شناسائی حق فسخ نکاح کودک، پس ازبلوغ، در پرتو مخصص لبّی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباب نکاح کودک توسط ولی، درخصوص حق فسخ کودک پس ازبلوغ، روایات، متعارض بوده وبه تبعِ روش های گوناگون درجمع آن ها، اقوال نیز مختلف است. به نظر می رسد، باعنایت به تعارض یادشده وتبرّعی دانستن گونه های مختلف جمع، و نیز لزوم احتیاط در مسائل مربوط به فروج، علاوه بر امکان استناد به مجموع ادله نفی ضرر، باید به مخصص لبّی موجود در مسأله پیش رو توجه کرده و آن را به چند مثال بسیط درکتب اصولی، محدود نکرده و در جریان استنباط فقهی، از آن، بهره گرفت. نوشته پیش رو، به روش توصیفی تحلیلی، با واکاوی در اقوال و نقد و بررسی مستندات هر یک، حکم قطعی عقل به قبح مسلّمِ لازم دانستن نکاح کودک و تحمیل همسر ناخواسته و نیز لزوم پرهیز از آسیب های روانی، عاطفی، اجتماعی و... آن را بمنزله مخصص لبّیِ لزوم عقد دانسته و براین اساس، برای کودک، پس از بلوغ، قول به حق فسخ را پذیرفته است. مبنای مخصص عقلی یادشده نیز پژوهش های عدیده ای است که در جوامع مختلف، مبنی بر این که اجبار به نکاح و تحمیل همسر ناخواسته، منشأ بسیاری از انحرافات و ناهنجاری ها بوده و امروزه، این مطلب، مورد تصدیق عقلای عالم است و کم تر کسی در آن تردید می کند؛ بحدّی که از مسلّمات به شمار می آید. ضمن آن که به شهادت پژوهش های صورت گرفته در تحلیل رویه قضائی، با وجود لزوم تحصیل اجازه برای نکاح پیش از بلوغ از دادگاه، در بسیاری موارد، آسیب ها کماکان باقی است و اساساً تشخیص دادگاه را می توان محدود به دوران صغَر دانست. ۲.مدلول روایات وارد شده در باب امکان فسخ، با روایات دالّ بر عدم امکان فسخ، متعارض بوده، پس از تساقط، به ادله دیگر رجوع می شود. از این رو پس ازپذیرش اصل لزوم به عنوان قاعده ای عام در عقد نکاح، به مخصص لبّی دال بر قبح لزوم عقد نکاح کودک، استناد کرده و چنین نکاحی را پس ازبلوغ، ازسوی وی، قابل فسخ می دانیم. استناد به مخصص لبّی در این مسئله نیز حسب جست وجوی انجام شده، مسبوق به سابقه نبوده است.