احمد شاکری
| مدرک تحصیلی: دکتری ادبیات تطبیقی، EHIC (گروه فضاهای انسانی و تعاملات فرهنگی)، دانشگاه لیموژ فرانسه |
| رتبه علمی: استادیار گروه مطالعات فرهنگی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی |
| پست الکترونیکی: a.shakeri@ihcs.ac.ir |
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
چهره نگاری آفتاب بر آب
زندگینامه، خاطره، داستان - گفتگو با علی رضا کمری، پژوهشگر ادبی
مصاحبه کننده:
احمد شاکری مصاحبه شونده:
علیرضا کمری
حوزههای تخصصی:
نمی دانم می توانم این کار را تمام کنم یا نه؟ گفتگو با رضا سید حسینی؛ مترجم و محقق ادبیات
مصاحبه کننده:
احمد شاکری مصاحبه شونده:
رضا سیدحسینی
حوزههای تخصصی:
افخمی یک مقداری ناامید شده (گفتگو با عباس اکبری مترجم و مدرس فیلمنامه نویسی درباره «گاو خونی»: آخرین ساخته بهروز افخمی
مصاحبه کننده:
احمد شاکری مصاحبه شونده:
عباس اکبری
حوزههای تخصصی:
گفتگو: عقل قادر به حل همه مسائل نیست
مصاحبه کننده:
احمد شاکری مصاحبه شونده:
مصطفی مستور
حوزههای تخصصی:
گفتگو با جمشید خانیان : اصلا مهم است چه کسی درست می گوید؟ من فکر نمی کنم!
مصاحبه کننده:
احمد شاکری مصاحبه شونده:
جمشید خانیان
حوزههای تخصصی:
گفتگو: ناخودآگاهی در همه داورها وجود دارد
مصاحبه کننده:
احمد شاکری مصاحبه شونده:
احمد غلامی
حوزههای تخصصی:
گفت و گو: آرامش عمیقی مرا در برگرفته بود
مصاحبه کننده:
احمد شاکری مصاحبه شونده:
علی موذنی
حوزههای تخصصی:
اولویت بندی مؤلفه های فرهنگ سازمانی از منظر نهج البلاغه در دانشگاه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف پژوهش حاضر، ﺷﻨﺎﺳﺎیی مؤلفه های فرهنگ سازمانی از منظر نهج البلاغه و رﺗﺒﻪﺑﻨﺪی آنها برای اعضای هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس از منظر دانشجویان مقطع دکتری این دانشگاه بود. در این پژوهش، فرهنگ سازمانی از منظر نهج البلاغه و 9 مؤلفه آن شامل اخلاص، یادگیری و دانش افزایی، وجدان کاری، بهبود مستمر، مردم داری، نظم و انضباط، مشورت و هم اندیشی، خود ارزیابی و عدالت در نظر گرفته شد. روش:پژوهش حاضر، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها نیز توصیفی از نوع پیمایشی است. برای اولویت بندی مؤلفه های فرهنگ سازمانی از آزمون فریدمن استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه دانشجویان مقطع دکتری دانشگاه تربیت مدرس تهران بود. نمونه آماری تعداد 270 نفر از دانشجویان بودند که به صورت تصادفی و از طریق فرمول کوکران به دست آمد. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ، روایی محتوا با استفاده از نظر متخصصان آشنا به موضوع پژوهش و روایی سازه نیز با بهره گیری از معادلات ساختاری تأیید شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. یافته ها:نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که یادگیری و دانش افزایی به عنوان مهم ترین مؤلفه و ابعاد مختلف عدالت در رده دوم اهمیت مؤلفه های فرهنگ سازمانی از منظر دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس قرار دارند. نتیجه گیری:بر اساس یافته های پژوهش برای ارتقای فرهنگ سازمانی مبتنی بر نهج البلاغه باید بر یادگیری و دانش افزایی اساتید و همچنین رعایت عدالت، بیش از سایر موارد تأکید کرد.
خداوندی که نزدیک است (روی ماه خداوند را ببوس نوشته مصطفی مستور)
پیامبر عصر تکنولوژی (نقد داستان «سلاح خانه شماره 5» نوشته کورت ونه گات جونیر)
سایر:
احمد شاکری
حوزههای تخصصی:
نقد: شاهزاده ای که می خواست در خواب بماند - خاتون عشق نوشته: زهرا زواریان
سایر:
احمد شاکری
حوزههای تخصصی:
نقد: من قاتل اندیشه تان هستم
سایر:
احمد شاکری
حوزههای تخصصی:
بوطیقای شهر در شعر فارسی: بازنمایی فضاهای شهر در اشعار نصرت رحمانی
نویسنده:
احمد شاکری سارا حسینی
منبع:
هنر و ادبیات تطبیقی سال ۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
39 - 54
حوزههای تخصصی:
شهرها از نخستین اشکال آن ها تا امروزی ترین و مدرن ترین شان، همواره به عنوان پدیده هایی جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی مطرح بوده اند؛ اتخاذ چنین نقش هایی در عرصه غیرادبی و همچنین قوت یافتن عنصر مکان در عرصه ادبیات مدرن، سبب گردیده است که شهر، هم به عنوان عاملی خوداتکا و هم به عنوان عنصری تأثیرگذار بر دیگر بخش های زندگی انسان مطرح گردد. بر همین اساس، شهر در شعر و داستان نیز جلوه ها و بازنمایی های خود را داشته است. در میان شاعران دهه سی ادبیات معاصر ایران، نصرت رحمانی از جمله شاعرانی است که نگاه ویژه ای به انسان شهری و شهر دارد. بازنمایی فضاهای عمومی شهری در آن سال ها از جمله فضاهایی هستند که بیشترین فراوانی را در دفاتر شعری او دارند. این مفاهیم در آثار نخستین رحمانی به چنان پیوندی با هم دست یافته اند که حتی در غیاب مفهوم و تصویر کلی «شهر»، فضاهای عمومی آن و به ویژه جغرافیای جنوب شهر را فرا خاطر می آورند. این امر از آن رو اهمیت دارد که دهه ی سی در حوزه جغرافیای شهری، آغاز نگاه مستقل به مفهوم شهر است و در عرصه ی ادبی نیز، با فاصله گرفتن از فضاهای غالباً عام، کلاسیک، روستایی و طبیعت محور شعر نیما یوشیج، نصرت رحمانی، اهمیت بازنمایی شهر را در شعرهای خود خاطر نشان کرده است. بر اساس همین نگاه، در این پژوهش تلاش می شود با توجه به نگاه رئالیستی آمیخته با رمانتیسم موجود در اشعار نصرت رحمانی، به بررسی تصویر شهر و مفصل بندی های اجزای آن در شعر بپردازیم، امری که سبب پدید آمدن تصاویر روشن، عینی، سطحی
بررسی رابطه بین مسئولیت اجتماعی سازمان و وفاداری کارکنان: نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۷ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲۴
89 - 108
حوزههای تخصصی:
از هویت تاریخی تا هویت فرهنگی؛ نگاهی به چگونگی روایت شهر در فیلم طهران تهران از منظر تصویرشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
نرگس صالحی احمد شاکری
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸
33 - 42
حوزههای تخصصی:
شهر به عنوان یک اصطلاح اجتماعی در شکل گیری فرهنگ، تاریخ و هویت مردم آن نقش بسزایی را ایفا می کند و به سبب همین کارکرد قابلیت تبدیل شدن به موضوع آثار سینمایی و داستان را دارد. در آثار سینمایی، شهر یا به صورت یک عنصر تاریخی مورد توجه است و سعی بر آن است تا روایتی از گذشته تاریخی آن ارائه شود یا به صورت یک عنصر فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است که در این حالت شهر ماهیتی انسانی به خود می گیرد و در مرکز روایت است و حتی گاهی یکی از راویان داستان نیز می شود. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی – تحلیلی و با بهره گیری از روش تصویرشناسی انجام گرفته است. در این پژوهش با نگاه به فیلم طهران تهران ساخته داریوش مهرجویی و مهدی کرم پور تلاش شده است تا چگونگی بازنمایی شهر در دو وجه تاریخی و فرهنگی بر اساس المان های به کارگرفته شده، تبیین شود. در این فیلم نخست تهران از زاویه تاریخی و حیات تاریخی آن به مخاطب معرفی می شود که در این حالت در جایگاه «من» تاریخی است تا هویت تاریخی گذشته را برای مخاطبان سالمند خود بازنمایی کند و یادآور خاطرات گذشته طهران باشد. در بخش دوم روایت، شهر تهران به عنوان هسته روایت مورد توجه قرار گرفته و تهران به عنوان «دیگری» برای گروهی از جوانان در نظر گرفته می شود که در تقابل با نسل گذشته خود قرار گرفته اند. در این حالت شهر تبدیل به راوی اصلی حوادث و مشکلات نسل جوان می شود.
از مرکز تا حاشیه: دگردیسی معنا در فرش محرابی
نویسنده:
احمد شاکری ثنا وافری
منبع:
هنر و ادبیات تطبیقی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
65 - 79
حوزههای تخصصی:
مطالعه نمادها و کشف مسیر بازنمایی آن ها یکی از مشخصه های اصلی در مطالعات فرهنگی است. در سالیان اخیر توجه به این حوزه مطالعاتی در هنرهای سنتی و فرش به عنوان یکی از بسترهای مطالعات بینارشته ای مطرح شده است. از میان انواع فرش ها در ادوار تاریخی و فرهنگی، فرش های محرابی یکی از محمل های ظهور و بروز نمادها و تصویرهای مختلف بوده است. اوج ظهور فرش های محرابی با نمادها و طرح های گوناگون در دوره صفویه است که در طراحی فرش منجر به شکل گیری دسته های متنوعی از جمله محرابی گلدانی، گیاهی، ستون دار و درختی شد. در طراحی فرش محرابی دوره صفویه، طرح فرش به دلیل سیر حرکت معنا به واسطه حرکت نقش از مرکز به حاشیه اهمیت ویژه ای می یابد. در پژوهش حاضر با تمرکز بر فرش محرابی ستون دار دوره قاجار، روایت دگردیسی طرح درخت زندگی و فرایند مرکز زدایی در آن موردبحث قرارگرفته است. بر همین اساس می توان گفت که در طرح های محرابی درختی، به ویژه از نوع ستون دار، به سبب طراحی کامل محل محراب و نزدیکی به هنر واقع گرایی که در طراحی های قاجار مورد توجه بوده است، مرکز فرش فاقد هرگونه طرح و نقش است و تمامی نقوش به لچک بالایی فرش و حاشیه های داخلی، اصلی و بیرونی منتقل شده است. این مرکز زدایی در طراحی فرش تلاش دارد از مسیر دگردیسی طرح به دگردیسی معنا برسد؛ به بیانی واضح تر با کنارزده شدن نقش درخت زندگی از میان محراب و جایگزین شدن نمازگزار به عنوان بخشی از کلیت فرش، حس آرامش و سکون را در محراب نماز نیز دریافت می کند.
مشارکت اطلاعاتی کودکان و نوجوانان در طراحی شهرهای هوشمند آینده: وضعیت موجود و نقش مدیریت اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
سیده زهرا اجاق احمد شاکری
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت توسعه شهرهای آینده و طراحی شهرهای هوشمند بر اساس نیازها و خواستههای ساکنان، مشارکت اطلاعاتی کودکان و نوجوانان توجه مراکز آکادمیک را جلب کرده است. هدف این مطالعه، بررسی نقش مدیریت اطلاعات در مشارکت یا به حاشیه راندن کودکان در مشارکت اطلاعاتی بود. اینکار با روش مرور منظم ادبیات موجود انجام شد؛ بهطوری که در 6 پایگاه اطلاعاتی جستوجو صورت گرفت و با مرور مقالات بر اساس معیارهای شمول یا حذف مقالات و غربالگری 4 مرحلهای «پریزما»، در نهایت، تعداد 24 مقاله به فرایند مرور تماممتن وارد شدند که از آنها 5 مقاله فارسی بودند. این پژوهش با هدف پاسخگویی به 4 پرسش پژوهشی شامل چگونگی توضیح و تبیین مشارکت کودکان و نوجوانان در مقالات، شیوههای جلب مشارکت آنها، اقدامات انجامشده برای پرورش ذهنیت هوشمند کودکان و نوجوانان در شهر هوشمند، و ابتکارات بررسی یا پیشنهادشده برای مشارکت اطلاعاتی کودکان در شهر هوشمند انجام گرفت. یافتهها نشان داد که در بازۀ زمانی 1390 تا 1403، تنها 24 متن مرتبط منتشر شده که در سال 1399بیشترین میزان را داشته است. طی این مطالعه، 6 دیدگاه مختلف برای مشارکت کودکان و نوجوانان در شهر هوشمند شناسایی شد که یادگیری و کسب مهارت و آمادگی برای مشارکت مفهوم غالب در مباحث نظری بود. در این مقالات مشارکت اطلاعاتی کودکان بهصورت شرکت در فرایند تصمیمسازی، تولید اطلاعات درباره ترجیحات و نیازهایشان و دریافت اطلاعات مورد نیاز تعریف شدهاند. بر اساس این مطالعات، طراحی پروژهمحور، یادگیری مشارکتی، و دانشوندی بهمثابه سه شیوه اصلی برای جلب مشارکت این گروه سنی هستند و مدیریت اطلاعات برای پرورش ذهنیت هوشمند و یادگیری کودکان لازم است تا به ایجاد محیطهای یادگیری الکترونیک، هوشمند و مادامالعمر اقدام شود. همچنین مدیریت اطلاعات برای عملیاتی ساختن مشارکت اطلاعاتی کودکان و نوجوانان لازم است دو دسته اقدام انجام دهد: 1) آمادهسازی ساختارها، و 2) آموزش مهارتها. بهعنوان نتیجهگیری، این مرور منظم نشان میدهد که کودکان تاکنون در طراحی شهرهای هوشمند، چندان مورد توجه نبودهاند؛ اما برای کمک به هویتبخشی به کودکان و افزایش عزت نفس آنها وظیفه اخلاقی مدیریت اطلاعات این است که مشارکت کودکان و نوجوانان در شهرهای هوشمند به رسمیت شناخته شود و رابطه کودکان با شهرهای هوشمند دو-سویه باشد؛ یعنی از یکسو شهر هوشمند خدماتی را به این گروه عرضه کند و از سوی دیگر، به کودکان بهعنوان تولیدکنندگان و پردازشگران داده توجه شود و از دیدگاهها و نظرات آنها در سیاستگذاری و تصمیمگیری استفاده شود. برای این منظور لازم است که مدیریت اطلاعات در سطح نظری و فلسفی، رویکرد مشارکتی و پایین-بالا در پیش گیرد، و در سطح اجرایی، زیرساختهایی برای گردآوری و پردازش دادهها از سوی کودکان و نوجوانان و استفاده از آنها برای سیاستگذاری شواهدمحور فراهم سازد.
معماری فضاهای ارتباطی در جهان های جدید خوانشی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
احمد شاکری
حوزههای تخصصی:
گسترش خواندن در نمایشگرها و زیست جهان های دیجیتال، الگوهای توجه، حضور و عمق پردازش خوانش را دگرگون کرده است. پژوهش حاضر تلاش می کند با رویکردی میان رشته ای در چارچوب نظری فضا محور و تفکیک سه سطح خوانش در فضای هژمونیک، فضای مقاومت و فضای میانجی و با روش تحلیل نظری اسنادی از مسیر بازخوانی انتقادی ادبیات میان رشته ای خواندن و فناوری و همچنین قیاس کیفیت خوانش در ابزارهای مختلف چاپی - کاغذی و دیجیتال - الکترونیکی، به بررسی تأثیر تغییر فضاهای خوانش و تحول فناوری بر کیفیت خوانش ناشی از میزان غوطه وری مخاطب در این فضاها بپردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که معماری فضاهای خوانشی دیجیتال از رهگذر شیوه طراحی روایت های تعاملی، بر عمق غوطه وری کاربران این فضاها اثر مستقیم دارد. به طور خاص، نتایج پژوهش حاکی از آن است که در فرایند خوانش دیجیتال، فضاهای میانجی با تقویت حس حضور و تعامل دوسویه، می توانند کیفیت خوانش را ارتقا دهند، هرچند این مزیت در کنار چالش های شناختی خاص این فضاها باید موردتوجه قرار گیرد تا کیفیت مشارکت خواننده در خوانش بالا رود. این تقویت تعامل می تواند از مسیر هدایت فضاهای میانجی و مهار عوامل تنش در کیفیت خوانش میسر شود.