معصومه یعقوبی سنقرچی

معصومه یعقوبی سنقرچی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۱ مورد از کل ۱۱ مورد.
۱.

میدان هم حضوری در معماری آیینی اردبیل: تحلیلی پدیدارشناختی-فرهنگی از حضور، خاطره و نشانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میدان هم حضوری سکونت آیینی طنین قدسی حافظه فرهنگی نشانه شناسی فضا پدیدارشناسی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۶
بیان مسئله: در سپهر پساسکولار، معماری سکونت دیگر صرفاً ظرف زیستن مادی نیست، بلکه به میدانی برای حضور، تعلیق ادراکی و تجربه ژرف قدسی بدل می شود. با وجود اهمیت این تحول، هنوز مدل های دقیقی برای تبیین لایه های درهم تنیده بدن، حافظه، نشانه و طنین ارائه نشده اند. هدف پژوهش: این مقاله می کوشد سازوکار پیدایش معنا در فضاهای سکونت آیینی را در بستر فرهنگی-زیسته و از خلال مدلی چندلایه و پدیدارشناختی تحلیل کند؛ مدلی مبتنی بر ادراک حسی، حافظه زیسته، رمزگان فرهنگی، آرکیتایپ های ناخودآگاه و کیفیت های طنین مند که نشان می دهد چگونه این عناصر می توانند به آیینی شدن تجربه سکونت  بیانجامند. روش پژوهش: تحلیل مقاله بر پایه رویکردی کیفی-تفسیری است که با تلفیق پدیدارشناسی ادراک، نشانه شناسی فرهنگی، روان کاوی رمزگان های ناخودآگاه و معناشناسی زیسته، مدل «میدان هم حضوری» را در سه نمونه تاریخی-آیینی اردبیل می آزماید. روش تحلیل نیز مبتنی بر ترکیب توصیف حسی، تبارشناسی حافظه جمعی، خوانش رمزگان فضایی و واکاوی اتمسفر ادراکی است. نتیجه گیری: فضا، در نقطه تلاقی ادراک و خاطره، نه ظرفی منفعل، بلکه میدانی زنده برای رویداد معنا است؛ جایی که سوژه از خلال مکث، تکرار و مواجهه، دگرگون می شود. حرکت تأملی بدن، بازتاب حافظه های نسلی، رمزهای جهت مند فضایی و طنین نور، صدا و ماده، همگی در تجربه ای درونی به هم می پیوندند و مکانی را می سازند که همچون رحم هستی شناختی، شرایط تولد دوباره درون را فراهم می کند. در این بستر، خاطره ای ژرف و ناگفته از عهد نخستین -که به گونه ای ناخودآگاه و آرکیتایپی در کالبد فضا رسوب کرده است- احضار می شود و سکونت را به امری قدسی بدل می سازد. مدل میدان هم حضوری نشان می دهد که سکونت، درصورتی که میدان هم حضوری را در خود فعال سازد، می تواند به کیفیتی آیینی، مکاشفه ای و تحول بخش دست یابد. چنین فضایی، نه فقط محمل بازنمایی فرم، بلکه بستری برای تجربه آرکیتایپی از حضور، وقفه و بازگشت است؛ جایی برای سکونت قدسی، مواجهه درونی و تبدیل انسان به سوژه ای بیدار در دل هستی.
۲.

ذهن متجسد در مکان: تبیین رابطه بین ذهن، بدن و محیط شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مکان هویت ذهن بدن محیط شهری نماد فضا ارتباطات غیرکلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۸۱
طرح مسئله: چگونه مکان فراتر از یک فضای فیزیکی، بر شکل گیری هویت، شناخت و تجربه انسان تأثیرگذار است؟ این مقاله با هدف بررسی این پرسش بنیادین، به تبیین تعامل پیچیده میان انسان و محیط ساخته پرداخته است. هدف: ارائه مدلی جامع از فرایند تجربه حسی-حرکتی انسان و ایجاد ارتباط غیرکلامی مؤثر با محیط، به منظور تسهیل امکان طراحی فضاهای با کیفیت تر و انسانی تر است. روش: با اتکا بر روشی توصیفی-تحلیلی و بررسی عمیق ادبیات موضوع، این مقاله به دنبال تبیین الگوهای پنهان بین فضا، تجربه و معنا است. تحلیل کیفی متون، ابزاری کلیدی برای دستیابی به این هدف بوده است. یافته ها: مکان، صرفاً یک بستر فیزیکی نیست، بلکه یک بستر معنایی است که در آن، هویت فردی و جمعی شکل می گیرد. نمادها و عناصر بصری فضایی، به عنوان زبانی مشترک، امکان برقراری ارتباط با محیط اطراف و معنایابی را فراهم می کند. ذهن انسان به شدت تحت تأثیر ساختارهای فضایی قرار دارد و فضاها می توانند بر ادراک، احساسات و رفتارها تأثیر بگذارند. نتیجه گیری: با درک عمیق از رابطه انسان و مکان، می توان به طراحی فضاهایی پرداخت که نه تنها پاسخگوی نیازهای فیزیکی انسان باشند، بلکه به ارتقای کیفیت زندگی، تقویت حس تعلق و شکل دهی به هویت جمعی نیز کمک کنند. ذهن، بدن و محیط به طور جدایی ناپذیری با هم مرتبط هستند و درک این رابطه پیچیده، برای ایجاد محیط های انسانی پایدار و پویا ضروری است. مدل ارائه شده، می تواند به عنوان ابزاری برای طراحان و برنامه ریزان شهری مورد استفاده قرار گیرد.  
۳.

تبیین فرایند معنایابی مکان شهری در ارتباط با ذهنیت عامه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معنایابی مکان ذهنیت عامه پدیدارشناسی نماد نشانه روان شناسی شناختی روان شناسی محیطی جغرافیای فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
این تحقیق با هدف تبیین فرایند پیچیده معنایابی مکان های شهری و نقش محوری ذهنیت عامه در آن انجام شده است و به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه ذهنیت عامه و عوامل اجتماعی، فرهنگی و روان شناختی بر نحوه درک و تجربه افراد از فضاهای شهری تأثیر می گذارد و چه عواملی در شکل گیری معنای مکان ها نقش ایفا می کنند. با بهره گیری از روش کیفی و پدیدارشناختی، این تحقیق به بررسی عمیق ریشه های تجربه زیسته افراد از فضاهای شهری پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که معنایابی مکان یک فرایند پویا و چندلایه است که در آن، ذهنیت عامه، تجربه فردی، عوامل محیطی و نمادهای فرهنگی به طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می گذارند. نتایج نشان داد که مکان ها نه تنها فضاهای فیزیکی، بلکه حامل معانی و ارزش های فرهنگی هستند که از طریق ذهنیت عامه شکل می گیرند و بر رفتار افراد تأثیرگذارند. مدل مفهومی ارائه شده در این تحقیق، نشان می دهد که معنایابی مکان یک فرایند پویا و در حال تغییر است که تحت تأثیر تغییرات اجتماعی، فرهنگی و محیطی قرار دارد. این یافته ها می تواند در طراحی شهری پایدارتر و انسان محورتر، ایجاد حس تعلق به مکان و بهبود کیفیت زندگی شهروندان مورد استفاده قرار گیرد. این تحقیق با تلفیق رویکردهای مختلف همچون روان شناسی محیطی، جغرافیای فرهنگی و جامعه شناسی، تلاش می کند تا درکی جامع از فرایند معنایابی مکان های شهری ارائه دهد و به عنوان پایه ای برای مطالعات آینده در زمینه روان شناسی محیطی، جغرافیای فرهنگی و طراحی شهری مورد استفاده قرار گیرد.
۴.

مدل آموزش مشارکتی در درس طراحی معماری؛ مطالعه موردی: درس طراحی معماری 3 در دانشگاه آزاد اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش معماری طراحی معماری حرفه معماری طراحی مشارکتی آموزش طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
یکی از مهارت های موردنیاز دانشجویان معماری جهت موفقیت در حرفه، مهارت در همکاری جمعی و کار گروهی است؛ اما امروزه در نظام آموزش دانشکده های معماری به این مورد کم توجهی می شود و دانشجو پس از فارغ التحصیلی و حضور در حرفه درمی یابد که طراحی یک کار انفرادی نیست و جهت پیش برد آن بایستی با افراد مختلف همکاری داشته باشد. لازمه همکاری موفق در حرفه طراحی معماری، آموزش مهارت های اجتماعی و کار گروهی به دانشجویان در دروس طراحی معماری است، بنابراین آموزش طراحی، نیازمند یک تغییر الگو در روش آموزشی به سمت یک رویکرد مشترک می باشد. در این پژوهش ابتدا به روش مرسوم در دانشکده ها، دانشجویان به طراحی انفرادی  می پردازد و سپس مدل آموزش مشارکتی طراحی و کار گروهی در کارگاه ها اجرا می شود و درنهایت این دو روش از دیدگاه اساتید و دانشجویان قیاس می شوند و مولفه های مدل آموزش مشارکتی مشخص می شود. هدف از این مقاله، شرح اجرا و ارزیابی مدل آموزش مشارکتی در درس طراحی معماری می باشد. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان درس طراحی معماری سه دانشگاه آزاد اردبیل می باشد. روش پژوهش علی- مقایسه ای است. دانشجویان به دو گروه آزمون و گروه شاهد تقسیم بندی می شوند. گام گردآوری اطلاعات، با گروه بندی دانشجویان و کار روی یک موضوع طراحی و ارزیابی گروهی و نیز به کارگیری ابزارهای آموزش مشارکتی پیموده می شود. پیامدهای تجربه آموزش مشارکتی، با پاسخ گیری پرسشنامه از دانشجویان و اساتید داور ارزیابی می شود. در گام داوری و با روش استقرائی، پاسخ ها تحلیل و ارزیابی می شوند. نقاط قوت و ضعف مشخص می شود و ابزارهای «برنامه زمان بندی وظایف»، «ارزیابی هم گروه» و «مقاله انعکاسی» در جهت رفع نقاط ضعف پیشنهاد می گردد. یافته های پژوهش روشن می کند پیامد روش آموزش مشارکتی، افزایش تعامل دانشجویان و سهیم شدن آن ها درروند طراحی، افزایش ظرفیت یادگیری و انگیزه و مهارت های ارتباطی و اجتماعی و نیز آماده شدن برای رویارویی با چالش های آینده حرفه معماری است. در این پژوهش باتوجه به یافته های پژوهش، مدل آموزش مشارکتی مؤلفه های اصلی آموزش مشارکتی و ارتباط استاد، گروه و دانشجو به عنوان سه ضلع اصلی آموزش مشارکتی را نشان می دهد.
۵.

Developing Semantic Model of Privacy in Architecture based on Logical Reasoning Method(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Social behavior Privacy Personal space Personalized Space Territory built environment culture

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۲۸۴
To s tudy human social behavior concerning the environment, the concepts of privacy, personal space, and territory have been s tudied by interdisciplinary experts. Examining how behavior is formed in the environment is very important in improving the environment's design with the culture of uses. Since experts in the field of architecture and urban planning need to provide real and objective solutions, they often do not have the opportunity to conduct practical research on the concepts of privacy. Identifying the formation of privacy of users can be desirable in the design of new housing. By linking the main concept and how they are in the architectural elements of different cultures, a cultural pattern appropriate to each region can be achieved. The main purpose of this s tudy is to link the main concept with the cultural and architectural perspectives. This logical reasoning s tudy used content analysis in two fields privacy and culture. For this purpose, definitions related to the privacy of collection and the method of open coding of its categories have been extracted. Then the privacy layers are extracted using social sciences and environmental psychology s tudies by summarizing qualitative content analysis. The semantic model of Rapoport's cultural meaning and privacy are combined in the research, and the main matrix of how the cultural layers of privacy are formed is drawn. Based on this matrix, the layers of social behavior can be categorized from the initial qualitative-perceptual level to quantitative-behavioral.
۶.

معناشناسی خرد عرفی و تأثیر آن در بازیابی هویت مجتمع های مسکونی (مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خرد عرفی هویت مکان مجتمع مسکونی الگوهای رفتاری خاطرات جمعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱ تعداد دانلود : ۳۳۶
توجه به خرد عرفی، به عنوان یکی از عوامل مهم و مؤثر در رابطه تجربی انسان-محیط از مسائلی است که در پژوهش ها و فرایندهای طراحی معماری کمتر به آن پرداخت شده است. مقاله حاضر باهدف ایجاد محیط های مسکونی باکیفیت، به بررسی و شناسایی تأثیر مؤلفه های خردعرفی بر شکل گیری هویت مکان می پردازد. مقاله حاضر ازنظر نوع تحقیق: کیفی و کمی، ازنظر راهبرد: تفسیری- تحلیلی، ابزار جمع آوری داده ها مشاهده و مصاحبه و روش تحلیل داده ها همبستگی هست. نتایج پژوهش، ارتباط معنی دار بین خرد عرفی و هویت مکان را به اثبات می رساند. بین مؤلفه های خرد عرفی و مؤلفه های هویت مکان، بالاترین رابطه معنی دار همبستگی مربوط به مؤلفه الگوی رفتاری-کالبدی و در سطوح بعدی، مؤلفه های خاطرات جمعی و رضایتمندی هست. در طراحی معماری، چهار سنجه به ترتیب: خوانایی فرم، مصالح بومی و تنوع فعالیتی و بصری بیشترین عوامل تأثیرگذار هست.
۷.

واکاوی متغیرهای ارزشی و محتوایی اسلامی در معماری مسکن معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسکن معاصر اسلام ایران محتوای اسلامی نظام ارزش

تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۶۳
مسکن به عنوان یکی از نیازها و هسته های اولیه اجتماعی، بازتاب شیوه تفکر و زندگی؛ سطح فرهنگ، شرایط اجتماعی و اقتصادی بشر در زمان های مختلف مورد توجه بوده است. اصلی ترین معضل بشر امروز، در زمینه های مختلف و به ویژه هنر و معماری بحران معنویت و قطع ارتباط با عالم بالاست. در ایران، ضرورت طرح این مسئله را می توان با ملاحظه وضع نابسامان کنونی معماری در ایران دریافت این وضعیت ناشی از تهاجم سبک های مختلف معماری جهان به کشور ما و درعین حال عدم درک صحیح از معماری و چگونه معماری کردن در بین طراحان ایرانی است. در این پژوهش، هدف اصلی بررسی برخی از اصول اساسی که اسلام برای جامعه مسلمانان و زندگی آن ها تنظیم کرده است تا با رسیدن به این شناخت بتوانیم چگونگی نمود آن ارزش های اجتماعی اسلام را در ساختار محیط هایی (مسکن) آدمی در آن ها زندگی می کند را به دست آورد. بنابراین سعی شده است با توجه به هدف اصلی از اﺑﻌﺎد ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن (اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﻋﻤﻠﮑﺮدی، روانﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، اﻟﮕﻮﺳﺎزی) مطالعات انجام شود. در راستای دستیابی به ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺧﻠﻖ ﻣﻌﻤﺎری ﻣﺴﮑﻦ اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺮاﺳﺎس ﻧﻈﺎم ﻣﻌﺮﻓﺘﯽ اﺳﻼم در دوران ﻣﻌﺎﺻﺮ، در گام اول با روش تحقیقی توصیفی و تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و اسنادی به کمک منابع درجه اول دینی (قرآن مجید)، به استخراج مفاهیم دینی و سپس تخصصی کردن مفاهیم، مطابق با مبانی نظری پژوهش پرداختیم. در مرحله بعد به ارزشیابی و اولویت بندی شاخص های ارائه شده و به نتیجه رسیدیم که آسایش و تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی دارای اهمیت بالایی می باشد. اهداف پژوهش: بررسی مسائل اصلی معماری مسکونی در ایران وارتباط آن با ساحت معنوی و نظام ارزش های اسلامی. بررسی اثر نهادینه سازی ارزش های اسلامی (در طراحان و مخاطبان). سؤالات پژوهش: فقدان ساحت معنوی و نظام ارزشی چه تأثیری در معماری معاصر ایران داشته است؟ آیا نهادینه سازی ارزش های اسلامی (در طراحان و مخاطبان) بر تجلی ارزش های معنوی کیفیت مطلوب از معماری مسکونی معاصر در ایران تأثیر دارد؟
۸.

ارزیابی مؤلفه های کیفی-ادراکی فضاهای سبز در ارتقاء حس رضایتمندی و سرزندگی ساکنان محلات اطراف آن (نمونه های مورد مطالعه پارک ائل گلی و پارک ولیعصر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مؤلفه های کیفی محیط سبز مؤلفه های ادراکی محیط پارک های شهری مدل معادلات ساختاری تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۴۲۵
محیط های طبیعی- از جمله فضاهای باز و سبز- مزایای گسترده ای برای جمعیت های شهرنشین دارند. تأمین فضای باز و سبز تحت شرایط توسعه ی متراکم، از چالش های مهم شهرها به شمار می رود و طیف گسترده ای از مطالعات مربوط به موضوع فضاهای سبز است. از طرف دیگر فضای سبز کیفی روز به روز به عنوان عاملی مهم برای کیفیت زندگی در نواحی شهری و جزئی کلیدی برای برنامه ریزی و طراحی پایدار شهری شناخته می شود. در این بین، ادراک بازدیدکنندگان فضای سبز شهری و ویژگی های فضای سبز یک عامل اصلی برای درک مکانیزم چگونگی مزایای ملموس و نامشهود اکوسیستم های حاصل از فضای سبز شهری است. با توجه به تبلور کیفیات مثبت فضاهای سبز شهری در دو مشخصه ی ادراک سرزندگی و رضایتمندی استفاده کنندگان از آن؛ در این مقاله مؤلفه های ذهنی رضایتمندی و سرزندگی در رابطه با زیر کیفیت های ذاتی و زیر کیفیت-های مرتبط با استفاده در فضای سبز در محلات مجاور پارک ائل گولی و ولیعصر تبریز به روش کمی، با ابزار پرسشنامه و به صورت پیمایشی مورد ارزیابی واقع گردید. بررسی پیمایشی میان ساکنان مجاور دو پارک (تعداد= 388نفر) انجام شد. در پرسشنامه، از ویژگی های مختلف محیط پارک ازجمله: ویژگی های فیزیکی، طبیعی بودن، گشوده بودن، آرامش، تسهیلات، ارزش تاریخی-فرهنگی و امنیت، قابلیت دسترسی، قابلیت استفاده، تنوع فعالیت، نگهداری و دلبستگی به محیط پارک، پرسش به عمل آمد. پس از جمع آوری داده ها، از مدل معادلات ساختاری در نرم افزار آموس گرافیک برای انجام تحلیل استفاده گردید. نتایج تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که قابلیت استفاده، قابلیت دسترسی و آرامش محیط پارک، تأثیر مثبت معناداری بر رضایتمندی ساکنان در دو پارک دارند ولی تسهیلات محیط پارک بر عدم رضایتمندی تأثیر معناداری دارد. همچنین متغیر گشوده بودن محیط پارک، تأثیر مثبت معناداری بر سرزندگی ساکنان دارد. تحلیل نتایج این پژوهش به اهمیت ابعاد ادراکی در مقابل ابعاد فیزیکی فضاهای سبز در طراحی و برنامه ریزی شهری تأکید می کند.
۹.

ارزیابی مؤلفه های ارزشی معماری مسکن مطلوب بر اساس نظام معرفتی اسلام (نمونه موردی: خانه های معاصر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسکن مطلوب آموزه های قرآن نظام معرفتی اسلام مؤلفه های معماری ارزشیابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۵ تعداد دانلود : ۵۱۶
با توجه به نیاز به مسکن در دهه های اخیر به عنوان یکی از ابتدایی ترین و اساسی ترین نیازهای انسان و از طرفی در راستای سیاست های کلان کشور و با توجه به اهمیت خانه در دین مبین اسلام؛ بدین روی، تأکید بر اصول طراحی معماری مسکن طبق نظام معرفتی اسلام یک امر مهم و ضروری برای دست یابی به کیفیت مطلوب سکونت به نظر می رسد. از این رو، هدف از پژوهش حاضر، دستیابی به اصول طراحی معماری مسکن مطلوب در راستای مؤلفه های ارزشی لازمان و لامکان اسلامی می باشد. بنابراین این پژوهش با روش تحقیق ترکیبی و در دو گام اصلی صورت خواهد گرفت. در گام اول با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با جمع آوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و اسنادی به کمک منابع درجه اول دینی (قرآن مجید)، به استخراج مفاهیم دینی و سپس تخصصی کردن مفاهیم، مطابق با مبانی نظری پژوهش خواهد پرداخت. در گام دوم به ارزشیابی و اولویت بندی شاخص های ارائه شده در مدل تحلیلی از نظر خبرگان و ارزشیابی همان شاخص ها در نمونه های موردی با تکنیک سلسله مراتب فازی (AHP) خواهد پرداخت. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که الگوهای معماری منتج شده از مفاهیم و آموزه های قرآنی را می توان در دو حیطه مؤلفه های معماری عملکردی و کالبدی در مسکن اسلامی طبقه بندی کرد. که از نظر خبرگان، زیرمؤلفه "مکان یابی" و "هندسه" با وزن های 217/0 و 275/0 به ترتیب در مؤلفه عملکردی و کالبدی دارای بیشترین ضریب اهمیت می باشند.
۱۰.

خودشناسی؛ رهاورد تجربه سکنی گزینی در کلاس طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودشناسی طراحی معماری پدیدارشناسی نمادگرایی سکنی گزینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۸ تعداد دانلود : ۳۲۳
طبق آموزه های دین مبین اسلام، بالاترین وظیفه انسان شناخت خویشتن است. درسایه چنین شناختی انسان قادر است به شناخت پروردگار خویش نیز نائل آید. با این نگاه، والاترین هنر، هنری است که انسان را در راه شناخت خویش یاری رساند. آموزش و خلق اثر معماری به عنوان یک هنر می بایست در راستای این هدف باشد. با این وجود خلاء راهکارهایی مبتنی بر این هدف در آموزش و طراحی معماری کاملا احساس می شود. در این مقاله برای یافتن راهکار طراحی، ابتدا، به روش استدلال استقرائی و با تحلیل یافته های حوزه های مختلف علوم، به ارائه راهکار طراحی معماری پرداخته شد. در مرحله دوم به تجربه عملی راهکار نظری اقدام گردید. تجربه عملی و تحلیل پدیدارشناسانه آن، در بردارنده نتایج ارزشمندی است که مؤید بخش نظری تحقیق است. نتایج نشان دهنده این حقیقت هستند که شناخت خویشتن یک جریان ناخودآگاه است و با ساختن سکنی گزینانه رابطه ای مستقیم دارد. 
۱۱.

Endogenous Development; an Alternative for De-escalation of Identity Crisis among Iranian Women and Their Houses(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Endogenous development woman House modernity Consumption

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۲۷۶
Nowadays, huge tendency to fashion and consumerism could be assumed as the origin of identity crisis among women and in their houses. This phenomenon is like a veil between man and the fact of his human being. Given that the physical properties of man-made environments (house) are influenced by human properties and, in return, have an important role in giving identity to their audience, identification of different dimensions of these properties can be useful in the creation of physical environment with the goal of overwhelming such a crisis. In this study, the roots and effects of the tendency toward fashion and consumerism were explored. It is believed that modernism and materialism are the main causes for the current crisis. At the second stage, to understand the nature of relationship between humans and their environments, theories from semiotics, phenomenology, and semantics were studied. After reviewing many sources, it was found out that self awareness is the only way to promote women and their houses’ identities. Finally, using a logical reasoning method, among all reviewed approaches, Endogenous Development Model was confirmed as the best approach to getting out of the kind of crisis explained above. According to the findings, this approach can pave the ground for inhabitants’ growth in addition to creating valuable places with their unique identity.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان