محمدامین کنعانی

محمدامین کنعانی

مدرک تحصیلی: عضو هیأت علمی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه گیلان
پست الکترونیکی: aminkanani@yahoo.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

نوگرایی و گرایش به طلاق: مطالعه ای در مورد زنان همسردار شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
اهداف: در سال های اخیر، با توجه به اوج گیری جریانات مدرنیته، یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی که بیش از پیش جوامع امروزی را درگیر خود کرده، مسألیه طلاق است؛ اما بررسی پیشینیه تحقیق نشان داد که توجه چندانی به مبحث نوگرایی و ابزار سنجش این مفهوم کلیدی و تأثیر آن بر میزان گرایش به طلاق به ویژه در بین زنان در پژوهش های اجتماعی صورت نگرفته است. بر اساس این، هدف پژوهش حاضر تبیین رابطیه بین متغیرهای نوگرایی و میزان گرایش به طلاق زنان در شهر رشت می باشد. روش مطالعه: پژوهش حاضر از نوع کمی و مبتنی بر پیمایش است. جامعیه آماری کلییه زنان همسردار شهر رشت و حجم نمونه شامل 400 نفر از آن هاست که با شیویه نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامیه محقق ساخته و چارچوب نظری پژوهش نظرییه فردی شدن اولریش بک می باشد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین تحصیلات، درآمد، نوگرایی، کاهش ارزش های سنتی، آزادی انتخاب و بازاندیشی در نقش های جنسیتی و میزان گرایش به طلاق زنان رابطه وجود دارد، شدت و جهت این رابطه، متوسط و مستقیم است. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای مستقل می توانند 35% تغییرات مربوط به میزان گرایش را به طلاق پیش بینی کنند. متغیرهای افول ارزش های سنتی، آزادی انتخاب، درآمد و بازاندیشی در نقش های جنسیتی دارای بیشترین قدرت تبیین تغییرات میزان گرایش به طلاق زنان هستند. نتیجه گیری: افزایش روزافزون نوگرایی و مؤلفه های آن علی الخصوص کاهش ارزش های سنتی و افزایش آزادی انتخاب در جوامع امروزی و ایجاد اندیشه های نو در زنان نسبت به حقوق و جایگاهشان سبب گرایش فزایندیه زنان به طلاق در شهر رشت شده است که می تواند موجب شکل گیری شکل های نوینی از خانواده همچون مادرهای مجرد و ... شود و لازم است که جامعیه آمادگی لازم برای درک و سازگاری و حمایت این شکل های جدید را در نهاد خانواده داشته باشد.
۲۲.

تبیین جامعه شناختی اعتیاد اینترنت در بین دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف این پژوهش شناخت ابعاد اجتماعی مؤثر بر اعتیاد به اینترنت در بین دانشجویان دانشگاه تبریز است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه تبریز به تعداد 15729 نفر بود. حجم نمونه براساس فرمول کوکران به صورت تصادفی ساده، 375 نفر انتخاب شد. داده ها به وسیله پرسشنامه های استانداردشده یانگ و محقق ساخته جمع آوری گردید. جهت اطمینان از پایایی و روایی پرسشنامه، پس از انجام پیش آزمون، از طریق آلفای کرونباخ همبستگی درونی گویه های هریک از متغیرها محاسبه شد. در بخش آمار استنباطی، از آزمون مقایسه میانگینF  و T و ضریب همبستگی r پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که چهار متغیر، یعنی رفع نیازهای اجتماعی و روانی، مدت زمان اوقات فراغت، میزان بازدید از سایت های غیر اخلاقی و عدم مسؤولیت پذیری اجتماعی در مجموع 64/0 درصد از تغییرات مربوط به اعتیاد به مصرف اینترنت را تبیین کرده اند. مقایسه ضرایب بتا نشان می دهد که متغیر رفع نیازهای اجتماعی و روانی با ضریب بتای 185/0، متغیر مدت زمان اوقات فراغت با ضریب بتای 136/0، متغیر میزان بازدید از سایت های غیر اخلاقی با ضریب بتای 134/0 و متغیر عدم مسؤولیت پذیری اجتماعی با ضریب بتای 544/0، به ترتیب بیشترین و کم ترین اهمیت را بر اعتیاد به مصرف اینترنت دارند.
۲۳.

تبیین جامعه شناختی محرومیت اجتماعی به مثابه یک مسئله اجتماعی (مطالعه موردی: محلات حاشیه نشین شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف: هدف این پژوهش تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر محرومیت اجتماعی ساکنان محلات حاشیه نشین شهر گرگان است. روش شناسی پژوهش: روش انجام این مطالعه پیمایش است که طی آن 384 نفر از ساکنان محلات کم برخوردار به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده پرسشنامه محقق ساخته با اعتبار محتوایی تأییدشده و پایایی 0.769 بود. برای آزمون فرضیات از همبستگی پیرسون، t مستقل، آنوای یک طرفه و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین زنان و مردان به لحاظ عوامل اقتصادی، بین افراد مجرد و متأهل به لحاظ عوامل آموزشی، بین مهاجران و بومیان به لحاظ عوامل آموزشی، فرهنگی و اجتماعی و بین قومیت ها و گروه های تحصیلی به لحاظ میزان عوامل فرهنگی و محرومیت تفاوت معناداری وجود دارد. میزان همبستگی بین متغیر محرومیت اجتماعی با عوامل آموزشی 0.360-، عوامل اجتماعی 0.627-، عوامل فرهنگی 0.153- و عوامل اقتصادی 0.611- گزارش شده است. عوامل اجتماعی با بتای 0.598 و عوامل فرهنگی با بتای 0.095 به ترتیب بیشترین و کمترین قدرت پیش بینی میزان محرومیت اجتماعی را دارند. نتیجه گیری: نتیجه اینکه شناخت عوامل محرومیت اجتماعی و توجه به راهبردهای کنترل در سیاست گذاری و برنامه ریزی حوزه مسائل اجتماعی در شهر گرگان، می تواند یکی از مهم ترین موانع توسعه یافتگی را بهبود ببخشد و زمینه مشارکت اجتماعی را تسهیل نماید.
۲۴.

بسترهای زندگی جدانشین در ایران و چگونگی واکنش زوج ها؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۴۵
در این پژوهش جدانشینی همسران و بسترها و شرایط مرتبط با جدانشینی به عنوان یکی از عناصر تحول در نهاد خانواده مورد بررسی قرار گرفته است. مشارکت کنندگان تحقیق شامل همسران جدانشین بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 15 نفر مصاحبه شد. پژوهش حاضر با به کارگیری رویکرد کیفی و استفاده از تکنیک مصاحبه (عمیق، نیمه ساخت یافته و باز) برای جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفت. برای استخراج و تحلیل یافته ها از رویکرد تحلیل محتوای کیفی مایرینگ و نرم افزار کیفی NVivo10 بهره گرفته شده است. یافته های حاصل از مصاحبه ها شامل 28 مفهوم اولیه، 8 خُرده مقوله و 2 مقوله اصلی است. برپایه نظرات مشارکت کنندگان، مقوله های اولویت بسترها و شرایط اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی و بسترهای فردیت در پذیرش جدازیستی ازجمله دلایل اصلی جدانشینی همسران انتخاب شدند. دلایل این جدانشینی در بین مردان و زنان متفاوت است. مردان، بیشتر عوامل اقتصادی، شرایط شغلی و اشتیاق به تحصیل را دلیل جدازیستی خود می دانند و به نوعی بر اجبار و تحمیل شرایط تأکید می کنند، اما زنان درعین حال که شرایط شغلی و اشتیاق به تحصیل را دلیل جدازیستی خود اعلام کرده اند، به این موقعیت به چشم فرصتی برای فردیت، حفظ حریم خصوصی و استقلال خود نگاه می کنند. به نظر می رسد، جدانشینی همسران ایرانی به منزله دگردیسی و تحول در اشکال خانواده نیست، بلکه نوعی تغییر در محتوای آن است.
۲۵.

تحلیل توصیفی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت: مطالعه ای فرهنگی بر اساس رویکرد فربه گیرتز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
پژوهش حاضر به بررسی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت از منظر معناشناسی فرهنگی و با استفاده از رویکرد توصیف فربه گیرتز پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل معانی اجتماعی و نمادین این عناصر فرهنگی و نقش آن ها در بازنمایی هویت قومی و تنظیم روابط اجتماعی بوده است. یافته ها نشان داد که ضرب المثل های مراغیان نه تنها ابزارهای زبانی، بلکه ساختارهای معناداری هستند که ارزش های فرهنگی، هنجارهای اجتماعی و روابط قدرت را تقویت می کنند. برخی از این ضرب المثل ها بر اهمیت ازدواج درون گروهی، استقلال اقتصادی و هم بستگی اجتماعی تأکید داشته و به عنوان سازوکارهایی برای انتقال دانش بین نسلی عمل می کنند. از سوی دیگر، باورهای عامیانه این جامعه عمدتاً بر تجربه زیسته و تعاملات با محیط طبیعی استوار بوده و درک مردم از پدیده های طبیعی و اجتماعی را بازتاب می دهند. نتایج نشان داد که این عناصر فرهنگی در مواجهه با تغییرات اجتماعی و مدرنیزاسیون به عنوان ابزاری برای حفظ هویت قومی و مقاومت فرهنگی عمل می کنند. پژوهش حاضر اهمیت ثبت و تحلیل این عناصر فرهنگی را برای درک بهتر فرایندهای هویت سازی و پایداری فرهنگی در جوامع محلی برجسته می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان