نگارنده پس از اشاره ای مختصر به تاریخچه حسن و قبح به این موضوع در بین مسلمانان پرداخته و با تأکید بر حسن و قبح عقلی، آرا و اقوال اندیشمندان مسلمان را در حسن و قبح آورده است. در ادامه به موضوع عدل الاهی و توحید افعالی در منظر متکلمان پرداخته و آراء اشاعره، معتزله و امامیه را آورده است. ایشان به بیان سه دیدگاه اشاعره و اعتقاد به جبر و اعتقاد معتزله به تفویض و همچنین عقیده و دیدگاه امامیه به «امر بین الامرین» پرداخته است.
یکی از مباحثی که مرتبط با بحث عدل می باشد، گفتگو از شرور و بلایایی است که در حیات آدمی به چشم می آید. چگونگی ارتباط این دو با هم پهنه ای از آراء و نظرات گوناگون را پیش روی هر محققی می نهد. در این مکتوب ابتدا رایج ترین نظرات در این رابطه که غالباً از سوی فلاسفه و عرفا اظهار شده اند بیان و سپس به بررسی و نقد آنها پرداخته شده است. نگارنده بر آن است که به دور از توجیهات ارائه شده در اینگونه نظریات و برگشت به پله نخستین فهم که حجت بر بندگان است و همچنین رعایت معانی واژه ها، می توان به بیان رابطه ای موجّه از عدل الهی و شرور و بلایای موجود در عالم هستی دست یازید. در این راستا آیات و روایات نیز توضیح داده می شود.
در این گفتار، سه نکته و بایستة پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب7 از دکتر سید محمد کاظم طباطبایی، دکتر سید حسن افتخارزاده و دکتر غلامحسین تاجری نسب آمده است.
نکته اول در این زمینه است که گفتارهایی که در زمینة اثبات ایمان حضرت ابوطالب7، رویکرد احتجاج را در پیش گرفته اند، باید نقد روایات صحیح بخاری و مسلم را هدف قرار دهند، یا به روش سنتی علم الحدیث یا به روش تحلیلی تاریخی. نکته دوم، خاطره ای است از استاد فقید مصری، عبدالفتاح عبدالمقصود، و اعتراض برخی از عالمان ایرانی به او در زمینة ایمان ابوطالب7 که منجر به نگارش کتاب ""السقیفة و الخلافة"" به دست او شد. نکتة سوم – که دل نوشته ای است به شیوه ادبی نوشته شده – تذکّری است به این مطلب که بعضی از مورخان اهل تسنن، یکی از نامهای ابوطالب7 (عبد مناف) را دلیل بر مشرک بودن حضرتش دانسته و ""مناف"" را نام یک بُت در دورة جاهلی دانسته اند، بدون اینکه مانند دیگر بتهای مشهور، منطقه و بتکده و پرده داران آن یاد شود.
نگارنده در این گفتار، تفسیر عرفانی از آیة ""انالله و انا الیه راجعون"" را نقد و بررسی کرده است. پس از تقریر بیان عرفا در این مورد، در مورد سه معنی حرف لام در ""لله""، سخن گفته و با نفی سنخیت و عینیت میان خالق و مخلوق، به این نتیجه می رسد که رجوع بندگان به خداوند متعال، به معنای بازگشت انسان به محضر عدل الهی در قیامت است.