مطالعات جامعه شناختی شهری
مطالعات جامعه شناختی شهری سال 15 بهار 1404 شماره 54 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر، بررسی نقش عوامل جذب کننده و یا دفع کننده دولت در مشارکت اجتماعی شهروندان برای حفظ محیط زیست شهری است. با توجه به روند فزاینده شهرنشینی و پیچیدگی مسائل زیست محیطی در کلان شهرها، ضرورت مطالعه علمی در این حوزه بیش از پیش احساس می شود. روش شناسی پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با ۲۴ نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه محیط زیست شهری گردآوری شد. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که پدیده محوری «اضمحلال کارکردی» در مدیریت محیط زیست شهری، ناشی از اقدامات ناکارآمد، غیرکارشناسی و مقطعی دولت است؛ به گونه ای که این اقدامات نه تنها به بهبود وضعیت محیط زیست منجر نشده، بلکه موجب کاهش مشارکت اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی و احساس تعلق شهروندان به منابع و ثروت های ملی شده است. همچنین، یافته ها بیانگر آن است که نقش دولت در آسیب به محیط زیست شهری، چه از طریق اعطای امتیاز به بخش خصوصی و چه در زمینه ضعف مدیریت و نظارت، بیش از نقش شهروندان بوده است. اصالت / ارزش افزوده علمی: بازنگری در سیاست های مدیریت شهری با تأکید بر مشارکت واقعی شهروندان، شفافیت، پاسخگویی و تقویت سرمایه اجتماعی، پیش نیاز تحقق توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست شهری است .
بی خانمانی به مثابه یک مسئله اجتماعی: با تاکید بر امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی. مورد مطالعه:شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بی خانمانی با متغیرهای امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی انجام شده است بنابراین ازنظر هدف، کاربردی است. روش شناسی پژوهش: مطالعه حاضر به روش کمی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته در میان بی خانمان های شهر کرج اجرا شد؛ بنابراین ازنظر گردآوری اطلاعات پیمایشی، ازنظر ماهیت از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل همه افراد بی خانمانی است که در زمان مطالعه در گرمخانه های ثابت یا متغیر شهر کرج به سر می برند. آمار ثبت شده برای این افراد، به طور تقریبی بین ۴۹۰ تا ۵۰۰ نفر است. حجم نمونه این تحقیق براساس فرمول کوکران برابر با ۲۱۷ است که محقق با مشورت استاد راهنما و با توجه به دقت کار آن را به ۳۵۰ نفر پاسخگو افزایش داده است. روش نمونه گیری در مرحله اول به صورت خوشه ای جهت انتخاب مراکز چهارگانه (میدان قدس، حصارک بالا، پارک چمران و مصلا شهر کرج) استفاده شد و در مرحله بعد تصادفی است. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون، رگرسیون چند متغیره استفاده شد و به وسیله نرم افزار spss مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها: نتایج نشان می دهد بین امنیت اقتصادی (با ضریب بتا ۵۱۶/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل امنیت اقتصادی ۵۱ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است. از سویی دیگر بین انسجام اجتماعی (با ضریب ۵۱۲/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل انسجام اجتماعی ۵۱ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است؛ و در آخر بین امنیت اجتماعی (با ضریب بتا ۳۶۸/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل امنیت اجتماعی ۳۶ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است.
همباشی به مثابه واکنشی مقاومتی به ناکارآمدی ساختارها در شهر ایلام( یک مطالعه کیفی به روش گراندد تئوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه جامعه شناختی پدیده همباشی به عنوان یک پدیده شهری و یکی از مسائل مهم مورد توجه جامعه شناسان شهری در شهر ایلام است. روش شناسی: این پژوهش به روش گراندد تئوری انجام شده است. جامعه مورد مطالعه، شهروندان ایلامی هستند که به سبک همباشی زندگی می کنند. ابزار جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته است که بعد از انجام 17 مصاحبه به اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل داده ها به روش کد گذاری سه گانه: باز ، محوری و گزینشی بوده است. یافته ها: .بر اساس یافته ها شرایط علی شامل: فشارهای مالی و اقتصادی در تصمیم گیری ازدواج، انگیزه ها و نیازهای فردی در انتخاب سبک زندگی، تجربه ها و تاثیر آن بر نگرش به ازدواج و هم باشی می شوند. شرایط زمینه ای عبارتند از: فشارهای خانوادگی و فرهنگی و تاثیر آن بر ازدواج، نقش نظارت اجتماعی و خانوادگی در شکل گیری روابط و موانع قانونی و جغرافیایی در ازدواج . عوامل مداخله مشتمل بر جهانی شدن، ترس ها و موانع روانی در تصمیم گیری ازدواج، فشارها و موانع خانوادگی و اجتماعی و موانع اقتصادی و مالی در ازدواج می باشند. راهبردها عبارتند از تحول فرهنگی و پذیرش اجتماعی سبک های نوین زندگی، مدیریت و حفاظت از حریم خصوصی در روابط، آموزش و فرهنگ سازی برای کاهش تعارضات اجتماعی. و پیامدهای همباشی شامل پیامدهای روانی و اجتماعی زندگی هم باشی، مشکلات قانونی و اجتماعی ناشی از عدم پذیرش، تأثیرات اقتصادی و سلامت جسمی-جنسی بر کیفیت زندگی می باشند با توجه به تحلیل کلی، کد فراگیر که تمام ابعاد پدیده همباشی در ایلام را در بر می گیرد، عبارت است از: «همباشی به عنوان واکنش مقاومتی و سازگاری فعال جوانان ایلام در مواجهه با محدودیت های اقتصادی، فرهنگی، قانونی و خانوادگی در مسیر ازدواج رسمی» این کد بیانگر آن است که همباشی یک پاسخ منطقی و فعال به شرایط نامساعد و موانع متعدد موجود در جامعه است.
تدوین و بومی سازی الگوی توسعه پایدار سواحل مکران بر مبنای رویکرد اجتماع محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش طراحی و بومی سازی الگویی برای توسعه پایدار سواحل مکران بر اساس رویکرد اجتماع محور و بهره برداری از ظرفیت های بومی جنوب شرق ایران است. این منطقه، به عنوان یکی از مناطق استراتژیک کشور، پتانسیل های فراوانی برای رشد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی دارد که در صورت مدیریت صحیح، می تواند به عنوان محرکی برای توسعه پایدار عمل کند. پژوهش حاضر با هدف تلفیق ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ساکنان بومی، الگویی جامع ارائه می کند که نه تنها به بهره گیری از منابع طبیعی منطقه توجه دارد، بلکه بر نیازهای اجتماعی و مشارکت محلی تأکید دارد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با استفاده از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 30 نفر از خبرگان، اساتید دانشگاه و متخصصان توسعه مناطق ساحلی جمع آوری شدند. برای انتخاب نمونه ها از روش گلوله برفی استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد که امکان دسته بندی و کدگذاری داده های کیفی را فراهم کرد. نتایج : نتایج تحقیق نشان داد برای دستیابی به الگویی بومی شده برای توسعه پایدار سواحل مکران، باید به مفاهیم کلیدی زیر توجه کرد: ظرفیت های انسانی دانش محلی، مهارت های سنتی و شبکه های اجتماعی، ظرفیت های طبیعی (تنوع زیستی، منابع آبی و انرژی های تجدیدپذیر)، مشارکت اجتماعی و اقتصادی (تصمیم گیری محلی، صنایع دستی و گردشگری پایدار)، چالش های توسعه (نابرابری های اجتماعی و وابستگی به کمک های دولتی).
شهر و هویت بریکولاژ: مطالعه جامعه شناختی بر مردان بدن ساز شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش، تبیین فرایند شکل گیری هویت بریکولاژ مردان بدن ساز در بستر زندگی شهری کرمان با بهره گیری از رویکرد ترکیبی متوالی اکتشافی است. سؤال اصلی تحقیق این است: هویت بریکولاژ در میان مردان بدن ساز شهر کرمان چگونه در بستر زندگی شهری شکل می گیرد؟ فرض تحقیق این است که هویت بریکولاژ بدن سازان، به عنوان برساخته ای اجتماعی - فرهنگی، از تعامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه ای در محیط شهری شکل می گیرد. روش : روش تحقیق، ترکیبی متوالی اکتشافی (کیفی - کمی) بود. در بخش کیفی، از نظریه پردازی زمینه ای (رویکرد گلیزر و اشتراوس) استفاده شد و با انجام ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با بدن سازان مرد شهر کرمان، مفاهیم اولیه استخراج گردید. در بخش کمّی، ابزار سنجشی (پرسش نامه محقق ساخته) مبتنی بر داده های کیفی طراحی و بین ۲۱۷ نفر از بدن سازان مرد باشگاه های شهری توزیع شد. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی (PCA) و چرخش واریمکس تحلیل شدند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ (۰.۸۳) و روایی محتوایی با CVR (میانگین ۰.۷۸) تأیید شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که هویت بریکولاژ بر پایه هفت عامل (اقتصادی - شهری، کسب هویت حرفه ای - شهری، فرهنگی-شهری، رسانه ای، جنسیتی، تکنولوژیک و روانی) شکل می گیرد که ۷۲٪ واریانس متغیرهای مرتبط با هویت بریکولاژ را تبیین می کنند. نتیجه گیری : هویت بریکولاژ بدنی مردان بدن ساز کرمان، یک هویت واکنشی - تطبیقی است که در تقاطع نیروهای اقتصادی، فرهنگی، رسانه ای و تکنولوژیک شهری شکل می گیرد. این هویت با کنشگری انتخاب گر، خودنمایی گزینشی و مقاومت هوشمندانه نسبت به فشارهای نرمال ساز، ساخته می شود. بدن در این میدان، هم ابزار سرمایه گذاری است، هم زبان بازنمایی طبقاتی - جنسیتی و هم رسانه ای برای هویت یابی فردی.
تبیین جامعه شناختی محرومیت اجتماعی به مثابه یک مسئله اجتماعی (مطالعه موردی: محلات حاشیه نشین شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر محرومیت اجتماعی ساکنان محلات حاشیه نشین شهر گرگان است. روش شناسی پژوهش: روش انجام این مطالعه پیمایش است که طی آن 384 نفر از ساکنان محلات کم برخوردار به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده پرسشنامه محقق ساخته با اعتبار محتوایی تأییدشده و پایایی 0.769 بود. برای آزمون فرضیات از همبستگی پیرسون، t مستقل، آنوای یک طرفه و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین زنان و مردان به لحاظ عوامل اقتصادی، بین افراد مجرد و متأهل به لحاظ عوامل آموزشی، بین مهاجران و بومیان به لحاظ عوامل آموزشی، فرهنگی و اجتماعی و بین قومیت ها و گروه های تحصیلی به لحاظ میزان عوامل فرهنگی و محرومیت تفاوت معناداری وجود دارد. میزان همبستگی بین متغیر محرومیت اجتماعی با عوامل آموزشی 0.360-، عوامل اجتماعی 0.627-، عوامل فرهنگی 0.153- و عوامل اقتصادی 0.611- گزارش شده است. عوامل اجتماعی با بتای 0.598 و عوامل فرهنگی با بتای 0.095 به ترتیب بیشترین و کمترین قدرت پیش بینی میزان محرومیت اجتماعی را دارند. نتیجه گیری: نتیجه اینکه شناخت عوامل محرومیت اجتماعی و توجه به راهبردهای کنترل در سیاست گذاری و برنامه ریزی حوزه مسائل اجتماعی در شهر گرگان، می تواند یکی از مهم ترین موانع توسعه یافتگی را بهبود ببخشد و زمینه مشارکت اجتماعی را تسهیل نماید.