تأثیر یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی دانش آموزان در درس تفکر و پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۶۳
۲۳۸-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر یادگیری معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان پایه ششم در درس تفکر و پژوهش بود. روش پژوهش تجربی و طرح پژوهش نیمه تجربی با پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان پایه ششم شهرستان ملایر در سال تحصیلی 1400- 1399 بودند که از میان آنها، 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. با توجه به طرح پژوهش، برای گرد آوری داده ها پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس (2003) با ضریب پایایی 0/68، ابتدا به عنوان پیش آزمون روی دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. سپس گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت روش آموزشی یادگیری معکوس و گروه گواه تحت روش آموزشی سنتی در درس تفکر و پژوهش قرار گرفتند. پس از پایان جلسات، برای هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیری) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دادند که میان دو گروه از لحاظ متغیر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های آن تفاوت معنا دار وجود دارد. به عبارت دیگر نتایج پژوهش حاضر نشان داد که روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش بر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های درگیری ذهنی، بلوغ شناختی و خلاقیت دانش آموزان تأثیری معنادار داشته است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش به روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش می تواند فرصتی مناسب برای تقویت گرایش به تفکر انتقادی دانش آموزان فراهم کند.