کارآیی نظام های معنایی و تعاملی لاندوفسکی در تحلیل گفتمان های داستان سوره یوسف(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
143 - 176
حوزههای تخصصی:
نظام معنایی و تعاملی اریک لاندوفسکی براساس چهار الگوی «برنامه مداری»، «مجاب سازی»، «تصادف» و «تطبیق» بنا شده است که به ترتیب براساس اصول «قاعده مندی»، «نیت مندی»، «شانس» و «امر احساسی» تعریف شده است، طبیعتاً امکان پیاده سازی این الگو در حوزه های معرفتی و دینی وجود دارد که در آن ها با پراتیک های تعاملی سوژه ها قابل انطباق است و بر این اساس می توان تنوع و تفاوت پراتیک های شخصیتی دینی با این الگو مورد خوانش قرار داد، از گفتمان هایی که در قرآن کریم وجود دارد، گفت گوها و پراتیک های تعاملی حضرت یوسف با دیگر اشخاص سوره است، این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با با تکیه بر چارچوب نظری اریک لاندوفسکی، گفت وگوها و پراتیک های تعاملی داستان یوسف را مورد بررسی قرار داده و ارتباط میان این الگو و شخصیت های سوره یوسف را تبیین کرده است، دستاورد کلی پژوهش نشان می دهد که سوژه ها و پراتیک های تعاملی براساس چهار نظام معنایی به صورت بیناتعریفی از یکدیگر تشخیص داده می شوند و هر کدام از شخصیت های داستان براساس یکی از چهار نظام معنایی قابل انطباق و رهگیری است؛ ازجمله: پراتیک های تعاملی حضرت یوسف(ع) است که براساس نوع بینش و ایدئولوژی که به مبدأ و مقصد هستی دارد، در چارچوب نظام معنایی برنامه مدار قرار می گیرد و دیگر شخصیت ها نیز براساس نوع بینش و اهدافی که دنبال می کنند در یک یا دو نوع از این نظام معنایی قابل بحث و انطباق اند،