سید رسول موسوی حاجی

سید رسول موسوی حاجی

مدرک تحصیلی: استاد باستان شناسی دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران
پست الکترونیکی: seyyed_rasool@yahoo.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۷ مورد از کل ۷۷ مورد.
۶۱.

تأملی بر ساختار معماری و هویت تاریخی بنای آرامگاهی جوخواه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آرامگاه معماری هویت تاریخی دوره میانی اسلامی جوخواه طبس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۴۲۰
بناهای آرامگاهی یکی از مهم ترین گونه های معماری اسلامی هستند. مطالعه این گونه بنا در بستر جغرافیایی، درک و شناخت معناداری را از این آثار پیش روی ما قرار می دهد. منطقه وسیع طبس، باوجود دارا بودن ظرفیتی غنی از آثار تاریخی و فرهنگی فاخر و به دلیل مهجور بودن و شرایط سخت جغرافیایی، مورد کم توجهی مسئولان و باستان شناسان قرار دارد. در بررسی باستان شناختی بخش جوخواه طبس که در سال 1394ه .ش. انجام گرفت، بناهای متعددی ازجمله یک آرامگاه منفرد شناسایی شده که تاکنون مورد پژوهش قرار نگرفته است. در این پژوهش شیوه ساخت بنا با توجه به نحوه گنبدزنی، اجرای تاق ، نوع مصالح و نوع تزئینات به کار رفته، موردتوجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر براساس هدف از نوع توصیفی-تحلیلی و ماهیت آن براساس رهیافت های تاریخی است. در این پژوهش روش یافته اندوزی ها بر پایه مطالعات میدانی و استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است. این پژوهش تلاش دارد، با تکیه بر یافته های باستان شناسی، مطالعات تطبیقی و هم چنین استناد به منابع مکتوب دوران اسلامی، به واکاوی هویت و تاریخ ساخت آرامگاه جوخواه طبس بپردازد. برآیند مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که الگوی ساخت این مقبره برگرفته از طرح مربع شکل، مانند بسیاری بناهای آرامگاهی در خراسان بزرگ طی سده های اولیه دوران اسلامی است. اگرچه با مقایسه داده های فرهنگی و عناصر ساخت مایه بنا با سایر آثار مشابه، می توان تاریخ ساخت آن را به اواخر سده ششم تا اوایل سده هفتم هجری قمری نسبت داد.
۶۲.

هنر عامیانه دوره قاجار در آیینه ظروف سفالین (مطالعه موردی سفال های دوره قاجار موزه بزرگ خراسان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوران قاجار ظروف سفالین هنر عامیانه موزه بزرگ خراسان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۴۷۲
هنر در هر دوره ای تحت تأثیر عوامل مختلفی شکل می گیرد و هنر دوره ی قاجار نیز از این قاعده مستثنی نیست. هنر این دوره که در دو شاخه درباری و عامیانه قابل تقسیم بندی است در قالب نقاشی، معماری، نگارگری و تذهیب بالأخص در شاخه هنر درباری مدنظر پژوهشگران قرار گرفته است. سفال دوره قاجار که در بسیاری از موزه ها و مجموعه های داخلی و خارجی موجود است بیشتر طبقه بندی و گونه شناسی شده و همانند سایر هنرهای این دوره از منظر هنر درباری موردمطالعه قرار گرفته و بازتاب هنر عامیانه بر روی این ظروف چندان موردمطالعه قرار نگرفته است. بر این اساس در این پژوهش تعداد 35 ظرف سفالین قاجاری متعلق به موزه خراسان بزرگ مورد مطالعه قرار گرفت. پرسش اصلی این پژوهش آن است که اعتقادات و باورهای عامیانه مردم در تولید و تزئین سفال عامیانه این دوره چه نقشی ایفا نموده و چه عوامل و انگیزه هایی موجب گرایش سفالگران این دوره به بهره گیری از مضامین عامیانه بر روی سفال ها شده است. برای بررسی این مسئله از روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی بهره گرفته شده است. این پژوهش نشان می دهد که به دلیل گسترش موج شیعه گری در کنار گرایش های ملی گرایانه در میان مردم، شاهد بازتاب این نقوش بر روی سفال های عامیانه این دوره هستیم. هرچند که روش اجرای این نقوش در بسیاری موارد از کیفیت مناسبی برخوردار نیست.
۶۳.

The Study of the Factors Considered in Locating Eastern Guilan Castles (Case Study: Amlash Castles)

کلیدواژه‌ها: Amlash castles political history geopolitical and geostrategic features

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۲۶۶
Amlash is one of the most important parts of Guilan Province in northern Iran. It has endured unending political and military turmoil due to its special geopolitical and geostrategic position, during the early and middle Islamic eras. The establishment of numerous castles in the area is one of the manifestations of this state of affairs during that period. This study, based on library and field study, is aimed at analyzing the factors that might have led to the formation of the castles. The library studies included a review of literature on military castles and fortresses for an analysis of the factors that might have contributed to the castles in the Amlash region. The field studies included direct observation of the locating, photographic imaging, and numerical measurement and topographical features of those castles.
۶۴.

معرفی لیوان های بومی محوطه هخامنشی دهانه غلامان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: لیوان دهانه غلامان سفال دوره هخامنشی آمار کمّی ویژگی های ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۲۶۱
شهر دهانه غلامان از مهمترین محوطه های کاوش شده از دوره هخامنشی در جنوب شرق ایران است. این محوطه در سال ۱۹۶۰ میلادی توسط امبرتو شراتو شناسایی شد. دهانه غلامان طی دو دوره مورد کاوش قرار گرفته است. دوره اول سالهای ۱۹۶۲-۱۹۶۵ میلادی توسط هیأت ایتالیایی به سرپرستی امبرتو شراتو، دوره دوم مربوط به سالهای ۱۳۷۹-۱۳۸۴ شمسی است که توسط هیأت ایرانی به سرپرستی سیدمنصور سیدسجادی مورد کاوش قرار گرفت. همچنین، مطالعات اخیر آرکئوژئوفیزیک توسط کوروش محمدخانی از دیگر فعالیت های باستان شناختی در این محوطه است. سفال تنها یافته منقول ارزشمند محوطه دهانه غلامان طی کاوش های یاد شده است. بنابراین، مطالعه این داده بسیار مهم در شناخت صنعت و سنت سفالگری دوره هخامنشی در منطقه جنوب شرق بسیار سودمند خواهد بود. یکی از گونه های گزارش شده در این محوطه لیوان های دهانه غلامان است. نوشتار حاضر بر مبنای نتایج بدست آمده از تحلیل های آماری و مطالعه متغیرهای کمی ۴۱۲ قطعه لیوان تدوین شده است. برای نیل به این مقصود تک تک لیوانها از جنبه متغیرهای گوناگون مطالعه و ثبت شده اند. تحلیل آماری ویژگی های فنی و تکنیکی آنها نشان می دهد که این ظروف با معیارهای مشخص و برای منظوری خاص در دهانه غلامان تولید می شدند.
۶۵.

The Lady Represented in Narseh’s Relief: Shapurdokhtak or Anahita?(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: : Narseh Anahita Shapurdokhtak Naqsh-i Rustam Sasanian rock reliefs

تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۶۲
Among the various of Sasanian kings, Narseh (293-302 A.D.) is the one whose important and striking rock relief remained at Naqsh-i Rustam in Iran’s Fars province. This relief records investiture ceremony from Anahita ( known as Goddess of fertility and protector of water). Until now, various views and interprations have been put forwarded about the real identity and historical theme of this relief. But the attribution of a lady to Shapurdokhtak II (Narseh`s wife) is the latest and most controversial view given by Alireza Shapur Shahbazi, who has conducted excavations and archaeological studies at Takht-i Jamshid for several years. In fact, this attribution has also provoked the authors of the present article hence; he has tried to highlight the depiction through opinions of various researches. The present study supports the accuracy and validity of the attributed lady to water goddess Anahita and refuses other theories.
۶۶.

سیری در تحولات اجتماعی آیین سماع و موسیقی عرفانی ایران با توجه به نگاره های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: موسیقی عرفانی تحولات اجتماعی نگاره های عرفانی سده میانی اسلامی دوره اسلامی متأخر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۶۶
هنر موسیقی در دوره اسلامی همواره متأثر از اندیشه های اسلامی و شرایط اجتماعی و فرهنگی دوره های مختلف بوده است. جامعه تصوف با ساختار اعتقادی و اجتماعی، در پیوندی معنادار و عمیق با هنر موسیقی، تجلی پیدا کرد. آیین سماع و موسیقی عرفانی در جامعه تصوف، به دلیل نگرش ها و شرایط سیاسی و اجتماعی گوناگون به صورت یکنواخت پیش نرفت. این پژوهش در نظر دارد با مطالعه نگاره های عرفانی به چگونگی جایگاه اجتماعی جامعه تصوف و ارتباط آن با سیر تحول موسیقی عرفانی و آیین سماع در سده های میانی تا دوران اسلامی متأخر، بپردازد. پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی و توصیفی- تحلیلی انجام شد و یافته اندوزی داده ها به روش کتابخانه ای صورت پذیرفته است. نتایج مطالعات بیانگر این مهم است که دیدگاه جامعه نسبت به آیین سماع و موسیقی عرفانی اغلب متأثر از چگونگی ساختار سیاسی و مواضع حاکمیت نسبت به اندیشه های عرفانی و تصوف بوده است؛ به نحوی که در سده ی پنجم تا اواسط سده نهم ه .ق، جایگاه اجتماعی ممتاز تصوف، دلیل رونق سماع و موسیقی عرفانی می شود اما در سده های دهم و یازدهم ه .ق با توجه به شکل گیری ساختار سیاسی آن دوره، این روند تنزل پیدا می کند. به نحوی که در دوره های بعد نیز نتوانست به دوران طلایی و حیات اجتماعی پیشین خود باز گردد.
۶۷.

The Historical City of Zahedan-e Kohneh: A Thousand-Year-Old Masterpiece of Iranian Urban Planning(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Iran Sistan Zarang Zahedan-e Kohneh Islamic architecture Islamic and Iranian Urban Planning

تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۳۴۰
Sistan, situated between southeastern Iran and western Afghanistan, mainly falls within Afghanistan’s present province of Nimroz. Iranian Sistan, or Western Sistan, lies in the northern part of Sistan and Baluchistan province, characterized by its flat terrain formed by Hirmand River sediments. Historical and archaeological studies reveal different cities throughout Sistan's history. Zaranka, Proftazia, and Ram Shahristan served as hubs in the Achaemenid, Parthian, and Sasanian periods, respectively. In Islamic times (7th to 18th century), Zarang, Shahr-e Sistan, and Shahr-e Nou Sistan emerged as significant centers. Except for Zahedan-e Kohneh, which preserves the remnants of Shahr-e Sistan, the second capital of Sistan in the Islamic era, little information is available about the location of other central cities from this period. Zahedan-e Kohneh has earned the moniker "London of the East" due to its grand ruins, showcasing meticulous craftsmanship. The aim of this article is to study the architectural features and urban structure of the historical city of Zahedan-e Kohneh, which was the second capital (Dar alHukuma) of Sistan during the Islamic era (5th to 9th centuries AH). The results of studies show that engineers from Sistan a thousand years ago were very successful in designing and building this city, and in order to build a good and flawless city, they applied various sciences such as geometry, geography, geology, climatology, and ecology 
۶۸.

پژوهشی بر ساختار معماری و سبک شناسی بنای آرامگاهی دستگردان طبس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آرامگاه دوره اسلامی معماری سبک شناسی دستگردان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۹۵
شکل گیری بناهای آرامگاهی با در نظر گرفتن دلایل محیطی و جغرافیایی، فرهنگ و باورهای یک جامعه را بازتاب می دهد. در این میان، نواحی شرقی ایران، در توسعه و تکامل معماری مقابر دوره اسلامی سهم چشمگیری داشته است. بخش دستگردان در شهرستان طبس و در شمال استان خراسان جنوبی قرار دارد. طی بررسی باستان شناسی سال ۱۳۹۴ در این منطقه، یک بنای آرامگاهی شناسایی گردید که تاکنون به لحاظ کارکرد معماری و تاریخ ساخت، مورد مطالعه قرار نگرفته است؛ از این رو ضرورت انجام این پژوهش فراهم گردید. پژوهش حاضر از نظر هدف، از نوع پژوهش های بنیادی و براساس ماهیت و روش، از نوع تحقیقات تاریخی-تحلیلی است. در فرایند این مقاله سعی شده با استناد به منابع کتابخانه ای و بر پایه پژوهش میدانی و تهیه نقشه، به واکاوی و تحلیل گونه معماری بنای آرامگاهی دستگردان پرداخته شود. از آنجا که هیچ گونه کتیبه تاریخ داری در این بنا به دست نیامده و به درستی نمی توان پیشینه تاریخی و هویت بنا را تعیین نمود، اما براساس طرح، عناصر کالبدی و بافتی که آرامگاه دستگردان در آن شکل گرفته، این نتیجه حاصل شد که طرح اصلی این بنا برگرفته از بناهای آرامگاهی در خراسان بزرگ با طرح مربع شکل در سده های اولیه تا میانی دوره اسلامی است. همچنین با مقایسه داده های فرهنگی و عناصر ساخت مایه بنا می توان پی ریزی آن را به اواخر دوره سلجوقی تا ایلخانی نسبت داد.
۶۹.

پژوهشی بر کوشک جال محل در نارنائول و کاخ بایرات/ ویراتنگر در راجستان، دو نمونه از الگوی معماری کوشک های واقع در آب/ جال محل/ چشمه عمارت؛ گونه ای متفاوت از معماری منظر در شبه قاره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری منظر کوشک واقع در آب جال محل کاخ بایرات/ ویراتنگر هشت بهشت

تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۵۴
کوشک های واقع در آب، یکی از نوآوری های معماری منظر به شمار می روند. این الگو دیرزمانی در شبه قاره هند و ایران در کنار کوشک های واقع در میان یا کناری از باغات وجهی ممتاز از معماری در چشم اندازها و دستینه ها بودند. اگرچه در جغرافیای ایران به دلیل محدودیت های طبیعی رواج گسترده نیافت، در معماری شبه قاره با تنوع چشمگیری در الگوهای طراحی آبگیر و عمارت مرکزی در گستره ای تاریخی و جغرافیایی ساخته و پرداخته شد. باوجود مطالعات گسترده ای که در تاریخ معماری شبه قاره صورت گرفته، این گونه از معماری منظر آنچنانکه بایسته است، مورد توجه قرار نگرفته. دو نمونه شاخص این الگو که از جهت شیوه طراحی عمارت و آبگیر، نزدیکی قابل توجهی دارند، در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته اند؛ یکی کوشک «جال مَحَل» در «نارنائول» و دیگری «کاخ بایرات/ویراتنگر» در ایالت «راجستان» است. داده ها در پژوهش حاضر با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و با بهره گیری از «رهیافت تاریخی» تفسیر و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که این دو عمارت در دوره اکبرشاه گورکانی (حک: 1014-963 ه .ق.) ساخته شده اند. اگرچه کاخ بایرات توسط حاکمی غیرمسلمان ساخته شد، می توان علقه های وی را در برگیری از معماری گورکانیان مسلمان، را به روشنی در ساخت و پرداخت آن دید. هر دو نمونه در دو اشکوب ساخته شده اند. دسترسی به عمارت در یکی به وسیله پلی شانزده چشمه و در دیگری به وسیله پلکانی دوردیفه صورت می گرفته است. چهتری های پنج گانه نمای بیرونی بام، از الگویی واحد تبعیت می کند. ساختار برون گرای آن ها، از الگویی پیروی می کند که دیرزمانی در معماری ایرانی و شبه قاره با نام «هشت بهشت» رواج داشت.
۷۰.

بررسی احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار در سفالینه های نیشابور

کلیدواژه‌ها: کتیبه سفالینه حدیث معصومان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۵۲
ثبت نگاشته ها بر سفال علاوه بر تزیین، انتقال دهنده پیام و گزارشگر فرهنگ زمان تولید خود است. احادیث نیز ازجمله این نگاشته ها هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی سعی دارد به بررسی کتیبه ها با مضامین احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار (ع) بر سفالینه های نیشابور بپردازد. مضامین این کتیبه ها یا عیناً خود الفاظ حدیث معصومان بوده و یا اینکه برگرفته از معارف حدیثی معصوم هستند. وجود چنین مضامینی  بر سفالینه ها بیانگر تأثیرگذاری احادیث معصومان و عالمان شیعی در قرن ۳ و ۴ در منطقه نیشابور است.
۷۱.

مطالعه باستان شناسی غرب کرمانشاه و کردستان عراق بر اساس داده های سنجش ازدور با نگاه کاربردی دورسنجی در علم باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سنجش ازدور پوشش گیاهی کاربری اراضی کشاورزی دوران ساسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۳۳
مطالعه مبحث دورسنجی درواقع علمی است که درباره محدوده و یا یک پدیده اطلاعات جامع و کاملی درباره شی یا پدیده مورد نظر بدون تماس فیزیکی با آن به ما می دهد. درواقع علم سنجش از دور شامل مشاهده زمین از بالا به پایین (Earth observation systems) می شود. دورسنجی در کنار دیگر علوم به صورت یک ابزار کمک کننده و به عنوان یک دانش قوی با دیدگاهی میان رشته ای به دیگر علوم ازجمله باستان شناسی کمک می کند. زاگرس مرکزی خصوصاً منطقه کرمانشاه و کردستان عراق به دلیل پتانسیل های محیطی از دیرباز خصوصاً در زمان ساسانیان برای زندگی و تشکیل استقرار انتخاب شده است . در این مناطق بر اساس مطالعات سنجش از دور و استفاده از آن، مطالعه کاربری اراضی و تشخیص ارزش های خاکی و پوشش گیاهی، در راستای بررسی توسعه کشاورزی در دوران ساسانی و یافتن بقایای مادی ای که این ادعا را ثابت کند، انجام شده است . در زاگرس مرکزی از زمان ساسانیان بقایای باستانی بسیاری مربوط به تأسیسات کشاورزی اعم از سیستم های آب رسانی برجای مانده است؛ که با ماهواره کرونا در لندسکیپ گذشته منطقه قابل تشخیص است . این نوشتار در تلاش است با نگاهی نو به کاربرد انواع سنجنده های راداری و حرارتی در باستان شناسی، زاگرس مرکزی (غرب کرمانشاه) و زاگرس شمالی (کردستان عراق) را برای شناخت باستان شناسانه محیط زیست و پوشش گیاهی مورد مطالعه قرار دهد و با استفاده از سنجش از دور و شناخت کاربری اراضی ، چنین نتیجه گیری کند که در منطقه مذکور با توجه به تحلیل های جغرافیایی در دوران ساسانی کشاورزی، هم به صورت دیم انجام می شده و هم به صورت آبی . درواقع این دو روش در یک منطقه مکمل یکدیگر بوده اند. روش مطالعه این مقاله بر اساس سنجش از دور و تحلیل های مبتنی بر آن در جغرافیای کردستان عراق و کرمانشاه انجام گرفته است .
۷۲.

بنای سرخه دیزه، قلعه ای ساسانی بر سر شاهراه خراسان

کلیدواژه‌ها: قلعه سرخه دیزه کرند مرج القلعه ساسانی رویکرد جغرافیای تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۱۵
در روستای سرخه دیزه از توابع کرند غرب بقایای بنایی باستانی قرار دارد که گاهنگاری آن احتمالاً مربوط به دوران ساسانی است. در متون تاریخی و سفرنامه های دوران اسلامی اشاره های بسیاری به قلعه ای نظامی در منطقه ای به نام مَرج القلعه و روستای مورد بحث شده است. غرب ایران در اواخر دوران ساسانی اهمیت فراوانی پیدا کرد. کرمانشاه در این دوران مورد توجه شاهان ساسانی قرار گرفت. یکی از عواملی که این منطقه را مورد توجه قرار داد عبور شاهراه خراسان از کرمانشاه است، این جاده تجاری در واقع مسیر اصلی ورود از بین النهرین به نجد ایران است که مسیر تجاری پراهمیتی را به وجود آورده بود و از چند هزار سال پیش از میلاد مورد توجه بوده است. بنای مورد بحث درست در گردنة پاتاق قرار گرفته، این گردنه موقعیت استراتژیک و فوق العاده حساسی دارد و در طول تاریخ ارزش نظامی بسیاری داشته است. این نوشتار بر آن است تا با رویکرد جغرافیای تاریخی و تحلیل و تطبیق داده های باستان شناسی با اطلاعات ذکر شده در منابع صحت اطلاعات جغرافیانویسان در ارتباط با قلعه سرخه دیزه و مرج القلعه را بررسی کند و گاهنگاری و کاربری احتمالی آن را بیان کند.
۷۳.

نقش کیاییان در بازسازی اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مناطق شرقی گیلان

کلیدواژه‌ها: جغرافیای تاریخی گیلان آل کیا اقتصاد ابریشم روسیه شاه عباس اول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
آل کیا حکومتی محلی و قدرتمند بود که در فاصله سده های هشتم تا دهم هجری قمری، در بخشی از گیلان موسوم به بیه پیش حکمرانی می کردند. آنها توانستند به مدت دو قرن و نیم به طور مستقل از حکومت مرکزی صفویه، حاکمیت خود را حفظ نمایند. در ارتباط با اوضاع اقتصادی آل کیا مطالعه و پژوهش چندانی صورت نگرفته و تنها توصیفات پراکنده ای از آنها در متون تاریخی و سفرنامه سیاحان قابل ردیابی است. هدف و مسئله اصلی این پژوهش بررسی و تبیین نقش ابریشم گیلان در اقتصاد تجاری و تحولات اقتصادی و سیاسی داخلی حکومت محلی آل کیا است. نتایج تحقیق نشان می دهد یکی از عوامل تأثیرگذار بر رشد و رونق اقتصادی حکومت آل کیا، جغرافیای تاریخی گیلان بوده است. ابریشم نیز به عنوان یک کالای استراتژیک اقتصادی، در زمان آل کیا اهمیت به سزایی داشته و گیلان به دلیل تولید انبوه و مرغوب ابریشم نقش انکارناپذیری در جلب بازارهای اروپایی و تجارت خانه ها داشته است. این پژوهش کوشیده است، ضمن توصیف و تشریح شرایط اجتماعی و تحلیل کیفی مؤلفه های اقتصادی آن دوره به بررسی عوامل مؤثر در رونق و شکوفایی اقتصاد حکومت محلی آل کیا در گیلان و بحران های اقتصادی پس از فروپاشی این حکومت بپردازد.
۷۴.

شیرسنگی کنگره دار؛ گونه ای از سنگ مزارهای گورستان اسلامی شهسوار ایذه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گورستان اسلامی سنگ مزار شهسوار ایذه شیر سنگی کنگره دار دوران متأخر اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۹۰
سنگ مزارهای دوران اسلامی، طیف وسیعی از گونه های مختلف با اشکال گوناگون و نقوش متنوع را به خود اختصاص داده است. این آثار سنگی، نمودی از تفکر انسان در زمینه مرگ و جهان پس از آن می باشد. ایرانیان مسلمان با قرار دادن سنگ مزار بر قبور مردگان خویش، علاوه بر آن که زمینه را برای کتابت نام و تاریخ وفات شخص متوفی فراهم می آوردند، با شکل بخشیدن به سنگ مزار، مقاصد خود را نیز به شکل نمادین ابراز می داشتند. هر چند در غالب گورستان های دوران اسلامی ایران سنگ قبرِ کتیبه دار وجود دارد لیکن استفاده از سنگ مزار به شکل های نمادین، انسانی و حیوانی عمدتاً در مناطق عشایرنشین ایران از جمله: استان-های چهارمحال و بختیاری، خوزستان، لرستان و اصفهان بیشتر مرسوم بوده است. نتایج مطالعات انجام شده در گورستان شهسوار ایذه که مربوط به عشایر بختیاری ساکن در شمال خوزستان و متعلق به سده های متأخر اسلامی (سده های ده تا عصر حاضر) است، مؤید آن است که مردمان این حوزه جغرافیائی از سنگ مزارهای متنوعی در پوشش قبور مردگان خود استفاده می کردند که گونه ی شیر سنگی از اهمیت و اعتبار بیشتری نسبت به سایر گونه ها برخوردار بوده است. به باور عشایر بختیاری، نصب شیر سنگی صرفاً بر مزار افرادی انجام می گرفت که در دوران حیات خویش، منش پهلوانی و روحیه ی جنگ آوری داشته و با تأسی از مولای متقیان علی (ع) که اسدالله (شیر خدا) بود، حق مظلوم را از ظالم می ستاندند و در دستگیری از ضعفا و فقرا دریغ نمی-ورزیدند. توضیح اینکه، در میان گونه های متنوع سنگ مزار در گورستان های ایل بختیاری که مهمترین آنها شامل: سنگ مزارهای ساده، محرابی شکل، انسانی شکل، مطبق کنگره دار و تندیس شیر سنگی است؛ کمیاب ترین گونه سنگ مزارها مربوط به گونه ی شیر سنگی است و این مهم آشکارا بر این حقیقت گواهی می دهد که نصب شیر سنگی بر مزار افراد متوفی تابع شرایط و الزاماتی بوده و هر کسی نمی توانسته از این گونه سنگ مزار برخوردار گردد. مطالعات قوم باستان شناختی حکایت از آن دارد که توفیق در نصب شیر سنگی موجبات فخر و تفوق طایفه را بر طوایف دیگر فراهم می آورد و اگر طایفه یا قبیله ای به ناحق و بدون برخورداری از شرایط لازم نسبت به نصب شیر سنگی بر مزار افراد متوفی خود اقدام می کرد، بلافاصله با عکس العمل تند بزرگان ایل بختیاری و تخریب مزار مذکور مواجه می شدند. در این پژوهش که بر اساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و بر اساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی است، سعی گردید تا از میان گونه های متعدد سنگ مزار در گورستان شهسوار ایذه، گونه ی موسوم به «شیر سنگی کنگره دار» به تفصیل مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
۷۵.

بندری که بر کرانه هیچ دریایی نیست! جستاری درباره تاریخ «قلعه بندر» در شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دشت شیراز قلعه بندر پَهَندَر شه موبد قصر ابونصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۵
قلعه بندر در حاشیه شمالی دشت شیراز و برفراز کوه مُشرف بر تنگه ای قرار گرفته که به همراه تنگ الله اکبر، تنها مسیرهای دسترسی شیراز به دشت های شمالی تر و دشت مرودشت بوده اند. قرائن تاریخی در کنار شواهد باستان شناسی نشان می دهند که این قلعه به همراه قلاع دیگری هم چون قصر ابونصر و احتمالاً قلعه پل فسا، اداره و کنترل نواحی دشت شیراز در دوران ساسانی و صدراسلام تا پیش از احداث شهر نوبنیاد شیراز را در اختیار داشته اند. با توجه به فقدان فعالیت های منسجم باستان شناسی برروی این قلعه، در این جستار کوشش شده تا با گردآوری و تکیه بر شواهد تاریخی و جغرافیای تاریخی و سنجش آن ها با برخی قرائن باستان شناسی، تصویری از تاریخ و دوره های استقرار و فترت این قلعه مهم در دشت شیراز بازسازی شود. این پژوهش درپی پاسخ گویی به دو پرسش اصلی است؛ نخست آن که با تکیه بر شواهد تاریخی موجود، قلعه بندر در چه دوره هایی دارای استقرار و مورد توجه بوده و چه زمانی متروک شده است؟ دیگر آن که مکان یابی قلعه بندر به عنوان «دژ شه موبدِ» مذکور در منابع جغرافیایی تا چه میزان قابل پذیرش است؟ پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-تاریخی انجام شده و گردآوری اطلاعات آن به شیوه اسنادی و میدانی بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند که قلعه بندر دست کم از دوره ساسانی تا دوره صفوی به صورت متناوب و به دفعات مورداستفاده قرار گرفته و پس از آن متروک شده است. از منظر ادبیات و فرهنگ عامه نیز شباهت های جالبی میان روایت های پیرامون این قلعه و داستان هایی از هزار و یک شب روشن شد که تا پیش از این چندان موردتوجه قرار نگرفته بود. در عین حال برخلاف آن چه غالباً از سوی پژوهشگران عنوان شده است، قلعه شاه موبد که در برخی منابع جغرافیایی متقدم اسلامی به آن اشاره شده نه با قلعه بندر که با ویرانه های موسوم به قصر ابونصر مطابقت می یابد.
۷۶.

Typology of Gravestones in the Islamic Cemetery of Shahsavar, Izeh, Iran

کلیدواژه‌ها: Tombstone Typology Islamic Cemetery Shahsavar Izeh Bakhtiari tribe Ethnoarchaeology Funerary Symbolism

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۳
The Islamic era tombstones of Shahsavar Cemetery in Izeh, southwestern Iran, reflect a rich tapestry of religious, cultural, and socio-economic values embedded in local Bakhtiari traditions. This study explores the typology and semiotics of 632 gravestones dating from the Zand, Qajar, and Pahlavi periods to the contemporary era. These gravestones, which range from simple slabs to sculpted lion figures and tiered, crenellated forms, serve as commemorative markers and visual expressions of identity, status, and belief. Utilizing a dual-method approach —historical document analysis and ethnoarchaeological fieldwork— this research categorizes the gravestones into five primary types: simple, tiered-crenellated, stone lion (bardshir), arched (mihrab-shaped), and anthropomorphic. The study reveals that the selection and design of tombstones were highly codified within the Bakhtiari tribal hierarchy, governed by symbolic traditions and cultural legitimacy. These forms also encode valor, piety, and transcendence, linking the deceased with tribal memory and spiritual continuity. The findings contribute to the broader understanding of funerary art in post-Islamic Iran.
۷۷.

بررسی و مطالعۀ کارکرد ویژه در پل های تاریخی شهر اصفهان؛ مطالعۀ موردی: پل های شهرستان (جی)، الله وردی خان، شاهی (خوجو) و سعات آباد (جوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پل های تاریخی چشمه عمارت اصفهان دوره صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۹
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به گونه ای عمل می کردند که دست ساخته های شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان های بلند بازمی گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل های تاریخی آن چنان که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این روی در پژوهش پیشِ رو تلاش شده پل های «شهرستان/جی»، «الله وردی خان/سی وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و برای تجزیه و تحلیل آن ها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه عمارت» و در شبه قاره، با نام «جال مَحَل»، نخستین بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می شود. روابط سیاسی و فرهنگی گسترده ایران با شبه قاره در دوره صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن تری دارد، در دوره صفوی عمارتی با طرح «هشت بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل های الله وردی خان، خواجو و جوبی این نشیمن (ها) از قبل پیش بینی شده بودند؛ در مقایسه نمونه های ایرانی با کوشک های واقع در آب شبه قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوه ساخت و پرداخت چشم انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامه جشن آبریزان با دستگاه حکومتی در آن ها استقرار می یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظاره مراسم آب پاسی، آتش بازی و قایق سواری در دریاچه ای می نشستند که گاه با تخته بند کردن پل خواجو شکل می گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیه سفره های آب زیرسطحی بهره ها ی دیگری بود که با ساخت این چشمه عمارت ها، حاصل می شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان