نقش عوامل جذب کننده و یا دفع کننده دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط-زیست(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش جاذبه یا دافعه دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط زیست است. محیط زیست به عنوان یک مسئله اجتماعی، از مهم ترین پدیده های طبیعی است که بحران در آن حیات انسان و حتی غیر انسان را با مشکل مواجه می کند. کمتر پدیده اجتماعی به گستردگی این پدیده وجود دارد که دارای ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و .... باشد. روش این پژوهش کیفی و با رویکرد گرندد تئوری است. در این مطالعه، مصاحبه هایی با 24 نفر از صاحب نظران محیط زیستی به عمل آمده است. نحوه انتخاب مشارکت کنندگان هدفمند و تعیین تعداد آن ها با رسیدن به اشباع داده ها تعیین شده است. یافته های پژوهش بعد از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و استخراج 795 کد بازشد. "اضمحلال کارکردی"، به عنوان پدیده محوری، اشاره به شرایط کنونی نقش جاذبه یا دافعه دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط زیست دارد که در آن، اقداماتی که صورت می گیرد، بدون برنامه ریزی دقیق و کارشناسی و مستمر بوده و این اقدامات نیز، خود دارای پیامدهای منفی برای محیط زیست و کاهش مشارکت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در زمینه زیست محیطی از جانب شهروندان است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، نقش دولت در آسیب زدن به محیط زیست بیش از نقش شهروندان بوده و دخالت دولت چه از طریق اعطای امتیاز بهره برداری و برداشت از منابع طبیعی به شرکت های خصوصی یا صاحبان رانت و چه در زمینه مدیریت و نظارت بر محیط زیست، موجب ناخرسندی جامعه و از بین رفتن سرمایه اجتماعی در خصوص نگهداری و حفظ محیط زیست و احساس تعلق به منابع و ثروت های ملی کشور شده است.