تحلیلی از رابطه معناشناختیِ واژگانیِ «تقوا» و «احسان» در اخلاقِ قرآنی
حوزههای تخصصی:
روشِ «تحلیلِ معناشناختیِ واژگانی» یکی از روش های مناسب برای بررسیِ ساختمانِ معناییِ واژه های قرآن است. این روش در پژوهش های معنا شناختی بسیار اهمّیّت دارد. در این مقاله با این روش به معناشناسیِ واژگانیِ دو واژه «تقوا» و «احسان» پرداخته ایم و اعضا و کیفیّاتِ معنایی آنها را با استفاده از آیاتِ قرآن احصا کرده ایم؛ زیرا مفاهیمِ این دو واژه در اخلاقِ قرآنی جایگاهِ ویژه و ممتازی دارند. گفتنی است که، در این مقاله، تعابیرِ «عضوِ معنایی» و «کیفیّتِ معنایی» را برای نخستین بار در بسترِ روشِ «تحلیلِ معناشناختیِ واژگانی» مطرح کرده ایم. بر اساسِ آیاتِ قرآن به این نتیجه رسیدیم که «اسلام»، «ایمان» و «عملِ صالح» اعضای معناییِ تقوا و «بازدارندگی»، «تشکیکی بودن» و «استمرار» کیفیّاتِ معناییِ آن هستند؛ همچنین، «ایمان»، «تقوا» و «عملِ صالح» اعضای معناییِ احسان و «تفضّل»، «کیفیّت خواهی» و «پیش برندگی» کیفیّاتِ معناییِ آن هستند. در رابطه یابی میانِ مفاهیمِ این دو واژه به دو گونه رابطه «تولیدی» و «تزایدی» دست یافتیم و به این نتیجه رسیدیم که آثارِ مشترکِ ترکیبِ ساختمانِ معناییِ آنها عبارتند از: «معیّتِ الاهی»، «اجرِ عظیم»، «غفران و رحمتِ الاهی» و «تکفیرِ گناهان». این پژوهش نشان می دهد که واژه های قرآنی از لحاظِ معناشناختی ویژگی هایی دارند که افزون بر هر یک از اجزای تشکیل دهنده معنا که از آنها به «عضوِ معنایی» تعبیر کردیم، کُلّ متشکّل از اعضای معنایی نیز دارای آنهاست و ما آن ویژگی ها را «کیفیّاتِ معنایی» می نامیم.