تحقیق از شیوه ی کتابخانه ای برای شناسایی مفاهیم استفاده شده و تجزیه و تحلیل داده ها نیز با رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است.
نقاشی دیواری از عناصر تصویری به کار رفته در نگارگری است که ذهن مخاطب در مورد نوع ارتباط آن با موضوع نگاره به چالش کشیده می شود. هدف این پژوهش، بررسی رابطه ی این عنصر تصویری با دیگر عناصر و دستیابی به کارکرد آن در تعامل با موضوع نگاره بر اساس الگوی سوسوری بوده است.20 نمونه از نگاره های شاهنامه ی تهماسبی با نقوش مختلف برای بررسی این رابطه انتخاب شده است. به منظور جمع آوری مطالب، مطالعه ی هم زمان تصاویر و اشعار داستان در مقاطع مختلف آن صورت گرفته است. یافته های پژوهش به شیوه کیفی بررسی شده، سپس با روش تحلیلی و تطبیق دال و مدلول و بررسی روابط آنها در سطوح مختلف، به ارائه ی ارجاعات و دلالت های مفهومی در نقاشی دیواری ها پرداخته است. در 14 نگاره، نقاشی های دیواری به طور مستقیم و غیرمستقیم به ابیاتی از اشعار داستان ارجاع دارد. براساس تحلیل صورت پذیرفته، نقش ها علاوه بر کارکرد تصویری در جهت ایجاد ساختار ترکیبی مناسب و زیبا، به بیان موضوعی داستان کمک کرده اند. نقاشی های دیواری ، گاه نشانه هایی دال بر اتفاقی در آینده هستند، و گاه به فضا سازی شرایط موجود کمک می کنند. همچنین تأکید بر موضع گیری نگارگر مبتنی بر درست و نادرست بودن اتفاق دارد. این ویژگی ها سبب روایت تصویری کامل تری از داستان شده است.
از مباحث مهم نگارگری، بررسی شکل شناسانه ی عناصر تصویری و کارکرد آن ها در پیشبرد روایت تصویری است. این پژوهش، با هدف دست یابی به این مهم، خواب نگاره های شاهنامه تهماسبی را مورد بررسی ریخت شناسانه قرار داده است. لذا این سؤال را طرح کرده است؛ عناصر سازنده ی نگاره های شاهنامه ی تهماسبی در بازتولید موضوع خواب و رؤیا چه کارکرد و خویشکاری ای دارند؟ این تحقیق از زاویه ای نو به موضوعی که تا کنون مورد توجه قرار نگرفته، پرداخته است. کمبود یا نبود پژوهشی در نگارگری با موضوع "خواب" و "رؤیا"، نگارندگان این تحقیق را بر آن داشت تا به شیوه ی توصیفی - تحلیلی، به بررسی شکل شناسانه ی داستان های مصور شاهنامه ی تهماسبی با موضوع رؤیا بپردازند. با توجه به یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت، که خویشکاری عناصر تصویری در سه حوزه قابل دسته بندی است. 1- تمام عناصر تصویری به ساختار شکلی اثر کمک کرده و ترکیب بندی آن ها را تکمیل می کنند. 2- برخی از خویشکاره ها در هر سه نگاره مشترک هستند و می توان کارکرد آن ها را در حیطه ی روایت صریح داستان دانست. 3- برخی از عناصر تصویری در هر سه نگاره، کارکرد نمادین دارند. تعداد این عناصر نمادین کم و زیاد می شود اما در هر سه نگاره چنین عناصری دیده می شود.
منطق الطیر عطار ازجمله متون پراستناد در پژوهش های ادبی است و نسخ خطی مصور ملهم از آن نیز در صدر آثار پژوهشی پراستناد در حوزه تحقیقات هنری جای می گیرند، فلذا در این پژوهش منطق الطیر محفوظ در موزه متروپولیتن که به سبب مشارکت و نظارت کمال الدین بهزاد بر برخی از نگاره های آن حائز اهمیت بوده، مورد پژوهش قرار گرفته چراکه از کیفیت بالای تصویرسازی برخوردار بوده و نکات نغز عرفانی در لابه لای واقعیت های زندگی روزمره به صورتی ماهرانه گنجانده شده است. ضرورت تحقیق حاضر به دلیل وجود ارتباط های پیدا و پنهان میان متون عرفانی و حکمی ایران اسلامی با نگارگری ایرانی است که کشف این روابط می تواند در باز کردن گره های پژوهشی به صورت صحیح و علمی مفید فایده واقع شود. در پژوهش حاضر سعی شده به ارتباط میان داستان نگاره غرق شدن مرد ریش دار اثر بهزاد با متن منازل السائرین خواجه عبداللّه انصاری توجه شده و هدف از آن کشف روابط ناپیدای میان مضمون «یقظه» یا بیداری از منظر پیر هرات با کلیّت داستان نگاره و نحوه عملکرد شخصیت های آن است. درمجموع با مطالعه نگاره مشخص شد که در نگاره غرق شدن مرد ریش دار عطار، بهزاد و سلطانعلی در انتقال پیام نگاره بسیار موفق بوده اند. مضامین شعر عطار اشاره به شناخت نفس و ترک تعلقات دنیوی و عبرت گرفتن از حال اهل بلا دارد. بهزاد به خوبی از عهده انتقال مضامین داستان برآمده و با ترسیم کردن مرد ریش دار که در حال غرق شدن است، عدم توجه به تنبّه و بیداری در ابتدای سلوک را خاطرنشان می سازد و سلطانعلی نیز با مکتوب کردن اشعار عطار، بر مضامین نهفته در آن از منظر پیر هرات تأکید می کند. درنهایت ما شاهد تمثیلی از عطار هستیم که به وسیله بهزاد در قالب مرد ریشدار در عدم بیداری از خواب غفلت و توجه نشان ندادن به وادی سلوک الی اللّه به خوبی مصور شده است. پژوهش پیشِ رو به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) نگاره مورد نظر را مورد واکاوی قرار داده است.
خمسه نظامی محفوظ در موزه بریتانیا یکی از مهمترین نسخ خطی دوره تیموری است. این نسخه به دلیل وجود نگارههایی منتسب به بهزاد و یا تحت نظارت او از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و پرمایه بودن مضمون معراج از زبان نظامی گنجوی نیز مزید بر علت است. اهداف این پژوهش شناسایی ارتباط میان کتیبههای قرآنی و اذکار ملهم از آن با کلیّت داستان نگاره است، که تاکنون مغفول مانده است. پژوهش حاضر درصدد است به دو سؤال زیر پاسخهایی در حد امکان و توان دهد: اول- چه ارتباطی میان کتیبههای خوشنویسی اذکار موجود در نگاره وجود دارد؟ دوم- هنرمند بنا به چه دلایلی از نوشتن عین آیات قرآن کریم صرفنظر کرده و بیشتر از اذکار ملهم از قرآن بهره برده است؟ تحقیق حاضر به صورت کیفی بوده و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و تفسیری نگاره مورد نظر را واکاوی کرده است. جامعه هدف پژوهش حاضر به صورت غیرتصادفی از میان نگارههای نسخه مزبور انتخاب شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هنرمند با ترسیم آیات و اذکار در نگاره به ذکری تصویری دست مییازد که وجه تنبّه آن تا زمانِ وجود نگاره پابرجاست. از سویی دیگر هنرمند تنها رابطۀ صرفِ اسماء الهی و مخاطب را نمیخواهد بلکه مترصد است تا خدا در کانون توجه مخاطبش قرار دهد و مخاطب خود را ترغیب کند که ذکرش جنبۀ صرفاً لفظی نداشته و با تمام وجود به خدا رو کرده و رابطهای زنده و وجودی با خداوند داشته باشد. هنرمند در آرمانگرایانهترین حالتِ ممکن در صدد است تا مخاطبش نسبت به خدا، دلشوره و اشتیاق پیداکرده و در درون خود حالت وجودی خاصی نسبت به خدا یافته و از اینرو آغازگر و ایجادکنندۀ رابطهای زنده و وجودی میان خداوند و مخاطبِ اثر باشد و این مهم کارکرد اصلی آیات و اذکار موجود در نگارگری ایرانی است.
منطق الطیر محفوظ در موزه ی متروپولیتن نیویورک از جمله نفایس نسخ خطی دوره تیموری است که به سبب مشارکت و نظارت کمال الدین بهزاد بر برخی از نگاره های آن حائز اهمیت است. فن تصویرسازی در این نسخه در بالاترین درجه ی کیفی قرار دارد و در آن نکات نغز عرفانی در لابه لای واقعیت های زندگی روزمره به صورتی ماهرانه گنجانده شده است. در پژوهش حاضر سعی شده به ارتباط میان داستان نگاره ی شیخ مهنه و پیرمرد روستایی با متن منازل السائرین اثر خواجه عبدالله انصاری توجه شده و هدف از آن کشف روابط ناپیدای میان مضمون «یقظه» یا بیداری از منظر پیر هرات با کلیّت داستان نگاره و نحوه ی عملکرد شخصیت های آن است. سؤال پژوهش حاضر این است که یقظه، به عنوان مرحله ی اول سلوک از منظر پیر هرات، در نگاره ی موردبررسی چگونه ظهور داشته است؟ در مجموع، با مطالعه ی نگاره مشخص شد که کمال الدین بهزاد در این نگاره تلاش بسیاری داشته تا مرحله ی سلوکی یقظه را به نمایش بگذارد. در این حکایت عطار در ارتباط با شئون نه گانه ی یقظه صحبتی نکرده و اشعاری را که سلطانعلی مرقوم کرده نیز، عمدتاً به صبر اشاره دارند، اما بهزاد با تصویرکردن گفتگوی بوسعید و پیر روستایی به مواردی از یقظه اشاره کرده: «پیر روشن ضمیر مشغول است و از بطالت و کم حوصلگی دوری می جوید و بوسعید را متوجه نعمات بی کران الهی می کند و از او صبری عظیم می خواهد که راه گشای قبض اوست (نشان گر یقظه از منظر پیر هرات). پیر روشن ضمیر در حال اندرزدادن به بوسعید است و چاره ی مشکل او را به او یادآور می شود.» پژوهش حاضر به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادی (واقعی: کتب و مقالات-مجازی: تارنماهای مرتبط) نگاره ی موردنظر را مورد بررسی قرار داده است.
توجه به کتیبه های خوشنویسی موجود در نگاره ها که عمدتاً شامل آیات قرآنی و اذکار برگرفته از آن هستند، بخشی لاینفک از نگارگری ایرانی- اسلامی بوده و علاوه بر زیبایی اثر، واجد جنبه های تعلیمی و تربیتی برای مخاطب هستند. تاکنون هیچ پژوهشی در ارتباط با کتیبه های قرآنی در نگارگری صورت نگرفته و پژوهش حاضر درصدد است به ارتباط ضمنی و پنهان میان داستان نگاره و فحوای آیات و اذکار نقش بسته در نگاره «پناه بردن مجنون به کعبه» پی ببرد که به صورت غیرتصادفی انتخاب شده است. تحقیق حاضر قصد دارد تا به این سوال پاسخ دهد که به چه دلیلی هنرمند از به کار بردن عین آیات طفره رفته و اذکاری ملهم از آیات قرآنی را مورد استفاده قرار داده است؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که هنرمند با اهداف خاصی آیات را گزینش می کرده و گاهی نیز با دخل و تصرف در آیه و تبدیل کردن آن به ذکر، خداوند را مخاطب قرار داده و مخاطب را به حضور او در تمامی صحنه های زندگی توجه می داده و گاهی نیز با حذف قیود زمان از آیه، توانسته تا بی زمانی را القا کند که وجه تنبّه ذکر را به همه زمان ها تسری داده و به صورت آگاهانه و از سر اعتقاد، اغلب از آیات و اذکار سوم شخص بهره گرفته تا نشان دهنده ناظری بیرونی (خداوند) باشد که عالِم به کل ماجرا است. تحقیق پیش رو از نوع کیفی و به روش توصیفی- تحلیلی و تفسیری بوده و از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) بهره گرفته است.
خمسه نظامی گنجوی یکی از آثار برجسته و تأثیرگذار در ادبیات ایران و جهان به شمار می رود که همواره مورد توجه بسیاری از علاقه مندان قرار گرفته است. از جمله نسخه های خطی مطرح برگرفته از این اثر، نسخه شماره AddMS25900 محفوظ در موزه بریتانیا است که جایگاه ویژه ای در مطالعات تاریخ هنر دارد، چرا که احتمالاً بهزاد در برخی نگاره های آن مشارکت داشته است. به جهت بررسی و مطالعه ارتباط پیدا و پنهان میان متون عرفانی و حکمی با نگارگری، از میان نسخ مختلف، خمسه و از میان نگاره های آن، نگاره «پناه بردن مجنون به کعبه» انتخاب شده است. ضرورت این تحقیق ارائه نمونه پژوهشی در یافتن دلالت های معنایی میان حالات و سکنات شخصیت ها، کتیبه های داخل نگاره، و متن «منازل السائرین» خواجه عبدالله انصاری به منظور گره گشایی پژوهشی به صورت علمی است. لذا هدف این پژوهش را می توان شناسایی ارتباط میان متن «منازل السائرین» خواجه با کلیّت داستان نگاره دانست. این مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) انجام شده که نگاره ای منتسب به بهزاد را به صورت غیرتصادفی انتخاب نموده و مورد بررسی قرار داده است. سوال اصلی پژوهش این است که «یقظه» به عنوان مرحله اول سلوک از منظر پیر هرات در نگاره چگونه بروز یافته است؟ نتیجه تحقیق حاکی از آن است که نگارگر جلوه های بصری شئونات یقظه از منظر پیر هرات را در قالب زبان اندام و حالات شخصیت ها در تصویر و کاتب در انتخاب اذکار برگرفته از قرآن کریم و احادیث نبی مکرم اسلام (ص) در بخش های مختلف نگاره به منصه ظهور گذاشته اند. در مجموع عبارات و اذکار مختلف در نگاره اشاره به غنیمت شمردن وقت، تأکید بر داوری روز قیامت، تأمل در پیامدهای گناهان، خطر انکار وعده های الهی و امید داشتن به بخشایش و گشایش درهای رحمت الهی داشته و در حالات و سکنات شخصیت ها توجه قلب به نعمت های بی شمار الهی، عاجز شدن از شمارش نعمت ها و اعتراف به قصور و ناسپاسی در شکر نعمت ها نمود دارد.