سید مهدی میراحمدی

سید مهدی میراحمدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تبارشناسی نقدهای مدرن به تئودیسه های سنتی؛ بازخوانی کتاب کلاسیک سی. اس. لوئیس به نام از رنجی که من کشیدم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۴ تعداد دانلود : ۴۰۸
در سال های اخیر متفکرانی همچون وتزل [1] ، تراکاکیس [2] ، فیلز [3] ، گِدِس [4] ، جنسِن [5] ، بلومنتال [6] و راث [7] و پیشتر از آنها کِنِث سورین [8] به نقد قاطع تئودیسه های سنتی در قالب نقدهای سه گانه گفتمانی، اخلاقی و اگزیستانسی پرداخته اند. اثر کنث سورین به نام الهیات و مسئله شر [9] که در دهه هشتاد منتشر شد، به عنوان اثری کلاسیک فیلسوفانِ منتقد دیگر را نیز در سال های اخیر بر آن داشت که مقالاتی را در نقد تئودیسه بنگارند. اما دیرینه و تبار این نقدهای سه گانه به تئودیسه ها جلوتر از کتابِ سورین، تا کتابِ از رنجی که من کشیدم [10]   اثر مختصر و جالب توجه سی. اس. لوئیس در دهه پنجاه پیش می رود. لوئیس در پی مواجهه با مرگ گزاف همسر محبوبش، در روایت های شخصی اش از تجربه زندگی کردن در از رنجی که من کشیدم، همه این نقدهای سه گانه مدرن در آثار فلاسفه بعدی را به نوعی مطرح کرده است و به یقین پیشگام نقد تئودیسه های سنتی است. این مقاله به هدف دیرینه شناسی و تبارشناسی نقدهای مدرن به تئودیسه های سنتی نوشته شده است و این نقدهای تحلیلی معاصر را تا اثر روایت گرانه لوئیس در دهه پنجاه به پیش می برد.
۲.

تحلیل انتقادی تعارض میان فایده گرایی و شهودات اخلاقی با اتکا به یافته های علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۲
فایده گرایی، به عنوان یکی از مشهورترین نظریه ها در اخلاق هنجاری در دهه های اخیر، با شعار و آرمان «نیل به بیشترین سود برای بیشترین افراد»، در معرض اشکالات و ایرادات فلسفی بسیار بوده است. مخالفان این نظریه و رویکرد، نقدهای گوناگونی بر آن وارد ساخته اند که از میان آنها، «تعارض فایده گرایی با شهودات اخلاقی» در زمینه های عدالت توزیعی و حقوق بنیادین انسان ها، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. فایده گرایان در پاسخ به این اشکال، گاه بازتفسیر «شهودات اخلاقی» را مهم دانسته و مطالبه کرده اند و گاه حجیت ذاتی شهودات اخلاقی را زیر سؤال برده اند. این پژوهش مدعی است که با استناد به نویافته های علوم شناختی، می توان صورتبندی جدیدی از مسئله ارائه داد و پاسخ های تازه ای به این اشکالات داد. روش تحقیق این نوشتار، مبتنی بر توصیف و تحلیل پژوهش های علوم شناختی در حوزه روان شناسی اخلاق است. پاسخ های ارائه شده در سه بخش اصلی تنظیم شده اند: ۱. با تفکیک فرآیندهای شهودی (سریع و ناخودآگاه) و استدلالی (کُند و آگاهانه)، می توان نشان داد که ترجیح نتایج هر یک از این دو مسیر، بدون دلیل مرجّح، ناموجّه خواهد بود؛ ۲. بر اساس نظریه یگانگی قواعد اکتشافی و شهودات اخلاقی، ترجیح شهودات اخلاقی بر فرآیندهای استدلالی، فاقد توجیه منطقی است؛ زیرا شهودات نیز خود متکی بر قواعد ومکانیسم های اکتشافیِ شناختی هستند؛ ۳. اگر صرف وجود شهودات اخلاقی را دلیلی بر اعتبار نظریه های همسو با آنها بدانیم، در این صورت، با ارائه شهود فایده گرایانه، استدلال طرفداران تعارض فایده گرایی و شهودات اخلاقی خنثی خواهد شد.
۳.

نقد دیدگاه فایده گرایی با نظر به اشکالات گیگرنزر در علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۶
فایده گرایی یکی از نظریات اخلاق هنجاری همواره محل منازعه فیلسوفان بوده است. این نظریه در رویکردهای کلاسیک خود بیانگر آن است عملی به لحاظ اخلاقی خوب تلقی می شود که بیشترین میزان خیر را برای بیشترین افراد به ارمغان آورد. فیلسوفان اخلاق همواره به اشکالاتی در مورد مولفه های اساسی این نظریه برخورده اند که در آثار فرانکنا، جی جی اسمارت و دیگران قابل مشاهده است. این اشکالات از چشم انداز فلسفی وارد شده است. از طرف دیگر نظریات تصمیم گیری در علوم شناختی و روان شناسی شناختی در رویکرد بیشینه سازی سود و رویکرد رضایت بخش دنبال می شود. گِرد گیگرنزر در یکی از مقالات خود به نحو اجمالی اشاره ای به برخی از کاستی های نظریه پیامدگرایی از منظر علوم شناختی داشته است. در این پژوهش تلاش شده است تبیین دقیق تری از فایده گرایی و نظریات تصمیم گیری ارائه شود و اشکالات گیگرنزر مورد نقد و بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد بر اساس نظریه بیشینه سازی سود، امکان تحقق مولفه های فایده گرایی کلاسیک و به طور ویژه فایده گرایی مدنظر بنتام وجود ندارد. همچنین امکان محاسبه چنین پیامدهایی چه به وسیله ذهن و چه ماشین های محاسباتی همانطور که در تقریر گیگرنزر به نحو کلی به آن اشاره شده است، امری غیرممکن است. همچنین وجود معیارهای متعدد، اختلاف نظرهای شخصی در تحقق و بیشینه سازی خیر از دیگر عواملی است که از نگاه علوم شناختی چنین محاسباتی را غیرممکن می سازد.
۴.

نقد نظریه شناخت گرایی و ناشناخت گرایی براساس یافته های علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
شناخت گرایی و ناشناخت گرایی از نظریه های اصلی در حوزه فرااخلاق هستند. شناخت گرایان احکام اخلاقی را به عنوان باورهایی دارای وضعیت صدق و کذب تلقی می کنند، در حالی که ناشناخت گرایان بر این باورند که احکام اخلاقی فاقد چنین ویژگی هایی بوده و در نتیجه، نمی توان آنها را باور دانست. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی به بررسی رویکردهای مختلف در روان شناسی اخلاق، از جمله عقل گرایی و شهودگرایی، و چالش هایی که یافته های علوم شناختی در مقابل تفکیک های سنتی این حوزه ایجاد کرده اند، می پردازد. استدلال اصلی این پژوهش آن است که تعارض میان شناخت گرایی و ناشناخت گرایی بر پایه دیدگاهی نادرست از ذهن شکل گرفته است. این دیدگاه، قضاوت اخلاقی را حاصل فرآیندی مجزا میان عقل و احساس می داند و از درک کامل ارتباط میان جنبه های باورگونه و عاطفی قضاوت اخلاقی باز می ماند. با بررسی قضاوت های اخلاقی به عنوان نتیجه تعاملات پیچیده میان مکانیسم های شناختی و عاطفی، می توان به درکی جامع تر از این فرآیند رسید. در نهایت، این پژوهش یافته های علوم شناختی را به عنوان ملاحظاتی جدی برای تحقیقات جدید در پیش فرض های روانشناختی مباحث فرااخلاق معرفی می کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان