ساجد بهرامی جاف

ساجد بهرامی جاف

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۲ مورد از کل ۳۲ مورد.
۲۱.

ارزیابی نقش تقسیمات کشوری در اجرای برنامه های آمایش سرزمین استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۶ تعداد دانلود : ۳۴۶
هر حکومتی جهت قلمرو سازی و اداره بهتر قلمرو خود به سازمان دهی مناسب سیاسی فضا اقدام می کند؛ سازمان دهی سیاسی فضای هر کشور، در قالب تقسیمات کشوری به اجرا درمی آید. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل کارکرد تقسیمات کشوری درروند اجرای برنامه های آمایش سرزمین استان آذربایجان غربی است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و کاربردی است و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل تحلیل ساختاری جهت تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که پایگاه اطلاعاتی برای تدوین برنامه های آمایش سرزمین با اثر مثبت و مستقیم 0.74، تقسیمات کشوری به عنوان مبنا و بستر برای برنامه های آمایش سرزمین با اثر مثبت و مستقیم 0.79، تأمین کننده منابع و ظرفیت های تدوین و اجرای برنامه ها آمایش سرزمین با اثر مثبت و مستقیم 0.84 که مولفه تامین کننده منابع اثر بیشتری بر روی برنامه های آمایشی استان داشته است. همچنین شاخص های دقت و اعتماد پذیری به اطلاعات تولیدی از پهنه سرزمینی استان و ناحیه بندی در داخل استان بر مبنای معیارهای رسمی با امتیاز مستقیم 0.72 و گویه اطلاعات جامع سرزمینی مطابق با تقسیمات استانی کنونی با امتیاز و ضریب مستقیم 0.68 بیشترین تاثیر را داشته اند. در داخل شاخصه های تأمین کننده منابع و ظرفیت های برنامه های آمایش، شاخص های ظرفیت سازمانی مدیریت تقسیمات اداری - سیاسی استان (استاندار، فرمانداران، بخشداران) جهت مدیریت برنامه های توسعه ای استان با امتیاز و تاثیر مستقیم 0.76، بیشترین تاثیر را بر اجرای برنامه های آمایش سرزمین استان داشته است زیرا این ظرفیت های سازمانی و اداری هستند که مسئولیت اجرای برنامه های آمایشی را بر عهده دارند. به عنوان نتیجه می توان بیان نمود که ناحیه بندی و تقسیمات درون استانی اگر بر مبنای شاخص های علمی و رسمی نباشد فرآیند برنامه ریزی که منطبق با این ناحیه بندی ها می باشد به مشکل برمی خورد. بنابراین باید به این موضوع توجهی بسزایی نمود و آن را در مرکز توجه برای اجرایی شدن تصمیم گیری ها در نظر داشت.
۲۲.

بحران طوفان های گرد و غبار محصولی منطقه ای با بازخورد گسترده ملی و محلی برای ایران (مطالعه موردی: شهرستان سرپل ذهاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۴۵
در سال های اخیر وقوع ریزگردها به بحرانی جدی در منطقه ی خاورمیانه تبدیل شده و موجب بازخوردهای گسترده ای شده است. در این میان، کشور ایران متناسب با موقعیت جغرافیایی خود به صورت گسترده تحت تأثیر اثرات این پدیده قرار گرفته است. در این پژوهش در دو بخش به بررسی این پدیده در شهرستان سرپل ذهاب پرداخته شده است؛ نخست شناسایی روند و تحلیل اقلیمی آن و سپس بررسی پیامدهای محیط زیستی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و دفاعی – امنیتی. بخش نخست این پژوهش با استفاده از تجزیه و تحلیل داده های اقلیمی انجام شد و در بخش دوم، پس از بررسی های کتابخانه ای و مصاحبه با خبرگان، 5 شاخص و 32 گویه در ارتباط با پیامدهای ریزگردها احصاء شد. سپس شاخص ها و گویه های احصاء شده در اختیار 18 نفر از خبرگان قرار گرفت. پس از تأیید  شاخص ها و گویه ها، پرسشنامه ای در اختیار 350 نفر از شهروندان قرار گرفت و نتایج با استفاده از مدل معادلات ساختاری PLS تجزیه و تحلیل شدند. رهگیری طوفان فرینِ آوریل سال 2008،  نشان می دهد که توده گرد و غباری نشأت گرفته از مناطق غرب عراق و شرق سوریه است که با جهتی نسبتاً شمال غربی-جنوب شرقی وارد مناطق غربی ایران می شود. همچنین نتایج بار عاملی گویه ها نشان داد که مهم ترین پیامد ریزگردها عبارت اند از تأثیر بر افزایش تردد غیر قانونی از مرز، کاهش مقدار سبزینگی گیاهان، افزایش آفات گیاهی و جانوری و افزایش اعتراضات و شورش های خیابانی و شهری.
۲۳.

آینده پژوهی پیشران های کلیدی مؤثر بر توسعه شهری مناطق مرزی بر اساس رویکرد حکمروایی شهری و منطقه ای (مطالعه موردی: جوانرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۳۴۸
حکمروایی شهری به عنوان یکی از راهبُردهای مهم دستیابی به توسعه پایدار از اهمیت خاصی برخوردار است که در کانون بحث این تحقیق برای شهر مرزی جوانرود قرارگرفته است. رویکرد تحلیل در این مقاله، بر اساس جایگاه حکمروایی در تحقق پذیری توسعه پایدار شهرهای مرزی است. رویکرد گردآوری داده ها، رویکرد تعاملی خبره محور و روش تحلیل، کمی و کیفی بوده و روش تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده است. نتایج نشان داد که مجموعاً 7 متغیر شایسته سالاری در انتخاب مدیران شهری، هماهنگ بودن برنامه های سازمان های مرتبط با مدیریت شهری، ارتباط متقابل و تعامل سازنده میان نهادهای دولتی و خصوصی، به کارگیری تمهیدات و راه حل مناسب برای قانونمند بودن مدیران شهری، تأثیر شبکه های اجتماعی در مشارکت نهادهای مدنی تعاونی ها و بخش خصوصی، تبادل نظر مدیران شهر در تصمیم گیری های مربوط به مسائل شهر با شهروندان، به کارگیری توانایی مناسب ظرفیت های شهر در توسعه شهری به عنوان مهم ترین عوامل تأثیرگذار در تحقق پذیری توسعه پایدار در حوزه حکمروایی شهری انتخاب شدند.
۲۴.

تبیین نظری مولفه های موثر در مناسبات ژئوپلیتیک و ارائه الگوی پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۳۴۶
هدف از این پژوهش الگویابی مهم ترین مولفه های مؤثر بر مناسبات ژئوپلیتیک میان بازیگران قدرت است. مناسبات ژئوپلیتیکی استفاده از منابع جغرافیای قدرت در مناسبات بازیگران است. بیشتر مفاهیم در ارتباط با مناسبات ژئوپلیتیکی بر محور مناسبات رقابتی بوده درحالی که مناسبات ژئوپلیتیکی جنبه ها و شکل های مختلفی از همگرایی تا تنش و ستیز را در بر می گیرد. روش تحقیق در این پژوهش بر اساس هدف نظری و بر اساس ماهیت توصیفی - تحلیلی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که نظریات و دیدگاه های مختلفی در زمینه و مرتبط با مناسبات ژئوپلیتیکی وجود دارد که با بررسی برخی از این دیدگاه ها و نظریات به مجموعه از مؤلفه ها و شاخص های مؤثر در مناسبات ژئوپلیتیکی احصاء شدند و در چهار بعد طبیعی (11 مولفه)، انسانی (19 مولفه)، ترکیبی (18 مولفه)، مصنوعی (نرم) (10 مولفه) و مجموعا (58 مولفه) دسته بندی شدند. از سوی دیگر تحلیل نتایج پنل دلفی فازی تشکیل شده نشان می دهد که ابعاد و مولفه های احصاء شده مرتبط با مناسبات ژئوپلیتیک بوده اند و مورد توافق خبرگان قرار گرفته اند.
۲۵.

بررسی مولفه های ژئوپلیتیکی مؤثر بر مناسبات اقتصادی کشورهای اسلامی (مطالعه موردی ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۸۵
مناسبات ژئوپلیتیکی بین کشورها در طی دهه های اخیر با حرکت به سوی مسائل اقتصادی تبدیل به مناسبات مبتنی بر مولفه های اقتصادی گردیده است. در این میان مناسبات ژئوپلیتیک میان کشورهای اسلامی و همسایه مبتنی بر چارچوب های خاص اسلامی و پیوستگی فضایی، اثرگذاری و اثرپذیری بالا و غیره تحت تأثیر بیشتر مولفه های ژئوپلیتیک اقتصادی است. باتوجه به این اهمیت، هدف مقاله حاضر درک مولفه های ژئوپلیتیک اقتصادی مؤثر بر مناسبات دو کشور برجسته در جهان اسلام به عنوان ایران و عراق است. تحقیق حاضر، با رویکرد توصیفی - تحلیلی و نیز بهره گرفتن از یافته های کتابخانه ای و پیمایشی به بررسی مهم ترین مولفه های مؤثر بر مناسبات ژئوپلیتیک اقتصادی دو کشور اسلامی عراق و ایران جهت کاهش تنش ها و چالش ها و افزایش همکاری و هماهنگی در جهان اسلام است. روش تجزیه وتحلیل باتوجه به ماهیت نخبه محوری جامعه آماری تحقیق از روش معادلات ساختاری با تأکید بر رویکرد حداقل مربعات جزئی است. نتایج یافته های میدانی تحقیق نشان داد که مولفه های ژئوپلیتیک اقتصاد اولیه در بخش برازش مدل ساختاری تحقیق در هر 4 شاخص مورد بررسی: آماره T: 29.2، ضریب مسیر، 0.510، ضریب تعیین، 0.891 و تناسب پیش بین با 0.335 از تأثیرگذاری بیشتری بر روی مناسبات ژئوپلیتیک اقتصاد این دو کشور اسلامی داشته است.
۲۶.

بررسی تطبیقی نقش منابع جغرافیایی قدرت در بحران های ژئوپلیتیکی (نمونه موردی: بحران اوکراین و تایوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۲
پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تطبیقی به بررسی بحران های ژئوپلیتیکی اوکراین و تایوان پرداخته و نقش مؤلفه های مختلف جغرافیای قدرت از جمله ترکیب های قومی و مذهبی، موقعیت استراتژیک، منابع طبیعی و ابعاد انسانی (حقوق بشر) را در شکل گیری و تشدید این بحران ها تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد که در اوکراین، ترکیب های قومی و زبانی در شرق کشور، موقعیت استراتژیک به عنوان پلی میان روسیه و غرب، و منابع طبیعی غنی مانند گاز و زمین های کشاورزی به طور مستقیم در رقابت های ژئوپلیتیکی نقش داشته و موجب مداخلات خارجی شده اند. در تایوان، هرچند ترکیب قومی کمتر متنوع است، اما تمایز هویتی تایوانی ها از چینی ها و موقعیت استراتژیک آن در آبراه های حیاتی دریای چین، این جزیره را به یکی از حساس ترین نقاط در تقابل های ژئوپلیتیکی میان چین و ایالات متحده تبدیل کرده است. همچنین، نقش تایوان در صنعت نیمه هادی ها به عنوان یک منبع استراتژیک در زنجیره تأمین جهانی فناوری، به شدت بر رقابت های بین المللی تأثیر گذاشته است. علاوه بر این، مسائل حقوق بشری در هر دو بحران به عنوان ابزارهای سیاسی برای توجیه مداخلات و حمایت های بین المللی به کار گرفته شده اند. این پژوهش نشان می دهد که چگونه عوامل جغرافیایی، هویتی و منابع طبیعی در تشدید بحران های ژئوپلیتیکی نقش داشته و به ابزارهایی برای پیشبرد اهداف قدرت های بزرگ تبدیل شده اند.
۲۷.

تحلیل نقش منابع جغرافیایی قدرت در بحران های ژئوپلیتیکی جهان اسلام (نمونه موردی: بحران قره باغ و کشمیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیل تطبیقی تأثیر مؤلفه های جغرافیای قدرت، از جمله منابع طبیعی، موقعیت استراتژیک و ترکیب قومی مذهبی، در دو بحران ژئوپلیتیکی قره باغ و کشمیر ایجاد شده است. پرسش اصلی تحقیق حاضر این است که چگونه منابع جغرافیای قدرت، شامل مؤلفه هایی نظیر منابع طبیعی، موقعیت استراتژیک، ترکیب قومی مذهبی و ابعاد انسانی در روابط بازیگران قدرت تأثیر گذاشته و موجب تعمیق بحران های ژئوپلیتیکی قره باغ و کشمیر شده اند؟ روش شناسی این پژوهش مبتنی بر تحلیل تطبیقی است که در آن به بررسی نقش و تأثیرات این مؤلفه ها در تشدید بحران ها پرداخته می شود. فرضیه پژوهش بر این اساس استوار است که رقابت های منطقه ای و بین المللی در کنار شکاف های قومی و مذهبی، به ویژه در دو بحران قره باغ و کشمیر باعث پیچیدگی و طولانی شدن درگیری ها و مانع از رسیدن به راه حل های پایدار شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که قره باغ و کشمیر، هر دو به عنوان مناطق استراتژیک در جهان اسلام با منابع طبیعی ارزشمند، درگیر منازعات طولانی مدتی هستند که تحت تأثیر رقابت های قدرت های بزرگ و منطقه ای قرار گرفته اند. در قره باغ، ترکیب قومی و مذهبی میان ارامنه و آذری ها، نقش روسیه و ترکیه، و منابع آبی و معدنی به طور مستقیم بر تشدید جنگ و منازعه تأثیر گذاشته است. در کشمیر، تضادهای مذهبی میان مسلمانان و هندوها، نقش چین و پاکستان، و اهمیت منابع آبی، به ویژه برای کشاورزی و تأمین آب شرب، از عوامل اصلی تشدید بحران میان هند و پاکستان است. ابعاد انسانی این بحران ها، از جمله آوارگی های گسترده، تخریب زیرساخت ها و ناآرامی های اجتماعی به تعمیق خصومت های قومی و مذهبی دامن زده و مانع از دستیابی به صلح پایدار شده است.
۲۸.

ارزیابی حکمروایی شهری پایدار در شهرهای کوچک مرزی(مطالعه موردی: شهر سردشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۷
در حکمروایی مدرن، تغییر از ساختارهای مرکزی و سلسله مراتبی به سمت رویکردهای مشارکتی با سازمان های اجتماعی و نهادهای غیردولتی، که به توسعه پایدار شهری کمک می کنند، اهمیت دارد. در تحقیق حاضر، حکمروایی شهری به عنوان یکی از راهبردهای اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار در شهر مرزی سردشت مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد جمع آوری داده ها، تعاملی و متمرکز بر دانش فنی، و استفاده از روش های تحلیلی، به کار رفته است. یافته های تحقیق به سه بخش تقسیم می شود: ابتدا شناسایی عوامل موثر در حکمروایی بر توسعه پایدار شهری با در نظر گرفتن 12 متغیر، سپس بررسی نقش این متغیرها در تحقق توسعه پایدار شهری از طریق روش تحلیل اثرات متقاطع، و در نهایت شناسایی پیشران های کلیدی تحقق پذیری توسعه پایدار با استفاده از روش دلفی آنی و اولویت بندی آن ها بر اساس اهمیت و عدم قطعیت. نتایج نشان می دهند که پنج متغیر اصلی شامل تشویق و ترغیب شهروندان به مشارکت، هماهنگی میان نهادهای شهری برای حل مسائل و اجرای پروژه ها، برگزاری جلسات عمومی جهت تبیین اقدامات عمومی، همسوسازی بین سازمان های شهری مختلف در اداره شهر، و ارتباط مدیران شهری با نهادهای علمی و دانشگاهی به عنوان موثرترین متغیرهای تأثیرگذار بر روند توسعه پایدار در منطقه مرزی سردشت شناخته شده اند. تحلیل سناریوهای توسعه پایدار در چارچوب حکمروایی شهری نشان می دهد که احتمال وقوع وضعیت های بحرانی در آینده توسعه پایدار در شهر مرزی سردشت بیشتر است.
۲۹.

تحلیل ژئوپلیتیکی مناسبات ایران و ایالات متحده آمریکا: تعامل تاریخ، بازیگران، استراتژی ها و منابع قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۲۴
مناسبات ژئوپلیتیکی میان ایران و ایالات متحده آمریکا طی بیش از یک قرن، تحت تأثیر تعاملات پیچیده ای از تاریخچه روابط دوجانبه، نقش آفرینی بازیگران داخلی و خارجی، استراتژی های اتخاذ شده و بهره برداری از منابع جغرافیای قدرت شکل گرفته اند. در همین راستا، پرسش محوری تحقیق حاضر آن است که: مناسبات ژئوپلیتیکی ایران و ایالات متحده آمریکا در بستر رقابت های منطقه ای و بین المللی چگونه شکل گرفته، چه عواملی در تحولات آن مؤثر بوده اند، و این مناسبات بر اساس چه الگوهایی قابل تحلیل هستند؟ تحقیق حاضر با رویکردی تحلیلی و تاریخی، به بررسی پیوسته این چهار بعد پرداخته و نشان می دهد که مناسبات ایران و آمریکا به طور مستمر در مسیر نوسان میان همگرایی و تقابل قرار داشته اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که منابعی چون موقعیت جغرافیایی استراتژیک، نفت، ظرفیت های فناورانه، و توانمندی های دیپلماتیک، نقشی اساسی در تعیین الگوهای رفتاری دو کشور ایفا کرده اند. تحولات داخلی ایران، ظهور بازیگران منطقه ای چون رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی، و تغییرات در ساختار نظم بین المللی نیز به شدت در جهت گیری استراتژیک این مناسبات مؤثر بوده اند. بر مبنای این تحلیل، چهار راهبرد کلیدی شامل دیپلماسی هدفمند منطقه ای، همکاری های محدود با شرکای استراتژیک، تقویت توان داخلی فناورانه، و توسعه دیپلماسی نرم، به عنوان چارچوب هایی برای مدیریت آینده مناسبات ایران و ایالات متحده پیشنهاد شده اند. نتایج نشان می دهد که تنها از طریق شناخت دقیق منابع قدرت و تنظیم انعطاف پذیر استراتژی ها می توان مسیر مناسبات را از الگوی تقابل به سمت همکاری مدیریت کرد.
۳۰.

عوامل مؤثر بر کنترل و مدیریت مرزها متاثر از گسترش گروه قومی ترکمن در دو سوی مرز ایران و ترکمنستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۶
موضوع تحقیق حاضر به بررسی اهمیت و تأثیر استقرار گروه واحد قومی در دو سوی مرز در کنترل مرز با تأکید بر قوم ترکمن پرداخته است. این تحقیق از طریق روش توصیفی-تحلیلی با جمع آوری داده ها از دو بخش کتابخانه ای و میدانی به ارزیابی و تحلیل اثرات و تأثیرات استقرار گروه های قومی در کنترل مرز می پردازد. تأمین امنیت ملی و جلوگیری از ناامنی و جنگ از جمله اهداف مهم کنترل مرزها است و به این منظور، اهمیت استقرار گروه های قومی در دو سوی مرز به ویژه با تأکید بر قوم ترکمن به عنوان جزء از جامعه محلی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق به دو بخش نظری و میدانی تقسیم می شوند. در بخش نظری، با تکیه بر نظریات مرتبط با کنترل مرز و قومیت، شش مؤلفه و 27 متغیر به عنوان گویه های اصلی تحقیق معرفی شده اند. در بخش میدانی نیز با استفاده از پرسش نامه و با مشارکت 30 نفر از متخصصان مرز از جمله اساتید دانشگاه و دانشجویان دکتری در حوزه های جغرافیای سیاسی، برنامه ریزی شهری و علوم سیاسی، داده ها جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار SMART-PLS تحلیل و بررسی شده اند.نتایج نشان می دهد که بعد سیاسی با ضریب 0.898 به عنوان یکی از عوامل مؤثر در کنترل مرز تأثیرگذار است. در این متغیر، تبعیضات سیاسی و قومی و عدم بازیگری سیاسی تأثیر مهمی در اهمیت بعد سیاسی در کنترل مرز ایران و ترکمنستان دارد. این یافته ها نشان می دهند که در تدوین سیاست ها و برنامه های مرتبط با کنترل مرز، نیاز به توجه به عوامل سیاسی و قومی از اهمیت بالقوه برخوردار است.
۳۱.

بنیان های ژئوپلیتیکی و منطق دوگانه در سیاست خارجی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر به بررسی نقش و جایگاه بنیان های ژئوپلیتیکی در شکل دهی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره زمانی ۱۳۷۹ تا ۱۴۰4 می پردازد و تلاش دارد تا با نگاهی تحلیلی، چالش های ناشی از تداوم استفاده از مؤلفه های ثابت ژئوپلیتیکی را در بستری از تحولات نوین منطقه ای و جهانی واکاوی کند. مؤلفه هایی نظیر موقعیت جغرافیایی استراتژیک ایران در چهارراه آسیای جنوب غربی، منابع عظیم انرژی (نفت و گاز)، توانمندی های دفاعی و بازدارندگی نظامی، و نفوذ منطقه ای از طریق حمایت از محور مقاومت، در طی دو دهه گذشته، ابزارهای اصلی قدرت ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی بوده اند که در راهبردهای سیاست خارجی به طور مکرر و تقریباً بدون نوآوری مورداستفاده قرار گرفته اند. اگرچه این مؤلفه ها در مقاطع مختلف موجب تقویت نقش ایران در موازنه های منطقه ای شده اند، اما تکیه مفرط و انحصاری بر آن ها در کنار غفلت از مؤلفه های مکمل همچون ژئواکونومی، دیپلماسی چندجانبه، و ظرفیت های نرم افزاری قدرت، منجر به شکل گیری نوعی وابستگی ژئوپلیتیکی ساختاری شده است. این وابستگی، توان کشور را برای انطباق با نظم نوظهور بین المللی کاهش داده و کشور را در برابر تحولات پویای منطقه ای از جمله بحران اوکراین، جابه جایی مسیرهای انرژی جهانی، تغییرات در بازارهای بین المللی، و تحولات ژئواستراتژیک در قفقاز جنوبی به ویژه پروژه دالان زنگه زور آسیب پذیر ساخته است. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش توصیفی - تحلیلی، بر پایه تحلیل محتوای منابع مکتوب، داده های رسمی و مطالعات سیاستی، تلاش دارد ضمن شناسایی نقاط ضعف و محدودیت های کنونی، بر ضرورت بازتعریف بنیان های قدرت ژئوپلیتیکی ایران تأکید کند.
۳۲.

کاوشی انتقادی در امکان عبور از نظم دولت – ملت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۸
واکاوی دگردیسی های حاکم بر سپهر بین الملل مبین آن است که انگاره ی دولت-ملت در مقامِ چارچوب سنتی انتظام بخش سیاسی، تحت تأثیرِ تکانه های اقلیمی، جهش های فناورانه و بازتعریف تعلقاتِ هویتی، با فرسایش ساختاری و استهلاک نهادی مواجه گردیده است. بر این مبنا، ماهیت برساخته ی نظمِ تاریخی مزبور در تلاقی با چالش های نوپدید آشکار گشته و کارآمدی ارکانِ پیشین آن، مشتمل بر قطعیت مرزی، همگنی هویتی و تفوق حاکمیتی، در مسیر ساماندهی مطلوب زیست جمعی مخدوش به نظر می رسد. همچنین، غلبه ی جریان های سیال ارتباطی و تکوین سوژه هایِ فراملی، بازنگری رادیکال در گره گاه های قدرت، سرزمین و تعلق را ناگزیر ساخته و عبور از الگوی وستفالیایی را به فرآیندی چندوجهی بدل نموده است که به طور هم زمان پتانسیل بروز بی ثباتی و بازتولید سویه های نوین اقتدارگرایی را در بطن خود دارد. به موجب آن، پی افکنی الگوهای مشروعیت بخش جایگزین جهت ممانعت از ایجاد گسست های مخرب سیاسی، محتاج عزم نظری منسجم و تخیل سیاسی جهت بازآراییِ پیوند میان انسان و فضا در قالبی مشارکتی است، به گونه ای که صورت بندی های نوین قدرت، به جای استمرار الگوهایِ تبعیض آمیز، موجد امکاناتی برای همبستگی جهانی و پایداری محیطی گردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان