پروین احمدی

پروین احمدی

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه الزهراء(س) ، تهران،ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۶ مورد از کل ۶۶ مورد.
۶۱.

بررسی شاخص های ذهنیت تفکر طراحی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۰
کیفیت یک نظام آموزشی ارتباط تنگاتنگی باکیفیت اساتید آن دارد. توجه به شایستگی حرفه‌ای اساتید، به‌عنوان یکی از عناصر برنامه درسی حائز اهمیت است. ذهنیت به‌عنوان یک مجموعه شایستگی تفکر طراحی نقش مهمی در توسعه تفکر طراحی افراد ایفا می‌نماید. هدف پژوهش حاضر بررسی شاخص‌های ذهنیت تفکر طراحی اساتید دانشگاه فرهنگیان است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع پیمایشی است. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه ذهنیت تفکر طراحی با ۷۲ گویه در پنج شاخص «ریسک‌پذیری»، «همدلی»، «فرایندهای طراحی مسئله»، «تیمی» و «یادگیرنده مادام‌العمر» بوده که میزان آلفای کرونباخ کل پرسش‌نامه ۹۵۸/۰ به دست آمد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تی تک نمونه‌ای، آزمون تی مستقل، آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه، آزمون شفه، آزمون کندال وی و تجزیه‌وتحلیل MICMAC استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه اعضا هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای از بین مراکز دانشگاه فرهنگیان شهر تهران به دست آمد. یافته‌های پژوهش نشان داد که سطح پنج شاخص پژوهش در میان اساتید بالاتر از حد متوسط است و تنها دو گویه از شاخص ریسک‌پذیری نسبت به میانگین نظری تفاوت معنادار نداشته است. هیچ‌کدام از شاخص‌های تفکر طراحی بر اساس متغیرهای جنسیت و سابقه خدمت معنی‌دار نشدند؛ اما بر اساس حوزه‌های دانشی، شاخص‌های ریسک‌پذیری و یادگیرنده مادام‌العمر در بین سه حوزه دانشی دارای تفاوت معنی‌داری هستند. همچنین آزمون کندال وی حاکی است که رتبه‌بندی شاخص‌های تفکر طراحی به ترتیب شامل یادگیرنده مادام‌العمر، تیمی، همدلی، فرایندهای طراحی مسئله و ریسک‌پذیری است.
۶۲.

ارائه چارچوب مفهومی برنامه درسی مسأله محور مبتنی بر رویکرد زیبایی شناسی: یک مطالعه مبتنی بر سنتزپژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف از پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی برنامه درسی مسأله محور مبتنی بر رویکرد زیبایی-شناسی است. در پژوهش حاضر با عنایت به تفکیک ناپذیری شناخت از عاطفه، رویکرد هنر و زیبایی-شناسی به عنوان یک رویکرد مبنا در برنامه درسی مسأله محور مطرح شد. داده ها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع سنتز پژوهی جمع آوری شده اند. جامعه پژوهش منابع چاپی و الکترونیکی مرتبط با موضوع بود که در قالب رساله ها، مقالات و گزارش های پژوهشی در فاصله سال های (2007 تا 2022) انتشار یافته و به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. از بین آن ها مقالاتی که در عنوان آن ها برنامه درسی مسأله محور و برنامه درسی زیبایی شناسی بود انتخاب و تحلیل شدند. از 88 مقاله مورد بررسی قرار گرفته شده، 75 مقاله برای استخراج مؤلفه ها و مضامین مربوطه بهره گرفته شد. یافته های پژوهش که در قالب عناصر چهارگانه برنامه درسی تبیین شده است در بعد هدف شامل چهار مقوله اصلی (پرورش تفکر خلاق، پرورش تفکر هنری، پرورش تفکر شهودی و پرورش تفکر بصری) است، بعد محتوا شامل سه مقوله اصلی (مسأله سازی- نقش معلم و نقش یادگیرندگان) است. بعد روش های تدریس شامل سه مقوله اصلی (روش های ترکیبی- روش های هنری و روش های فعال) است و نهایتاً در بخش ارزشیابی دو مقوله اصلی (ارزش یابی کیفی و ارزش یابی عمومی) از منابع متعدد به دست آمدند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رویکرد هنری می تواند در برنامه درسی مسأله محور با مسائل و مفاهیم گوناگون همراه شود، درواقع، هنرها می توانند دانش را در قالب رویکردی تعاملی و تلفیقی ارائه دهند و به درک بهتر مفاهیم توسط دانش آموزان یاری رسانند و منجر به کشف و تولید ایده های نو و پاسخ های خلاق در جهت حل مسائل گوناگون پیرامون شود.
۶۳.

بررسی میزان تاثیر آموزش مبتنی بر مشاهده بر ارتقای مهارت های استدلالی دانش آموزان پایه دوم ابتدایی در درس علوم تجربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۹
این تحقیق با هدف بررسی تأثیر به کارگیری رویکرد آموزش مبتنی بر مشاهده بر ارتقای مهارت های استدلالی دانش آموزان پایه دوم ابتدایی در درس علوم تجربی طی سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ انجام پذیرفت. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و از منظر هدف در زمره تحقیقات بنیادی قرار می گیرد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه دوم ابتدایی شهرستان ساوه بود. برای انتخاب نمونه، یکی از مدارس شهرستان به شیوه نمونه گیری در دسترس گزینش گردید و تعداد ۳۴ دانش آموز پایه دوم به صورت تصادفی ساده در دو کلاس ۱۷ نفری تقسیم شدند؛ بدین ترتیب یک کلاس به عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگر به عنوان گروه کنترل در پژوهش مشارکت داشتند. برای گردآوری داده های پژوهش، از پرسشنامه استاندارد نیوجرسی (۱۹۸۱) به عنوان ابزار پیش آزمون و پس آزمون بهره گرفته شد. مداخله آموزشی مبتنی بر مشاهده در گروه آزمایش طی ۹ جلسه ۴۵ دقیقه ای اجرا گردید. جهت تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل، تحلیل کوواریانس و محاسبه اندازه اثر استفاده شد و کلیه تحلیل ها با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۵ انجام پذیرفت.نتایج تحلیل آزمون تی و کوواریانس نشان داد که رویکردها و شاخص های آموزش مبتنی بر مشاهده همچون تصاویر،بازدید علمی، فیم و آزمایش بر ارتقای مهارت های استدلالی دانش آموزان در درس علوم تجربی تاثیر معناداری دارد(004/0 > P ). در نهایت پیشنهاد می گردد مدیران مدارس زمینه مشارکت معلمان در در کارگاه های راهبردهای نوین تدریس را فراهم نمایند تا معلمان بتوانند از رویکردهای نوین تدریس از جمله آموزش مبتنی بر مشاهده در کلاسهای درس بهره مند گردند.
۶۴.

شناسایی مولفه های برنامه درسی مبتنی بر آموزش ترکیبی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضر به لحاظ رویکرد مورد استفاده کیفی و روش تحلیل مضمون می باشد. جامعه پژوهش، معلمان شاغل در دوره ابتدایی و روش جمع آوری اطلاعات، میدانی و ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند و عمیق بود که 15 نفر به روش نمونه گیری هدفمند(از نوع گلوله برفی) انتخاب شد. جهت بررسی اعتبار و روایی پژوهش نیز، از چهار معیار باورپذیری، وابستگی، انتقال پذیری و اعتمادپذیری استفاده شد. متن مصاحبه ها به روش پیشنهادی اترید استرلینگ طی سه مرحله در قالب شبکه مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی و سازماندهی شد. پس از تحلیل و کدگذاری، 6 مضمون فراگیر و 15 مضمون سازمان دهنده شناسایی شد که ویژگی های آن ها توصیف و تبیین شد: 1. اهداف سه گانه(یادگیرنده محوری، معلم به مثابه یادگیرنده مادام العمر، نظام آموزشی به روز)، 2. محتوای ساختارشکن(ترکیب محتوای مکتوب و غیرمکتوب، اصول طراحی و سازماندهی محتوای ترکیبی)، 3. فضا(فضاسازی منعطف، توجه به تنوع فضاهای آموزشی)، 4. ارزشیابی عوامل دخیل در فرایند یادگیری(ارزشیابی دانش آموز، ارزشیابی فنی، ارزشیابی نیروی انسانی)، 5. راهبردهای آموزشی مبتنی بر خبرگی(معلم فرصت ساز، تدریس باکیفیت، ایجاد فرصت های یادگیری)، 6. زمینه های اجتماعی پشتیبانی کننده(دسترسی باز و آسان به منابع، حمایت مالی و اداری).
۶۵.

فرهنگ سازمانی تحلیل داده: ضرورت ها و راهکارهای پیاده سازی در کسب و کار بانک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۲
در عصر دیجیتال، داده ها به عنوان یکی از ارزشمندترین دارایی های سازمانی شناخته می شوند. با این حال، بسیاری از سازمان ها از جمله بانک ها، در تبدیل داده ها به بینش عملی و تصمیم گیری های مبتنی بر داده با چالش هایی مواجه هستند. دسته ای از چالش های مرتبط و مهم که در مقایسه با چالش های فنی، از آن غفلت می شود یا کمتر به آن پرداخته می شود، چالش های فرهنگی هستند. این مقاله به بررسی اهمیت فرهنگ سازمانی تحلیل داده و ارائه راهکارهای عملی برای استقرار آن در بانک ها می پردازد. بر اساس مطالعه موردی انجام شده در برخی بانک های کشور، چالش های کلیدی شامل ضعف در مدیریت تغییر، عدم دسترسی یکپارچه به داده ها، و مقاومت کارکنان در برابر تصمیم گیری های داده محور شناسایی شده اند. راهکارهای پیشنهادی در پنج حوزه آموزشی، ترویجی، اطلاع رسانی، عملی و تشویقی ارائه شده اند که شامل برگزاری دوره های مهارت افزایی، توسعه ابزارهای تحلیل داده، و ایجاد سیستم های پاداش مبتنی بر عملکرد است.
۶۶.

تأثیر یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی دانش آموزان در درس تفکر و پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۹۱
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر یادگیری معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان پایه ششم در درس تفکر و پژوهش بود. روش پژوهش تجربی و طرح پژوهش نیمه تجربی با پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان پایه ششم شهرستان ملایر در سال تحصیلی 1400- 1399 بودند که از میان آنها، 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. با توجه به طرح پژوهش، برای گرد آوری داده ها پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس (2003) با ضریب پایایی 0/68، ابتدا به عنوان پیش آزمون روی دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. سپس گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت روش آموزشی یادگیری معکوس و گروه گواه تحت روش آموزشی سنتی در درس تفکر و پژوهش قرار گرفتند. پس از پایان جلسات، برای هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیری) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دادند که میان دو گروه از لحاظ متغیر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های آن تفاوت معنا دار وجود دارد. به عبارت دیگر نتایج پژوهش حاضر نشان داد که روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش بر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های درگیری ذهنی، بلوغ شناختی و خلاقیت دانش آموزان تأثیری معنادار داشته است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش به روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش می تواند فرصتی مناسب برای تقویت گرایش به تفکر انتقادی دانش آموزان فراهم کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان