مسعود حق لسان

مسعود حق لسان

مدرک تحصیلی: استادیار،دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد ایلخچی، گروه معماری، ایلخچی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۹ مورد از کل ۲۹ مورد.
۲۱.

تبیین نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در ارتقای زیست پذیری شهری (مورد پژوهی: بخش مرکزی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۸
گونه های متنوع فضاهای عمومی به عنوان بسترهایی برای تعامل اجتماعی، فراغت شهری و حضور مدنی، نقشی بنیادین در ارتقای زیست پذیری شهرها ایفاء می کنند. بخش مرکزی تهران با برخورداری از طیف گسترده ای از فضاهای عمومی، ازجمله پارک ها، پیاده راه ها، میدان ها و فضاهای باز شهری، بستر مناسبی برای بررسی تأثیر این فضاها بر کیفیت زندگی شهری فراهم می آورد. این پژوهش با راهبرد بین رشته ای و روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در بهبود ابعاد مختلف زیست پذیری شهری پرداخته است. داده های پژوهش از طریق روش های ترکیبی گردآوری شده است طوری که در بخش کمی، با توزیع پرسش نامه در میان 364نفر از شهروندان ساکن و حاضر در فضاهای عمومی منتخب و براساس فرمول کوکران، اطلاعات موردنیاز گردآوری گردید. در بخش کیفی، نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه های شهری صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس، انجام شد. نتایج نشان می دهد که گونه های مختلف فضاهای عمومی، به ویژه آن هایی که از طراحی کاربرمحور، دسترسی پذیری مناسب و تنوع کارکردی برخوردارند، تأثیر معناداری بر ارتقای مؤلفه هایی چون سرزندگی، امنیت، تعامل اجتماعی و رضایت مندی از محیط شهری دارند. به طورخاص این پژوهش با ارائه پیشنهادهایی درراستای بهینه سازی طراحی و مدیریت فضاهای عمومی، بر اهمیت این فضاها در ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی در بافت مرکزی کلان شهر تهران تأکید می کند.
۲۲.

تبیین نقش و جایگاه حکمروایی شهری در تحقق الگوی بهینه مشارکت شهروندان: مطالعه موردی شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۲
این پژوهش با اتخاذ روش شناسی ترکیبی (کیفی کمی) به واکاوی روابط ساختاری میان نهادهای حکمرانی و کنش های اجتماعی پرداخته است. در مرحله کیفی، تحلیل تماتیک مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۵ خبره (شامل شهروندان و مدیران) به استخراج ۱۰ مضمون محوری شامل: مشارکت شهروندی، شفافیت حکمروایی، عدالت فضایی، توسعه زیرساختی، آموزش شهروندی، اعتمادسازی نهادی، فناوری های شهری، شایسته سالاری، حکمروایی محلی و انسجام فرهنگی انجامید. در مرحله کمی، داده های پرسشنامه ای از ۳۸۴ شهروند با آزمون های آماری (فریدمن، رگرسیون، همبستگی پیرسون، آنوا و تی تک نمونه ای) تحلیل شد. یافته ها نشان دهنده تقابل پارادایمی میان حکمرانی متمرکز و الگوی مشارکتی چندذی نفعی است، که در آن شفافیت، عدالت فضایی و هویت مذهبی به عنوان محورهای دیالکتیکی برجسته شدند. آزمون فریدمن شکاف میان وضعیت موجود (مشارکت: 6/64؛ رضایتمندی: 7/05) و مطلوب (عدالت: 20/31؛ ارتباط شهروندی: 20/07) را آشکار ساخت. تحلیل رگرسیون نیز اثر معنادار بهینه سازی فرایندهای مشارکتی، مدیریت تعارض ها و هم افزایی فناورانه را تأیید کرد. همبستگی قوی میان شفافیت، سرمایه اجتماعی و فرایندهای مشارکتی نقش واسطه ای این عوامل را نشان داد. این پژوهش چارچوب مفهومی حکمروایی شهری ارتباط گرا را پیشنهاد می دهد که بر شفافیت رادیکال، عدالت فضایی چندمقیاسی و کنشگری هویتمند استوار است. این الگو، با تلفیق نظریه کنش ارتباطی هابرماس و انگاره های عدالت فضایی، راهبردهایی نظیر تقویت شوراهای محلی، پلتفرم های دیجیتال شفاف و آموزش توانمندساز را ارائه می دهد. نتایج نه تنها به ادبیات حکمروایی در شهرهای مذهبی غنا می بخشد، بلکه الگویی عملی برای مشارکت پایدار فراهم می کند.
۲۳.

مروری سیستماتیک بر شاخص های زیست پذیری شهری از منظر شهرسازی بیوفیلیک با رویکردی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
جهت بقای انسان ها در اکوسیستم، ضرورت دارد مداخلات و فعالیت های انسانی که به تخریب زیست بوم ها منجر می شوند، کنترل شوند. این مرور با دیدگاهی انتقادی نسبت به مطالعات و مفاهیم مطرح شده بوده و درپی پیشنهاد چارچوب شاخص های متناسب با ابعاد متنوع موضوع است. روش این پژوهش بر مبنای رویکردی انتقادی جهت مرور مفاهیم و مطالعات مرتبط، طبقه بندی شاخص های کلیدی تحلیل مقالات داخلی و خارجی در بازه زمانی 10 سال از 2014 تا 2024 بررسی شدند. در این بررسی 280 مقاله بر حسب کلمات کلیدی مرتبط با پژوهش و نشریه های منتشر شده تطبیق داده شدند. یافته های پژوهش در دو بخش دسته بندی شدند. بخش اول، تحلیل سیستماتیک که شامل بررسی کمی منابع بر حسب سال انتشار، نوع منابع و نشریات و البته روش هریک و بخش دوم شامل تحلیل موضوعی بر حسب محتوی و موضوعات مقالات با دیدگاه انتقادی و جهت جمع بندی در چهار دسته، دسته بندی شدند. در بررسی صورت گرفته از 280 مقاله بیش از 40 درصد منابع از روش های کمی بهره بردند و مقالات غیر مروری از مفاهیم و کلیدواژه های اصلی مورد نظر کمترین سهم را داشتند. با تطبیق نظری شاخص ها و مطالعات نظری حول شاخص های سنتی زیست پذیری و شاخص های بیوفیلیک شهرها می توان در چهار دسته بررسی و ضمن اذعان به محدودیت های آنها، ادغام دیدگاه طبیعت محور در آنها طبقه بندی کرد. هم چنین، انواع رویکردهای روش شناسی ارزیابی زیست پذیری در چهار دسته کمی، کیفی، ترکیبی و مکانی تحلیل شدند. درنهایت چالش ها و فرصت ها در اجرای شهرسازی بیوفیلیک متناسب با شرایط جامعه در بخش اجرا و مطالعه تدوین شد. این کاوش، تأثیر متقابل پیچیده ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی را نشان می دهد لنز بیوفیلیک با برجسته کردن نقش حیاتی تعامل انسان و طبیعت در تقویت رفاه و پایداری، ارزیابی را غنی می کند. ادغام عناصر طبیعی، از فضاهای سبز و جنگل های شهری گرفته تا اصول طراحی بیوفیلیک در ساختمان ها، به طور قابل توجهی بر سلامت جسمی و روانی ساکنان تأثیر می گذارد و جوامع پر جنب وجوش و انعطاف پذیری را تقویت می کند. بااین حال، تحقق پتانسیل شهرسازی بیوفیلیک نیازمند پرداختن به محدودیت های اقتصادی، تضمین برابری اجتماعی و غلبه بر چالش های اجرایی عملی است.
۲۴.

توزیع فضایی- مکانی پارکینگ های عمومی و مکان یابی بهینه آن با بهره گیری از مبانی شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری، مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
پارکینگ های عمومی یکی از مهم ترین زیرساخت های سیستم حمل ونقل هستند که نقش مؤثری در کاهش ترافیک و کارایی آن و کیفیت زندگی شهری دارند. در عصر معاصر به دلیل افزایش اتومبیل، کمبود فضای پارک کردن، هزینه هنگفت ساخت پارکینگ، ارزیابی دقیق برای مدیریت و مکان یابی پارکینگ ضرورت پیدا می کند. این پژوهش از نوع کاربردی است که به بررسی امکان سنجی مکان و مکان یابی مناسب پارکینگ در شهر ارومیه به روش توصیفی تحلیلی پرداخته است. با مطالعات کتابخانه ای به تدوین مبانی نظری (شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری)، برای شناخت محدوده مورد مطالعه و بررسی وضع موجود از روش میدانی و استفاده از نقشه های طرح تفصیلی و جامع پرداخته و میزان کمبودها و نحوه توزیع فضایی پارکینگ ها مشخص شده است. تعیین سرانه پارکینگ عمومی با توجه به استاندارد وزارت راه و شهرسازی انجام گردیده است. برای تعیین محدوده های مناسب جهت احداث پارکینگ، معیارهای تأثیرگذار در مکان یابی را شناسایی و با استفاده از نرم افزار سوپر دسیژن  معیارها را به لایه های اطلاعاتی تبدیل کرده و برای هریک از معیارها (لایه ها)، فاصله های موردنیاز (حریم ها) ایجاد شده است. شبکه معابر در مطالعات جامع حمل ونقل و ترافیک شهر ارومیه با محیط نرم افزار شبیه سازی ترافیک مدل سازی شده است. با توجه به میزان تأثیر هریک از لایه ها و مقایسه زوجی آن ها از طریق نرم افزار سوپر دسیژن، وزن هریک از لایه ها را محاسبه کرده که نرخ ناسازگاری مقایسات زوجی 08/0 به دست آمده و چون کمت ر از 1/0 بوده ، س ازگاری ای ن مقایسات قابل قبول است. در نهایت با روی هم گذاری لایه های اطلاعاتی، محدوده های مناسب مشخص و در پنج دسته خیلی ضعیف تا بسیار خوب تقسیم بندی شده است.
۲۵.

تبیین مؤلفه های طراحی شهری محرک و تأثیر آن در تسریع توسعه شهری (مطالعه موردی: مناطق جدید شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۵
توسعه مناطق جدید شهری نیازمند رویکردهایی نوین برای تسریع رشد و ارتقای کیفیت زندگی است. این پژوهش باهدف تبیین مؤلفه های طراحی شهری محرک و تأثیر آن در توسعه مناطق جدید ارومیه انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش تبیین مؤلفه های طراحی شهری محرک و تأثیر آن در تسریع توسعه شهری بامطالعه موردی مناطق جدید شهر ارومیه است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی تحلیلی با رویکرد کیفی است. جامعه آماری شامل مدیران، متخصصان و مسئولان شهری ارومیه بود که با استفاده از روش گلوله برفی و دلفی، ۲۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته در بازه زمانی مهر تا دی 1404 انجام شد و تحلیل داده ها با بهره گیری از روش نظریه دانه بنیاد و نرم افزار مکس کیودا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که طراحی شهری محرک در مناطق جدید ارومیه بر ۶ بعد کالبدی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و فناوری استوار است که درمجموع ۳۲۸ کدباز، ۴۷ مقوله فرعی و ۱۲ مقوله اصلی شناسایی شد. نتایج حاصل از مدل پارادایمی بیانگر آن است که «دسترسی و نفوذپذیری»، «تنوع عملکردی» و «فضاهای عمومی اجتماعی» به عنوان مهم ترین راهبردهای طراحی، نقش کلیدی در تسریع توسعه و جذب ساکنان ایفا می کنند. همچنین، شرایط اقتصادی نامساعد و ضعف مدیریت شهری به عنوان مهم ترین موانع شناخته شدند که غلبه بر آن ها از طریق جلب مشارکت شهروندی و بهره گیری از فناوری های نوین، منجر به پایداری شهری و بهبود کیفیت زندگی می شود.
۲۶.

Explaining The Role And Impact Of Urban Public Spaces On Enhancing Public Health In Iranian Metropolises (Case Study: Tabriz City)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۸
The accelerated pace of urbanization in Iranian metropolises has underscored the need to reevaluate the role of public spaces in promoting public health. This study investigates the influence of urban public spaces on enhancing the physical and mental well-being of citizens in the metropolis of Tabriz. Adopting a quantitative and analytical method, data were collected through a purposive documentary review and field studies. The statistical sample consisted of visitors and users, with an average of 5,000 individuals per public space. Using Cochran's formula and a 10% margin of error, 96 questionnaires were collected for each space. Considering the existence of eight urban spaces—including Sa'at Square, Maqbarat-ol-Sho'ara, Shahid Beheshti Square, El-Goli Park, Golestan Park, Tarbiat Pedestrian Path, Valiasr Park, and Laleh Park Commercial-Recreational Complex—the total number of questionnaires required for this study was 752. Documentary data were analyzed using qualitative content analysis, while field data were examined using descriptive statistical techniques. The findings demonstrate that accessibility, safety, environmental design quality, social vitality, and opportunities for physical activity are critical factors contributing to public health improvement. These urban public spaces, beyond their recreational and social roles, function as strategic infrastructures for health promotion in large cities. The results suggest that integrating a health-oriented approach into the design and governance of public spaces can substantially enhance the quality of life in Iran's metropolitan contexts.
۲۷.

مطالعه مؤلفه های پیشران تأثیرگذار در توسعه گردشگری شهری تبریز بر اساس مطالعات آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۷
شهرها به عنوان مقاصد گردشگری، با ارائه جاذبه های تاریخی، فرهنگی، هنری و طبیعی، محیطی مناسب برای جذب گردشگران فراهم می آورند. توسعه گردشگری شهری به عنوان یک فرایند پیچیده و چندبعدی، نیازمند بررسی های دقیق و آینده نگرانه در عرصه شهرسازی و مدیریت شهری است. با بهره گیری از روش های آینده پژوهی، می توان به شناسایی روندها و تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فناوری که بر روی صنعت گردشگری تأثیر می گذارند، پرداخت. این تحقیق به مطالعه پیشران های تأثیرگذار بر توسعه گردشگری شهری تبریز پرداخته و این تحلیل را با بهره گیری از رویکردهای آینده پژوهی انجام داده است. در این راستا، مؤلفه های متعددی که می توانند به رشد و شکوفایی گردشگری در این شهر کمک کنند، مطالعه شدند و نتایج کیفی نشان دادند که چگونه این مؤلفه ها می توانند در کنار یکدیگر به ایجاد یک اکوسیستم گردشگری پایدار و پویا منجر شوند. همچنین، با توجه به روندهای جهانی و نیازهای محلی، کارایی و تأثیر این مؤلفه ها بر توسعه گردشگری موردبررسی قرار گرفت. برای انجام این پژوهش ابتدا 4 مؤلفه به عنوان مؤلفه های اصلی در غالب اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی استخراج شد و سپس با استفاده از روش دلفی عوامل پیشران شناسایی شدند. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل اثرات متقابل در نرم افزار میک مک استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده در زمینه پیشران های تأثیرگذار در توسعه گردشگری شهر تبریز، ایجاد شرایط مناسب برای توسعه ظرفیت تحمل محیط زیست، مدیریت زمین، آموزش مدیران، بازسازی آثار گردشگری، گسترش فضاهای مرتبط با گردشگری و... می تواند نقش بسزایی در توسعه گردشگری شهر تبریز داشته باشد و این نتیجه حاصل شد که مؤلفه های اقتصادی بیشترین تأثیر را در توسعه گردشگری شهر تبریز دارند. درنهایت، این مطالعه می تواند به تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان شهری کمک کند تا راهبردهای مؤثری برای بهبود وضعیت گردشگری تبریز تدوین کرده و از ظرفیت های بالقوه این شهر بهره برداری نمایند.
۲۸.

تحلیل زمینه گرایی بازار سنتی شهر اردبیل بر پایه نظریه اُمبِرتو اِکو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه گرایی به عنوان رویکردی در معماری، بر حفظ ردپای گذشته و تفاوت ها و ویژگی  های هر فرهنگ تأکید داشته، ریشه در هویت هر ملیت دارد. بازار مهم ترین فضاهای شهری و عناصر عملکردی و به عنوان ستون فقرات شهر قلمداد می شود. عوامل فرمی(کالبدی)، معنایی(ادراکی)، عملکردی(کارکردی) در نقش بازار در شهر به عنوان بستری برای پاسخگویی به نیازها و ظرفی برای فعالیت و رفتارهای استفاده کنندگان است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی معیارها و مؤلفه های زمینه کالبدی، معنایی و کارکردی بازار سنتی در قالب نشانه شناسی نظریه«اُمبِرتو اِکو»است. فرضیه تحقیق از نوع همبستگی و جهت دار است که فرض می کند معماری بازار تحقق اصول زمینه گرایی است و مفاهیم نشانه ها می توانند به عنوان ابزاری جهت تحلیل نظام ارزشی و معنایی برای شناسایی اصول زمینه گرایی راهگشا باشند، چرا که بازار سنتی اردبیل دارای ویژگی های دلالتی است که قابلیت تداعی معنا را دارد. روش تحقیق از نوع کیفی و بر اس اس روش توصیفی -تحلیلی اس ت که با استناد به منابع مطالعاتی به بس ط مفهوم زمینه گرایی پرداخته و با اقتباس از منابع پژوهش، مؤلفه ها و ریزمؤلفه های زمینه گرایی را تدوین و ابعاد نشانه شناسی اُمبِرتو اِکو را شناسایی و بازار سنتی اردبیل را بر اساس مؤلفه های فوق و با استفاده از ابزار مشاهده و مطالعات ارزیابی می کند و سپس با روش تحلیلی-تطبیقی زمینه و نشانه های کالبدی بازار سنتی اردبیل را مشخص می نماید. نتایج نشان می دهند که معیارهای زمینه گرایی شامل دو جنبه فضایی و بصری و نُه معیار موقعیت، حجم، ارتفاع، عقب نشینی، مقیاس، جهت گیری، ریتم، ساخت مایه، رنگ و سه مؤلفه فضای مابین، کالبد معماری و فضای پر، نحوه تداخل توده و فضا است.
۲۹.

بررسی تطبیقی تأثیرگذاری طراحی فضاهای شهری بر تعاملات اجتماعی شهروندان در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: در دهه های اخیر، رشد سریع شهرنشینی و تغییرات فیزیکی در محیط های شهری، تأثیر چشمگیری بر نحوه تعامل شهروندان در فضاهای عمومی و کیفیت ارتباطات اجتماعی گذاشته است. فضای شهری صرفاً بستر فعالیت های روزمره نیست، بلکه نقشی کلیدی در شکل گیری هویت جمعی، حس تعلق و انسجام اجتماعی ایفا می کند. طراحی نامناسب فضاهای عمومی می تواند به کاهش تعاملات اجتماعی، افزایش انزوای فردی و تضعیف سرمایه اجتماعی در شهرها منجر شود. ازاین رو، بررسی تأثیر عناصر طراحی شهری بر تعاملات اجتماعی، گامی ضروری در جهت تحقق برنامه ریزی شهری پایدار به شمار می آید. مطالعات متعدد در سطح ملی و بین المللی، ابعاد فیزیکی، اجتماعی و ادراکی فضاهای شهری را موردبررسی قرار داده اند. بررسی پژوهش ها نشان داده اند که ساختارهای فضایی متراکم و قابل فهم، زمینه ساز تعاملات اجتماعی پویا هستند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ویژگی های طراحی فضایی بر میزان و نوع تعاملات اجتماعی در شهر تبریز است. این پژوهش با بهره گیری از رویکردی سه گانه شامل مطالعات میدانی، تحلیل تصاویر ماهواره ای و مدل سازی داده های مکانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که کدام ویژگی های فیزیکی و فضایی، تعاملات اجتماعی را در انواع مختلف فضاهای شهری تسهیل یا محدود می کنند. این مطالعه از شاخص های طیفی نظیر NDVI شاخص نرمال شده پوشش گیاهی و NDBI شاخص نرمال شده ساخت وساز برای بررسی نقش پوشش گیاهی و تراکم ساخت وساز در ارتقای فعالیت های اجتماعی بهره می گیرد. مواد و روش ها: روش تحقیق از نوع ترکیبی بوده و شامل گردآوری داده های میدانی (پرسش نامه)، تحلیل تصاویر ماهواره ای (سنتینل و لندست) و ارزیابی مکانی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان استفاده کننده از چهار فضای شاخص شهری (پارک ائل گلی، میدان ولیعصر، بازار تبریز و خیابان شریعتی) است که بر اساس برآورد جمعیت فعال در این فضاها حدود 40,000 نفر تخمین زده شد. با استفاده از فرمول کوکران و با در نظر گرفتن سطح اطمینان 95٪ و سطح خطای 0.04 (دقت بیشتر) و در نظر گرفتن میزان پرسش نامه های مخدوش حجم نمونه 750 نفر تعیین شد و با استفاده از نرم افزار Spss تحلیل نتایج انجام شده است. نتایج و بحث: نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که سه مؤلفه دسترسی پذیری (β=0.41)، پوشش سبز (β=0.37) و خوانایی فضایی (β=0.22) اثر معناداری بر ارتقا تعاملات اجتماعی دارند (R²=0.48). تصاویر ماهواره ای نشان دادند که پارک ائل گلی با ۶۵٪ پوشش سبز و شاخص اتصال ۰.۷۵، بالاترین سطح تعاملات را فراهم کرده، درحالی که خیابان شریعتی با ۱۵٪ پوشش سبز و اتصال ۰.۴۵ عملکرد ضعیف تری داشته است. همچنین مشخص شد ۳۵٪ تعاملات اجتماعی به پیاده روی اختصاص داشته و پس ازآن معاشرت دوستانه سهم بالاتری داشته و فعالیت های فرهنگی کمترین میزان را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که طراحی فضایی و فیزیکی فضاهای شهری نقش مهمی در افزایش یا محدود کردن تعاملات اجتماعی بین شهروندان دارد. محیط های شهری با سطوح بالای دسترسی، پوشش سبز و یکپارچگی فضایی - مانند پارک ائل گلی - بالاترین سطح تعامل اجتماعی را نشان دادند. برعکس، مناطق پراکنده و با تجهیزات ضعیف، مانند خیابان شریعتی، با تعامل محدود همراه بودند. ادغام داده های میدانی با شاخص های مشتق شده از ماهواره NDVI و NDBI اثربخشی ابزارهای سنجش ازدور را در ارزیابی کیفیت اجتماعی-فضایی محیط های شهری تأیید کرد. علاوه بر این، عوامل جمعیت شناختی مانند سن، جنسیت و امنیت درک شده به طور قابل توجهی بر الگوهای تعامل تأثیر می گذارند و باید در طراحی فضاهای عمومی در نظر گرفته شوند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای تصمیم گیری های آگاهانه در برنامه ریزی شهری قرار گیرد. این پژوهش نشان دهنده اهمیت استفاده از شواهد علمی در فرآیند تصمیم گیری است و می تواند به ایجاد یک محیط شهری پایدار و کارآمد منجر شود. درنتیجه، بهره گیری از این نتایج در برنامه ریزی های شهری می تواند به تقویت زیرساخت ها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان