پدیدارشناسی عشق و نسبت آن با زیبایی نزد سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۵۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
251-270
حوزههای تخصصی:
شهاب الدین یحیی سهروردی فیلسوف اشراقی و حکیم نامدار ایرانی است که توانست حکمت بحثی را با حکمت ذوقی در هم آمیزد و بنیان وجودشناسانه محکمی برای نظریه اشراقی خود فراهم آورد. سهروردی که فلسفه اش را بر پایه نور بنا کرده و فیلسوف نور نامیده شده است، علاوه بر تسلط بر علوم زمانه اش، اهل ریاضت و سیر و سلوک و صاحب مکاشفات بسیاری بود. او حکمت یونان و ایران باستان را که از منظر وی بیان کننده حقیقت واحدی هستند، در نظریه اشراقی خود به کار بست همان گونه که از تعقّل به همراه کشف وشهود در خدمت نیل به حقیقت جامع و واحد الهی بهره گرفت. مقاله پیش رو برآن است که با تأملی پدیدارشناختی در معنا و مفهوم عشق نزد سهروردی، به کنه نظریه وی در باب عشق نزدیک شود و نسبت عشق را با زیبایی روشن سازد و لذا پرسش اصلی مقاله این است که عشق نزد سهروردی به چه معنایی است و چه نسبتی با زیبایی دارد؟ نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که عشق همانند وجود است که از ذات حق که نورالانوار و مظهر کمال و جمال عشق مطلق است، در سرتاسر هستی، سریان و جریان پیدا کرده و پیوند آن با زیبایی پیوندی جاودانه است و این دو همانند نور و وجود، اموری ذومراتب هستند. مبنای کار در این پژوهش، رساله مونس العشّاق یا فی حقیقه العشق است، هرچند به تناسب موضوع، به کتاب مهم حکمهالاشراق که بیشتر با روش ذوقی و بر مبنای کشف و شهود نگاشته شده و نیز دیگر آثار سهروردی توجه شده است.